نخستین 200 خط.
لازمه این کارو بکنم؟
داوین ساموتیاکورن و ناری سیجون
شما با میل قلبی خودتون به اینجا اومدید و کسی مجبورتون نکرده. درسته؟
بله - بله -
من داوین سامیوتاکورن
...ناری سیجون رو به عنوان
همسر خود میپذیرم
من...ناری سیجون
داوین ساموتیاکورن رو به عنوان همسر خود میپذیرم
قسم میخورم در سختی
و آسانی به تو وفادار باشم
من هم قسم میخورم در سختی و آسانی به تو وفادار باشم
در مریضی و سلامت
در مریضی و سلامت
به تو عشق و احترام میورزم - به تو عشق و احترام میورزم -
...از تو - ...از تو -
مراقبت میکنم - مراقبت میکنم -
تا وقتی که مرگ ما را از هم جدا کند
تا وقتی که مرگ ما را از هم جدا کند
حالا میتونید عروس رو ببوسید
فرمانده
زن منه - شما از کجا فهمیدید؟ -
فرمانده داوین داره ازدواج میکنه؟
این عکس رو خیلی سریع پخش کن
هی هی نه - جی نمیتونی بری -
چرا داریم فرار میکنیم؟ - اگه عکستون پخش بشه -
دیگه هیچ کنترلی رو مسائل نداریم
بدویید
برید عقب - زن من کجاس؟ -
رییس - فکر کردین میتونین جلوی منو بگیرین؟ -
سلام
خانم یینگ
این ناریه. دوست دخترم
...ناری ایشونم - والدینت کین؟ شغلشون چیه؟ -
والدینم فوت کردن - چه جوری با هم آشنا شدین؟ -
تو فوکت
چند وقته دارید قرار میزارید؟
دوساله
دوسال؟
...بزار یه چیزی رو بهت بگم
یه زن خوب مثل تو، هیچ احساسی بابت اینکه پنهانی باهات قرار میزاشت نداری؟
و حتی با اینکه فرماندس عروسی خیلی کوچیکی گرفته بود
از این بابت ناراحت نیستی؟ - نه -
شاید به خاطر اینه که با عشق ازدواج کردیم نه برای پول و مقام
هیچ زنی نمیتونه همچین چیزی رو قبول کنه مگه اینکه کور باشه
کسی که فقط دنبال اینه که مردا رو بدزده
یا زن عاشقی که
به تصمیمات شوهرش احترام میزاره
یادم اومد که ناری و داوین به خاطر عروسیشون خستن
بزار برن استراحت کنن. برید
هی. هنوز حرفم تموم نشده - میتونی یه روز دیگه بیای و سوالاتو بپرسی -
بزار فرمانده بره - خداحافظ -
پرنسس
پرنسس. شما نباید با خانم یینگ اینجوری حرف میزدید
دلم نمیخواد کسی پاشو تو کفش من بکنه
ولی شما ناری هستید نه پرنسس آلیس
شما باید مراقب حرف زدنتون باشید علیاحضرت
و یه چیز دیگه...ما الان زوجیم
باید اینو جلو مردم نشون بدیم
نباید اینجوری بزاری و بری
وقتی ژنرال اینجوری گفت فکر کردم وقتشه که برم
کجا اشتباه کردم؟ - اشتباه نکردی ولی باید منتظر من میشدی -
باید مثل همه زوجا دست همو بگیریم و بریم
خیلی زوجا اینجوری نیستن. زیاد بهش فکر نکن
اگه دلت میخواد فکر کنی به فکر اشتباه خانم یینگ باش
میدونستم
فرمانده به خاطر این به مادرش نگفت چون میدونست مخالفت میکنه *عجب خانم مارپلیه*
من نمیدونم ولی اگه اون نمیخواست مادرش باخبر شه پس ما هم نباید بهش بگیم
تو کارشون دخالت نکن
ولی فرمانده داوین هر کسی نیست
الان اون عاشق این دختر شده
صبر کن و ببین من چشماشو باز میکنم
کجا داره میره؟
من محافظ شخصی پرنسم
دیوونه بازیا چیه؟ وسط مسابقم. برو کنار
باور نمیکنم. کجا دارید میرید؟
باید اینجا بمونم؟ - بله علیاحضرت -
اطرافو نشونتون میدم
اینجا اتاق مهمانه میز نهار خوریم بیرونه
اینجا اتاق ورزشه. پترا گفت
وقتی استرس داشته باشید ورزش میکنید
وقتی کاری نداشته باشید میتونید وقتتون رو اینجا بگذروند
اینجام آشپزخونس. مردم تایلند خونه هاشون از آشپزخونه جداس
اتاق خواب کجاس؟
میخوام اتاق خواب خودمو ببینم نه مال تو رو
این خونه فقط یه اتاق خواب داره علیاحضرت
منظورت چیه؟
یعنی من باید با تو یه جا بخوابم؟ - نه علیاحضرت -
شما اینجا استراحت میکنید منم میرم یه اتاق دیگه
من به ستوان پن میگم وسایلتون رو بزاره تو کمد
ممنون
در مورد امنیت منطقه چی؟
دو مورد هست اولیش ستوان کان
اون خیلی سریعه واسه همین تو خونه بغلی ساکنه
هر اتفاقی بیوفته اون سریع میفهمه
و دومی؟
تمام تصاویر و صداها زیر نظر ماس
و تمامشون توی هارد دیسک ذخیره میشه
...هر اتفاق بیوفته من و ستوان کان
ظرف مدت 7 دقیقه خودمون رو میرسونیم
ستوان هین و ستوان لینگ 24 ساعته مراقبن
هر چیز مشکوکی ببینن فورا به ما خبر میدن
