نخستین 200 خط.
مامانم میگه چیزی به اسم هیولا وجود نداره
ولی اشتباه میکنه
اونا اون بیرون منتظرت هستن
تماشات میکنن
...اونا توی تاریکی هستن بعضی وقتا جاییان که اونا رو میبینی
بعضی وقتا جاییان که نمیبینی
حالا اینو میدونم
.:.:. MoieN .:.:.
مامان
اینقدر منو تکون نده
!پاشو
ول کن
بازم خواب موندم؟
آره، پاشو
دارم پامیشم
گفتی ساعت 8، الان 9 ـه
واسه رفتن حاضری؟
وسایلمو جمع کردم وسایل تو رو هم جمع کردم
روی کجاست؟ گفت بهم زنگ میزنه
اون یه دیوثه
لعنتی، الیزابت
پاشو
برو ماشین رو حاضر کن
باید میگفتم بابا بیاد دنبالم
ببخشید - پاشو -
پا میشم - پاشو -
پاشدم
ببخشید. ببخشید. ببخشید دوباره خوابم برد
ببخشید، خب؟
نمیتونی تو ماشین سیگار بکشی
باشه
اینقدر با اون وَر نرو !بده من! بده من
واسه این کار خیلی بزرگ شدی
واسه خیلی کارا بزرگ شدم
،ماشینو روشن کن شیشه رو بده پایین
میخواستم وقتی رسیدیم اونجا اینو بدم بهت
این مال مامانبزرگ بود
آره
چرا میدیش به من؟
چون قرار نیست برگردی
من همچین حرفی نزدم
...آره، ولی تو قرار نیست
...اگه امشب تو دارلینگتون نگهداریم
فقط چهار ساعت طول میکشه برسیم
آره. هروقت خواستی بگو وایستیم
میدونی چیه؟ راستشو بخوای، لیزی من دیگه به اینجام رسیده، خب؟
سوار ماشین کوفتی شو
!نمیخوام
!برام مهم نیست دوباره ازت نمیخوام سوار شی
ببین، میدونم امشب برات شب بزرگیه
!برام مهم نیست
!چرا، برات مهمه
!این نمایش منه
.آره، و داره دیرت میشه !سوار اون ماشین لعنتی شو
!همین الان گمشو تو ماشین
نمیخوام تو بیای نمیخوام تو بیای
نمیخوام تو بیای
چی گفتی؟
!نمیخوام بیای اونجا
خب، به همین خیال باش چون من میام
این برات شب بزرگیه و من میدونم
فقط منو برسون
!گور بابات
با من اونطوری حرف نزن
گور بابات، گور بابات
با من اونطوری حرف نزن
!گور بابات، گور بابات، گور بابات
ازت متنفرم - گور بابات -
ازت متنفرم
!گور بابات، گور بابات، گور بابات
!گور بابات، گور بابات - ازت متنفرم، ازت متنفرم -
این نمایش منه
تو هیچوقت نمیای، هیچوقت اهمیت نمیدی !هیچوقت واسه هیچی نمیای
میدونی چیه؟ میدونی چیه؟ !واسه خودت ماشین جور کن
!گور بابات
مطمئنی میخوای بریم؟
،به بابا و جنا زنگ زدم گفتن بیدار میمونن
میخوام اونجا بخوابم
خستهای؟
نه، من ردیفم
گمونم میخواد بارون بگیره
از رعد و برق متنفرم
میدونم متنفری
هی...اجازه هست؟
پنجرهات رو بده پایین
ساعت چنده؟
نمیدونم. چرا خودت نمیگی؟
...ساعت دوازده و
پونزده دقیقهست
پرنده پر نمیزنه
اینطوری نکن
شوخی کردم
اصلاً بامزه نیست
باید اخماتو باز کنی
کاش بیشتر گوش میدادی
کاش اینقدر این حرفو نمیزدی
!اوه، لعنتی
!وای خدا
عزیزم! حالت خوبه؟
منو ببین! حالت خوبه؟
حالت خوبه؟
اوه عزیزم، خیلی متأسفم
مامانی
فقط بگو کجات درد میکنه
!مامان
