نخستین 200 خط.
متاسفم
فکر کنم دیونه شده بودم ، چطوری فکر کردم تو ...؟
من...؟
من...؟
چطوری فکر کردم تو ...؟
یون سو
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
هیونگ وو بیا
هیچی نگو و
به هیچی هم فکر نکن
= قسمت 13 =-
تلفن المثنی؟
مگه همچین چیزی هم هست؟
ببخش من خبر نداشتم
نه تو بایدم درچار سوء تفاهم میشدی
اما ، در واقع چیزی که باعث شد دچار سوءتفاهم بشم
موقعی بود که مادرت بهت گفت از من استفاده کنی
مادرم مثل من الان 15 ساله
به امید انتقام از کانگ سوک هیون زندگی می کنه
روسری که بهت داد بخاطر ناامیدیش بوده
متاسفم
اما تو چندین بار منو نجات دادی
اما مشکل اینجاست که کانگ سوک هیون توسط من می خواد تو رو تحت نظر بگیره
اون روزی که رفته بودی دنبال کتاب هماهنگی مدیر جو دنبالت بود
از مدت ها قبل کانگ سوک هیون تو رو تحت نظر داشته
یون سو
ما باید با هم توی یه سمت باشیم
نه می تونیم پنهان بشیم نه جایی برای فرار هست
شماره تماس مسدود شده
الو
خانم شین یون سو بیا همو ببینیم
چرا؟
خودت می خواستی دلیل مرگ هونگ میونگ هو رو بدونی
کی و کجا باید بیام؟
بعدا زمان و مکانش رو بهت خبر میدم
فکر می کنی راست می گه؟
قطعا نه
احتمالا می خواد کارشو تموم کنه
از اونجایی که الان کتاب هماهنگی دستشه
به هیچ عنوان نباید بدون اطلاع من بری دیدنش
زیاد نگران نباش
من همیشه پشت توام
اولش دوتایی با هم دعوا می کردن بعد اینطوری شدن؟
اونها حتی زیر درخت همدیگرو بوسیدن
اما جناب نخست وزیر خانم نماینده اونا رو زیر دختر دیدن
ایل جو دید؟
فکر کنم خیلی شوک شده بود ؟
این همون کسیه که می خواست با ایل جو ازدواج کنه
الان اینطوری با یه زن دیگه است؟
پس در نهایت اون داره از ایل جو و این زن استفاده می کنه
می خواست اینو از اون زن بگیره
و می خواست از راه بدست آوردن قلب ایل جو قدرتو دستش بگیره
و مادرش به ایل دو نزدیک شده
پس هدف اونا باید پولای سیاه من باشه
این یک عشق احمقانه بود
اولین عشق من تو بودی
من 15 سال باهات بودم
و فکر کردم در نهایت اومدی پیش من
چیکار می کنی؟
چرا بدون اجازه اومدی مکان خصوصی من؟
به نظرت جرم اگه شوهری بیاد به رخت کن همسرش؟
قرار شد یک ماه از هم جدا بخوابیم
یک ماه نیست
درخواست طلاق
داری در مورد طلاق از من فکر می کنی
حالا دیگه اتاق منم می گردی؟
الان مشکل این نیست
تو دیگه داری خیلی به احساس من صدمه میزنی
اگه می دونستی من چقدر دوستت دارم دیگه همچین اشتباهی رو نمی کردی
ما نمی تونیم از هم طلاق بگیرم ایل جو
نه من ازت طلاق می گیرم
من حتی نمی خوام یه لحظه هم با آدمی مثل تو باشم
همچین اتفاقی نمی افته
ما باید تا وقتی بمیریم باید با هم باشیم
این سرنوشت توئه
....چیزایی مثل این
نمی تونه مارو از هم جدا کنه
وقتی عاشق می شی اینو نمی دونی زمانی میاد که به عشق مشکوک می شی
اما وقتی اینارو می فهمی که طرفت به طرز رقت انگیزی از بین رفته
...وقتی که بترسی اون دیگه عشق نیست
تردیده
!هی جونگ
نخست وزیر دوباره حالش بد شده؟
نه خانم نماینده کانگ دیشب می خواسته خودکشی کنه
چی؟
زخم زیاد عمیق نیست بنابر این مشکل بزرگی نیست
مهمتر از همه اضطراب اونه بهتره در آرامش استراحت کنه
خسته نباشید لطفا در این مورد حرفی نزنید
قبل از اینکه پیداش کنی اتفاقی بینتون افتاده بوده؟
....نه فقط با هم حرف زدیم
ایل جو
...پدر ...لطفا اون آدمو بفرست بره ...پدر
چی ...چی شده ایل جو - اون آدم ..اون آدم -
اون آدم سعی کرد بهم حمله کنه
نه ..نه ...من همچین کاری نکردم
ایل جو تو چت شده ؟ - برو بیرون ، برو بیرون -
!برو بیرون !برو بیرون گفتم بهت !برو بیرون
تو چی فکر می کنی؟
امکان نداره دختری به باهوشی ایل جو بی دلیل اینطوری سروصدا به پا کنه
به نظر میاد داره برای بدست آوردن چیزی توطئه می کنه
می دونی بخاطر نجات تو با چه جور آدمی ازدواج کردم؟
هنوزم باید اینطوری تنها باشم؟
