نخستین 200 خط.
قسمت 4
پس تو درمورد جراحت شبيه اذرخش ميدوني؟
مگه ميشه ندونم؟
همه همکاران مرده من اون جراحت رو داشتند
کيم هونگ جو هم به همين روش به قتل رسيد
همه اونها با يه ضربه کشته شدن
قاتل بايد استاد شمشير زني باشه
نميدونم
اگه ما بتونيم...
در مبارزه بزنيمش
از شر اون اشغال راحت ميشي؟
براي همين به پسرم گفتم مواظب باشه با کي دوست ميشه
نبايد به خاطر کشتن چنين اشغالي احساس گناه کني
او کسي بود که پسر منو خراب کرد!
پولم رو بده
خودشه
اقاي بک!
خودشه
سلام قربان
_ کار چطوره؟ _ خوبه
پدر
شنيدم اقاي گواک که اين مغازه رو اداره ميکنه به ايالتهاي ديگه رفته
عاليه.هيچ وقت نميتونم يه سکه از اون ادم بگيرم
بايد مطمئنم بشيم که صاحب مغازه بعدي پولمون رو ميده
حالا داري ياد ميگيري
سم ول
لباسهام رو شستي؟
ها؟نه هنوز خانم
دختر دهاتي چرا هنوز لباسهاي من شسته نشده!
من بايد لباسهاي زيادي رو بشورم
خفه شو!
اگه نميتوني به مشتريها برسي حداقل متوني لباسها رو بشوري که!
اول لباساي منو بشور!
ولي رئيس ازم خواستن که لباسهاشون رو زودتر بشورم چون ميخوان برن بيرون
خفه شو و اول لباسهاي منو بشور!
فکر ميکني چه غلطي ميکني!
ميخواي با اين چيکار کني؟
ميدوني اين چقدر مي ارزه؟
داري چيکار ميکني؟
چرا دخترم رو اينجوري ميزني؟
نميتوني اينو ببيني؟
او به عمد اين کارو نکرده.مريضه
متاسفم خانم.همين الان دوباره لباسهاتون رو ميشورم
اگه نتوني لکه رو پاک کني بايد يه لباس جديد برام بخري
سم ول
وقتي اينجا نبوديم خيلي خوشبخت بوديم
با برده بودن چه سرانجامي خواهيم داشت؟
مادر
سم ول
اقاي اي مين بک از جنگاک ون
جنگاک ون: مامور مسئول موسيقي و رقاصها در دوره جوسيون
اين مرد ميخواد(پيشنهاد سوک هوان) تو تا از برده هاي رقاص ازاد بشن
سوک هوان: ازاد کردن کسي با پول
ازاد کردن يه برده قبل از مردنش اسون نيست
_ بايد دليل خوبي داشته باشي _ درسته
گزارش شده که سم ول و مادرش مردن
اونها از ليست برده ها خارج شدن
بله قربان
برگه هاي برده بودنشون رو هم بهم بدين
به ما اعتماد ندارين؟
اونهارو بدين بهم!
باشه
حالا ديگه برده نيستين
شما کي هستين؟ چرا مارو ازاد کردين؟
اين سم هيوک منه
وقتي او رفت به کينگ من اينو براش درست کردم
درسته.من وابسته به سم هيوک هستم
پس شما پسر منو ميشناسين؟
بله
سم هيوک...
_ مادر _ سم هيوک
برادرم چکار کرده؟ او واقعا سزاوار مرگ بود؟
نه! اصلا
اوه,پسر بيچاره ن!
مادر گريه نکن
از اين استفاده کنين و هويت جديدي بخرين مستقر بشين
ما نميتونيم اين همه پول از يه غريبه قبول کنيم
سم هيوک
تماشا ميکني؟
هي,گزارشي بهم بده که شايسته اويگيوم بو باشه
تو خانم هوانگ بيوه از بيکمانگول رو ميشناسي؟
چي شده؟
چند روز پيش دزديه شد و به فاحشه خونه فروخته شد
تو خردش کردي؟
البته نه!
اين چيزي نيست که من ميخوام!
ميخوام يه مورد مهم رو به اشرافزاده ها گزارش کنم
خب...
شنيدم سگ وزير چوي دوروز پيش ناپديد شده
_ چه جهنمي! _ پس ازمون ميخواي دنبال يه سگ بگرديم؟
چي؟
سگ وزير چوي؟
Yes. بله
اون سگي که هميشه تو کشار همراهشه؟
بله
هموني که از چين اورده؟
همونه
اين شانس ماست
_ اقاي سا,اقاي اوه,اقاي جدونگ! _ بله قربان
برو خونه وزير چوي و يه نقاشي از سگ بگير
چي؟
بله قربان!