و جیسی؟ اون باید کجا بمونه؟
اتاق بالا رو براشون آماده کردم
جیسی
وسایلت رو ببر و یه ذره استراحت کن
چشم علیاحضرت
نگران امنیت نباشید. علیاحضرت
تیم من حرفه این. بقیه مسائل رو خودتون باید هدایت کنید
با شرایط موجود فکر کنم من وشما باید بیشتر شبیه یه زوج باشیم
از اونجایی که شما، بهم اعتماد دارید
چون حتی منو گول زدید تا این ماموریت رو قبول کنم
باید به عنوان شوهرتون هم بهم اعتماد کنید
ما باید مثل زن و شوهر باشیم
خیلیم سخت نیست ...من وقتی تونستم برای تو فیلم بازی کنم
چرا برای بقیه نتونم؟
خیلی آسونه
چیزی نیست
برش گردونید اعلیحضرت
عمرا. نه تا وقتی که بهم نگی چیه
این چیز یه چیز شخصیه
با این محافظت کردنت
باعث شدی تو مسابقه ببازم
...اگه بزاری گوشیتو چک کنم
شاید بتونم کارایی رو که کردی فراموش کنم
اونوقت باهم مساوی میشیم
قبلا گوشیه هیچ زنی رو چک نکرده بودم
تو اولیش هستی
نه اعلیحضرت
داری به چی میخندی؟ - چه کوچیکه -
نزدیک بودا. اگه عکسای پرنسس آلیسو میدید خیلی بد میشد
صبر کنید
مردم دارن ما رو میبینن - خب؟ -
باید مثل دوتا کفتر عاشق به نظر بیایم
شما گفتید براتون خیلی آسون بود واسه من فیلم بازی کنید فکر کنم برای دیگرانم بتونید
واقعیت اینه که خیلی آسونه. نیاز نیست فیلم بازی کنم
فقط منو تا خونه بغل کن، اینجوری خیلیم عاشقانس - فکر خوبیه -
صبرکن
داشتم شوخی میکردم - ولی من جدیم -
شما گفتید خوب میتونید فیلم بازی کنید. پس تو نقشتون بمونید
فیلم بازی کردنتون خیلی خوبه
من رو با دقت ببر . اگه منو بندازی زمین میکشمت
فرمانده تا این حد عاشق این زنه. این زن یه زن عادی نیست
اون زن، زن واقعی فرمانده داوینه؟
آره دیگه. پس برای چی ازدواج کردن؟
چرا اینقدر کاراشون مرموزه؟ - من چمدونم -
ظاهرا فرمانده نمیخواد مسائلش رو به بقیه بگه
عجیبه. خیلی عجیبه
تاحالا هر زنی که وارد زندگی فرمانده داوین شده موفق نشده بود
این زن خیلی مرموزه
به صورتش یه نگاه سرسری کردم. خیلی معمولی و سادس
اصلا زن خوشگل و نازی نیست - هی پریو. درست حرف بزن -
....درباره اعلیـ - هان؟ -
رئیس من یه فرماندس
اونم یه زنیه مثل تو. بهش احترام بزار
زن من چقدر نفهمه
من که چیزی نگفتم. فقط چیزی رو که دیدم گفتم
چرا نتونم راجب زنای دیگه حرف بزنم؟ مگه اون زن کیه؟ بهم بگو
نمیدونم. جون تو نمیدونم
در مور اینکه اون کیه من خبر ندارم
من فقط میدونم فرمانده چند روز پیش عروسی کرد. صبر کن
من الان شیفتمه. باید سریع برم
من رفتم - هی لینگ. برگرد -
نرو . من هنوز حرفم تموم نشده
تو میخوای من از افراد فرمانده چات درباره آلیس اطلاعات بگیرم؟
فهمیدم یکیشون رو برای محافظت از تو فرستادن. ازش اطلاعات بگیر
پدربزرگت دنبال کساییه که میخواستن آلیس رو ترور کنن
انگار میخواد همه چیزو بندازه گردن پدرت
اونا با هم دعواشون شد و پدربزرگت به پدرت سیلی زد
پدربزرگ واقعا همچین کاری کرد؟ - دقیقا -
همش به خاطر آلیسه که پدربزرگت اینجوری شده
به خاطر همین باید بهم کمک کنی جای آلیسو پیدا کنیم
زنده یا مرده
باشه
پترا گفت همه چیز تو هریسوس به حالت عادی برگشته علیاحضرت
میخوام بدونم از اعضای هیئت دولت کدومشون از عموم حمایت کردن
...خواهش میکنم دربارش
رئیس بهم دستور داد این اطلاعاتو پیدا کنم
حدس میزدم در موردش کنجکاو باشید
واسه همین بهش گفتم همراه پترا
درمورد رابطه بین پرنس آندره و اعضای هیئت دولت تحقیق کنه
ممنون
رئیس
صبر کن
امروز صبح دیدم شما پرنسس آلیس رو بغل کرده بودید
بیشعور
رئیس شما الگوی محبوب منی
جیسی بهم گفت تنها کسی که پرنسس آلیس به حرفش گوش میده پادشاهه
ولی تو فرودگاه پرنسس به حرف شما گوش کرد
جیسی تعجب کرده بود
پرنسس به حرف شما گوش کرده
معمولا چهره خشکی دارید. باورش سخته که فهمیدید پرنسس به چی فکر میکنه
برو
برای آخرین بار میگم
این ماموریت برای حفظ جون شما خیلی مهمه
...اگر شما اشتباه کنید تمام نقشه ها
شکست میخورن
به هریسوس برنمیگردم
خیلی عجیبه
اونا هیچ قراردادی علیه پدربزرگ امضا نکردن
No comments yet. Be the first to leave one.