Billions

Billions

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 6

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Billions S06E01 720p WEB H264-GGEZ
Billions S06E01 1080p WEB H264-GGEZ
Billions S06E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S06E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Billions S06E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S06E01 720p WEBRip HEVC X265-RMTeam
Billions S06E01 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S06E01 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Billions S06E01 WEBRip x264-GGEZ
Billions S06E01 WEBRip x264-ION10
ناشر Hitman007
🅱️2️⃣ H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

برچسب‌ها

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
تاریخ انتشار: 2022-01-26
تعداد دانلود: 38
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه گذشت...

‫اکس طعمه رو بلعید

‫واقعاً اون قرارداد رو بست

‫ما باید چیکار کنیم؟

‫باید سرتون رو بندازید پایین و ‫روی کارتون تمرکز کنید

‫و برای شرکت سودآوری کنید.

‫بکشیدش بیرون!

‫بهت دو میلیارد دلار پول نقد میدم

‫بابت اکس هولدینگ و بانک ‫و بخش مدیریت سرمایه.

‫امیدوارم وقتی اوضاع آروم بشه

‫و واقعاً من و وضعیت رو در نظر بگیرید،

‫که اصلاً نخواید از اینجا برید.

‫ولی نکته اینه که اگرم بخوایم نمی‌تونیم ‫بریم ، درسته؟

‫هرکس که می‌خواد ثروتمند بشه

‫یا به قول خودتون پولدار بشه، می‌تونه بمونه

‫و می‌تونیم درمورد جایگاه‌تون ‫توی تشکیلات جدید صحبت کنیم.

‫- من دیگه نیستم ‫- آره. اینجا...

‫منم دیگه نیستم.

‫فرار کن

‫اگه دوباره اینجا ببینمت، ‫به نفع خودمه...

‫ولی امیدوارم نبینمت.

‫این شرکت که سابقاً اسمش اکس کپیتال بود

‫الان مالِ منـه.

‫حالا، تو مشکل منی

‫و می‌دونی که من با مشکل‌ها چیکار می‌کنم

‫- از شرشون خلاص میشم ‫- نه

‫من بودم که از شر اونی که روی ‫این صندلی می‌نشست خلاص شدم

‫می‌دونی از کجا می‌دونیم که حقیقت همینه؟

‫چون اونی که روش نشسته منم

‫مدت زیادی این‌جوری نمی‌مونه...

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

Billions.S06E01 1400/11/05 « به توپ بستن »

‫دنبالم بیاید

‫آره!

‫آتش نکنید

‫اون توپ آخرین شلیکش رو کرده!

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫امروز باید توی دفتر خیلی تمرکز کنی

‫درگیرش شدی، نه؟

‫هدف همینه

‫تمرکز

‫جدا شدن از همه چی

‫این کس‌شعر بودایی

‫اگه فقط بتونم همه چی رو بذارم...

‫درست همینجا.

‫درست روی رأس ضمیر خودآگاهم

‫اون وقته که یه بستنی فوق‌العاده درست می‌کنی

‫بعدش من...

‫شاید بتونم خودمو خارج کنم از...

‫فکر نکن

‫- فقط انجام بده ‫- آها

‫بازم همون کس‌شعر بودایی هست

‫خوبی؟ یه‌کم استراحت می‌خوای؟

‫وقتی استراحت خواستم،

‫بدون که مُرده‌دزدها جسدم رو بردن.

‫خوبه، حالا از سرت استفاده کن

‫سکس. اون داره سکس می‌کنه.

‫ممکنه واقعاً درحال سکس باشه؟

‫ناسلامتی داریم درمورد اون ‫حرف می‌زنیم خب. احتمالاً سکسـه.

‫اگه اینطوری بود... فرق داشت، به‌نظرم.

‫ولی من دکتر نیستم

‫دکتر هم نباشی سکتۀ قلبی رو تشخیص میدی

‫خب، من نمی‌تونم تشخیص بدم. ‫مسأله غیر پزشکیـه.

‫پیشنهاد می‌کنم. میگم.

‫یه چیزی تو همین مایه‌ها

‫چون...

‫سکته قلبی این شکلیـه.