و حتما به وزير چوي بگو که من فرستادمت
_ و اقاي چوي... _ بله
نگاه ميکنم ببينم کسي يه سگ رو براي مصرف تو چند روز گذشته کشته
ميفهمم کدوم حرومزاده اي سگ رو دزديده و خورده
و به وزير چوي گزارش ميدم
يکم صبر کن.من گزارش ميدم
من بودم که تحقيقات رو رهبري ميکردم پس نبايد من گزارش بدم؟
من مافوق تو هستم پس بايد من گزارش بدم
مترجم کيم مال جانگ مهماني تولد داره
ما دستور داريم تمام افراد رو براي محافظت بريم
همگي کاملا اماده باشين
ولي او حتي اشرافزاده نيست او يه ادم عاديه
چرا اويگيوم بو از مهماني يه ادم صرفا عادي محافظت کنه؟
منم خوشم نمياد ولي چکار ميتونيم کنيم؟
ما بايد اين بي عدالتي رو تحمل کنيم چون تو جنگ شکست خورديم
کيم مال جانگ اشنايي نزديکي با امپراطور کينگ داره
پس اونها به ما دستور دادن تا اورو خوشحال نگهداريم.فهميدي؟
Yes, Sir. بله قربان
مرخصين
چرا ازجا پريدي؟
شنيدم چندتا زن برامون داري
هردوشون به عنوان مرده گزارش شدن
پس لازم نيست اونهارو تو ليست يو نيو قرار بديم؟
او نيو – زني که توسط مردي خريده ميشه براي عياشي که دون پايه تر از فاحشه است
حتي لازم نيست براشون ماليات بدي
عاليه.ميخرمشون
قربان اين درست نيست!
ما از برده بودن ازاد شديم!
ساکت باش!
چطور چنين کاري با ما ميکنين!
ما شمارو به شهرباني گزارش ميکنيم!
مارو گزارش ميکني؟
شنيدم گزارش شده هردوي شما مردين
مرده هايي مثل شما نميتونن صحبت کنن!
حالا خوب گوش کنين
از حالا به بعد شماها فاحشه اين فاحشه خونه هستين!
چرا ازمون خواستين اينجا جمع بشيم؟
اين ليست فاحشه هاست
اين متعلق به جنگاکون نيست؟
بدست اوردنش نسبتا مشکله
پي ميخواي باهاش چيکار کني؟
يه چيز خوب
خانم هوانگ دزديه ميشه که تو فکر کردي اين يه مورد جداگانه است
زنهاي زيادي دزديه شدن
نيازمند رو ميدزده
و اونها رو وادار ميکنه به عنوان فاحشه کار کنن بدون اينکه اسمشون تو ليست فاحشه ها باشه
پس...ما به فاحشه خونه حمله ميکنيم...
و ليست رو با فاحشه ها مطابقت ميديم...
و زنهايي که تو ليست نيستند رو ازاد ميکنيم؟
شما جوونها خيلي زرنگ هستين!
اين نظر فوق العاده رو از کجا اوردي؟
پس ميخواي به زور و با تهديد از مسئول فاحشه خونه پول بگيري
تا اونها سعي کنن براي بستن چشمهاي ما بهمون رشوه بدن
چيل وو تو فکر منو ميخوني
ما زنهاي بيچاره رو ازاد ميکنيم بعلاه پولم ميگيريم
_ مثل کشتن دو پرنده... _ با يه سنگ
ما پول رو عادلانه بين هممون تقسيم ميکني.تو هستي؟
بله!
ما همديگرو در ساعت خوک تو محل مخفيمون با لباس مبدل خواهيم ديد,فهميدي؟
هه سي – ساعت خوک بين 9 تا 11 شب
اوه,اونجا!
_ اونجا! _ اونجا...!
کجا؟
بزار ببينيم...
دهاتيه زشت!
تو چقدري؟
چقدري؟
خوشگل نيست؟ تازه امروز رسيده
پنج سکه! کافيه؟
ردکن بياد
_ بريم _ من فاحشه نيستم!
چرا تو پست فطرت...
سم وا!
ولش کن! دختر من فاحشه نيست!
مادر!
حدس ميزنم هنوز کسي اينجا نيست
يالا
حاضرين؟
بريم
برگرد اينجا
پست...
سم ول!
منم مامانت سم ول بلند شو
_ مادر _ بلند شو
بيا از اينجا بريم بيرون
اون زنها دارن فرار ميکنن! بگيرينشون!
مادر!
مادر!
مادر!
بهتون نگفتم خوب مراقبشون باشين؟
امروز کار تمومه! فاحشه خونه رو ببندين!
فاحشه خونه رو ببندين!
بهتره رفتارتون مثل مهمانهاي مست باشه,باشه؟
البته.نگران نباش
من خيلي مستم
_ اقاي چوي! _ چيه؟
اونجارو ببين
انگار اتفاقي داره ميوفته
No comments yet. Be the first to leave one.