The Painting (Le Tableau)

The Painting (Le Tableau) (Le Tableau)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Painting
ناشر atae
IMDB-DLكاري از تيم ترجمه

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2013-09-22
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

.بفرمائين.الان وارد تابلو شدين

،فكر ميكنين زمان متوقف شده .اما اينطور نيس

همه سرجاشون هستن و نفسهاشون .رو حبس كرده‌ان

،قلعه‌ي اون بالا

.توسط "توپين"ها اشغال شده

.در اين لحظه اوضاع روي روال خودش قرار داره

.اونا فكر ميكنن تو بهشت هستن

،اون پايين‌تر،در سايه،پايين درخت آبي رنگ

.عشاق در آغوش پر محبت همديگه ديده ميشن اونا رو ميبينين؟

.اونا به عشقشون ايمان دارن

"اما اونا مجبورن پنهان بشن چون"رامو يه"توپين"ـه و دوست من

.كلير" يه"پافيني"ـه"

.مثل من

.من منتظر"كلير" هستم

.و كم كم پاهام داره خواب ميره

.تقريبا يادم رفت بهتون درباره‌ي"ريوف"ها بگم

.اونا حتي از ما هم وضعشون ناجورتره

.گفته ميشه كه اونا به هيچ چيزي باور ندارن

آه بله!اينجا هركسي دنيا رو از .دريچه‌ي چشم خودش ميبينه

.خب بايد تركتون كنم

.منم واسه خودم نقشي تو اين داستان دارم

!اينجا

اونو ميبيني؟

!داره از دستمون در ميره

!اون اينجاس

.داره ميره به طرف درياچه

!حرومزاده- داريم چكار ميكنيم؟-

.تو اين درختهاي انبوه نميتونيم ببينيمش- .ولش كن-

.يكي ديگه رو گيرمياريم

اونا گرفتنش؟- .نه دارن بدون اون برميگردن-

حقيقت اينه كه به راحتي نميتونيم .اونا رو ببينيم

.اونا فقط طرحهاي خرچنگ قورباغه هستن

دوباره بگو چي صداشون ميكني؟- ."ريوف"-

."آه بله"ريوف .حال منو بهم ميزنن

چطور نقاش گذاشت اينجوري بشه؟

.اونا اولين طرحهاي نقاش بودن- .بايد اونا رو پاك ميكرد-

...نه تا زماني كه اونا نزديك قلعه نشن

خب،"توپين"هاي جوون ما بايد .يه جوري خودشون رو سرگرم كنن

.خوشگله

اون نورها رو ميبيني؟

چت شده ؟

آه،باهوش!الان قراره چكار كنيم؟

.پله‌ها اونطرف ديگه هستن

!اون رنگها خيلي عالي هستن

.اين رنگها روي تو عالي به نظر ميان،عزيزم

.تو هم اونقدرها بد نيستي

!اونجا رو ببين

!"اون"پافيني

...اون

!اصلا عزت نفس نداره- !مطمئنا اونا نميذارن بياد بالا-

،لطفا التماستون ميكنم .من تقريبا يه نقاشي كامل هستم

!برو گمشو

نميفهمي چي ميگم؟

.براي اينكه"توپين"باشي بايد كامل باشي

...بله،اما- !برو گمشو!كيش كيش-

آه"پافين"ها حاليشون نيس كه .اينجا جايي ندارن

.باغ به انداز‌ه‌ي كافي بزرگ هست !هر چي جا بخوان دارن

فقط يه راه براي فهموندن اين موضوع بهشون .هست و اميدوارم امشب باشه

صداشون رو ميشنوي؟ !دشمني،هميشه همراه با دشمنيه

ميخوان تا كجا برن؟

