Bosch: Legacy

Bosch: Legacy

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bosch Legacy S02E07 I Miss Vin Scully 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
ناشر Amirali_Pm

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
480p
480
تاریخ انتشار: 2023-11-08
تعداد دانلود: 54
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ آنچه در باش: میراث گذشت...

‫ راستی قرار بود کِی بازنشسته بشی؟

‫ وقتی که دیگه ملت ‫نخوان همدیگه رو بکشن.

‫ پارسال با یکی به هم زده بودم. ‫حالا این یارو اومده سوابق پزشکیِ خونواده‌ام رو هک کرده.

‫ من می‌تونم کمکت کنم ‫که سرورهاشون رو هک کنی.

‫ اصلاً امتحانشم نکن، غیرممکنـه.

‫ عاشق چالشـم.

‫ باش، قاضی شاهد خوندتت؟

‫ تو دردسر، باید زبون به دهن بگیری.

‫ لطفاً دست‌هاتون رو ‫بذارید پشت‌سرتون خانم.

‫ خودتون باعث شدید.

‫ ایول.

‫ جیمز آلن اینجا مواد می‌فروخت ‫و خوش می‌گذروند؟

‫ وقتی شنیدی مُرده ‫چیکار کردی؟

‫ به متلش رفتم و وسایلش ‫رو برای خونواده‌اش جمع کردم.

‫ - تحویلـشون دادی؟ ‫- هنوز نه.

‫ اسمش لکسی پارکسه.

‫ چهار روز قبل از اینکه کشته بشه،

‫ باهاتون تماس گرفته ‫تا تعمیرش کنید.

‫ برادرم باهاشون صحبت کرد.

‫ به برادرتون بگید باهام تماس بگیره.

‫ شبِ انداختن جسد توی اون کوچه، ‫شاهدی شنیده که در صندوق رو محکم بستن...

‫ و بعدش دو تا درِ ماشین بسته می‌شه.

‫ دو تا قاتل داریم؟

‫ با برادرت خداحافظی کن.

‫چیزی توی ذهنتـه؟

‫می‌دونم هنوز به اون مرحله نرسیدیم.

‫درسته، همینطوره.

‫ولی داره راجع‌به اون ساعتِ کوفتی ‫پرس‌وجو می‌کنه.

‫قبلاً پلیس بوده‌ها.

‫پا به سن گذاشته و ‫دیگه کاری از دستش برنمیاد.

‫باید خیلی باظرافت پیش بریم.

‫یه برنامه‌هایی دارم.

‫باشه.

‫باشه.

‫وقتـش شده. ‫آپارتمان شمارۀ چهارم.

‫بجنب رومئو.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫لطفاً کفش‌هات رو دربیار.

‫چی دوست داری جیگر؟

‫یک ساعت می‌خوامت.

‫می‌شه دویست تا.

‫اَد گفت صدتا می‌شه.

‫صدتا واسه نیم ساعتـه.

‫ماساژِ مخصوصـم بلدی؟

‫اول پول بده.

‫بعدش ماساژ مخصوص گیرت میاد.

‫زیادی مخصوص.

‫بهتره که زیادی مخصوص باشه.

‫زیادی مخصوصه.

‫خودت می‌فهمی.

‫دراز بکش. الان برمی‌گردم.

‫سریع بیا.

‫خیلی سریعم نه دیگه.

‫آره، راست می‌گی، نه خیلی سریع.

‫گیرت انداختم.

‫«باش: میراث» ‫«فصل دوم، قسمت هفتم»

‫ترجمه و تنظیم از ‫«iredprincess و امیرعلی پی‌ام»

‫درخدمتـم جناب.

‫درمورد یه ساعتی که اخیراً برای تعمیرات ‫به اینجا فرستاده شده، سوال دارم.

‫مالک هستید؟

‫خیر.

‫بازپرس خصوصی‌ام.

‫می‌تونم بپرسم جریان چیه؟

‫تحقیقاتِ قتلِ لکسی پارکس.

‫بیاید توی دفترم صحبت کنیم.

‫مشکل مالکیتی وجود داشت.

‫این ساعت همچنان ‫به اسم مالک قبلی مونده بود.

