نخستین 200 خط.
من ايساک رو ميبينم
با يه نفر تماس برقرار کرد مؤنث ... بيست و چند ساله
دارن حرکت ميکنن ظاهرن دختره راهنماست
گري ، ميتوني تصوير بهم بدي ؟
آره ، باشه ، من دارمش
ببين چجوري حرکت ميکنه ؛ اون هم آلفاست
اون محيط اطراف و يه جوري تجزيه و تحليل ميکنه
ايساک هالس يه آدمکشِ درسته ؟
حدس من اينه که اون تعقيب کننده اشِ
دختره هدف رو پيدا ميکنه و رفيقمون کارو تموم ميکنه
من نميـفهمـم
" ساليوان گفت که رهبراي " ردفلگ
کل هفته ناپديد بودن
يه خبرايي هست
خب ، اون تنها سرنخِ ماست
حواستون بهش باشه
و درگير نشيد
هي ، اينجا سمساريه ؛ ميتونم اينجا بفروشيمش
نه ، اينجا سرمون کلاه ميذارن
عزيزم تو حالت خوب نيست ؛ به پول احتياج داريم
نه ، ويل
بجنب ، بيا بريم
تو يه چيزي داري که مالِ منه
ميتوني بري گمشي
نه عزيزم نکن ؛ بجنب ، بيا بريم
مجبورم نکن بکشمت ؛ باعث ميشه خسته بشم
و بعدش بد اخلاق ميشم
هدفش رو پيدا کرد
کجا ؟ - تهِ کوچه -
چپ ، برو چپ
بجنب
ويل
ولش کن
ميدونم شما دوتا بي مغزِ معتادين
براي يه بار هم که شده باهوش باش ؛ پسش بده
اون گفت گورت رو گم کن
تقصيرِ توئه
پوششمون لو رفت
قرار بود فقط تغيبش کنيم
ويل ؟
توکشتيش
دنيل
نه
نينا
. مجبورش کن باهامون بياد
دني
ريچل ، برو دنبال ايساک
چيزيي نيست چيزي نيست
کمرون ؛ ايساک رو تعقيب کن
من بايد برم دنبالِ اون دختر
چيِ اون دختر اينقدر مهمه ؟
اون دخترِ منه
ميدونستم روزن دختر داره و با هم کنار نميان
ولي هيچوقت بهم نگفت دخترش يه آلفاست
باعث شد گريه کني ؟
يهو شروع کردي گريه ؟
وقتي منو لمس کرد ؛ احساس کردم بهترين دوستم رو از دست دادم
مثل اين ميمونه که ميتونه مردم رو مجبور کنه که هر حسي که ميخواد داشته باشن
مطئنم که خوشحال نبود که روزن رو ديده
... واي اگه يه روز بچه من اينجوري منو نگاه کنه
من گمش کردم - لعنتي -
تـــو يکي رو گم کردي ؟
آره ، من کسي نبودم که اونجا مثلِ جـکـي جـان حرکات نمايشي انجام داد و پوشـشمونو رو لـو داد
هي ، فکر کنم متوجه شدي
ولي داشت مردم رو ميکشت
گري ، تو چيزي گيرت اوومد ؟
آره ، دنيل سوفيا روزن
... تو 17 سالگي از خونه فرار کرد و دستگير شده
نه ، ببين ؛ درباره دختر روزن نه
درباره ايساک هيل
نه ، وقتي ريچل گمش کرد من هم گمش کردم
ولي .. ولي نگران نباشيد ميتونم چند تا کارو با هم انجام بده
بايد اين محل رو محاصره کنيم
ببينيم ريچل ميتونه از طريق بوش ردش رو بگيره
باشه ، باشه
فقط از دم اون رستوران تايلندي رد نشو ، باشه ؟
کلن حس بوياييِ منو از کار ميندازه
سلام ؟ کسي اينجا نيست ؟
کي قلعه رو اداره ميکنه
. اينجا قلعه نيست بيل
استعارهِ بديه
قلعه ها برج مراقبت و توپخانه دارن
ما ميز و فرش داريم
رو صندليِ رييس نشستي ؟
چي شده ، تو الان مسئول اينجايي ؟ بقيه کجان ؟
آره بيل ، من مسئول اينجام ؛ وقتي کسِ ديگه ايي اينجا نيست
حالا چيکار ميکني اينجا ؟
تو مريضي ؛ بايد شش روزِ استراحت کني تعطيلات حساب نميشه
من خوبم ؛ ... دکتر گفت
... که سکته قلبي منو نرمال کرده ، پس
آره ، نه فعاليت بيش از حد ... نه فعاليت کمتر از حد ؛ من بهترم الان
پس اون استراحت فقط براي پيشگيري بوده
بيل ، بيل - بله ؟ -
(آنفاکتوس ( همون سکته قلبي
گري ، الان وقتش نيست ؛ ... گوش کن
گوش کن ، بايد تمرکز کنيم - من دارم نارس ميشم -
ميدوني داريم سعي ميکنيم بفهميم چرا رهبر " ردفلگ " خبري ازش نيست
آره ، يه تحقيقاتِ فعالِ
و داري توش تداخل ايجاد ميکني
نه ، من توخونه دراز کشيده بودم ؛ هوا کرده بودم و فکر ميکردم
