نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
!جک
!نه، مامان، نه - !جک -
ميدوني، اولين بار هم که حمله عصبي بهت دست داد
فکر ميکردي ديگه
اتفاق نميفته - ممنون که نگرانمي -
ولي چيزيم نيست
خيليخب، نگرانم که فقط
يه آسيب عاطفي ديگه ...کافي باشه تا دوباره
بث، گفتم خوبم
بنظر مياد که اختلال شناختي خفيف دارين
ممکنه کم کم اوضاع بدتر هم بشه
ببخشيد که هي ميگم
که به کسي نگو - درک ميکنم -
سلام عزيزم
سلام
چطورِي؟
ميگذرونم
ميرم آب بخورم بيام
"شايد بهتر بود کتاب "بپر بپر رو براشون نميخونديم
"هميشه با داستاناي "دکتر سوس خوابشون ميبره
خيليخب، کيتيِ بابا، بيا
!بريم، پاشو ببينم، پاشو
!نه، نه - !بله، بله -
بيا کفشدوزک، بيا، بيا
امروز با مامان ميري - ديگه وقت خوابه -
خيليخب، آقايون، آخرين نفري
که بره زير ملافه، يه تخممرغ گنديده و بوگندو و کثيفه
بدو، بدو، بدو
اولين شبتون روي تخت بزرگتونه
باشه، منم دوستت دارم
شب بخير
مثل پادشاهها بخوابين
و تمام. عزيزم، از من ميشنوي اگه يکم بيشتر بجنبي
ميتوني به رکورد من نزديک بشي
شوخيت گرفته؟ ميدوني مجبورم کرد از گروه "وام!" آهنگ بخونم؟
بعدشم کويين خوندم
آها
چطوره تو بري بخوابي؟
چي؟ - آره، يه شربت سرفه بخور -
و بگير بخواب
چيه؟ - ببخشيد -
جدي فکر ميکني اين سه تا بيدار نميشن؟
اونم با تخت جديد
و اضطراب ناشي از جدا شدن سه گندهبک؟
هر چي شد من حلش ميکنم، خب؟
بله - يه قهوه درست ميکنم -
فيلم "درخشش" هم کرايه کردم. رديفم
نه، منم رديفم. خوبم
حتي خسته هم نيستم. باور کن
رفيق، الان نبايد بيدار باشي که
بابا، من ميترسم
چيزي براي ترسيدن وجود نداره، رفيق
چرا، وجود داره
دنبال دردسر نيستم
خب؟
چي ميخواي؟
پول؟
...باشه، من
من پول دارم، خب؟
...بيا اينم از
من عضو شوراي شهرم
اينو بدون
و اومدي تو خونه من
همه جا دوربين مداربسته هست
تا همين الانم آژير بي صدا رو فعال کردي
اگه الان بري شايد پليس نگيردت
هي
اگه بموني
از من رد نميشي
هي مامان. مامان
مامان؟
هي، هي مامان
زودباش، از زير رعد و برق بيا بيرون
!خواهش ميکنم! بيا تو مامان خواهش ميکنم بيا تو خونه مامان
تو رو خدا مامان
!مامان
!مامان خواهش ميکنم !جون من
صدامو نميشنوي مامان؟
!مامان، مامان
!مامان
!مامان، خواهش ميکنم
!همين الان بايد بريم - رندال؟ -
آروم باش، مانوره فقط
بيا بريم، خواهش ميکنم - هي -
!هي، هي! وايسا، يه لحظه وايسا
.منو ببين. منو ببين فقط مانوره
خب؟ آتيشسوزياي در کار نيست
...فقط
فقطو مانوره
بيا ببينم
جامون امنه
قربان؟
آقاي پيرسون؟
شرمنده ستوان
چي فرمودين؟
فقط اينکه خونه رو بررسي کرديم
گويا چيزي کم نشده
پايين رو گشتيم
ميتونيم طبقه بالا رو هم بگرديم - لزومي نداره -
