نخستین 200 خط.
با عرض پوزش
شما، با شمارهای تماس گرفتهای که قطع شده
جایی داری که این اطراف اونجا بمونی؟
شرمنده
سلام؟ سلام؟
دستنی؟ اگر تویی که، خواهش میکنم برگرد خونه، سلام
من اسپانیایی حرف نمیزنم
!ولم کن
!ولم کن
!ولم کن
!ولم کن! ولم کن
ما داریم نجاتت میدیم
حالت خوبه؟
با ما بیا
فقط بیا اونجا رو ببین
یه غذای گرم و حموم و یه جای خوب برای خواب
خب، داستانش چیه؟ یه چیزی مثه فرقه اینایین؟
ما همچین اسمی روش نمیزاریم
،و اگر دیدی که خوشت نمیاد راحت میتونی بری
هیچ اجباری نخواهد بود، قسم میخورم
جاش پیش ما امنتر بود
« فــراریهـا »
::. مترجـمین: کسری، حسامالدین .:: « Nora, Caseraw »
الکس؟ الکس؟
هی، الکس، صبحانه حاضره
مامانت داره صدات میزنه
شرمنده
خیلی وقته که ندیدم رو بازی کنی
قبلنا همیشه، با اون بازی میکردم
خب، شاید منم بتونم بیام تو بازی
ناراحت نشی بابا، ولی اون خیلی بهتر از شما بود
وای مامان داره آشپزی میکنه - خیلی متعجب رفتار نکن -
من پنکیک درست کردم، چیزی که دوست داری
آب میره بخورم برام بسمه، ممنون
ببیند، درست کردن اینا و زیادی با من خوب بودن
نیازی نیست این کارا رو بکنید
.الکس، دیگه وقتشه
اولش ما بهت فضا دادیم
ولی دیگه 2 سال؟
تمام این مدت رو تنها گذروندی
من دوست دارم تنهایی وقت بگذرونم
باشه، چند نفر پیدا میشن که اینو بگن؟
بعلاوهی این که، چیزی نمونده که وارد دانشگاه شم
اون موقع... اون موقع دوست جدید پیدا میکنم
اون بچههایی که وقتی جونی میشناسیشون
هیچ وقت دیگه مثل اونا نمیتونی پیدا کنی که تو رو خوب بشناسن
از این قضیه دست برندار
همین طور اونا - باشه -
چون که خود شما هم تو نگه داشتن ارتباطتون
با دوستاتون توی محلهی قدیمیتون واقعا عالی کار کردین
خب، من امروز یه سری کار ،دارم که باید انجامشون بدم
،مثل آماده شدن برای دادگاه
و ما یه مهمونی "پراید" هم داریم امشب ما میزانیم
یادم نیاز - ...شماها اینو میدونستین که -
که اون یه سازمان خریهی داوطلبیه یه دستهی خلافکار نیست؟
اگر نمیخواین، میتونید بیاید بیرون ازش
شاید بهتر باشه به پولدارهای دیگه
این شانس رو بدین که مالیات پرداخت نکنن
این مدرسهای که داریم میسازیم برای خیلی از بچهها خوب میشه
برای بچههایی که به اندازهی تو خوششانس نبودن
از طرف همون مثلا محلهی قدیدیمی باباته که زنگ زدن، باید جواب بدم
فقط بهش فکر کن، باشه؟
اون دوستات هم، احساسی که تو امروز داری رو
دقیقا همونا هم پشت سر گذاشتن
راستش، اونا خیلیم اوضاعشون خوبه
یا شایدم بهتر بلدن چطوری احساس واقعیشون رو نشون ندن
تینا، چی شده؟
مامان - این جا چی کار میکنی؟ -
دارم یه جورات شلواری قرض میگیرم برای خودم سوراخ داشت
دارم میرم
خودت که قوانین رو میدونی
... اگر ایمی این جا بود میزاشت که - ولی ایمی دیگه اینجا نیست -
خب پس اصلا برای چی مهمه که لباسش رو بردارم یا نه
مامان...شرمنده
.... نمیخواستم که
اتفاقی بود، میتونم درستش کنم
فقط برو
هی، خوبی بچه؟
خودت چی فکر میکنی؟
صبحانه آمادهست
اون اونجاست؟
آره
هی، بابا
سلام، برد دیشب سر هاروارد وستلیک رو تبریک میگم
شرمنده که نبودم که بتونم بازی رو ببینم
منم همین طور پسرم، شنیدم عالی بازی کردی
... البته این رو هم شنیدم که
تو اسپانیایی 12 گرفتی
من حتما بیشتر کار میکنم
... اگر واقعا از من میترسیدی
الان باید 20 میگرفتی
ممنون
ممنون
این سادهترین هدیهای که میتونین بدین
... ولی با این حال قویترین اوناست
... که بزاری بقیه بدونن
"هی، منم تو رو میبینم"
و اون قدرت در اختیار شماست که برای بقیه به ارمغان بیارید
بخاطر این که اون هدیه، لبخنده
بیاین خاتمهی این جلسه رو با اولین کلماتی که پدر من دیوید الر نوشته بود
تموم کنیم
نور، اتاق تاریک رو پر از خودش میکنه
ببین، من باید برم، فیل قرار گذاشته که همدیگه رو ببینیم
ملاقت مدیر برنامه و بازیگره
میخواد منو شخصا ببینه
باید خبرای خوبی باشه
خب، فعلا خداحافظ عزیزم - خدافظ بابا -
از این که اومدین خیلی ممنونم - ممنون -
روز خوبی داشته باشین - ممنون -
هی، میشه یه چند لحظه وقتت رو بگیرم ؟
حتما - من باید مدرسه -
ولی میخوام که اینو امضا کنی