شايد واقعن يه سرنخ به دردبخور داشته باشم
ميدوني چجوري اون دختره نامرئي .. گريفن
گفت بايد بفهمم که استانتون پريش کي يا چي هست ، درسته ؟
آره ، خب برو و تو کامپيوترت دنبالش بگرد ، بيل
آسونه ؛ از سايت هاي جستجو استفاده کن
گري گوش کن ؛ اونو امتحان کردم چيزي پيدا نکردم
نتوستم چيزي پيدا کنم ، باشه ؟
انگشتاتو تو فضاي من نذار
بعد شروع کردم به فکر کردن
چرا " ردفلگ " اينقدر سخت تلاش کرد تا فايلهاي " اِم. کِي اولترا " رو پاک کنه ؟
اگه رازِ استانتون پاريش رو هارد درايوِ دکتر روزن باهش چي ؟
بيل ، تو ميخواي به فايلهاي درايو روزن نگاه بندازم ؟
.. آره ، دقيقن چي
خب ، نميتونم ؛ همين الانش دارم چندتا کارو با هم انجام ميدم
نه گري ؛ ميتوني همه رو انجام بدي گري
دارم دنبال ايساک ميگردم و دني رو تعقيب ميکنم
دني کيه ؟
دني اينجاست
دکتر روزن ؛ دخترت رو پيدا کردم
ميشه کليدم رو بدي ؟
تو هتل بالتيمورِ ؛ يه هتل بي ستاره است
فقط يه بازنگري داره ، نوشته ؛ " اينجا اقامت نکنيد "
دني
دنيل
دنيل ، تو اونجايي ؟
دنيل
دني ، اگه اونجايي خواهش ميکنم درو باز کن
فکر کردم دارم توهم ميزنم
... توهم نيست
تا اونجايي که من ميتونم بگم
نميخوام اينجا باشي
خب ؛ من نميخوام تو اينجا باشي
ميخوام با من بياي
نه
خيلي خوبِ بابا
... دني دني تو درد داري
فقط منو تنها بذار
ميدونم هميشه صدمه ميبيني وقتي از قابليتت استفاده ميکني
برام مهم نيست
ميشه خواهشن اجازه بدي من کمکت کنم ؟
... ميخواي چيکار کني
يه جلسه مشاوره ديگه برام بذاري ؟
دني فرار کن ، فرار کن بجنب
ولم کن
... دني
! دني
بيا
بجنب
دونفر برعليه يه نفر
لازم نيست کسي کشته بشه
فقط بايد پسش بدي
ميخوام علائم حياتيت رو چک کنم
بيخيال پدر ؛ مجبورت نميکنم گريه کني
حداقل با استفاده از قابليتم اينکارو نميکنم
خوب الان از چه دارويي استفاده ميکني ؟
مسکن يا چي ؟
بيخيال ، بهم نگو قرارِ يه مداخله ديگه داشته باشيم
فقط سعي ميکنم کمک کنم
بد نيست
خب چي هست ؟
لاموتريژين
لاموتريژين ؟
يه داروي ضد تشنج وچيزهاي مشابه است
آره ، ميدونم
... يعني ، اين چيزي نيست که الان استفاده ميکنم
... ولي بهترين جواب رو ميده
بهتر از ريتالينِ که قبلن بهم ميدادي
حتي از ترازادون هم بهتره
و بهتر از اکسيکانت که راستي چند ساعت پيش يکي خوردم
بهت گفتم اگه يه وقت خواستي ... آزمايش ادرار ازم بگيري بدوني ، پس
باشه ، باشه ؛ خوبِ
لاموتريژين
ببين ، چرا يه نسخه برام نمينويسي
بذازش رو بيمه خودت و من دوباره از زندگيت ميرم بيرون
فکر نکنم
من.. متاسفم درباره اون پسره
خب ؛ به سختي ميشه بهش گفت پسر
اون 34 سالش بود
دني ، من بايد بدونم چرا اون مرد تغيبت ميکرد
بالاخره سوال اصلي رو پرسيدي
اسمش ايساک هيلِ
شغلش آدمکشيِ
عضوي از يه گروه به نام " ردفلگ " بود
رد فلگ " اسم يکي از گرو هاي خلافکارتِ "
ميدوني ، دني ؛ هيچ قانوني بر عيله اينکه هر چند وقت يه بار حقيقت رو بگي نيست
اينهاش
اينو من يادم مياد ؛ اون نگاه مخالف
ببخشيد مزاحم ميشم
لي ؟
اون متعلق به شما است
... يه بازه زماني داريم فردا ساعت 7 صبح
صبر کن يه دقيقه ؛ دقيقن داريم درباره چي حرف ميزنيم اينجا ؟
ما ارتباط هاي " رد فلگ " رو دنبال ميکرديم
از وقتي رهبرشون گم و گور شده
نميدونيم کجا و چه برنامه ايي دارن
ولي يه بازه زماني داريم برا همين همه تو شيفت هستيم
لي ؟
کتي ، فکر کنم تو متوجه نشدي
... اون خانم جوان تو دفتر من
آره ، ميدونم ؛ اون دخترته
No comments yet. Be the first to leave one.