نخستین 200 خط.
. دیگه نمیتونم ادامه بدم
. میتونی هرجایی خواستی بری
. من یه دخترِ جدید دارم
. "لولا"
. اون تقریبا باکِرَست
. قاتل، "فرانسیس مگوایر" ـه
. من شنیدم خودش اعتراف کرده که مرتکب قتل شده
خواهش میکنم بهم بگو که تو فینبار"رو نکشتی"
. جعل کننده یک هنرمندِ واقعیه
صفحه های من کجاست "اُرُآک" ؟
اون پلیسای حرومزاده به زور ازشون گرفتن و
. با "مگوایر" گرفتن
فردا صبح اول از همه توی کلانتری بَلوا به پا میکنیم و
! هرچیزی که مال من بود رو بر میگردونیم
«فصل دوم، قسمت پنجم: «سرود صبحگاهی
دیشب ترسوندمت ؟
چرا باید منو بترسونی ؟
. گاهی اوقات خودم رو هم میترسونم
، وحشی میشم، به خودم ضریه میزنم
. نمیفهمم که دارم چیکار میکنم
به نظرم به خاطر نژادمه که اینطوریم
باید بعضی وقتا با خودم کلی کبنجار برم تا خوب شم
، جالبه
منم بعضی وقتا نیاز دارم با خودم خلوت کنم
سرصبح اولین کارت اصلاح صورتته؟
آره، چطور ؟
فکر نمیکردم از اینجور آدما باشی
که قبل از کار تمیز و مرتب میشن
فقط بعد از مست کردنام اینجوری میشم
کمک میکنه که تمرکز کنم و ببینم که آماده کارم یا نه
اسم واقعیت چیه ؟
منظورت چیه ؟
من خیلی اینجا بودم
هیچکدوم از شماها از اسم مسیحی استفاده نمیکردین
کی گفته که من مسیحی هستم ؟
. خیلی خب
."ویکتوریا"
. یالا
راستشو میخوای ؟
. آره
. "رُز"
من که باور نمیکنم
این دیگه واقعآً راستکیه
. "گلوریا"
. تو بُردی
. "همون "لولا
پیغام منو فرستادی ؟
. البته که این کارو کردم گفت که بعد از ملاقاتت با
اسقف اعظم میاد دنبالت
دهنتو ببند قبل از اینکه بیام بیوفتم به جونت
. اینقد بزنمت تا جونت در بیاد تو پلیس کُشی، آره ؟
تو هیچکس رو نمیبینی و
. هیجایی نمیری
. تو همینجا میمونی و میپوسی
نمیدونم باید اینکارو بکنم؟
! آره
حالا یه بار دیگه میپرسم آماده ای؟
! پول
! پول مجانی! بیاید رفقا
! شما ثروتمندید . همه برای شماست
. این دیگه پایانِ بدبختیه شماست
... بگیرش! و
همین
. دیگه توی عُمرتون تکرار نمیشه
اینجا چه خبره؟
! دستا بالا
! مامورا بخوابید ! برگردید! حرکت کن
. حرومزاده ها بخوابید روی زمین
. باشه
تکون اضافی بخوری
به درک واصل میشی
! بشین
!خوک کثیف بشین زمین ! خوک کثیف بشین زمین
! بشین زمین! بشین زمین! بشین زمین
. پایین، همین حالا
. همینه
! به من چشمک نزن ! به من نگاه نکن
! فقط همینطوری بمون
هَمَتون همونجایی که هستید
. بِمونید
. همگی صبح بخیر
صبح که هست اما خوبه ؟
خوب" کلمه ای کوچیک" دربرابر وصفی بزرگه
فکردی چه غلطی میتونی بکنی ؟
! خفه شو
، آقای فیلُمِن کیتینگ
. سرآمدِ آدمای تبهکار
در حالِ حاضر متخصص در قسمت ارز دست ساز هستش
جاعل پول
قربون دهنت
. من خیلی در موردت شنیدم کاپیتان سالیوان
در حالِ حاضر، توی همین اولین ساعت فهمیدم که
، کارمندای کم و ضعیفی داری
پس بیا باهم موئدب باشیم باشه؟
من صفحات چاپم رو میخوام و
. همین الانم میخوام
. "لولا"
...."گلوریا"، "رز"