این اجازهی اولیا برای رفتن به اردوی سانفرانسیسکوئه
موسسه هنر
برای امشبه؟ - آره -
عزیزم، اصلا جای سوال کردن هم نداره
مجلهی ونیتی فیر. نویسندش داره یه عکاس میاره
میخوام که اونجا باشی
تو، جونترین چهرهی این کلیسایی
ولی نمیشه بزارمش برای یه وقت دیگه؟
فقط این دفعه؟ آخه تو حتی ازم نخواستی
،انگار این طوریه برات که هر کاری بگی باید بکنم
کارولینا، الان ما درگیر خیلی مسائل زیادی هستیم
آره، منم درگیر خیلی مسائل شدم
ولی تو انگار اصلا متوجهشون هم نشدی
حالت خوبه؟
نه، خیلی احساس عجیبی دارم
اوه، مالی، ما قبلا هم دربارهای حرف زده بودیم
قاعدگی یه موهبته، یه نفرین نیست
فقط تمرینات تنفسیت رو انجام بده
چای بابونهای رو هم که برات ریختم توی فلاکست بخور
،اگر اون کاری نکرد
برو تو سرویس بهداشتی و یه حالی به خودت بده
مامان، جدی؟
آگزیتونیک خودش یه کاهش دهندهی طبیعی درده
نصیحت خوبی بود - من دارم هدفونام رو بزارم تو گوشم -
به مادرت گوش کن - آزمون تیمای رقص برای امروزه -
تیمای رقص همون داستان چیرلیدرهاست بدون این که از چیز توپیها داشته باشن
تو داری جلوههایی از مردانگیت رو تقویت میکنی
همزمان هم داری هویت زنانگی خودت رو حفظ میکنی
آره، ولی من خیلی از لباساشون خوشم میاد
راستی گرت، تو کیفت داروهای جدیدی گذاشتم
اثرات مخربش کمتر از لکسپاروئه
تازه خیلی هم روی یبوستت تاثیر نمیزاره
ببینم گشنهات نیست گرت؟ من یه دونه از این شکلات سبوسیها دارما
آره - بزار این طوری بهت بگم که، بابایی منظم کار میکنه -
... نمیخوای اینو - خداحافظ دیل، خدافظ استیسی -
... شکلات سبوسی رو؟ خداحافظ عزیزم - دوست دارم -
خدافظ - دوست دارم -
آره به دوستاتم بگو همه میتونن بیان
هی، میخوای بیای به کلوپ جدیدم؟
به همهی دوستات بگو همه میتونن بیان
هی چیس، داشتم فکر میکردم دوست داری بیای تو کلوپ جدید من ؟
چطوری بازنده
دردناک بود
امیدوارم روز خوبی داشته باشی
اصلا باورم نمیشه یه زمانی باهاش دوست بودی
هی مامان داشتم به یه دور همی
امشب توی خونهمون فکر میکردم
مشکلی نداره؟ - امشب؟ -
اره، یاد دوران قدیم افتادم
میدونی، مثه اون موقعی که پدر و مادرا سالگرد "پراید" خودشون رو دارن چشن میگیرن
از اون طرفم ما یواشکی رفتیم پشت سر شما داریم خوش میگذرونیم
میدونی یهو به این فکر افتادم
منظورم اینه که کی میدونه؟ اصلا ممکنه هم قبول نکنن
خب، تا زمانی که تلاشی نکنی متوجه هم نمیشی
امشب خوبه ما هم دوست داریم که بچهها رو ببینیم
میخوای من کاری کنم ؟
در کابینت مشروب رو نبند؟ - تلاش خوبی بود -
خب، پیتزا و نوشابه برای ساعت 7 چطوره؟
شش - الکس -
مشکلی نیست مامان، این با من
امیدوارم راست بگی که مشکل خاصی وجود نداره
ما همیشه با بچهها توی خونه از این کارا میکردیم
بعدشم، اونا نوجونن
آخرین چیزی که اونا بخوان بهش توجه کنن اینه که پدر و مادرشون چیکار میکنن
ما آمادهایم
امشب، یکی دیگر هم ابدی میشود
ما داستانها و وعدههای سرخرمن زیادی دربارهی حقوق و قدرت خانومها میشنویم
انگار که خانوما هیچ وقت قدرتی نداشتن
ولی درکل تا حالا چیزی دربارهی حقوق مردان شنیده بودین که جایی مطرح بشه؟
مسلما نه، برای این که از قبل کاملا توی مفهوم خودش گنجونده شده
چیزی که میخوام بگم اینه که این سیستم باید کلا از پایه تخریب بشه
برای همینه که من یه کلوپ جدید تو کمپوس راه انداختم
که مرسالاری رو برسی و تخریبش میکنیم
میتونم همزمان که ارزش خودمون رو حفظ کنیم، میتونم حال مردها رو هم بگیریم
من فقط 4 تا عضو برای کلوپم میخوام که
که مدرسه اونو به طور ... رسمی بشناسه
گرت، چیزهایی رو آماده کرده
پس اگر علاقه دارین ،دستتون رو بلند کنید
که اونم شما رو ثبتنام کنه
برای دورهی اول تا زنگ وقت داری
کس دیگهای هم از این اطلاع رسانیها داره ؟
، اینا
خدا، بهشون چی میگفتی؟ هندبلستر؟
خیلی خوبه که هنوز داری روش کار میکنی
هندبلستر؟ نه این بیشتر مثل اعضای مصنوعی الکتورنیکی بدن میمونن
که از سنسورهای عضلانی استفاده کردن
... من به اونا میگم اولین
وایسا ببینم، من اصلا برای چی با تو حرف میزنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.