نخستین 200 خط.
گفته شده که حرکتي به کوچکي بال زدن يک پروانه ميتونه سرانجام باعث ايجاد گردباد در قسمتي از جهان بشه (نظريه آشفتگي)ـ
..اگه کسي اين نامه رو پيدا کنه
...معنيش اينه که
طرح من کار نکرده...
و من ديگه مُرده ام
ايوان؟- فکر ميکنم اينجا باشه-
...اما اگه به هرنحوي
...بتونم به آغاز تمام اينها برگردم
...شايد بتونم - ايوان-
جون اون دختر رو نجات بدم
!ايوان
سيزده سال قبل
باز داريم دير ميکنيم
از کي تا حالا مراقب ايني که به موقع به مدرسه بري؟
ما داريم براي شب والدين عکس هايي رو درست ميکنيم
،نگران نباش وقت زياد داري
بابا هم مياد؟
تو که جوابشو ميدوني
نميتونه فقط يکروز بيرون بياد؟
ما بيشتر از صدبار درباره اش صحبت کرديم
اين موضوع براش خيلي خطرناکه
اما "لِني" گفته که باباش مياد
همينطور باباي تامي و کِلي
باشه فهميدم
من خيلي بد نيستم، هستم؟
نه
عاليه، روز خوبي داشته باشي
دوست دارم بعدا ميام دنبالت، بايد برم
خداحافظ
خداحافظ
خانم "تربورن" بايد باهاتون صحبت کنم
ميتونيم شب صحبت کنيم؟ ...من کارم دير شده
من فکر ميکنم شما واقعا بايد اين رو ببينيد
تامي، ولش کن
نذار به دفتر آقاي ووتک بفرستمت
من ميخواستم اين رو به مدير مدرسه نشون بدم
اما فکر کردم که بايد اول با شما صحبت کنم
چي شده؟
ديروز من از بچه ها خواستم که نقاشي بکشند ...درباره اينکه
وقتيکه بزرگ شدن ميخوان چيکاره بشن
بيشتر اونها درباره کارهايي که پدر و مادرشون انجام ميدن کشيدن
...اما اين
سر در نميارم
ايوان اين رو کشيده؟
ميتونم اين نقاشي رو نگه دارم؟- البته-
يه چيز ديگه هم هست خانم تربورن
من حسي خوبي درباره گفتنش ندارم- چيه؟-
وقتي از ايوان درباره اين نقاشي پرسيدم
خوب، اون نتونست بياد بياره که چنين چيزي رو کشيده
من نميخوام برم
من اينجا رو دوست ندارم مامان
فکر ميکنم اونجا ترسناکه
قول ميدم ديگه از اون عکسهاي بد نکشم
چيزي نيست عزيزم، باشه؟
اونا فقط ميخوان يه سري آزمايش انجام بدن، همين
اوه- ازشون بدت نمياد-
خوبه کارت عاليه
فقط بهم بگين که اون بيماريه ارثي از پدرش نداره
مطمئنم که جواب آزمايشات منفي خواهد بود
اما يه چيز ديگه هست که شما ميتونيد درباره نظارت بر حافظه اش انجام بدين
مثلا چي؟- ...يه دفتر خاطرات-
که هرکاري رو که انجام ميده توي اون بنويسه-
خب اون چيکار ميکنه؟- اون ميتونه به ردگيري حافظه اش کمک کنه-
ببينيد آيا روز بعد چيزي رو بياد مياره
...اين نتايج آزمايشات چند روز ديگه آماده ميشه
و ما اينو از اونجا ميفهميم- باشه-
امروز مامان منو ميبره تا با تامي و کِلي بازي کنم
من باباشون رو خواهم ديد و خواهم فهميد که باباي واقعي چه شکليه
عاليه، بزودي ميبينمت
...ايوان
ايوان، با اون چاقو چيکار ميکني؟
چي شده؟
...عزيزم
با اون چاقو چيکار ميکني؟
يادم نمياد
هي آندرا- جورج-
سلام، مرد کوچک
مواظب باش
ممنون جورج
قابلي نداشت- ...اين شماره من توي بيمارستانه-
اگر که مشکلي پيش اومد
...خواهش ميکنم حواست بهش باشه چون
چي، شوخي ميکني؟
امروز بهمون خوش ميگذره
خوبه، عزيزم پسر خوبي باش
دوستت دارم
خداحافظ- خداحافظ جورج-
بريم به حياط پشتي
بگير که اومد
ايوان، حدس بزن پدرم چي گرفته؟ ...يه دوربين ويدئويي گرفته
و ما همه قراره توي فيلم باشيم
درسته ايوان
و تو يک ستاره ميشي
فکر ميکردم من ستاره ام
هي، چي بهت گفتم؟
...حالا، ايوان
تو بايد قول بدي
...بهترين و بزرگترين قولت رو
که اين راز کوچکِ ما خواهد بود
فکر ميکني ميتوني اين کار رو انجام بدي؟- اوهوم-
..من
من کجا هستم؟
کجا اومديم؟
