نخستین 200 خط.
راستشو بهم بگو
در مورد چی؟
داری یکی رو میبینی، نه؟
بخاطر همینه که اون درو باز نمیکنی درسته؟
حق با منه
نه
هی
هی اوک هی بس کن
- هی - وای خدای من
وای خدای من
خوابه؟
هی اوک، مردت اومده
درو باز کن تعارف اومد نیمد داره
خدایا
خدایا
درو باز کن
کیه؟
همین جا بمون تکون نخور، باشه؟
تکون نخوریا
کیه؟
تکون نخور
اون چشه خدایی
اوک هی تو اتاقه
وانیسا زود باش فرار کن
زود باش برو ...برو
- اوک هی؟ - بدو بدو
- بدو دیگه - دارم میرم
بدو
کیه؟
چیزی نیست
پس چرا درو می بندی؟
همونجا بمون تو
دست و پا چلفتی
زانوهام
-من مشکلی ندارم بگو بیاد تو -کسی وقرار نیست بیاد تو
- تو برو تو گفتم - هی
چقدر زورش زیاده
وای خدای من
آقا شما نمی تونی این کارو بکنی
- هی - آقا
حوله رو بده
حوله رو بده به من
آقا
آقا ...حوله
تو برو تو
- برو تو گفتم - وای خدای من
تو چت شده واقعا؟
چرا؟ اون کیه مگه؟
- نمی دونم - چرا از من قایمش می کنی؟
...فکر کردی اگه ببینمش
میخوام قضاوتت کنم؟
موضوع چیه؟
چیه که ازم قایم میکنی؟
چون نگرانتم اینو میگم
با هر کی میری برو فقط مطمئن شو آدم شایسته ای باشه
چی؟
تو خیلی ساده ای
چرا اینقدر سلیقه ات تو مردها بده
منو ببین تو همه جوره از من بهتری
اما من با کوانگ نام آشنا شدم
کوانگ نام؟
...درسته در کل خوبه
هر چند اونم یه ایرادایی داره
خیلی خوب بودنم زیاد خوب نیست خسته کننده میشن
ولی به هر حال
مثلا ایرادش چیه؟
خب.. یه چیزایی
بنابراین؟ حالا چطور؟
چطوره؟
چی؟
همین ایرادی که میگی
هنوزم مشکل داره؟
کوانگ نام ول کن بیا در مورد مرد تو حرف بزنیم
همینی بود که الان اومد؟
اونی که زیر حوله قایم شد و مثل دیوونه ها فرار میکرد؟
- اون نبود - چرا خودشو قایم کرده بود ؟
آدم معروفیه؟
گفتم نه چه اصراری داری؟
عوضی برا من زرنگ بازی در نیار
خوب به هر حال
از حالا میخوام با کسایی که قرار میذاری آشنا بشم
چی؟ چرا؟
باید فیلترشون کنم
نباید بذاری سومین ازدواجتم شکست بخوره
وای خدای من ، فراموشش کن
والا
- آقای رئیس -خیر سرش رئیسه
- اینو تو ماشین جا گذاشته بودین - باشه
خریدار نیویورکی کجاست؟
- خریدار؟ -فقط بریم
رفتش؟
وای خدای من
- واقعا که - بیا بریم
چش بود؟
حالا که کیونگ جون کار پیدا کرده اینقدر خوشحالی؟
البته
...یه پسر گنده کل روز تو اتاقش
نشسته بود و بازی میکرد
فکر شو بکن چه حالی داشتم
راستش منم خیلی ناراحت بودم
نمی گفتم که نگرنت نکنم
اگه تو هم بری بیرون پول در بیاری
دیگه دوبرابر خوشحال میشم
خیلی خودخواهی ، با یکیش راضی باش
من خودخواهم؟ ازت طلا و جواهر خواستم؟
حداقل که باید خرج خونه رو در بیاری
حالم به هم میخوره از اینکه بقیه مارو دست میندازن
واقعا که
ای بابا
یه سیب بالا میره هزارتا چرخ میخوره
بهتره زیاد رو حرف مردم حساب باز نکنی
