نخستین 200 خط.
هماهنگ با نسخه وب WEB 42:43
...تو و وسواس شدیدت به عشقت
خطر بسیار بزرگی برای خط زمانی هستین...- ...من که-
خداحافظ
نه ! من برای صلح اومدم
! لطفا برگردید
...من فقط من جدا باید یک در پیدا کنم
سلام؟ کسی هست؟
سلام؟ ببین؟ گفتم دیر میان
ما گفتیم چهارشنبه دیگه نه یکشنبه؟
صد درصد- خب. ما فراموش نکردیم-
اولین شام خانوادگی مون در جهان رو از دست نمیدم
هی- منم همینطور-
سلام. دلم براتون تنگ شده بود- و من دلم برای تو تنگ شده بود-
هی- سلام-
سلام برو بچ- وقت شامه ، داش-
هی- معرفی اش کن ، بی-
! نیت داگ
این برای توست- مرسی-
هی. عضو خانواده- و این از طرف اون زاری ـه-
گوین و آلن کجان؟
ماشین زمان گوین کجاست؟
یک یادداشت هست
ممنونم افسانه های عزیز
...بدون شما هیچوقت شجاعت اینو نمی داشتم
که عشق واقعی ام رو پیدا کنم... گوین
نمیدونم چرا ماشین زمان رو می خواسته
...خب. حدس می زنم اون و دوست پسرش
احتمالا رفتن یک جای قابل تحملتر از ولز دهه 1920... پیدا کنن
بله. حرفت حقه
گوین باهوشه ...احتمالا دارن بدون اینکه شناسایی بشن
دورانی که از دست دادن رو زنده می کنن...
درست طبق برنامه
تقریبا گولم زدی که فکر کنم انسانی
و حالا باید بقیه رو گول بزنی
کاپیتان. یک ناهنجاری رو در خط زمانی تشخیص ددم
گری ـه؟- نه-
کنوانسیون قانون اساسی 1787 ـه
یک مسافر زمان خودشو کشاورز جا زده
خب بریم اتاق سازنده
افسانه ها همیشه لباس های بامزه می پوشیدن
چرا من نپوشم؟
تبریک میگم ، کاپیتان
تاریخ آمریکا دوباره طبق روال برگشته
بله شگفت انگیزه
...حالا زن ها باید 133 سال دیگه
صبر کنن تا اجازه رای دادن پیدا کنن...
با مسافر زمان یاغی چه کار کردی؟
بهش یک هشدار جدی دادم
بهتر بگم عذرخواهی
اون تلاش داشت اوضاع رو بهتر کنه
بدون تفکر به عواقب قضیه
مثل همراهان سابقت افسانه ها
به نظرم درست میگی
به سلامتی افسانه های غایب
به سلامتی
عزیزم. این آب سیبه؟- بله-
چرا؟
میدونی. محض احتیاط سر قضیه بچه
بچه؟ امشب که قرار نیست حامله بشم
خیلی خب. ببخشید ...ولی این یعنی
همون چیزی که بهش فکر می کنیم؟...
...ما داریم- نه-
ما داریم به فکر کردن درباره اش فکر می کنیم
حرف از ما کافیه
نیت. کتابت چطور پیش میره؟
خوب پیش میره
میدونی مثل ساختن یک خانه اس
پایه اش ، طرح اصلیه
...و بدون یک پایه قوی
هنوز یک کلمه هم ننوشتی نه؟
حتی یک کلمه ننوشتم ...برام عجیبه که
اوقاتم با افسانه ها رو منعکس کنم...
حس می کنم که ...نمیدونم اشتباهه
از زندگی خسته کننده من دیگه صحبت نکنید
اسپونر. تگزاس چطوره. ها؟- خوبه-
میدونی تگزاس تگزاسه میدونی؟
کاپیتول هیل چطوره؟
خوبه درست مثل جهنمه
فقط با رطوبت بیشتر و لباس های زشت تر
از گیدیون خبری نداری؟
نه باهاش صحبت نکردم
ولی میدونی فقط یک ماه گذشته. درسته؟
خب. از نظر فنی برای ما یک ماه گذشته
گیدیون در منطقه زمانی ـه
برای اون ممکنه یک سال طول کشیده باشه
...زندگی خیلی ساده تر میشد اگه اون یاغی های لعنتی زمانی
پدرهای بنیانگذار رو ول می کردن...
