نخستین 200 خط.
مترجمین atefe, ali, najmeh, rojan
!آجوشی
.اینجا نمیتونید سیگار بکشید
نکشیدم، فقط بوش کردم
.ببخشید
ولی... این یه سیگار واقعیه؟ - آره -
!از چین آوردنش
مالِ چینیاست؟ - آره -
.اما بازم نمیتونید اینجا سیگار بکشید
هیون؟
عه هیونگ - !خودتی -
حالت چطوره؟ - .خیلیوقته ندیدمت -
!آره خیلیوقته گذشته احمق
خیر سرت استاد دانشگاهی این چه وضعیه داری؟
.حداقل اینو بپوش
خبر جدیدی نیست؟ - .معلومه که نه -
چانگ هی مریض بود؟
یهو سر صبح جنازهش رو پیدا کردن
چطوری میشه؟ .اون که سالم بود
اونو دیدی؟ .زنش بود
خیلیوقته کره نبودی در جریان نیستی
بهنظرت خوشگل نبود؟ .خیلی هم جوون بود
اون زنش بود؟
تو سه سال گذشته .واقعاً خیلی کم میومد پیش ما
فک کنم با همین زنه زندگی میکرده
عروسی نگرفتن و فقط ثبتش کردن
...باورم نمیشه تمام این مدت با زنش بود
توی این سه سال .با هیچکدوممون رفت و آمد نداشت
واقعاً؟
اینکه چیزی نبود
بعداً شنیدم که
...زنش
.با یه مرد دیگه بوده
میگن از وقتی که فهمیده دیگه با زنش حرف نمیزده تا الان که مرده
.یک سال تمام
.اصلاً باهم حرف نمیزدن
دو سال اول رابطهشون داغ بوده
...اما سال آخر
اما این دقیقاً
.کاری بود که چانگ هی انجام میداد
.حتماً برای زنشم خفهکننده بوده - کالبدشکافی انجام دادن؟ -
اصلاً چی دارم میگم؟ - .انجام دادن -
از سر تا پاش ولی هیچچیز عجیبی نبوده
زنش خیلی حیلهگره چشماش رو دیدی؟
...یه چیزی داره که یه بار که غرقش بشی دیگه نمیتونی دربیای
وقتی نگاهش میکنم... مطمئنم اون زن چانگ هی رو تو مشتش گرفته بوده
چی شده؟
.ممنون که اینهمه راه اومدید
از چانگ هی در مورد شما .زیاد شنیده بودم
آها... بله
.اون خیلی از اومدنتون خوشحال میشد
اه... چقدر بدشانسم من
میگم
تو هم دیدی، اون زن هرچی گفتم رو شنید رنگ صورتش اصلاً هیچ تغییری نکرد
خدایا
پرواز پکن-دگوت چند ساعت طول کشید؟
.دوساعت و بیست دقیقه
داری ناخناتو بلند میکنی؟ چیه اونا؟
چیکار میکنی؟ فندک میخوای؟
.نه ترک کردم
.فقط دارم بوش میکنم - چرا ترک کردی؟ -
از کی تا حالا؟
زنم اگر بوش رو حس کنه .نمیذاره نزدیکش بشم
اَیییییی
زنای چینی اینقدر سختگیرن؟
لعنتی
اون که الان نیست پس بکِش
نه هستش
چی داری میگی؟
عجیبه اما هر وقت به سیگار کشیدن فکر میکنم
حس میکنم زنم پشت سرم وایستاده
حسش خیلی واقعیِه
آره ممکنه اینجوری بشه
منم
وقتایی که با یه زن دیگه میخوابم
...این حس عجیب رو دارم
انگاری زنم روی تخت داره نگاهم میکنه
اون وقت دیگه نمیتونم کارو تموم کنم
...هفت سال پیش رو یادته
من و تو و چانگهی سهتایی رفتیم گیونگجو
رفتیم؟
اونموقع کی فکر میکرد عکسی که از چانگهی میگیرم عکس ترحیمش بشه
خیلی دوست داری به گذشته فکر کنی
راستی اون روزی که به چایخونه رفتیم
دقیقاً کنار میزی که نشسته بودیم
یه نقاشی مستهجن فولک بود
یادت میاد؟
نقاشی مستهجن توی چایخونه؟