‫اسمشون رو لطف می‌کنید؟

‫شرمنده. محرمانه‌ست.

‫لکسی پارکس رو می‌شناختید؟

‫همۀ تاجرین وست‌هالیوود ‫لکسی پارکس رو می‌شناسن.

‫اتفاقی که واسش افتاد فاجعه بود.

‫بله، همینطوره.

‫پروندۀ قتلـش هنوز بازه.

‫شنیدم یکی رو دستگیر کردن.

‫خب، مدارکی که برعلیه‌اش موجوده کافی نیست.

‫ولی ممکنه اطلاعاتی که شما بهمون بدید، ‫تاثیری توی پرونده داشته باشه.

‫بین خودمونـم می‌مونه.

‫دکتر شوبرت چند سال پیش ‫این ساعت رو ازمون خریده.

‫وقتی که همسر لکسی، ‫این ساعت رو برای تعمیرات واسمون آورد،

‫از جورج خواستم چک کنه ‫ببینه دوباره فروخته شده یا نه.

‫با همسرش صحبت کردم.

‫می‌گفت کلاً ساعت و ‫ همۀ جواهراتـشون دزدیده شدن.

‫همه‌چیز رو دزدیدن.

‫خونه‌ـشون دزدی شده؟

‫به من اینطوری گفتن.

‫بعدش دکتر شوبرت ‫واقعیت رو واسم تعریف کرد.

‫همم، بذارید حدس بزنم.

‫جواهراتـش رو گرفته تا بدهی وامش رو صاف کنه ‫و نمی‌خواسته همسرش هم از این موضوع بویی ببره.

‫و بیمه بشه.

‫بدهی‌های قمار بوده.

‫التماسـم رو کرد ‫که به پلیس چیزی نگم.

‫می‌گفت زنش اگه بفهمه ‫ازش طلاق می‌گیره.

‫نگفت کجا ساعتش رو فروخته؟

‫چیزی نپرسیدم.

‫«ساعت می‌خوای؟»

‫جان؟

‫دکتر به این فروشگاه فروختدش ‫و شوهر لکسی هم خریدتش.

‫شمارۀ دکتر رو می‌خوام.

‫باش هستم.

‫کارآگاه دوران هستم از کلانتری. ‫توی دفترتون صحبت کرده بودیم.

‫بله، بفرمایید.

‫باید بیاید کلانتری، با هم صحبت کنیم.

‫موضوع راجع‌به قتلِ پارکسـه؟

‫دیشب دو نفر ‫توی وست‌هالیوود به قتل رسیدن.

‫دو برادرِ فروشگاهِ «ساعت می‌خوای؟» ‫می‎‌دونید کجا رو می‌گم؟

‫خودتون بهتر می‌دونید. ‫کارت ویزیتـم رو اونجا پیدا کردید.

‫تا یک ساعت دیگه خودتون رو برسونید.

‫دیگه مشکل چیه؟

‫وکیل لازمم.

‫چیزی پیدا کردی؟

‫اینو ببین.

‫اون ماموری که چهار، پنج ماه پیش

‫ربوده شده بود رو یادت میاد؟ ‫که توی بیابون زنده زنده دفنـش کرده بودن؟

‫خودشه؟

‫دخترشه.

‫پشم‌هام.

‫تریو فوق‌العاده‌ست.

‫هی، اگه چیزی لازم داشتی...

‫- صبح اونجا می‌بینمت. ‫- قبوله.

‫خب چند تا دونات رو این شرط می‌زنی؟

‫سی دلار.

‫به به!

‫آره، حتماً دو روزی رو بس می‌کنه واست.

‫آره اگه منک دست نزنه.

‫به چی دست نزنم؟

‫دونات. ‫اگه باهام مهربون باشی.

‫چرا نباید باهات مهربون باشم؟

‫ممنون مدی.

‫خوش برگشتی پالینا.

‫هی، یکی از مرکز مشاوره اومده ببینتت.

‫گفتم توی اتاق بازجویی منتظر بمونه.

‫- ممنون که خبرم کردی. ‫- قربونت.

‫توی دادگاه گفته بودید ‫که مشکل خوابیدن دارید.