این بار سعی کردن چه اصلاحیه ای رو اعمال کنن؟
نمیدونم برام مهم نیست
حافظه شون رو پاک کردم ...اونا رو برگردوندم
به خط زمانی خودشون... و سفینه شون رو منفجر کردم
اونا غیرمسئولانه برخورد می کردن درسشون رو گرفتن
شک دارم دیگه خبری ازشون بشنویم
سلام
حتما ما اولین هاییم
ما همیشه اولین نفر میاییم
...چون در شش هفته گذشته
اصرار داشتی که ما زود بیاییم اینجا
زود نرسیدیم به موقع اومدیم
می گیری اینو لطفا؟- بله-
عزیزم
فکر کنم تصادفا شراب سیب آوردی
واقعا؟
عمدا اینکارو کردی؟
بله
قضیه چیه؟- سورپرایز-
اون چیه؟- فکر می کنم وقتشه-
وقتشه؟- بله-
من لیست اهداکننده هامو به 50 تا محدود کردم
و گفتم تو هم نظر بدی
بله. البته که اینکارو می کنم بیا
ولی میدونی چیه؟
مهم نیست چون بچه مون عالی میشه
چون بچه مون قراره داخل بدن تو باشه
و عزیزم. تو عالی هستی تو خیلی کامل هستی
سلام؟- کسی اینجاست؟-
اینجان خیلی خب
خیلی خب چطور بهشون بگیم؟
هرجور میخوای ، بگو من شامپاین باز می کنم
برو- خیلی خب-
عاشقتم- من بیشتر-
نه من بیشتر عاشقتم
خواستم از شما تشکر کنم ، بچه ها خوش گذشت
ولی دوستام بهم نیاز دارن
پس بدرود
خیلی خب بچه ها چند تا خبر داریم
صدای در نشنیدین؟
ولی صبر کن. ما که همه اینجاییم- گیدیون ـه-
گری؟
! خیلی خوبه که همه تون رو می بینم
! چه بوی ناجوری میدی
ببخشید
من با یک قبیله غارنشین زندگی می کردم
گیدیون کجاست؟ خوبه؟
کدوم؟ انسانه؟
یا کامپیوتری که سعی کرد منو بکشه؟
گری؟ چه غلطی کردی؟
....من- ...فکر کنم ایو داره میگه که
چرا؟ چرا میخواد تو رو بکشه؟...
...شاید چون فهمیدم که
اون گوین رو با یک ربات فرستاده خونه...
خبر ما میتونه صبر کنه
قسمت آخر فصل 7 سریال دی سی : افسانه های فردا ناکار شدن و بارداری
یادداشت گوین چی گفته بود؟
یک چیز درباره پیدا کردن عشق حقیقی اش
حرفش مبهم بود
منظورش این بود که الان باید عشق واقعی اش رو پیدا کنه
بخاطر همین ماشین زمان رو برداشته
تا بتونه به جنگ جهانی اول برگرده
و آلن واقعی رو نجات بده
نه اینکه بقیه عمرشو با یک ربات لعنتی بگذرونه
خب. شاید جواب داده شاید آلن رو نجات داده
به خط زمانی گند نزده و یک پایان خوش داشته
یک احتمالش اینه
خیلی خب حرفتو بزن ، گری
خب. قبل از اینکه کامپیوتر گیدیون ...منو پرت کنه
تو دوران غارنشینی ها... ...گیدیون ِ دوست دختر
یک حقیقت جالبو گفت...
مرگ آلن یک نقطه ثابته
و گوین نمیدونه با یک اصلاحگر روبرو میشه
ببخشید عذر میخوام
بله همینه
حالا بخورش
میدونی ...اگه خواب باشی جات امنتره
تا اینکه در میدان نبرد باشی ، پسرم...
اون مُرده اصلاحگر مچشو گرفت
نه
نه گوین یکی از ماست
نمیشه بگذاریم این اتفاق براش بیفته
میدونید چیه؟ این دست منه
چی؟
میدونم
...هیچوقت نمی دونی کی باید از یک پاپاراتزی فرار کنی
یا برای نجات دوستت ... در زمان سفر کنی
ببخشید میدونم
بله زاری درست میگه
باید گوین رو نجات بدیم
...تو که واقعا نقشه نداری
به این ماموریت بری. درسته؟...
گری. شاید بازنشسته شده باشم ولی هنوز یک افسانه ام
خب. بله ...ولی الان تو
یک افسانه ی بارداری...
چی میگی؟
اون نامه رو نگاه کردی؟
اون نامه ایوا بود
و هنوز اقدام نکردیم خب؟
مطمئنی؟
بله. مطمئنم من باردار نیستم
از نظر بیولوژی غیرممکنه
خب طبق بیولوژی انسان ها
ولی فرومون های تو خیلی تشدید شدن
غدد بویایی نکرین من اینطور میگه
پس این حقیقته
تو بارداری
الان جدی داری میگی؟
بله
من باردارم؟- اوهوم-
تو 100 درصد مطمئنی من باردارم؟
باردار منظورت حامله اس دیگه؟- بله-
No comments yet. Be the first to leave one.