Nikaah

Nikaah

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Nikaah
ناشر Jalaleddin

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2010-02-16
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

من يک زن هستم

يک زن .... دختر حوا

من از بهشت به زمين فرستاده شدم

زاييدن نسلهاي آينده براي آباد کردن زمين

من زن هستم که براي دلسوزي به زمين آمده

و بهشتي را در خارج بسازد

من مرد را به دنيا آوردم

اگر من مادرش هم بودم و کمک کردم تا روي پايش را برود

همچنين خواهرش هم بودم و جوانيش را پربار کردم

من الهام بخش او براي عشق ورزيدن بودم

و اجازه دادم تا از زيبايي من لذت ببرد

من دوست و همدمش بودم در سخت ترين اوقات

در تمام اين کارها من شخصيت وخودم را باختم

زن سمبل زيبايي خودم را در مرد گم کردم

من از وفا و عشق به فداکاري ساخته شده بودم

مکان من همانند خدا بسيار بالا بود

اما همه اينها صحيح نيست فقط وهم و خيال است

يک توهم مثل سراب که در کوير پيدا ميشه

يک خيال منو ميترسونه که جايگه عالي خودم را از دست خواهم داد

زمانيکه به يک فاحشه خانه فروخته خواهم شد

زماني که روي من قمار شود

يا زماني که براي حفظ عفت خودم در زير فشار خودم را بسوزانم

يا اينکه زمان تولد کشته شوم

و يا زماني که توسط يک مرد شهواني به کاباره فروخته شوم

زماني بعنوان عروس پذيرفته شوم يا با طلاق مطرود شوم

يا وقتي که ارزش من توسط همدم من دزديده خواهد شد

براي همين من زن هستم

ببخشيد کجا ميتونم آفاق حيدر را پيدا کنم؟

ببخشيد؟ بالا

طبقه بالا

خدايا!

چرا از چشمات استفاده نميکني؟ تو نميتوني يه جمله درست بنويسي

شرم آوره کدوم احمق تو رو سردبير کرده؟

اين چيه؟از اينجا ببرش من وقت ندارم

من هم وقت ندارم قربان

واسه چي اينجا ايستادي زل زدي به من؟

برو دوباره همه اش رو بنويس

تو هم ميتوني بري

من ...خوش آمديد عرض ادب

خواهش ميکنم بشينيد ممنون

اصلا انتظار ديدن شما رو نداشتم اونم به اين شکل

من دو ماه قبل در خصوص شعر با مجله شما همکاري کردم

اما پولي به من پرداخته نشده فکر کنم براي دريافت بايد به شما مراجعه کنم

اين عاليه شما هم نويسنده هستيد؟

چرا؟ نبايد نويسنده باشم؟

نه منظورم اين نبود

راستش تا بحال نديده بودم که چه چيزي مينويسيد

من با اسم مستعار شبنم رحماني شعر مينويسم نه نيلوفر

براي چي؟ اسمت که خيلي قشنگ بود

بفرماييد برگ هم داره

نه ممنون تو هم که اسمت رو تغيير ندادي؟

فکرش رو هم نميکردم تحت عنوان آفاق علي باهات ملاقات کنم

راستش اين يه رازه اما من بهت ميگم

چه اتفاقي افتاده بود... بذار اول چاي بخوريم

بله قربان؟ ميشه چاي بياري؟

حتما قربان مقداري هم بسکويت بيار

گوش گن چي ميگم!

