Hostages

Hostages (Заложники)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

hostages 2017 1080p bluray h264-miserable
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Mdzevlebi 2017 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-23
تعداد دانلود: 8
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

آن‌ها افراد بااستعدادی بودند.

اما آیا داشتن استعداد یعنی قوانین برایشان صدق نمی‌کند؟

میهن سوسیالیستی‌شان هر آنچه را نیاز داشتند، برایشان فراهم کرد.

آن‌ها زبان‌های خارجی و موسیقی آموختند.

آن‌ها این را چطور جبران کردند؟

به جای خدمت بی‌چون‌و‌چرا به میهن‌شان

و تبدیل شدن به شهروندان محترم شوروی،

آن‌ها از جوانی و استعدادشان برای ارتکاب یک جنایت شنیع استفاده کردند.

حالا باید مجازات شایسته‌شان را بپذیرند.

درک این موضوع دردناک است.

گروگان‌ها

باتومی ۱۹۸۳

زورا، با من بیا.

بریم.

لبخند بزن!

چیکار می‌کنی؟

دارم برمی‌گردم.

هی، سیگار داری؟ آره.

به رفیقات بگو برن بیرون. بعد از ساعت ۱۱ شب شنا کردن ممنوعه.

کمل آمریکایی؟ دوتا میدی؟

لطفاً فقط ۵ دقیقه دیگه.

نمی‌تونم اجازه بدم، مجازات می‌شم.

می‌ترسی شنا کنن تا ترکیه؟

گفتم ممنوعه.

راه بیفت.

حرکت کن.

وسایلتو بردار.

اینجا منتظر باش.

خسته شدین، جناب شوتا؟

ببخشید که منتظرتون گذاشتم. قابلی نداره.

زحمتتون دادم.

بفرمایید، یه پرونده از پایین آوردن.

لطفاً یه نگاه بندازین.

استونیایی‌ها.

یک ماه پیش توی تفلیس بودن.

با پسرتون ملاقات کردن.

اومدن خونه‌تون؟

بعید می‌دونم، همسرم حتماً می‌گفت.

نه.

همین تازگی‌ها، تلاش کردن وارد آب‌های بالتیک بشن.

دریا؟ آره.

ممنوعه؟ البته.

نمی‌دونستم.

این آب‌ها مرز دریایی هستن.

برای همین، نقض کنترل مرزی محسوب می‌شه.

می‌خواستن فرار کنن.

نه، ما ساندرو رو به دقت زیر نظر داریم.

میره کلیسا؟

بله، میره.

اما اون یه آدم هنرمنده، چطور می‌تونید کاملاً درکش کنید؟

آره، سخته.

خودم آتئیست هستم. برای مردم دانش میارم.

من یه پروفسورم.

جناب شوتا، می‌خوام ازتون خواهش کنم.

اگه چیز عجیبی دیدین حتماً به ما خبر بدین.

ما چیزی رو از قلم نمی‌ندازیم.

رفقای عزیز!

کار نمی‌کنه.

بیا کمک کن.

روز بخیر!

جناب شوتا، حال شما چطوره؟ می‌دونید، حس یه پیرمرد رو دارم.

گورام، ببخشید که از کارتون جدا می‌کنم.

دارن یه چیزی رو برنامه‌ریزی می‌کنن، اما می‌ترسم بپرسم چی.

اون‌ها دیگه بزرگ شدن، نمی‌تونم مدام مراقبشون باشم.

توی کا.گ.ب چیکار کنم؟ چی بگم؟

می‌فهمم.

اینجا حرف نزنیم. من همه چیز رو حل می‌کنم.

بیا تو.

چش شده؟ از صبح عصبانیه.

برو باهاش صحبت کن.

چی شده؟

نمی‌دونی؟ نه.

پدر ساندروی شما اومده بود اینجا.

می‌دونی کا.گ.ب احضارش کرده؟

زبونتو از حلقت درمیارم.

چی، مگه من نباید با کسی حرف بزنم؟

زیادی وراجی می‌کنی.

می‌خوای برام دردسر درست کنی؟ این استونیایی‌ها کین؟

کدوم استونیایی‌ها، دیوونه‌ای؟

خودت دیوونه‌ای؟

می‌فرستمش خدمت سربازی تا آدم بشه!

همه چیز خوبه مامان.

عجله کن.

من اینجا می‌مونم، تو برو داخل.

ساندرو.

ساندرو، وایسا.

مامان شما نمی‌تونی اینجا بیای.

تصمیم گرفتی کشیش بشی؟

می‌خوای من خودکشی کنم؟

اون نمی‌تونه اینجا بیاد.

می‌دونی که دارن از آکادمی بیرونش می‌کنن؟!

بذار خودش تصمیم بگیره.

چی، بعدش می‌خوای ازش مراقبت کنی؟ دست از سرش بردار!

گناه نکن، تو کلیسا هستی.

چطور جرئت می‌کنی؟

۱۰ سالم بود که پدر و مادرم رو تیربارون کردن.

آرتور اینجاست؟ آره، طبقه بالا.

