نخستین 200 خط.
فکر میکردم این اجساد پایان داستان من باشه
جوابهایی که دنبالش بودم
ولی گاهی اوقات
مردهها دستور کار خودشون رو دارن
خیلیخب، بچهها نمایش تموم شد، همه برید خونههاتون
آه، گروهبان ...میخوای ازم چندتا سوال بپرسی
ممنون، بری، کاهال. برید خونه یه کم دیر اومدی گروهبان
این یه صحنه جرمه
همه برید خونهتون
زود باشین برید
هی، معما رو حل کردیم؟
فوق العاده میشه فقط چند روز اینجا بودیم
سیموس اونا رو کشته
نه. اون گفت که نمیدونسته چی به سرشون اومده
دلیلش اینه که !قاتلها همیشه حقیقت رو میگن
حالا دیگه برید وگرنه دستگیرتون میکنم
باید بریم
شان کجاست؟ چند دقیقه پیش اینجا بود
بهش زنگ میزنم شان لعنتی
چقدر بهش پول میدی که هیچوقت دم دست نیست؟
آره، انگار سرش خیلی شلوغه من گوشیمو پیدا نمیکنم
حتما تو ماشینش گذاشتمش بیا. از مال من استفاده کن
بیا ممنون
...منم رانندهتون، شان رو پیغامگیره
گوشیم تو ماشین شان مونده نزدیک خونهی داراست
خب چطور قراره خودمون رو برسونیم اونجا؟
همینجاست؟
این چیزیه که گوشی میگه
اون چی بود؟
اونجا رو نگاه آره
اوه خدای من اوه، پسر
اون مرغ دریایی رو ببین دل و رودههاش ریخت بیرون
این ماشین شانـه که بوی گندی میده
اسکچ
اونا در مورد من حرف میزدن؟
کدوم گوری بودی؟ بازم دیر اومدی
آره، سعی کردم بهت بگم
پادکسترها یه جفت جسد تو باتلاق پیدا کردن
چی؟ آره، توی صندوق عقب ماشین
برای چی به بچهها تفنگ بادی میدی؟
...برای
وقتی بهت گفتم از شر ...مرغهای دریایی خلاص شو، منظور کوفتیم
سمی چیزی بود
عوضی
نوچههات رو بفرست برن خونه
اونو دیدی؟
نگاه جنزده یه مرد گناهکاره
بیشتر شبیه آدم شوکهشدهست
یا غافلگیر
خب، بچهها، بیاین بریم
زودباشین، گم شین شنیدین چی گفت، بیاین بریم
سریعتر اینا رو بهتون پس نمیدم
تفنگها رو بهم پس بدین
اگه میتونی منو بگیر تفنگها رو بهم بدین، هی
...یه مشت
تفنگها رو بهم بدین، لطفا
برو! اسکچ اسکچ! برو
داو
اون دو نفر رو تو میخونه دیدم که به شان پول میدادن
گیلبرت، نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته ولی پادکستت تو این انباره
به این نیاز داری
اینجا کجاست؟
فقط باید ببینیم، مگه نه؟
به نظرت تو اینا چیه؟
خیلی چندشآوره
میتونی چیزی ببینی؟
مواظبباش، داو
...چی
لعنتی
خدای من، داو
داو؟ داو، حالت خوبه؟ داو؟
صدامو میشنوی؟ داو؟
چیکار کنیم؟ خوبم
خیلیخب خوبم، چیزی نیست
خوبم
عالیام
اوه خدای من
چیه؟
...یه چیز عجیبی
داره وول میخوره
اینا رو ازم دور کن
...چی
اینا دیگه چه کوفتیه؟
"جوونیل آنگویلای آنگویلا"
همهشون مارماهیان
بچه مارماهی
حتما داری سر به سرم میذاری
شما دو نفر تو اون ماشین بودین
همین الان بیا پایین
بیا پایین
بخوابین رو زمین
حالا
ببخشید. شما کی هستین؟
اونا بودن که با ماشین بهم زدن
اوه خدای من. تو میخونه بودین
ما از اینترپل هستیم مزخرفه
از گروه مقابله با جرائم حیات وحش و محیط زیست
حیات وحش چی؟
بادکین مرکز عملیات بینالمللی قاچاق مارماهیه
مارماهی؟ جدی؟
بله... مارماهی
و اگه این عملیات رو به هرصورت به خطر بندازین
پادکستتون رو میبندیم و همهتون رو دستگیر میکنیم
ببخشید. منو بخاطر مارماهی کوفتی زیر گرفتین؟
تو یهو پریدی وسط جاده
دیگه به این انبار نزدیک نشین
و مهمتر از همه نزدیک سیموس گالاهر نشین. فهمیدین؟
اوه خدای من. قاچاق مارماهی بزرگترین جرم قاچاق حیوانات تو دنیاست
جمعیت مارماهی در حال کاهشه ولی یه غذای لذیذ در سراسر دنیاست