چاي رو توي سيني سرو کن

حالا برو

يک روز رفتم به يک جلسه شعر ومشاعره

وقتي نوبت من شد اونا به من اسم جديد دادن

جناب بدرالدين کمال الدين حيدر

باور کن حس کردم اين اسم يه شعر نيست

بلکه اسم يه شرکت تجاريه

هميشه مردم منو آفاق حسين صدا ميکنن

چاي قربان اينجا بذار

خواهش ميکنم بفرماييد

صبرکن آقاي نانه

لطفا بشينيد ممنون

شکر نميخوام

بفرماييد مرسي

امروز صورتت عصباني بنظر مياد

منو ياد 16 آگوست ميندازه

اون عصر آفتابي سال 1976

بار اولي بود که چشمم به تو توي کاج افتاد

خدايا خيلي باحاله

نه اون يکي انگار حوريه از بهشت

مگر نميدوني اون اجازه نميده که حتي بهش دست بزني

اون کيه که نميذاره بهش دست بزنيم؟

نيلوفر اون کيه؟

کدوشون؟ اونجا......اون يکي

اون دختر قد بلنده؟ او يکي

اگر يکي موفق بشه به اون دست بزنه چي؟

اونوقت تو اينو بردي

تو اول بايد به اون دست بزني رفيق

داره ميره ببينيم و بخنديم

اونو محکم نگه داشته بودش و کتکش ميزد

رهنا کي از دهلي برگشتي؟ بي تربيت من شبيه رهنا هستم؟

چشات از چشاي گربه بدتره شک نکن

تو بايد کور باشي

اين دوست من اهل شوخيه

خوب پس ميخواي شوخي کني؟

تو منو نميشناسي من نيلوفرم

بي حيا

او دختر با چشاي آبي نيلوفر

چه اسمه ملايم و نازکي چه خلق وخويي

من هنوز اون 10 روپيه شرطبندي رو که بردم نگه داشتم

بفرما ...هيچ روزي مثل اون روز نيست شانزدهم آگوست سال 1976؟

تو اين پول رو خرج نکردي؟

چطور ميتونستم خرجش کنم اين پول زندگي منو عوض کرد

روزهاي من دلپذير و شبهاي من رنگين

و اين حس رو که از خواب بلند بشم و به سرعت بيام دانشگاه رو دوست داشتم

و فقط دنبال تو بگردم يکبار که به دانشگاه رسيدم

گوش کن بينهايت بخاطر کاري که اون روز کردم متاسفم

تو نميتوني که بري

بايد به من حرفم گوش کني

اسمم حيدره اگر منو نبخشي

هر روز ساعت 11و30 اينجا و به همين شکل ازت طلب بخشش ميکنم

وقتي ميخنديدي تمام دنيا با من بود

يه بار با دوچرخه مستقيم آمدم خونتون

اين چه کاريه؟

چطور جرات کردي که بياي خونه من

اين گل براي.... برو به جهنم با گلت

سوار دوچرخه ات شو و ازاينجا گم شو آدم بي حيا

و گوش کن....اگر يه بار ديگه از اين کارها بکني واست گرون تموم ميشه

فهميدي؟

اون سرزنش از طرف تو منو به خودم آورد

با خودم قسم خوردم زماني که تنها هستي هيچوقت بهت نگاه نکنم

وقتي تو به جلوم ميرسيدي مراقب بودم نگاهم بهت نيفته

اما من هميشه خاطرات تو توي سينه ام نگه ميداشتم

متعجب بودم چرا روز جشن سالانه کالج با من مهربون بودي

معذرت ميخوام

من از طرف بقيه از شما درخواستي دارم

اونا ميخوان که شما آواز بخونيد

اعتراف ميکنم که رفتار خوبي نداشتم

اما بايد تلخيهاي گذشته رو فراموش کرد اين آخرين ديداره

قبول ميکني؟

خواهش ميکنم يک غزل برامون بخون

اين اولين باريه که شما چيزي از من ميخوايد

نميتونم قبول نکنم

عرض ادب خدمت همتون

براي من دعا کنيد چونکه من قاتل شدم

دوستان و دوست دختران

پسران جوان و دختران جوان

اين جشن خداحافظي فرصتي شده

تا نيلوفر درخواستي کنه

که هر دلي مي تپه براي چندين قلب جوان

جناب حيدر قبول کرده که واسمون غزل بخونه تشويقش کنيد

بفرماييد بلندتر دست بزنيد

ممنونم خيلي سپاسگذارم از همه دوستان

اتفاقي غزلي از يکي از استادانم در اين موقعيت يادم امد

غزل ادامه بده

شايد بعد از اين توي رويا همديگر رو ببينيم

مثل اين گل خشک شده توي صفحات کتاب

اگه ميشه يه شعر از خودت بخون

اما ما ميخوايم با آواز بخوني

به من هنوز نگيد خداحافظ دوستان

مدونيم که يه جايي بازهم همديگر رو ميبينيم

ما همديگر را باز خواهيم ديد

خوشي اين لحظات هميشه با شما خواهد بود

جذابيت اين لحظات براي شما باقي خواهد ماند

شايد در خيال اما مطمئنا باز همديگر را ميبينيم

با خوشي لحظات رفته

هميشه در شما باقي خواهد ماند

شايد در روياو خواب اما همديگر رو خواهيم ديد

خوشي اين لحظات هميشه با شما خواهد بود

اين لحظات بسيار رنگين سراسر با عشق پوشيده شده

اين صورتها اين چشمهاي زيبا

اين لحظات زيبا و پر طراوت

مهم نيست که کجا ميريم

اما عطر خوشمون باقي خواهد ماند

اين لحظات و اين دلربايي هميشه با ما خواهد بود

شايد در خواب و خيال اما همديگر را خواهيم ديد

مثل اين گل هميشه به قلب من

خوشي دادي

اين نور چراغ خاطرات را هميشه نگه خواهم داشت

زندگي سفر طولاني است

که مراحل تاريکي هم خواهد داشت

حتي اگر در خواب باز همديگر را خواهيم ديد

....

بعد از اون روز تا مدتها ديوونت بودم

اما يک روز فهميدم داري با خانواده نواب ازدواج ميکني

و من خاطرات رو توي کتاب سينم نگه داشتم

صبورانه منتظر موندم

يکروز توي خيالم ببينمت

اما خوش شانس بودم شخصا ببينمت نه توي رويا

اين ديدار تو منو به روزگار جوانيم برگردوند

چک شما هم رسيد بله اقاي بشير

بفرماييد لطفا امضا کنيد

بابت تاخير معذرت ميخوام

خيلي ممنونم لطفا منو خجالت زده نکنيد

با اجازتون من ميرم حتما

گوش کنيد بله؟

ميخوام بدونم نوشته ديگه اي هم داريد

چيزهاي ديگه هم آوردم اما....

چرا اينا رو که آوردين نشون نميديد

من بخاطر اين کار در خدمت شما هستم

من بايد برم من تا پايين همراهيتون ميکنم

از اين طرف لطفا

زندگي با همسرتون چطوريه؟ خوبه ميگذره

خيلي خوبه من ديگه خودم ميرم

خداحافظ خداحافظ

نيلوفر با اتوبوس ميره؟

حيدر پسرم بله مامان

من نميدونم چت شده

من چند بار اين غذا رو گرم کنم

نگران چيزي هستي؟

بله مامان

نگرانم

نگران چي؟

Nikaah subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Nikaah

  • Nikaah · 29 downloads · 2010-02-18

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left