نخستین 200 خط.
Notion
منو قال ميذاري؟
نه
نه؟
نزاشتي؟
!ولم کن
ميخواي چيکار کني؟ هان؟
ميخواي چيکار کني؟
چيکار ميکني؟
!نميتونم نفس بکشم
احمق جون، تو جندهي مني
مال مني - !هي -
ميخواي با اون چيکار کني، رفيق؟
تو اين پسرو ميشناسي؟
خدا به دادت برسه اگه تخم انجامشو نداشته باشي
تو يه چلاقي، رفيق
نميتوني هيچ غلطي بکني
داره سربهسرم ميذاره
...تو تخمشو
نه، تو يه ديوونهاي، رفيق
!واي
.هي، آروم باش، پسر يالا، جو گير نشو
.ببين، ببين. عيبي نداره نگاش کن، باشه؟
اون هيچ چيزش نيست
من پولمو گرفتم
باشه؟ هان؟
برو سر کارت
عاشقتم
ميخواي يه خورده صداي زور بشنوي؟
!اوه، آره
تا بعد، رفيق
الآن ميتوني بياريش پايين
من بايد برم
عکسها دروغ نميگن
و توي يه اتاق تاريک؛ فيلم به وجود مياد
با آب مخصوص و کاغذ يه عکس ظاهر ميشه
که يه لحظه زندگي رو ضبط ميکنه
اما قبل و بعد از اون چه اتفاقي ميوفته؟
اين منو دلسرد ميکنه
کولهشو بگرد
اونجاس؟
نه، نيست
تو فکر ميکني بهتر از مايي، نه عقب مونده؟
و حالا از دوست دخترم عکس ميگيري؟
.فقط يکي توي راهرو گرفتم خودش خواست
!ديگه از دوست دختر من عکس نگير
!بهش نگاه نکن حتي باهاش حرف نزن! فهميدي، آشغال؟
!چلاق آشغال
بابا؟
!بابا، من خونهام
بايد برم
بعدا ميبينمت
ممنون
خداحافظ
هي، دو بسته سيگار برام بيار
پولت رو جمع کن و از اينجا برو
فکر کردي ما قانون رو زير پا ميذاريم؟
هي، اينو ميبيني؟
يعني خلافکارا سواد ندارن؟
اينجا نوشته بايد 18 سالت باشه، ميبيني؟
مشکلت چيه، خانوم؟
مشکلم چيه؟ - آره -
اوه، چارلز جلوم رو بگير
دوباره ميخوام کاري کنم دستگيرم کنن
تو ديوونهاي
بيا اينجا، آشغال
!بيا اينجا! بيا اينجا
!رفيق
!آره
اوه، فقط يه چيز بدتر از اين جوونهاي ولگرد هست
چي؟
راننده کاميونهاي ....که سعي دارن
دختراي ميانسال که توي فروشگاها کار ميکنن رو سوار کنن
سلام
سلام
دوستت اونجاس
هيس
خوشگله
آره، اون واقعا خوشگله
اوهوم
ميشه 25 سنت، عزيزم
ميتوني بقيهشو نگهداري
آه، ممنون
خداحافظ
خداحافظ
هي، عيبي نداره اگه ازش خوشت مياد
!اوه، پگ، بيخيال
نه، هي، مطمئنم ازش خوشت مياد
!سلام، ويکي
پس موضوع ميتونه هر چيزي که دلتون بخواد باشه
فقط بذارين يادآوري کنم که انتخابتون يه خورده لباس تنش باشه
رايان - ولي آقاي سولوان -
ولي اگه اونا واقعا بخوان لباسشونو در بيارن چي؟
...اگه کسي ميخواد در اون مسابقه شرکت کنه
موقع رفتن ميتونه يکي از اون بروشورها رو برداره
.فقط منو در جريان بذارين ...نه
من چوب داشتم ...و داستم بهش ميگفتم
ولش کن
خيلي ديوونهوار بود
گفتي اسمش چي بود؟
ويکي؟ - ويکي؟ -
...آره. اون يه جورايي
با راننده کاميونها ميپره
همم
ميدوني، وقتي رفتم بيرون هيچ احساسي بهش نداشتم
منظورم اينه که، کاري رو کردم که بيشتر آدماي ديگه ميکنن