بخصوص تو ژاپن برا همین قیمتش در حال افزایشه
آره، اوناگی
و اونقدر ارزشمنده که باندهای بین المللی وارد این نوع قاچاق شدن
جای تعجب نداره که اینترپل درگیر شده
اونا نمیتونن کسی رو بدون کمک از مردم محلی دستگیر کنن
اینترپل جای نگرانی نداره مارماهیها واقعا جالب هستن
خدایا
گیلبرت، این عالیه
سیموس 20 سال پیش برادر و دوست دخترش رو کشته
و حالا به دلیل قاچاق بین المللی مارماهی داره دستگیر میشه
داستانی که میخواستی این یکی مثل بمب صدا میکنه
با این تفاوت که اگه دنبالش بریم اینترپل دستگیرمون میکنه
اوه، کون لق اینترپل ارزش داره خودمون رو در معرض خطر قرار بدیم؟
گیلبرت، تو بهم گفتی به یه موفقیت دیگه نیاز داری
این خودشه
بله، ولی اگه تو زندان باشیم موفقیتی هم درکار نیست
...گیلبرت، تو باید ببین، این پادکست منه
قوانینش هم من تعیین میکنم
خب، ما... به دستورات عمل میکنیم و از سیموس دور میمونیم
همین که گفتم. خب؟
ختم کلام
بله؟
گیلبرت؟
هیس
نزد خدای متعال اعتراف میکنم
که در افکار، گفتار و کردارم گناه کردهام
در آنچه انجام دادهام و در آنچه در انجام آن کوتاهی کردهام
کی...کی...چی؟ گیلبرت میخواد تا 20 دقیقه همدیگه رو ببینیم
داو؟
...خب. باشه من
الان میام
خانم اوشی؟
این بخاطر مشتی که دوست خانمت بهم زد
لطفا. خواهش میکنم میشه درموردش صحبت کنیم؟ الان پول ندارم
وقتشه که پولو بدی
مختصر بگو
دیمین، موضوع چیه؟
داستان اینجا داره عجیب غریب میشه فقط... بهم زنگ بزن
همه چی خوبه؟
گیلبرت کجاست؟ حتما صبحونه میخوره
اوه، گوشیم رو از شان پس گرفتم
کدوم گوریه؟ عجیبه. الان اینجا بود
خب، چی میشه اگه من و تو تنهایی به کارها رسیدگی کنیم؟
یعنی بریم دنبال سیموس؟
گفتی میخوای کاری رو که من میکنم بکنی
این برات یه فرصتـه
میخوای امی باشی؟
یا میخوای سیزر باشی؟
بلند شو بیا بیرون، مرتیکه لاشی زودباش. بیا بیرون
این یه نگاه کوچیک به آینده توئه
فقط 24 ساعت فرصت داری پول منو بدی
وگرنه دفعه بعد این سواری جای بدی تموم میشه
فکر کردم هیپی هستی پس صلح و عشق چی شد؟
صلح، عشق؟
راست میگی، اون بدهی کوفتیت رو بده
گور بابات
به چی فکر میکنی؟
ما باید ثابت کنیم که سیموس مالاکی و فیونا رو کشته
و با کسی که مالاکی رو میشناخت حرف بزنیم
ولی باید مراقب باشیم که بهونه دست اینترپل ندیم، باشه؟
باشه
همیشه یه راه حل دیگه وجود داره
آره، این عکس مالاکی و سیموسه
و؟
به نظرت این کیه؟
اه لعنتی. این گروهبان پاوره
بینگو
صبحبخیر
اوه خدایا میشه تومار ما رو امضا کنین؟
کمیته ایمنی سوون معتقده که حالا که دو تا جسد تو باتلاق پیدا کردیم
دیگه نمیتونیم جشنی هم برگزار کنیم
بازم المشنگه
گندت بزنن
حرفی ندارم باهاتون بزنم
پس سیموس گالاهر نه تنها ...یه مجرم بدنامیه که تو بادکین
تحت یه هویت جعلی زندگی میکنه
بلکه ارتباط نزدیکی هم با فیونا و مالاکی داره
به گمونم قبلا اینو میدونستی
تو مالاکی رو میشناختی
سیموس هم میشناختی
چه چیز دیگهای مخفی کردی؟
تو خودتو یه آگاتا کریستی واقعی تصور کردی، نه؟
فکر میکنم سیموس فهمیده که مالاکی عاشق دوست دخترش شده
فکر کنم هردوشونو کشته
و فکر میکنم تو هم ربطی به این قضیه داشتی
چرنده، همش خیالبافیـه
خب، این چیزیه که پادکست ما میگه
مگه اینکه بخوای حقیقت رو بهمون بگی
هیچ رابطه و خیانتی در کار نبوده
مالاکی و فیونا توسط برادران مکآردل کشته شدن
برادران مکآردل؟
No comments yet. Be the first to leave one.