امکان نداره ! یعنی اون بخاطر اینکه شوهرش خواسته باهاش بخوابه خودکشی کرده؟
این مزخرفات چیه؟
واقعا می خواستی با زور این کارو انجام بدی؟ خدای من شوهر خواهر
حالا که نگاه می کنم برا خودت جونوری هستی ها
نکنه شما دوتا هنوز با هم نبودین؟
ما از اتاق های جدا گونه استفاده می کنیم
اوه خدای من شماها توی یه اتاق نمی خوابین؟
اون دیوونه نیست؟ پس واسه چی ازدواج کرده؟ فکر کنم قاطی داره
اون باعث شد که شوهرش به زور متوسل بشه؟ واقعا زبونم بند اومده
...اونوقت من هر وقت کتک می خورم مجبور می شم عینک آفتابی بزنم
...یه همچین چیزی
حتی اگه زن و شوهر باشن بازم باید به هم احترام بذارن
کافیه ! یکی از اعضای خانواده مریض شده
از این شایعات بی اساس جلو گیری کنید خانم گو
بله جناب نخست وزیر
اگه همچین اتفاقی بیفته از چشم شما می بینم
متوجه شدم
من واقعا آدم احمقی هستم؟
نه برای چی اینو می گی؟
من می دونستم که شوهرت یه آدم ترسناکه
اما فکر می کردم...تو رو دوست داره
چطوری تونسته با تو این کارو بکنه؟
اون برگه های طلاق پیدا کرده بود
برای همین بهم حمله کرد
با این حال نباید اینطوری بهت فشار میاورد
این چه نگاهیه
بخاطر شوهرم نبوده
قرار نیست زندگی من بخاطر اینکه یه حیون بهم تجاوز کرده نابود بشه
پس واسه چی؟ چرا همچین تصمیمی گرفتی؟
بخاطر هیون وو بود
من از بدنم نمی ترسم که بلایی سرم بیاد تا زمانی که اون طلاقم نده
ترسم از اینه که هیچ وقت ولم نکنه
اونوقت منم نتونم به هیون وو برسم
ترسم از اینه
اون شب...اون شبی که اون بهم حمله کرد
نمی دونی چطوری عاجزانه داشتم دنبا هیون وو می گشتم
بیش از حد دلم برای هیون وو تنگ شده یون سو
اما بخاطر شوهرم هیون وو حتی نمی تونه بیاد اینجا
چیکار کنم یون سو؟
آب رود خونه هرگز بر نمی گرده سر جایی که بوده
مثل احمقا ما توی گذشته و حال سرگردونیم
منظورت از این حرفا چیه؟
برای تو الان ، من نیستم بلکه ایل جو هستش
اگه باعث کج کردن راهت بشم بعدا متاسف می شم هیون وو
منظورت از این حرفا چیه؟
می دونی ایل جو واسه چی خودکشی کرده؟
برای اینکه ایل جو تو رو خیلی دوست داره
اون این همه دلش برای تو تنگ شده اونوقت ما چی
اون روز اون کارو کردیم
من واقعا فکر نمی کنم این کار درست باشه
به اسم دوستی
و به اسم عشقی که بهت دارم
چشم و گوش ایل جو بسته شده به تو
انجام این کار پشت سر اون
انسانیت نیست
کسی رو که من دوست دارم تویی
کسی که توی این 15 سال هم
حتی یک لحظه از دوست داشتنش دست برنداشتم
پس این 15 سالی که با ایل جو بودی چی؟
مگه نمی خواستین با هم ازدواج کنین؟
...اون
صادقانه نبوده
منظورت چیه؟
...نکنه تو
...نکنه از ایل جو به عنوان سم برای انتقامت می خواستی
همینطوره؟
چطوری تونستی این کارو بکنی؟
چطوری؟
چطوری تونستی از قلب کسی که تو رو دوست داره استفاده کنی؟
چطوری؟
نه کسی رو دید و نه
هیچ چیز عجیبی وجود داشت
باهاش صحبت کردی؟
بله ، ولی به طور اتفاقی با هم ملاقات و صحبت کردیم
ولی بازم چیز عجیبی وجود نداشت
برای چی شما فکر می کنی
شما فکر می کنی یکی داره یان زنو کنترل می کنه؟
اگه چیز خاصی نبوده پس دیگه نیازی نیست کنترلش کنیم
تو باید کارتو انجام بدی
نخست وزیر شما مهمون دارین
من اومدم
خدای من خواهر کوچولی بیچاره ام
حتما دهنتم صدمه دیده که نمی تونی حرف بزنی
موضوع چیه؟
من یه شعر برای قلب شکسته ات گفتم
گوش بده
من مثل پنبه خالص و سپیدم
با یک چاقوی نقره ای
شوهرم می خواست منو در آغوش بگیره ، اما من ...نمی تونم ؟ چرا بخاطر ماهیت درونم
یک مرد
!آه نمی تونم بمیرم! دارم از خجالت آب می شم
چطور بود؟
برو بیرون
خب ، آدم بی احساسی مثل تو چطوری می تونه عمق شعر منو درک کنه؟
موفق باشی برای طلاق
اگه مثل من 30 میلیارد نفقه بگیر بد نیست مثل من
ولی احتمالا این تویی که بهش یه چیزی بدی
تمام این مسائل چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.