حالت خوبه؟
هی
چرت و پرت گفتن رو تموم کن
بیا بریم خونهی من و مست کنیم
نه، من فکر کنم بهتره برم گیونگجو
الان میرم اونجا بعدش برمیگردم پکن
پس برو
برو برگرد پکن
.خوش اومدید
به گیونگجو خوش اومدید
چطور میتونم کمکتون کنم؟
.من یه نقشه لازم دارم
اهل کجای چین هستین؟
پکن
پکن خیلی زیباست
نزدیکترین چایخونهی اینجا کجاست؟
...متاسفم اما
...میشه آرومتر صحبت کنید
مهم نیست ممنونم
!از سفرتون لذت ببرید
چرا اینقدر نگاش میکنی؟
چونکه خوشتیپه - من یکم میرم بیرون -
هزینهی یه روزش چقدر میشه؟
هفت دلار - هفت دلار؟ -
الان میتونم ببرمش؟ - بله میتونین -
الو؟
این شمارهی کیم یوجونگه؟
آره
شمارهت هنوز همونه
خداروشکر
یوجونگا
میتونی بیای گیونگجو؟
آره
خیلهخب باشه
بعداً میبینمت
اوهوم
بیاید داخل چای اینجا عالیه
یونهی؟ )
!یونهی
مهمون اومده
باشه
میتونی بری دیگه بقیهش با من، یونگ مین
باشه، من دارم میرم - بفرمائید داخل -
هرجا راحت بودید بشینید - میتونم نگاهی به اطراف بندازم؟ -
بفرمائید
چه نوع چایی دوست دارید؟
چای زرد دارید؟ - بله -
براتون آماده میکنم - ممنون -
روی دیوار چیزی هست؟ - نه چیزی نیست -
چیزی روی صورتم هست؟
نه
فقط من رو یاد یکی که میشناسم میندازین
آهاا
شما خیلی خوششانسید - ببخشید؟ -
من این رو دیروز از یک راهب توی مونگ والسا گرفتم
شما اولین کسی هستین که ازش میخورید
مونگ والسا کجاست؟
یه معبد کوچیک توی گیونگجوئه
به شهرت بولگوکسا نیست
ولی عجیبه که شما چای زرد سفارش دادید
کسایی که چای زرد میخورن زیاد نیستن؟
مردم زیاد نمیشناسنش
آها
زیاد در مورد چای اطلاعات دارید؟ - نه، خیلی نمیدونم -
فقط یه بار امتحانش کردم و طعمش خوب بود
راهبهای بودایی چای زرد دوست دارن - آها... که اینطور -
میتونم یه سوالی بپرسم؟
شما صاحب اینجا هستین؟
بله
از چه زمانی..؟
تقریباً سه سال پیش اینجا رو گرفتم
آها که اینطور
اگر چیزی نیاز داشتین بهم بگید - حتماً ممنونم -
الو؟
حالت چطوره؟
مثل همیشه
آره
واقعاً؟
که اینطور
عالیه
گفتین از سهسال پیش اینجا رو اداره میکنید؟- بله -
پس من قبل از شما اینجا رو پیدا کردم
ببخشید؟
من هفت سال پیش اومدم اینجا
واقعاً؟
هفت سال پیش...، اینجا انقدر تاثیر قویای گذاشته؟
فقط اینکه
تا اونجا که یادمه
یه نقاشی اونجا بود
شما ندیدینش؟
چجور نقاشیای؟
...خب
...یه نقاشی کوچیکه
مستهجن فولک بود
چرا به اون نقاشی علاقهمندید؟
چیز خاصی نیست معذرت میخوام
وقتی من اومدم اینجا،
دیوارو کاغذدیواری کردم چونکه مهمونا جوکهای بیادبانهای میساختن
آهاا... متوجهام
درسته
باید این تلفنو جواب بدم
یوجونگ؟
راه افتادی؟
آره، ایستگاه سینگ یونگجو
آره
وقتی برسی من اونجام
ایستگاه بعد از دونگ دئو میشه
مواظب باش
مرسی که میای یوجونگ
آره... میبینمت
باشه
"چای زیاد جیشِ زیاد"
No comments yet. Be the first to leave one.