ZENSHU

ZENSHU (全修。)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld] Zenshuu - S1E08 [Senku] @Megatools v2bot
ناشر @Megatools_v2bot

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-04-06
تعداد دانلود: 36
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 180 خط.

‫هـــم؟

‫مگه «افسانه‌‌ی مرگ»...

‫قرار بود شاد باشه؟

‫خب، حلاهرچی.

‫معلومه که نیست!

‫این پرنده مرموز...

‫واــــی، چقدر خوردم. ‫از فردا رژیم می‌‌گیرم دیگه.

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫هرجا که برم...

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫هرکاری بکنم...

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫همه‌‌ش سروکله‌‌ش پیدا می‌‌شه.

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫بی‌‌فایده‌‌ست. ‫‌‌بی‌‌فایده‌‌ست.

‫اون پرنده ایکبیری جدی جدی ‫رفته رو مخم.

‫Translator: Senku

‫AnimWorld

‫Tel: AWsub

‫قسمت هشتم: اعتراف

‫بازم مطمئنم اونُ یه جا ‫دیگه‌‌م دیدم.

‫ناتسوکو سان!

‫چیزی پیدا کردی؟

‫اون پرنده‌‌ی سخن‌‌گو شاید ‫مثل شما باشه.

‫ها؟

‫همه اهالی این شهر از نُه پادشاهی ‫اینجا جمع شدن.

‫اما اون پرنده اهل هیچکدوم از ‫نُه پادشاهی نیست.

‫پس شاید از پادشاهی حقیقت اومده باشه. ‫مثل شما.

‫درضمن، این پرنده تو دوجا ‫اخیراً دیده شده.

‫اولی در اطراف خود شما، ‫ناتسوکو سان.

‫و اون یکی...

‫واو، چه پرنده خوشگلی.

‫از گُل خوشت می‌‌آد؟

‫ناچ چان، گرفتمش!

‫دیگه تلاش برای فرار، «بی‌‌فایده‌‌ست».

‫خب تو کی هستی؟ ‫از کُجا اومدی؟

‫هدفت چی‌‌ـه؟

‫سوال کردن بی‌‌فایده‌‌ست.

‫صحیح... ‫جاستیس!

‫حله، هروقت بگی آماده‌‌ست.

‫دِستِنی، برو به بچه‌‌ها بگو امروز ‫مرغ پلو داریم.

‫وای، چه شود.

‫سنسی، چیکار می‌‌کنی؟

‫منم می‌‌خوام آشپزی کنم.

‫منم.

‫بریو اون‌‌ور، اینجا خطرناکه.

‫عه.

‫ما بازی می‌‌خوایم.

‫بنظر جاستیس سنسی ‫خیلی محبوبن.

‫خـ خفه شو.

‫من دستشویی دارم.

‫هـــه؟!

‫ها؟ نه نه اونجا نه، از این‌‌ور!

‫شت، خدایا!

‫نمی‌‌تونم نگه‌‌ش دارم!

‫جاس چان، زودباش از این طرف.

‫جاس چان؟

‫دستنی یه دوشیزه زیباروـه.

‫اون تپه عضله، دستنی نیست.

‫چی؟ ولی دستنیِ الان که خیلی خوبه.

‫هی! پسش بده!

‫دستنی این‌‌ـه!

‫او، این...

‫کامِتارو ‫سوریاما

‫هـــه؟

‫این امضای کارگردان ‫سوریاما نیست؟

‫تو کارگردان کامتارو سوریاما هستی؟

‫اگه باشم چی؟

‫شوخی می‌‌کنی!

‫کارگردان؟ کارگردان چی؟

‫اون کسیِ که «افسانه‌‌ی مرگ» رو ساخته. ‫نابغه دنیای انیمه!

‫من طرفدارتم، لطفا باهام دست بده!

‫آ آم، من تمام کارهاتونُ دیدم و ‫هربار چشمام از شوق ‌‌می‌‌درخشه.

‫مـ می‌‌شه بنویسید «تقدیم به هیروسه ‫ناتسوکو سان»؟

‫سان نداریم.

‫خیلی ازتون ممنونم. ‫این دیگه میراث خانوادگی‌‌ـه.

‫من همه‌‌ی قدم‌‌هاتُ دنبال کردم، حتی رفتم استودیوی ‫کونان چون شما اونجا کار می‌‌کردید.

‫هنوزم باورم نمی‌‌شه اینطوری ‫ملاقات‌‌ـتون کردم.

‫وایسا...

‫متاسفانه امروز باخبر شدیم که نابغه دنیای انیمه، ‫کامتارو سوریاما در حادثه ایی دل خراش ‫از دنیا رفتند.

‫تو مُردی، مگه نه؟

‫متاسفانه امروز باخبر شدیم که نابغه دنیای انیمه، ‫کامتارو سوریاما در حادثه ایی دل خراش ‫از دنیا رفتند.

‫متاسفانه امروز باخبر شدیم که نابغه دنیای انیمه، ‫کامتارو سوریاما در حادثه ایی دل خراش ‫از دنیا رفتند.

‫متاسفانه امروز باخبر شدیم که نابغه دنیای انیمه، ‫کامتارو سوریاما در حادثه ایی دل خراش ‫از دنیا رفتند.

‫آگهی ترحیم‌‌ـتُ دیدم!

‫آم، ولی فکر کنم خودمم مُردم... ‫پس این واقعاً تناسخ‌‌ـه.

‫ولی چرا پرنده شدی؟

‫من مُردم و به بال رسیدم.