.من ميترسم- .اونا جرات نميكنن بهت آسيبي برسونن-

.به خاطر خودم نميترسم

ميترسم تو همچين سايه‌ي سردي .عشقمون ديگه دووم نياره

در طول روز منتظر شب هستم و وقتي .شب مياد مجبورم پنهان بشم

!به سختي ميتونم صورتت رو ببينم- ."من صورت تو رو ميبينم"كلير-

.پس برام بگو .من صورت خودمو نميشناسم

.خيلي خوشگله.به طرز ظريفي ساده‌اس

چشمهاي بادومي‌ت

.حيرت‌آور كشيده شدن

.گونه‌هات غروب طلايي خورشيدن

،و لبهات به رنگ گلهاي اينجا هستن

.گلگون،با ته مايه‌اي از قرمز لاكي

لبهاي من رنگي هستن؟- !البته-

.رامو" لطفا منو سفت نگهدار"

.بهم دوباره دروغ بگو بگو ما ميتونيم

.همديگه رو آزادانه دوست داشته باشيم- .اين دروغ نيس-

.حس ميكنم كه نقاش برميگرده ،اگر برنگشت

.خودم تا پايان دنيا دنبالش ميرم

.و اون تابلو رو تموم ميكنه

.يالا بايد بريم

.لولا"راست ميگه" .ما نميتونيم اينجا بمونيم

.امشب نزديك درياچه ميبينمت- !با ما بيا-

ميخوام بفهمم اوضاع از چه قراره و ميدوني كه .پافيني"ها از من خوششون نمياد"

!"كلير"

.هرچي بفهمم بهت ميگم .فعلا با اونا برو

.دوست دارم

.بفرما خودشه .ببين

!هيس

!دوستان من،دوستهاي عزيزم

شما منو انتخاب كردين تا مفتخر به .در بر كردن رنگهامون بشم

و شايد همچين

.با صداي بلند افكار شما رو به زبون بيارم

!نقاش هرگز برنخواهد گشت

.بلاخره يكي شجاعت گفتن اين حرف رو داشت

بايد اين حقيقت رو تشخيص بديم كه .تصميم نقاش اين بوده

،و اگر اون ما رو"توپين" كرده

،تنها نقاشيهاي كامل كارش

!به خاطر اين بوده كه منظوري داشته

!آفرين

و طبيعتا

معنيش اينه كه حالا بر عهده ماست كه .قلعه رو درست هدايت كنيم

!هيچ"پافيني"نبايد بياد اينجا

.بايد اونا رو فراري بديم

!يكبار و براي هميشه

هيچ شكي نيس كه قلعه‌ي ما .نامحدود نيست

ميتونيم جايي رو براي تمام طرحهاي ناتمام نقاشي پيدا كنيم؟

!اونا بايد برن- ...تو جنگل-

...تو جنگل- !بله-

دقيقا!كي ميتونه ما رو سرزنش كنه؟

!من

اون كيه؟

رامو"ي جوان" .كسي كه...با اون دختره‌اس

چه چيزي به "توپين"ها نسبت به پافيني"ها برتري ميده؟"

.واضح نيس؟نقاش اينطوري ميخواست مرد جوان

از كجا اينو ميدونين؟

حالا ديگه به جاي نقاش حرف ميزنين؟

!به حرفم گوش كنين

.ما نميدونيم چرا نقاش ناپديد شده

اما اون هر روزي ممكنه برگرده .و كارشو تموم كنه

!خفه شو

!اون كاملا داره چرت و پرت ميگه

.شما به ظاهرتون مينازين

من هر بار از شنيدن صخبتهاي شما .احساس شرم ميكنم

حس برتري به خاطر اينكه لباسهاي !زرق و برق دار پوشيدين

!بهتر از لباسهاي يه طرح خام

!يا يه دختر لخت كه از خطوط تشكيل شده

.دوستان،دوستان من

رامو"ي جوان ما فقط داره سعي ميكنه" از ارتباط نامشروعش با يك

.پافيني"جوان دفاع كنه"