!آخ، مچِ دستم! لعنتی وای خدا
مامان، داری خونریزی میکنی
مطمئنی حالت خوبه؟
مامان، چیکار کنیم؟
باید زنگ بزنیم 125
باید زنگ بزنیم 125
اوه، لعنتی
الو؟ ما تصادف کردیم
مامانم...سرش ضربه خورده داره خونریزی میکنه
کجاییم؟
بگو کیلومتر 40 رو نیم ساعت پیش رد کردیم میریم به سمت جنوب
کیلومتر 40 رو نیم ساعت پیش رد کردیم
بگو الان تو جاده فرعی هستیم
اونجا که دارن ساخت و ساز میکنن
بگو همونجا که دارن میسازن
از جادهی قدیم رفتیم ...نمی
توی جاده قدیم هستیم
نمیدونم. باشه
چی گفتن؟
دارن یه آمبولانس و دوتا یدککش میفرستن
ببین تو کیفم چسب زخم هست یا نه
میخوای بری بیرون؟
اگه هنوز زنده باشه چی؟
عزیزم، نگاش کن اصلاً تکون نخورده
...ولی بازم
!آی
باشه. از سمت خودت پیاده شو
هی...چیزی نیست بیخیال، شجاع باش
بپر پایین
نگا نکن
لاستیک داغون شده
عزیزم؟ باید به بابات زنگ بزنی
اون میتونه هرجا بردنمون بیاد دنبالت
تو میخوای چیکار کنی؟
باید اینو یه کاریش بکنم
.به روی میگم صبح بیاد دنبالم زنگ بزن
سلام، بابا؟ بابا، ما تصادف کردیم
.نه، من خوبم آره، مامانم خوبه
نه، بابا...اون نبود بابا، اون حالش خوبه
نه، داشت بارون میاومد و یه چیزی وسط جاده بود
.ترسناک بود. ما زدیم به یه گرگ آره، مامان گفت زنگ بزنم
خدایا
اوه، بجنب، بجنب، بجنب
تو از پسش برمیای میتونی لیسش بزنی، عزیزم
،فقط این کارو نکن، این کارو نکن برو بگیر بخواب
فقط برو بخواب. برو بخواب
لعنتی، لعنتی
اون مُرده؟
نمیدونم
انگار مُرده
آره...مُرده
اینو ببین
بیا برگردیم تو ماشین
باشه
چنتا از پارگیهای گرگه مال تصادف نبود
گمونم با یه چیزی درافتاده بوده
چی؟
نمیدونم، خیلی چیزا هستن که تو جنگل قایم شدن
میشه دستت رو ببینم؟
تکون نخور
اوه، خدارو شکر
شاید اون بدونه مارو کجا میبرن
...مامان
آهان
گرگه کجا رفت؟
خانوم؟ خانوم، حالتون خوبه؟
.آره، آره، ما خوبیم ما خوبیم، فقط مچ دستم آسیب دیده
ببخشید، عزیزم
مرکز زنگ زد، گفت آمبولانس یه خرده دیگه میرسه
.بذارید وسایلتون رو بیارم میذارمشون تو ماشینم
من ماشینتون رو آماده میکنم
باشه. ممنون
نمیخوام پیاده شم
عزیزم، این چیز احتمالاً به زحمت رفته تو جنگل بمیره
همین
اسم من جسی ـه
هی
امیدوارم خیلی نترسیده باشید
ما زدیم به یه گرگ، باورت نمیشه
پیاده شو، میخوام کمکش کنم
خب، زیاد کسی از این جاده عبور نمیکنه
تعجب نمیکنم که حیوونا موقع رد شدن
حواسشون رو جمع نمیکنن
اون کجا رفت؟
فکر کنم بلند شده
خب، لعنتی...پس حتماً خیلی ترسیده
خیلیخب، تموم شد
آمبولانس یه دقیقه دیگه میرسه
باشه
یه خرابی بزرگ تو بزرگراه هست
سرعت همه چیزو کم میکنه
اشکال نداره، ما تو همین ماشین میمونیم
میتونی وقتی ما توشیم درستش کنی؟
آره، آره، برید
تو روحش
No comments yet. Be the first to leave one.