نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(با اجازه از محضر دادگاه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت چهارم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خیلی خوب
بر اساس مقاله ی با اجازه از محضر دادگاه نوشته شده توسط جونگ هه جین
کمکم کنین
!آقای جوا! آقای جوا! آقای جوا
!چشمهاتو باز کن. آقای جوا
!بیداری
حالتون خوبه؟ آقای جوا شی بک
جوا شی بک؟
این اسم...منه؟
درمورد چی حرف میزنی؟ یادت نمیاد؟
من کی هستم؟
و کجام؟
بیخیال، داری من رو میترسونی واقعاً یادت نمیاد؟
دارم شوخی میکنم
لعنتی
خدایا
میدونی که اعجوبهای، درسته؟
من اعجوبهم؟
آره، هستی
به پشت افتادم
چرا خون دماغ شدم؟
آدم بدشانس حتی اگه از پشت بیفته دماغش میشکنه
...خب
اوه، پسر
اینجا
چندتا انگشت میبینی؟
اول یکی بود، الان دوتاست
سردرد، حالت تهوع یا سرگیجه نداری؟- نه، الان نه-
پس، حالت خوبه
اگه بعداً علائم نشون دادم هزینه بیمارستانم رو پرداخت میکنی؟
فکر کنم مجبورم
صبر کن. قبلاً بهش فکر نکردم
ولی چرا این وقت روز اینجایی؟ اینجا خونه منه
....خب- من رو دنبال میکردی؟-
به جاش فقط بهم فحش بده- منظورم اینه-
چطور تونستی دقیقاً الان اینجا باشی؟
مگه آدم فضایی هستی؟ صدای من رو شنیدی از توی فضا پریدی اینجا؟
واقعا پریدم
چی؟
اون آپارتمان منه
چی؟
اون آپارتمان منه
چی؟- اون آپارتمان منه-
آپارتمان توعه؟
آره
این اتفاقیه که افتاده
خب یه قوطی آبجو دستت بود
بعدش بادبادکو فرستادی تو آسمون
بادبادکه اینجا گیر کرد
و تو از خودت یه دلقک ساختی موقعی که داشتی تلاش میکردی پایین بیاریش
من فقط از سر دلسوزی نگاهت میکردم
یه گفته قدیمی هست
"...اگه میبینی یه بچه تنهایی کنار آب بازی میکنه"
چند وقت؟
چند وقت اونجا زندگی کردی؟
برای دوسال؟
بعد از اینکه اون شب من رو رسوندی، به جهت مخالف رانندگی کردی
همش یه نمایش بود؟
آره- چرا؟-
صبر کن
چون نمیخواستی منو برسونی؟
آره
باورم نمیشه یعنی انقدر از من بدت میاد؟
...نه، ازت بدم نمیاد
این مسخرهست
چطور میتونی حتی کارکردن تو یه دفتر با من رو تحمل کنی؟
خوب، چیزی نبود که ....بتونم کمکی کنم
فراموشش کن. من هم از اینکه اطراف تو باشم بدم میاد، پس لطفاً برو
یک دقیقه صبر کن
ببین
من الان زندگیت رو نجات دادم
و پشت سرم و دماغم رو تو این حین زخمی کردم
میتونی حداقل ازم تشکر کنی اینطور فکر نمیکنی؟
من ازت کمک خواستم؟
آره
"کمکم کنید"
محض رضای خدا
اون واقعاً آدم فضاییه؟
...خب، پس
میلیونها بار متشکرم، راضی شدی؟
آره- اوکی، پس. برو-
خوبه- آره، برو-
دارم میرم- برو برو-
گفتم دارم میرم- آره، برو دیگه-
آره، دارم میرم- برو-
دارم الآن میرم
فقط برای این که هیچ سوءتفاهمی نشه
وقتی این بیرونی پردههای اتاقم رو میکشم
و حتی نزدیک بالکنم هم نمیرم، اوکی؟
خب، سعی میکنم بگم ....که نگران نباش
ببین، فهمیدم که ازم متنفری لازم نیست برام تکرارش کنی
....نه، موضوع این نیست که متنفرم
لازم نیست بگی. فقط برو
باشه، دارم میرم- برو دیگه-
ادامه بده- گفتم دارم میرم-
محض رضای خدا- !برو-
سرم درد میکنه
میدونی چی میگن
"اگه کسی بیدلیل ازت بدش میاد یه دلیلی برای تنفر بهش بده"
از این به بعد من رو تا محل کار میرسونی، فهمیدی؟
ازت متنفر نیستم، خانم نو