آروم باش بچه، همونجا بمون
من يه جاي ديگه بودم
من چطوري اومدم اينجا؟
مثل عقب مونده ها بحث نکن ...وگرنه مادرت رو صدا ميکنم
و بهش ميگم که چه بچه گندي بود
...کِلي
...کِلي
چي شده؟
خبراي خوب اينه که نتايج منفي هستند
...من هيچ نشونه اي پيدا نکردم از
خون ريزي يا تومور
اما شما بايد يه چيزي براي ادامه دادن داشته باشيد
به نظر من تمام اينها بخاطر استرسه
اما اون فقط هفت سالشه
يه بچه 7 ساله چه استرسي ميتونه داشته باشه؟
خيلي زياد ...شايد اون مشکلات سختي داره
درباره اينکه پدر نداره
...شما آخرين بار گفتيد که فراموشي موقتي در
ملاقات با پدر دوستش داشته؟
خوب، اون منو مجبور کرد که پدر دوستش رو ببينم
و من همينطور بهانه مياوردم- اينکار مثل شليک يه گلوله ميمونه، آندرا-
ما ميتونيم يه ملاقات کنترل شده تنظيم کنيم
با دقت به همراه جيسون و کادر امنيتي اينجا
...ايوان براي يه ملاقات سريع مياد پيش ما
...و با کمي شانس
ديگه عقده اي از داشتن پدر وجود نخواهد داشت
پانزدهم آوريل
امروز من به ملاقات پدرم ميرم
اسم اون جيسونِ و ديوونه است
اميدوارم بذاره که بابا صداش کنم
بيمارستان رواني
منظورتون اينه که بابا اينجا زندگي ميکنه؟
نه اينطوري، واقعا نه
...حالا اگه پدرت يکم خواب آلود به نظر رسيد
بخاطر يکم داروئه، باشه؟
باشه
فقط يه لحظه اينجاست، خب؟
چيزي نيست، من گاز نميگيرم
تو عکسهاي منو ديدي، درسته؟
اووهوم مامان ميگه من لبخندم مثه توئه
و همينطور موهام
!نه
!اون داره ميميره !اين تنها راهشه
جيسون بس کن
!نه
اون خوب ميشه چيزي نيست
.اون صدمه بدي ديده يه برانکارد بياريد
زود باشيد، بذاريد از اينجا بره بيرون- خيلي متاسفم-
...با اميدي قطعي
،به رستاخيز ...براي زندگيِ جاودانه
...ما از پروردگار قادر خود و برادرمان جيسون ميخواهيم
...که او را رحمت کند و
...و چهره او را در محضر خود درخشان گرداند
...و با او مهربان باشد و
به او آرامش دهد آمين
شش سال بعد
زود باش، کجاست؟ لعنتي من ميدونم يه جايي اون پايينه
تامي، اينجارو بهم نريز مگه چي شده؟
حالا دنبال چي ميگردي؟
خفه شو و تو هم جلوي دهنتو بگير
ميدوني، بايد اينجا يه چيزي اينجا باشه
ما بايد زودتر بريم
اگه پدر مارو اينجا در حال کشيدن سيگار ببينه، ميکشتمون
پس بزنيد بريم
من ميدونستم که پدر يه بمب اين پايين داره
بذاريد اين لعنتي رو توي يه چيزي منفجرش کنيم
بفرما رفيق
چي؟ من اينکارو نميکنم
من به همچين چيزي دست نميزنم
مطمئن باش که هيچ کدوم از ما و تو نميخواهيم کسي رو اذيت کنيم
اما ايندفعه من کار نميکنم رفيق ببين فيتيله اش چقدر کوچيکه
من کشته ميشم- نه لزوماً-
بفرما
اين حداقل دو دقيقه برات وقت ميخره
ممنون رفيق
بخاطر مسيح لِني، کودن، فقط انجامش بده
ممنون- تو کمک خوبي هستي مرد-
اون لعنتي يکم طول ميکشه
چه مرگته؟ زود باش
ايوان بجنب، کمکم کن بلندش کنم
ايوان برگرد اينجا و کمک کن بلندش کنم
چه اتفاقي افتاد؟ ما کجا هستيم؟
خداي من چيکار کرديم؟
ايوان زود باش کمکم کن
چه مشکلي پيش اومده؟ چرا اون صحبت نميکنه؟
بهش شُک وارد شده، خانوم
چي شده؟ چه اتفاقي افتاده؟
...ما توي جنگل براي بازي بوديم
...اونموقع لِني خوب بود اما
اما يکدفعه خشکش زد اينطور نيست بچه ها؟
چه اتفاقي افتاد، ايوان؟ حقيقت رو بگو
نميدونم يادم نمياد
يه چيزي بايد اتفاق افتاده باشه يه چيزي که اون رو به اين حالت درآورده
من فراموش کردم
سعي نکن از فراموشيت براي اين يک مورد استفاده کني
تو اين اوضاع رو درست نکردي؟
تنفس کن و بده بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.