‫ها؟ پس اینطوری کار می‌‌کنه؟

‫تو وقتی مُردی به چی رسیدی؟

‫مـ من به چی رسیدم...؟ ‫فکر کنم این.

‫نخیر، این داخل دنیای ‫واقعی هست.

‫تو به هیچی نرسیدی.

‫فکر کنم پادشاهیِ واقعیت ‫حقیقت داشته باشه.

‫این پِگباری بود که من استفاده می‌‌کردم!

‫جدی، جان من؟!

‫هـ هی، داری چیکار می‌‌کنی؟

‫می‌‌خوام از قدرت اون وسیله استفاده کنی ‫تا افسانه‌‌ی مرگُ نجات بدی؟

‫ها؟

‫حتی اگه بخوای بازنویسی‌‌ـش کنی... ‫نه، بخوای درست‌‌ـشون کنی، بی‌‌فایده‌‌ست.

‫من! افسانه‌‌س مرگ رو بازنویسی کنم؟

‫ا اصلا همچین کاری نمی‌‌کنم!

‫افسانه‌‌ی مرگ مثل انجیل من می‌‌مونه!

‫از زمانی که تو تئاتر دیدمش ‫مُریدش بودم.

‫من از اونجا شروع کردم.

‫پس چرا خلاهارو می‌‌کشی؟

‫خب، شاید چون به ما حمله می‌‌کنن...

‫جدا از اون، می‌‌شه انقدر حرف‌‌های منُ زمان‌‌بندی نکنی؟

‫از زمانی که تو پیدات شده، ‫طول عمر فیلم بیشتر شده.

‫اصلا می‌‌دونی چندین صحنه رو اشک ‫ریزون مجبور شدم حذف کنم.

‫هــه! راجع به این صحنه‌‌ها ‫بیشتر بهم بگو.

‫بی‌‌فایده‌‌ست، جمع کن برگرد ‫به حقیقت.

‫ها، چطور می‌‌تونم برگردم؟ الان می‌‌شه؟

‫من از کجا بدونم، خودت برو پیداش کن.

‫عـــــه!

‫مهم نیست چقدر تقلا کنی، پایان این ‫فیلم از قبل تعیین شده‌‌ست.

‫سرنوشت لوک الانش هم آغاز کرده.

‫هرچقدر می‌‌خوای تلاش کن، ‫بی‌‌فایده‌‌ست.

‫آه، یه لحظه!

‫صبر کن!!

‫ناتسوکو سان، منظورش از سرنوشت ‫لوک چی بود؟

‫به سلامتی!

‫خب می‌‌خواستی در مورد چی حرف بزنی؟

‫آه، چیزه...

‫حقیقتش راجع به من نیست، ‫برای دوستِ دوستم‌‌ـه.

‫هــه، دوست دوستت؟

‫اره.

‫ما از وقتی به دنیا اومدیم باهم بودیم، ‫تو دوستان دیگری هم داری لوک؟

‫بیخیال اصلاً.

‫عه بیا بیا فقط شوخی کردم، ‫بیا حرف بزنیم...

‫ایا این دوست دوستت برات ‫دردسر درست کرده؟

‫می‌‌توی همه‌‌ـشُ بهم بگی.

‫خب این دوست دوستم...

‫خب؟

‫ظاهراً عاشق یکی شده.

‫ها؟!

‫اون تاحالا همچین حسی نداشته.

‫پس نمی‌‌دونه باید چیکار کنه.

‫اصلا نمی‌‌تونه تمرکز کنه.

‫تا چه مرحله پیش رفتید؟

‫منظورت چی‌‌ـه؟

‫باهم قرار می‌‌ذارید؟

‫نـ نه خنگه، اینطوری نیست.

‫آه، خداروشکر.

‫من ازدواج مدنظرمه.

‫برای اینجور چیزها، فکر کنم باید ‫طبق اداب و رسوم جلو بریم.

‫منظورم این‌‌ـه، دوست دوستم ‫اینطوری فکر می‌‌کنه.

‫نخیر، نخیر، نخیر، نخیر، ‫محاله!

‫جدی؟

‫البته که نمی‌‌شه.

‫آخه شاید طرف مقابل بهش بر بخوره.

‫هنوز بهشون نگفتی چه حسی داری مگه نه؟

‫اگه یهو بگی باهام ازدواج کن، ‫بهشون بر می‌‌خوره.

‫احساسم رو؟

‫آی، از دست این عشق!

‫آدمُ از داخل جوون می‌‌کنه!

‫که احساسات؟

‫لـ لـ لوک! و واسیا!

‫خب، تو چطور؟

‫اگه تو هم گره‌‌های عشقی داری ‫می‌‌تونم به من بگی.

‫شیرین عسل‌‌های من.

‫و وایسا لوک!

‫پس همه چیز از قبل نوشته شده ها؟

یعنی بعد از این کلش ‫اتفاق می‌‌افته؟

‫توی فیلم، اون هربار که دوستانشُ از دست می‌‌داد، ‫بیشتر و بیشتر تو تاریکی غرق می‌‌شد.

‫ولی یونیو نمرد.

‫دستنی هم که نمرد.

‫فکر نکنم با این اوضاع، لوک ‫تهش به اونجا برسه.

‫ولی اگه قرار باشه اونجوری که کارگردان گفت ‫پیش بره، یعنی آخرش...

‫واقعیت... می‌‌تونم برگردم؟ چطوری؟

‫ناتسوکو!

‫لوک؟

‫چی‌‌ـه؟

‫من عاشقتم...

‫من...

‫تورو دوست دارم.

‫دوست دارم.

More Farsi Persian subtitles for ZENSHU

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left