فقط ازت خوشم نمیاد
پس چرا؟ چرا من رو دوست نداری؟ چرا؟
خدایا
فقط در رو باز کن
اوکی
!اه
و اگه نمیخوای هر روز من رو برسونی یه ماشین دست دوم برام پیدا کن
یه چیزی که من رو آدم متواضعی نشون بده
چرا ماشین دست دو؟
گفتم که. من یه افشاگری داشتم
من همه خواستههای دنیویم رو تو جانگسان رها کردم
هممم. پس اون چیزای زرق و برق دار چیه؟ گرون به نظر میان
...اون یه فن- نه، اینا مثل یه خاطرهن-
یادگارایی که بهم یادآوری میکنن چقدر به امور دنیوی علاقه داشتم
پوووف! میشه؟
خانم نو چاک هی
درمورد دروغم متاسفم
نمیخواستم احساساتت رو جریحه دار کنم
....من فقط- آقای جوا-
من خیلی بیشتر از اونکه با آدمایی که دوسم دارن ملاقات کنم، با کسایی ملاقات کردم که دوسم ندارن
این حقیقت که من رو دوست نداری حقیقتاً به احساساتم لطمه نمیزنه
بزن بریم
باشه
"چی؟"
عقل کوفتیت رو از دست دادی؟
!ای حرومزاده
اوه، نه. حالت خوبه؟
عمو
...هنوز تو این سن و سال زیرسیگاری پرت میکنی
نه، ببین. این احمق به همسرت گفته که من با قیمت کمتری با
سیاس قرارداد بستم
اون من رو از پروژه ساخت و ساز
برای مجتمع خرید تو منطقه تجاری بیرون کرده
این کار رو کرد؟
فکر میکنی خنده داره؟ لعنت بهش
همسرت رو کنترل کن، میکنی؟
اون زن لعنتی اصلا ادب نداره
عمو
اگه نمیخواید بیسواد به نظر برسید مواظب حرف زدنتون باشید
پووووف
گوش کن
لازمه به خاطر من زنت رو متقاعد کنی
یا میتونیم با هم شام بخوریم
من باید وارد پروژه ساخت این مجتمع ساخت و ساز بشم
قبل از انجامش میخوام یه نفر رو برام پیدا کنی
خدایا، هیون شیک
چطور به این سرنوشت دچار شد؟
به کسی مشکوک نیستی؟
یه یارویی که قبلاً به زندان رفته
فکر کنم اسمش دونگ پیل بود
...دونگ پیل، دونگ پیل
آها! منظورت لی دونگ پیله؟
میخوام پیداش کنی
چرا؟
فکر میکنی کار اون بوده؟
مطمئن نیستم
ممکنه این کارو کرده باشه
یا شاید انجامش بده
آقای هان اونجا چیکار میکنی؟
میبینی
همسرم تازه داره دچار انقباضات زایمانش میشه
اون داره اولین دخترمون رو به دنیا میاره باید به بیمارستان برسم
ولی به نظر نمیرسه یادم بیاد
یادم نمیاد چطور رانندگی کنم
باید به همسرم برسم ولی یادم نیست چطور
بیمارستان تماس گرفت
اون یه دختر بچه سالم به دنیا آورده
هردو حالشون خوبه نگران نباش، پس بیا برگردیم داخل
حقیقت داره؟
بله
بعداً برای ملاقات باهاشون میبرمتون
ممنون، آقا
ممنون
اما، آقا
شما کی هستین،و چرا انقدر با من مهربونید؟
گفتم من وکیل نو چاک هی هستم
جناب، من وکیلتون هستم، یادتونه؟
آه! خانم نو" "همونیکه اون روز تو دفتر برام قهوه درست کرد؟
"...خانم نو"
...خب
شما دو میلیون وون جریمه شدین
برای فرستادن تصاویر مستهجن به یه مادر جوان در دهه 30 سالگی
باید برای مشاوره بیاین اینجا
من هیچی ازش نمیدونم، من اینکارو نکردم
آره، فکر میکنین ناعادلانه ست مگه نه؟
پس بیاین اینجا با هم صحبت کنیم
من سرم خیلی شلوغه، انقدر منو مجبور نکن برم و بیام
شما خودتون بهش رسیدگی کنین خانم نو
اگه نیاین، باید دو میلیون ون پرداخت کنین
من اینکارو نکردم، چرا باید اینهمه پول بدم؟
!اگه نمیخواین، باید بیاین مشاوره
!داری اوضاع رو سخت میکنی خانم نو
!اگه جریمه بشم ازت شکایت میکنم
خدایا
خانم نو
بله؟
No comments yet. Be the first to leave one.