موقع اومدن مچش رو گرفتم - باشه -
و متوجه شدم که سيستم امنيتي ندارين
شديدا توصيه ميکنم نصب کنين
حتما. اتفاقا ميخواستم اين کارو بکنم
...فقط سرمون شلوغ شد و
رسيدگي ميکنم - باشه -
،منم با اجازهتون برم همسرم بالاست
...و داره دخترا رو آروم ميکنه بايد برم بهشون سر بزنم
حتما. ما هم کارمون داره تموم ميشه
قربان
،نميخوام بترسونمتون اما سارقهاي خونه
معمولا همون شب يا شب بعدش برميگردن
چون خيلي خانوادهها ميترسن خونه بمونن
...يه ماشين نظارت جلوي خونه گذاشتيم اما
محض اطلاع گفتم
ممنون که گفتين - بسيارخب -
مرسي - خواهش -
چي ميخواسته؟
احتمالا دنبال پول بوده ديگه
با ما کاري نداشته
براي همين وقتي بابا رو ديده فرار کرده
اگه برگرده چي؟
...عزيزم، اصلا
همچين اتفاقي نميفته
از کجا ميدوني؟
چون الان تو يه شهر بزرگيم
...اينجا پليسها
مثل "انتقامجويان"ـن
آره. احتمالا هم با جوکهاي بيمزهي بابا
ترسيده و پشت سرش هم نگاه نميکنه
هه هه هه
جوکاي منو همه نميفهمن
بث، مياي تو راهرو حرف بزنيم؟
آره
خوبي؟
تو خوبي؟
آره. تو چي؟
تو اين شرايط از اين بهتر نميشه بود گمونم
باشه
ساعت 7 صبحه
و کسي هم ديگه نميخوابه
امشب دخترا رو بردار برو هتل
سعي کن يکم استراحت کني
هتل؟ چرا؟
محض احتياط
پليسه گفت بعضي وقتا
دزدها دو شب ديگه هم ميان
يا خدا. نه - ...فقط -
تو هم باهامون بيا
من اينجا تنهات نميذارم
بث - نميرم رندال -
بث، من ميمونم
بايد پنجره رو درست کنم
سيستم امنيتي هم نصب کنم
نميخوام دخترا اينا رو ببينن
و ميخوام مطمئن شم که تا قبل از برگشتن شما
خونه به حالت عادي برميگرده، خب؟
هي
گوش کن چي ميگم
يه ماشين نظارت هم جلوي خونه گذاشتن
اگه يارو انقدر احمق باشه که برگرده
بايد از من و چوب بيسبال تس رد بشه
نميدونم تو اين مواقع
چجوري ميتوني شوخي کني
چيه مگه؟ فقط ميگم بايد از چوب من
و اين تفنگها رد بشه
گرفتي چي ميگم؟ - مامان؟ -
بله عزيزم؟
کاستارد عصاره بادوم؟
چيزي نيست. اشکال نداره
خيلي خوب و قويه. اينو دوست دارم
خمير بادومش خوبه
شکلاتش خوبه
ژلههاش خوبن
ولي خميرش نه زياد
ممنون کيمجوي - خيلي ممنون -
بذار کمکت کنم
چيزي نيست
بيداري؟
چرا پيامهات هميشه انقدر رسميان؟
ول کن بابا
موقع فيلمبرداري مزاحم شدم؟
نه، ديشب فيلمبرداري تموم شد
راستش تو لسآنجلس نيستم
عه. پس کجايي؟
شهرمون. حداقل شهر سابقمون
تو پيتزبورگم و مشغولِ
يه کار خيلي احمقانهام
...درست، شايدم نه. شايد انقدر
مسخرهست که عاقلانهست
دارم ميرم خاکسپاري
خاکسپاري کي؟
مامان سوفي مرده
اي بابا
خوبي؟
کي ميدونه؟ خودت چي؟
ديشب دزد اومد تو خونهمون
چي؟ همه خوبن؟
آره، همه حالشون خوبه
لطفا به مامان و کيت نگو
No comments yet. Be the first to leave one.