اینکار، به نفع هردومون بوده
الانم هست
... این همون حرفیه که داوان گفت
بعضی چیزا رو هرچقدر بیشتر سعی کنی
درستشون کنی، خراب تر میشن
. در صورتی که در حقیقت اینطوری نیست
. از بابت شب ممنون
صفحات چاپ من کُجان کاپیتان سالیوان ؟
! پیداشون کن
. بسیار خب
. سلام
. چه زن و شوهرِ زیبایی
! من صفحاتم رو میخوام
خواهش میکنم، ما فقط اینجاییم که . خبرِ یه دزدی رو بدیم
یه نفر یه کار بدی کرده؟
احساسِ دَرموندگی داری، مگه نه ؟
. بیا اینجا
. هیــــــس، همه چی روبراهِ
! وایسا
! نه
! آه
. یا مسیح
. صفحات من
. نمیدونم داری در موردِ چی صحبت میکنی
!چرنده
. وققتی بیرون از اینجا ازت سوال کردم، صورتت تغییر کرد
تو دقیقا میدونی چرا من اینجام و
. میدونی که من چی میخوام
! من عجله دارم
! پس وقتِ منو هدر نده کاپیتان
بهم اعتماد کن، تو که نمیخوای چیزی که میتونم بکنم رو ببینی تا
. وضیعت از چیزی که هست بدتر بشه
. اونا اینجان، درست اینجا
. نیاز نیست بیشتر از این کاری کنی
توی این کِشویه ؟
. نه فکر نمیکنم اینجا باشه ، نه
. یا اینجا
. یا اینجا
! یا اینجا. یا اینجا
! تفنگارو بگیرین، زودباشین
! همجارو بگردین
! این کِشوهای لعنتی خالییَن
!شانسی هست ؟ نه
!لعنتی! هواسِتون باشه
! پرده هارو بکش
اینارو کدوم گوری گذاشته ؟
! چیزی جز کاغذ نیست
هیچی ؟
هیچی نیست
! درو ببند
،بدش بیاد. بسیار خب . باشه، باشه
حالا دیگه میتونم لباسامو بپوشم ؟
این بالا چه صدایی میاد ؟
. لباساتو از این بگیر
میدونی چطوری با هفت تیر شلیک کنی یا نه ؟
. الان نه
. اوه خدای من
. شلیکِ قشنگی بود گنده بک
، دفعه ی بعد چشماتو ببند
باید به جایی بین دوتا توپای این مرد
. یا مغزِش شلیک کنی
داری چه غلطی میکنی "شِیمِس" ؟
این پلیس اسم تو رو از کجا میدونه ؟
. من میتونم توضیح بدم
چیرو توضیح بدی ؟ ما به تو 200تا سکه دادیم که
بری دنبالِ "فرانسیس مگوایر" و
! الان تو داری به من شلیک میکنی
!گندت بزنن! خدای من
! "آقای "اُرُآک
. بهمون بگو که اگه گشتن با موفقیت تموم شد
. ته رئیس هنوز نشده
چرا انتظار میره که
بخش کاری تو
اینهمه مصممه؟ برای دستورات؟ عدالت؟
این تنها دستوریه که وجود داره و
فقط با این میتونی توی دنبا
،کاری رو که میخوای انجام بدی
ولی اگه عدالت رو به دستای خودت بکشونی
. میتونی یه چیز جدید درست کنی
من یه امپراطوری درست کردم
اما اونو ندارم و
. ازم دور شده
! آه
صفحات چاپ لعنتی من کجاست کاپیتان ؟
! آه
. مگوایر" رو بیار"
درست سر وقت
شِیمِس چرا با لباس تولد نیومدی ؟
. "اُرُآک"
من که اصلا انتظارشو نداشتم
. که تو رو اینطوری سرِپا ببینم
یه زد و خورد عادی نمیتونه منو بی حال کنه
. از اونجا دور شو
چی شده ؟
! کُرکی" بیا اینجا"
! "کُرکی"
اندرو"، چه خبره ؟"
کاهن ها
کل اداره رو گرفتن
یه عده ای رو گروگان گرفتن
...چندین شلیک هم شنیده شده ولی نمیدونیم که
یا مسیح
No comments yet. Be the first to leave one.