‫این داده‌ها مثل دوقلوهای «ون آرسدل» هستن ‫

‫وقتی از استعاره‌های ‫دهۀ هفتادی استفاده می‌کنی

‫وادارم می‌کنی که به حرفت گوش کنم

‫اون استعاره‌ها رو برای روز مبادا نگه داشتم

‫آره

‫خب پس، باید تماس بگیریم

‫اقرار می‌کنم، کار درست همینه

‫اگه بتونی جون کسی رو نجات بدی، ‫باید این کار رو بکنی.

‫- این جور کارا رو... ‫- آره

‫و می‌دونم از ته دل میگی. ولی...

‫حتی به قیمت لو رفتنِ کاری که می‌کنیم؟

‫به این سوال جواب نمیدم که بمونه

‫تا خودت بشنوی و جواب بدی!

‫لعنتی

‫همینکه گفتی سکتۀ قلبی، ‫می‌دونستی که مداخله می‌کنیم.

‫ولی حالا پوشش‌مون لو میره

‫شاید بین اون همه هیاهو، متوجه نشن.

‫تماس بگیر

‫شماها اینجا چه غلطی می‌کنید؟

‫رقاص لختی هستید؟

‫چون عالیه، ولی... ‫نه تا وقتی که ورزشم رو تموم...

‫ما رقاص نیستیم، آقا. ‫شما سکته کردید،

‫- اومدیم اینجا که شما رو... ‫- دارم رکاب می‌زنم

‫با دوچرخۀ ثابت «تونده»

‫تا وقتی پا به پای دوست‌دخترم ‫میرم، سکته نزنم

‫اون جوونـه

‫وقتی رقاص بودید بیشتر باهاتون حال می‌کردم

‫ما هیچوقت رقاص نبودیم

‫آقا، فک‌تون در چه وضعه؟

‫حالا که گفتی، مثل فک «محمدعلی کلی» ‫بعد از مبارزه‌اش با «نورتون»

‫و...

‫اگه راستشو بخوای، نفسم یه مقدار...

‫تنگ شده.

‫آقای وگنر، خواهش می‌کنم، ‫این آسپرین رو بندازید

‫و بذارید شما رو ببریم توی آمبولانس

‫قبل اینکه خیلی دیر بشه.

‫زنده‌ست!

‫وگز!

‫دیدن داره خدایی

‫شایعات مرگِ من...

‫یعنی، تو کونم عروسیه که برگشتم!

‫از دیدنت خیلی خوشحالم

‫خیلی، خوشحال

‫نگرانت بودم

‫آره، از 40 تا پیامی که ‫هر روز می‌فرستادی فهمیدم

‫ولی همونطور که گفتم، ‫یه حملۀ قلبی کوچیک بود.

‫ملایم مثل پنیر «بی‌بی‌بل»

‫به رگ‌های قلبم لوله زدن. ‫مثل آقای «بیگ» نمی‌میرم. ‫

‫از کجا فهمیدی سوءهاضمه‌ای چیزی نبوده؟

‫همیشه برام سوال بوده چطوریه

‫تو رو با روغن زیتون و شراب قرمز ‫از شیر مادرت جدا کردن

‫احتمال اینکه روی صندلی ‫آرایشگاه دراز به دراز بیوفتی

‫بیشتره تا اینکه سکته کنی. ‫ولی نه، من نمی‌دونستم.

‫پس چی باعث شد زنگ بزنی اورژانس؟

‫حالا که فکر می‌کنم، من نزدم

‫این یه تورِ گوش دادنـه

‫من گوش میدم. شما حرف می‌زنید.

‫بعدش به یکی دیگه فرصت حرف زدن میدم ‫

‫ولی قبلش، اینو بگیرید

‫به همه‌تون یکی از اینا داده میشه

‫«نیمبوس». هماهنگ‌کنندۀ ذهن و بدن.

‫یه‌جوری اون حلقه رو دستت ‫نگه داشتی انگار مالِ «فرودو»ـه ‫

‫در نوع خودش، دارای همون پتانسیل

‫برای افزایش عمر و بهبود جامعۀ ماست.

‫این میزان خواب‌ و تپش قلب‌تون ‫رو ثبت می‌کنه

‫میزان فشار درون جمجمه و بقیۀ علائم حیاتی

‫به‌منظور سلامتی و بهره‌وری

‫تا خودتون بتونید خودتون رو ارزیابی کنید.

‫ما پل ارتباطی ذهن و بدن رو پیدا کردیم

‫چیزی که حسابی ورق رو برمی‌گردونه

‫یه ماه ازش استفاده کنید، ‫خودتون رو سنجش کنید،

‫ببینید موافق هستید یا نه.