۵ دقیقه دیگه برمی‌گردم.

حتی نمی‌تونی تصور کنی چی گیرم اومده!

هی، پدر!

چیزی خوب داری؟ بابا همه چیزای خوبو برداشته دیگه

اوه، خواهش می‌کنم اینو بده به من. یک ماهه دنبالشم

۳۰ روبل

بفرما پولش

بهش بده وگرنه گریش می‌گیره

روی این که به هر حال نمی‌تونی گوش کنی

مارلبرو اصل می‌خوای؟ تازه برامون محموله رسیده

میشا، تو عجب آدمی هستی! این کشیشه، سیگار نمی‌کشن

فقط یه پیشنهاد بود

بیا به جای این به من کمک کن

باتومی بودی؟

از کجا می‌دونی؟

یه الهام بهم شد

از این الهاماتت خسته شدم

شایعات زیاده و شماها هم زیادی حرف زدید

ما که چیزی نمی‌گیم

پاکت و نوار رو جدا بذار

همون کاری که گفتم بکن

نگران نباش. به‌زودی یه سر بهت می‌زنم

سلام، دوست عزیز! پدرتون چطورن؟ ممنون

نیکّا، بیا اتاق گریم. چشم. ۲ دقیقه

آوردی؟ بفرما، بیتلز

خوشت اومد؟ محشره!

آوردی؟

سبکه. خب پلاستیکیه، واقعی نیست

چی؟ تو واقعیشم داری؟

مواظب باش منفجر نشی!

باید برم. برای تست بازیگری اومدم

پسش بده

وایسا

دندونات زرد میشه و چروک میوفته

بریم

اُتو، کی برمی‌گردی؟ نمی‌دونم

ولی من باید بدونم. انقدر سعی نکن منو کنترل کنی

می‌خوای؟

هی

هی بچه‌ها

آوردی؟

نشونمون بده

کدوم طرف می‌ری؟

به کوه برای شکار

مواظب باش، صبح مه بود. گم نشی

دستات سرده، دلهره داری؟

مشروب خوردی؟ نه، ترک کردم

بریم بهت رسیدگی کنیم

خب، زوریکو، بابات داره پیر میشه؟

پسرمو یادته؟

سلام! اون دومی کجاست؟

پایینه

یادمه وقتی قدشون همینقدر بود

می‌تونی بهش بگی

آیا یه مرد گرجی باید اینجوری موهاشو ببنده؟

یالا، بریم

می‌دونی این کیه؟

می‌دونی هر شب چطور با عجله میری خونه تا تلویزیون ببینی؟

کار اونه

وایسا

ما برای معاینه اومدیم

لطفاً صبر کنید

چه فیلم خوبی نشون می‌دادن؟

کاراته لیدی؟

نه. رومئو و ژولیتِ زفیرلی، درسته؟

فوق‌العاده‌ست. من گریه کردم

اونا نمی‌خوان ببینن. بابا، ما دیدیمش

آره، دیدیم

مریض من منتظره

پس سکته قلبی نیست، درسته؟ نه، نگران نباشید

ریشت قلقلکم میده! یه مرد واقعی باید ریش داشته باشه!

یه نخ سیگار بده

تنگیز سر زد. خب؟

می‌تونی تصور کنی بابا چقدر داشت خودشو براش می‌کشت

مثل همیشه؟ آره، داشت چاپلوسی‌شو می‌کرد

روسی بلدی حرف بزنی؟ منم می‌خوام بخندم

در مورد مریضا بود

من میرم. امشب می‌بینمت؟

دیوونه شدی؟ چی شده؟

اون ماشین چیه؟ مال کاره

و راننده؟

اون ما رو تو ویلای تابستونی پیاده می‌کنه

نمی‌خوایم چشم اضافه اونجا باشه

کل اتحاد جماهیر شوروی به تیم فوتبال گرجستان افتخار می‌کنه!

تصور کن یه آدم مسن وارد اتاق میشه

ممکنه دستشونو به سمت تو دراز کنن. فقط اون موقع می‌تونی دست بدی

در همین حین، تو باید ایستاده باشی

بعدش خانما می‌تونن بشینن. فقط بعد از اون، بچه‌ها می‌تونن بشینن

هیچ وقت اول دستتو دراز نکن

مهمات داریم؟ آره

بعد از عروسی

مانانا ما رو از بازرسی امنیتی رد می‌کنه

کسی ما رو بازرسی نمی‌کنه. می‌گیم داریم دارو می‌بریم

دعوتش می‌کنیم عروسی

مهمونای زیادی هستن، دیگه جایی نیست

فقط براش یه صندلی بیار

با دوستای آنا میشینه

اگه پیداش کنن چی؟

چی؟ اسلحه رو

میگیم می‌خواستیم بریم شکار. چی؟!

یا اینکه بعد از عروسی تیراندازی کنیم

مطمئنم که ما رو بازرسی نمی‌کنن

روزی ۱۰ پرواز به باتومی هست، کی همه‌شونو بازرسی می‌کنه؟

More Farsi Persian subtitles for Hostages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left