...همم. خب، راستش من فکر ميکنم
ببين، بيشتر آدما کاري که تو کردي رو نميکنن
بهت افتخار ميکنم
خب، احساس خوبي داشت
ولي وقتي رفتم تو بازم احساس غريبگي کردم
هي، چارلز
ما بايد با هم حرف بزنيم
بس کن
الآن چي ميخواي؟
...اوه، من فقط اومدم که
ببينم حالت چطوره
...بگذريم، ديشب
...ديشب من
يه خورده کنترلم بهم ريخت
آره. هيچ کنترلي نداشتي
آره
ميتونم بيام تو؟
نه
چي پيش خودت فکر کردي؟
متاسفم
چي ميخواي؟
نميدونم
فقط ميخوام آشتي کنم
نميشه همين الآن همديگه رو بوس کنيم و آشتي کنيم؟
يالا
ما از هم ناراحت نيستيم، باشه؟
اوهوم
من مشکلي ندارم
همم - آره -
يه آبجو ميخواي؟ آره؟
برم واست يه آبجو بيارم؟ - آره -
باشه
ميدوني که من ميتونم همه اين چيزا رو ازت بگيرم، درسته؟
آره. آره، ميدونم
اما بعدش ميخوام بدون تو چيکار کنم؟
.نميدونم نميدونم
ممنون - ممنون -
...اوه، عزيزم، تا حالا بهت گفتم
چقدر عاشق قهوه درست کردنم؟
آره، يه يک ميليون باري
بايد بذارمش توي يه کتاب
براي هر فنجون يه قاشق سوپخوري ميريزيم
نه ليوان، فنجون
و فقط از اين قاشق استفاده ميکنم
تو بايد اين چيزا رو بندازي دور يا حداقل بشوريش
آخرش يه نفر مسموم ميشه
عزيزم، ديوونه شدي؟
اين قاشق مال مادر بزرگ ايو ـه ...که جنسش از نقرهي خالصه
.و باعث ميشه يه قهوهي خيلي خوب درست کني خودتم ميدوني
.چون توئم عاشق قهوه من هستي !اعتراف کن
ميدونم. ميدونم
خيلي آسونتر ميشه اگه همينجوري خاليش کني توي دستگاه
خب، سرعت زياد مزهي اونو خوب نميکنه
بگذريم، باور کن اين يه هنره
تو بابات واست قهوه درست ميکنه، درسته؟
آه. از قهوه حاظري هم بدتره
خب، سلام
...ببين کي اينجاس ...ميدوني
...بعضي از مردا تو کتشون نميره
که اون زن علاقهاي نداره
سلام، چارلز
سلام، جک
سلام، عزيزم
...بيخيال، جک
بالاخره راه مياد
اميدوارم
بازم جک کمپبل ـه داره شيرين بازي در مياره؟
اوه
...و حالا برسيم به اون چشماي سبزت
که از قديم تا حالا تو فکرشم
راستش اونا قهوهاين
قديم به شما، خانوم
.اوه، گُل رز چقدر به فکرم بودي
مال خودت
پسر، تو خيلي سختگيري
اينو ميدونستي، عزيزم؟
ميدوني، تو ميتوني تمام گلهاي کاليفورنيا رو برام بخري
اما من هنوزم باهات قرار نميذارم
جک، من توي زندگيم چندتا چيز ياد گرفتم
واقعا؟
اوه، آره، آره
20سال به عنوان آرايشگر
فکر کنم منو متخصص شناختن آدما ميکنه
از موهات خوشم مياد - ...3تا طلاق -
فکر کنم اينم باعث ميشه توي شناختن مردا متخصص بشم
و شوهرم که راننده کاميون بود ...کسي که منو کشوند
به اين شهر کوچيک
قطعا منو متخصص شناختن مردا راننده ميکنه
پس بزن به چاک، جک
يه رقص
عزيزم، فقط يه بار باهام برقص
و من تمام تصوري که از مردا داشتي رو پاک ميکنم
اوه، آره، اينکارو ميکنم
درسته، چارلز
No comments yet. Be the first to leave one.