.بايد درك كنيم اين اقتضاي سن اونه

اما درك كردن معناش اين نيس كه .بايد هر چيزي رو بپذيريم

.خوشبختانه آرمان گرايي مال قديما بود

!برابري،آزادي،قلعه براي همه !هـه

براي"پافيني"ها؟ ...چرا كه نه

براي "ريوف"ها؟

ولم كنين!نميبينين اون فقط دنبال قدرته؟

.ساده لوح نباشين

!نقاش برميگرده- ...بله،بله،اون برميگرده،برميگرده-

.نه دوستان من باور كنين برنميگرده

شما نبايد به خاطر اينكه بهتر هستين .احساس شرم كنين

!زيباترين

،قلبهاي عزيز كوچولوي من

!شما روشنايي اين قلعه هستين

!آفرين- !زنده باد چلچراغ بزرگ-

!ببينين

!يه ريوف- !چه وحشتناك-

!اون سُريده تو قلعه

بس كنين! ديوونه شدين؟

اين پسر خطرناكه.اينطور فكر نميكني آقاي"گري"؟

ما ميتونيم خودمون بهش رسيدگي .كنيم چلچراغ بزرگ

صداشون رو ميشنوين؟

!از اين آهنگ خوشم نمياد

.اونا عين شياطين قاطي همديگه شدن

اگه فقط ميدونستين اونا

!چطوري با من رفتار كردن

پس چرا ميخواي به اونا ملحق بشي؟

.چون اين نامرديه .منم ميخوام برقصم،خوش بگذرونم

تنها رقصي كه قراره بكنيم

.اينه كه سعي كنيم از دستشون در بريم

ميدوني اون چي بهم گفت؟ .اينكه لبهاي من رنگيه

!من اونو ميپرستم .تقريبا نزديك بود حرفهاشو باور كنم

.تو خوش شانسي ،اما اگه اون عاشقت بود

چرا بهت دروغ گفت؟

.اينا دروغهاي مصلحتي‌ان .زندگي اينجا خيلي غمباره

،فقط مجبوريم ساكت بمونيم .همونجوريكه اونا ميخوان

.اونا دنبال"ريوف"ها هستن

.اونا همه جا سرك ميكشن

.ديدن اونا سخته .اونا چيزي براي از دست دادن ندارن

بهشون گوش كن،اونا همشون .ميخوان"توپين"باشن

.منم همينطور .قبول دارم

.من نه.همينجوري خوشبختم- .تو اينو ميگي چون كسي عاشقت نيس-

.وقتي عاشقي تو دنيا تنها نيستي

.موضوع اونه و من و عشقمون

اون ميخواد جوري زندگي كنه كه

.توسط همه پذيرفته بشه

.درسته من هيچوقت عاشق نداشتم

اما منم ميخوام برم عاشقم رو .يه جاي ديگه پيدا كنم

يه جاي ديگه؟

و كجا ميري"لولا"ي ريز اندام؟

.جاي ديگه‌اي وجود نداره .قلعه هست و باغ

.و ديگه هيچي .غير از اون جنگل ملعون

.جنگل...ما هيچي در موردش نميدونيم

.هيچكس تا حالا اونجا نرفته

چكار داري ميكني؟

.دارم ميرم اونو ببينم .ميدوني كه منتظرمه

هي تو،فكر ميكني داري كجا ميري؟

.بذار رد شم- .اون داره ميره عاشقش رو ببينه-

.بيخيال،اين به شما ربطي نداره

.لولا"راست ميگه" .بذارين بره

.نه اون بهشون ميگه ما كجا هستيم- .رامو"ي اون يه"توپين"ـه"-

.نه اون مثل اوناي ديگه نيس

.اون نگران ميشه- .آروم باش-

.يكم صبر كن .اونا ميذارن من رد بشم

!"گوم"

!"گوم"

!آه نه

اونا باهات چكار كردن؟

!هيولاها

!طفلكي

.احمق طفلكي

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left