‫وقتی میگی «از این استفاده کنید» یعنی...

‫«اگه می‌خواید از این استفاده کنید» ‫یا «مجبورید از این استفاده کنید»؟

‫امروز نیومدم اینجا که بهتون دستور بدم

‫آخه... فکر نکنم بخوام ازش استفاده کنم

‫وسواس می‌گیرم که خودم رو ناامید نکنم

‫اون وقت بیشتر ورزش می‌کنم

‫کمتر می‌خورم. راستش، به‌ نظر عالیه...

‫- اونو بده من، لطفاً ‫- خوبه

‫ببینید، می‌دونم این شرکت قبلاً ‫توی منطقۀ خطر فعالیت می‌کرد

‫من با منطقۀ خطر کاری ندارم

‫پس باهام حرف بزنید

‫نه زیرآب کسی رو می‌زنم، ‫نه کسی زیرآب منو می‌زنه.

‫واقعاً علاقه‌ای ندارم که

‫«بی‌خایۀ اعظم» این شرکت بشم

‫بی‌خایۀ اعظم هیچوقت عاقبت به خیر نمیشه

‫دالر بیل هیچوقت همچین حرفی درموردت نزده

‫هیچکس به خاطر حرف یکی دیگه دخلش نمیاد

‫همونطور که «نِس» به پلیسای شیکاگو گفت، ‫

‫«کارهایی که قبلاً انجام دادید، ‫امروز باعث نگرانیم نیستن.

‫ولی الان باید پاک باشیم.»

‫من سرپرستی اینجا رو به عهده می‌گیرم

‫پس این فرصت رو دارید ‫که به رویکردتون شکل بدید

‫که حالا تحت نظارت منـه. ‫پس بیاید شروع کنیم.

‫همه خبر داشتن که واسه جلسه بیان

‫من که اینجام. با اشتیاق.

‫زنگ هشدار هم کوک کرده بودم

‫تیلور هرطوری دلش بخواد میره میاد

‫هر جای دنیا که باشه،

‫کار رو به نتیجه می‌رسونه

‫یه جورایی مثل «دواین جانسون - راک»

‫که می‌تونه واسه دیرتر بره ‫سر صحنۀ فیلم‌برداری

‫چون همیشه فیلماش بالای ‫یه میلیارد دلار فروش می‌کنن

‫آدمایی مثل وینستون

‫باید کفش‌شون رو برق بندازن

‫و جلوی چشم بایستن تا ‫یکی متوجه حضورشون بشه

‫از وفاداریت خوشم اومد

‫و موافقم، اینطوری اومدنِ وینستون رو

‫کماندوهای نیروی دریایی ‫میگن «کون گشادی»

‫ولی وقتی اعلام می‌کنم همه ‫باشن، یعنی می‌خوام...

‫می‌دونم چی می‌خوای

‫یا چیزی که ادعا می‌کنی می‌خوای. ‫احیای صداقت.

‫ولی آدما وقتی این حرف رو می‌زنن، ‫چیزی که واقعاً می‌خوان

‫یکیه که موهاشو بکشن و ‫بگن «آفرین پسر خوب»

‫من نه مو دارم نه نیازی به موافقت

‫به علاوه، من می‌پرسم چی بوده،

‫چیزی که باید باشه، نه چیزی که هست.

‫نه قضاوتت از من

‫تو دقیقاً همونی هستی که قضاوت می‌کنم

‫قضاوت من از تو بارزتر از بقیۀ توانایی‌هامـه

‫سخت تلاش می‌کنم تا ‫اون قضاوت رو عوض کنم

‫دیگه این مسئولیت به گردنمـه

‫گمون نکنم همچین اتفاقی بیوفته

‫فقط بهم بگو برای موفقیت ‫در اینجا چی نیاز داری

‫رئیسی که بتونم بهش ‫اعتماد کنم و باهاش کار کنم

‫من اکس نیستم

‫توی همون دفتر می‌شینی

‫صاحب چیزایی هستی که زمانی مال اون بود

‫به دلایل متفاوت. ‫من به بازدهی سریع‌تر و

‫قابلیت نقدینگی بیشتری از چیزی که ‫سرمایه‌گذار خصوصی فراهم می‌کنه نیاز دارم.

‫به همین منظور، می‌خوام تو رو ‫بکنم رئیس امور مالی.

More Farsi Persian subtitles for Billions

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left