‫مضطرب هستید و ‫حتی توهمم می‌زنید.

‫شما اونجا بودید؟

‫صورت جلسه رو خوندم.

‫اگه سرپرست‌ها خبردار بشن که ماموری ‫مشکل خوابیدن داره،

‫یا سرکار نمی‌تونه تمرکز کنه، ‫ممکنه که محتاطانه قدم بردارن.

‫نمی‌خوام از شغلم ‫کنار گذاشته بشم.

‫ما هم چنین چیزی رو نمی‌خوایم.

‫خوبه.

‫من خوبـم.

‫واقعاً می‌گم.

‫بهتون برنخوره ولی الان اصلاً ‫حوصلۀ مشاوره گرفتن رو ندارم.

‫اخیراً مشکلات خوابتون بهبود پیدا کرده؟

‫همینطوره.

‫سرِ کار مشکل تمرکز ندارید؟

‫خیر.

‫واحد کاهش جرم چطور؟

‫یعنی چی؟

‫واحد کاهش جرم درگیرتون می‌کنه ‫و فعال نگه‌ـتون می‌داره؟

‫قطعاً. بله همینطوره.

‫کاملاً.

‫ ‫

‫قبل از اینکه شروع کنیم.

‫هر سوالی که شما بپرسید، ‫ما هم یه سوال در ازاش می‌پرسیم.

‫مزخرف نگید.

‫این مکالمه دو طرفه‌ست، ‫موافق نیستید ما بریم.

‫خانم‌ها مقدم‌ترن.

‫این پروندۀ قتل دوبرادر ‫چه ارتباطی به پروندۀ پارکس داره؟

‫با این.

‫دیروز توی فروشگاه ‫به پیتر گوین دادمش.

‫کِی بود؟

‫خودتون توی دوربین‌ دیدید دیگه.

‫سیستمش غیرفعال شده بود.

‫حدس بزنید.

‫حول و حوش ساعت ده بود.

‫ساعت چند این اتفاق افتاد؟

‫ساعت 10:20، یکی از مغازه‌دارهای اطراف دیده ‫که دو نفر از درِ پشتی خارج شدن.

‫ایشون به پلیس خبر دادن.

‫مغازه‌دارِ نتونست شناساییشون کنه؟

‫ماسک اسکی زده بودن.

‫داریم دنبال یه ویدیو می‌گردیم ‫ولی هنوز چیزی دستـمون رو نگرفته.

‫اونجا چیکار داشتی باش؟

‫چیزی گم نشده؟

‫اول سوال من رو جواب بده.

‫- هدف سرقت بوده یا آدم‌کشی؟ ‫- سرقت.

‫یا صحنه‌سازی کردن.

‫وارد شدن و یه سری چیز میز از توی ‫چندتا از گاوصندوق‌ها برداشتن و فلنگ رو بستن.

‫نوبت ماست. ‫شما چرا اونجا بودید؟

‫بذارید بهتون یادآوری بکنم ‫که آقای باش برای من کار می‌کنن.

‫حفظ اطلاعات محرمانۀ موکلینـم، ‫شامل حال ایشون هم می‌شه.

‫مکالمۀ دو طرفه‌ـمون رو دارید نقض می‌کنید.

‫شرمنده، بدون تاییدیۀ وکیلـم ‫نمی‌تونم درمورد پرونده‌ای صحبت کنم.

‫چنین چیزی ممکن نیست.

‫حتماً شوخیتون گرفته.

‫اون قربانی‌ها حقـشون این نیست، ‫خودتم بهتر از هرکسی می‌دونی باش.

‫چیزی که می‌دونم رو بهتون می‌گم.

‫من نمی‌دونم قاتل برادرهای گوین کیه.

‫خواهش می‌کنم هری.

‫من رفتم درمورد ساعتی که...

‫به همکارم، وینسنت هریک فروختن ‫یه سری سوال بپرسم.

‫کافیه. مصاحبه تمومه. بریم.

‫ببخشید.

‫مرسی که وقتـمون رو هدر دادید.

‫چرا چیزی بهشـون نگفتی؟

More Farsi Persian subtitles for Bosch: Legacy

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left