زندگی همش یه قماره اگه تو لاتاری برنده بشم
اونوقت تو هم میتونی مثل اوک هی زندگی کنی
تو خیلی ازار دهنده ای
اون کیه؟
اوک هی
اوک هی
- چکار کنم؟ - در مورد چی؟
نکنه فهمیده باشه؟
از کجا بدونه وقتی من و تو هیچی نگفتیم
درسته؟
خبر نداره مگه نه؟ - البته که نه -
سلام، اوک هی
ناهار؟
چرا اینقدر یهویی؟
می خوای حضوری صحبت کنی؟
خیلی هم به موقع بود میخواستم یه ناهار مهمونت کنم
باشه
- چی گفت؟ - میخواد با هم ناهار بخوریم
چرا قیافه ات اینجوریه؟
گفت الان از پیش هی اوک داره میاد
- که چی؟ - دلم شور میزنه
نکنه هی اوک بهش گفته باشه
نه بابا مگه میشه - تو نمیدونی -
اون دختره عوضی ازش همه چی بر میاد
اوک هی وقتی عصبانیه ترسناک میشه
خیلی دلم شور میزنه
لعنت بهش
این چه افتضاحی بود
اون که گفت داره میره خونه چرا سرا از خونه هی اوک در آورد؟
وای خدا
سلام هی اوک
هر چقدرم دلت برام تنگ شده باشه
چطور تونستی بیخبر پاشی بیای؟
باید بهم می گفتی اگه اوک هی اونجا بود
من بهت گفتم اوک هی اینجاس
منم بهت گفتم که دارم میام
واقعا که
به هر حال اوک هی رفت؟
چرا اگه اینجا باشه میخوای باهاش حرف بزنی؟
چی؟
اوک هی میخواد تو رو ببینه
میگه هر طور شده باید مردی رو که باهاشم ببینه
میخوای چیکار کنی؟ میخوای اوک هی رو ببینی؟
فکر کنم دیوونه شدیا - میخوای دیوونه نشم ؟ -
من به خاطر اوک هی خیلی ناراحتم
ببینم اوک هی نمیدونه که ، نه؟
نفهمیدم که من بودم مگه نه؟
همین الان بیا اینجا
مگه دیونه ام برگردم اونجا
اوک هی رفته زود باش بیا
بر نمیگرده
نمی تونم کار دارم
چرا باید همیشه طبق برنامه تو کار کنم؟
نمیشه یه بارم شده به میل من باشه؟
میدونی که سرم شلوغه
باشه حالا که خیلی سرت شلوغه
بیا دیگه هیچ وقت همو نبینیم
باز شروع کردی
این آخرین روز من تو هتل ـه
متنفرم تنها بمونم
...باشه اون اتاق برای موندن تو یه نفر
خیلی گرونه
میای؟
یه وقت جور میکنم این وسطا
پس اینجوری در نظر میگیرم که گفتی میای
صبر کن هی اوک در عوض
میشه یه آتش خوب و داغ راه بندازی؟
...نگران نباش آتش بیپا نمیکنم
یک جهنم برات میسازم
باشه ، الان خودم میرسونم
زودی می بینمت
خدایا
کوانگ نام اینقدر از اوک هی می ترسی؟
تو رو خدا چطوری فرار میکرد
این خوشمزس
آخیش حالم جا اومد
واقعا خوشمزس
قرار بود من مهمونت کنم - واسه چی؟ -
به عنوان تشکر که برای پسرم کار پیدا کردی
نمیشه که همیشه تو پول غذارو بدی در دیزی بازه
کیونگ جون کار پیدا کرده؟
نمی دونستی تو شرکت شوهرت شروع به کار کرده؟
جدی میگی کوانگ نام بهم چیزی نگفت
مطمئنم نگفته
امروز یهویی بهمون زنگ زد
درسته ، کوانگ نا خیلی رازهارو از من قایم میکنه
این روزا انگار یه رازیو ازم پنهون میکنه
راز ؟
چه رازی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.