Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sleepy Hollow S04E10 HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E10 720p HDTV x264-FLEET
Sleepy Hollow S04E10 INTERNAL HDTV XviD-FUM
Sleepy Hollow S04E10 HDTV x264-KILLERS
ناشر StarTak
►ترجمه از ســــامـــان جــــلالــــی◄ Telgram ID: @sami_prince

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
XviD
تاریخ انتشار: 2017-04-05
تعداد دانلود: 47
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫تکون بخوری، خلاصت میکنم

‫کرین!

‫فکر میکردم گلوله رو اسب سوار جواب نمیده

‫اون روی سنگ آسیب پذیره

‫طرفم تو قرار تیندر داشت راجب ‫ویدیویی که دیده بود، بهم میگفت

‫تو اکانت پیکاگرام لوگان مک دونالد گذاشته شده بود

‫یکی اکانتش رو هک کرده و بعد طلسم اعلامیه ‫رو تو سورس کد ویدیو گذاشته

‫حتماً کار درایفس ــه

‫اون این موجود رو احضار کرده و با ‫طلسمش، به شهر نجیب مون آسیب زده، چرا؟

‫من دارم تیم خودممو جمع میکنم

‫بیا خوشامد بگیم به قهرمان و مهمون ویژه مون!

‫کسی که ویدیو رو تو پیکاگرام پخش کرد

‫به این باور رسیدم که دیگه ‫به هیچ کدومتون نیازی ندارم

‫دومین نیرومون...بزودی گلچین میشه

‫هلن خوش اومدی

‫خیلی دیر کردی. بیا تو، بیا

‫خب...

‫اینجا خودتو قایم کرده بودی مالکوم

‫خب

‫نگیم قایم شدم، بیشتر داشتم کار میکردم

‫چای، قهوه یا آب؟

‫من واسه یه قهوه لاته، خروس خون صبح ‫پانشدم 600 کیلومتر با هلیکوپتر بیام

‫شرکت رو تعطیل کردی، که چی کنی؟

‫نقاش بشی؟

‫هی، چند هفته است که هیشکی ازت خبر نداره

‫تو خبرا هم پخش شده

‫شایعه شده که تو عقلت رو از دست دادی

‫خیلی نزدیک شدی هلن

‫ولی...این دیوونگی محض نیست

‫روشنی ــه

‫میدونی حقیقت اینه که

‫من فعلاً نگرانی های مهم تری دارم

‫خب قضیه چیه؟

‫بمبِ یه مغز متفکر تنها؟

‫دستاورد بزرگ و بعدی دنیا؟

‫آره آره

‫گفتم بیای اینجا چون من از

‫تلاش هات به عنوان مدیر ارشد ‫مالی تو شرکت درایفس خوشم اومده

‫و باعث افتخاره که یک نقش جدید

‫و حیاتی در دستاورد بعدی بگیری

‫میدونی من نیاز به میزبان دارم هلن

‫میزبان برای...یه رویداد؟

‫آره ولی نه دقیقاً اونجوری که فکر میکنی

‫میدونی هلن من همیشه ازت تعریف میکردم

‫و همه میدونیم که تو یه زن ‫قوی استثنایی هستی

‫و عطشت به قدرت...

‫خدای بزرگ

‫انگار که کُشته مُرده ی قدرتی

‫تو این موقعیت کاملاً موفق خواهی بود

‫اگه دوست داشته باشی بیشتر بهم ‫بگی، میتونم یه قرارداد محرمانه امضا کنم

‫اصلاً نیازی نیست عزیزِ من

‫جوب!

‫لطفاً

‫دوست مون هلن به موقعیتی ‫که بهش پیشنهاد دادیم علاقه منده

‫نـــــه!

‫سلام

‫ایکابد!

‫عجب پارتی خفنی

‫آه ممنونم "باربارا"

‫ایشون باید...دوست پسرتون باشن

‫"زاپا"

‫ولی "زپس" صدام بزن

‫یا "زپ"

‫خب خوشوقتم زپ، زیپ زپ، زپ زپ!

‫ببخشید

‫کی اون یارو که عین "همیلتون" پوشیده رو دعوت کرده؟ ‫(دولتمرد آمریکایی و از پدران بنیان‌گذار ایالات متحده آمریکا)

‫بیشتر شمیلتون ــه ‫(شم: قلابی)

‫منم همین سوالو دارم

‫چه جمعیتی شده کرین

‫خب وقتی آقای جیک پیشنهاد داد ‫که چند تا از همسایه ها رو برا پارتی دعوت کنم

‫انتظار نداشتم این همه بیان

‫آه کرین

‫این آدما واقعاً ازت خوششون میاد

‫میدونی کل وقتی که تو سلیپی هالو بودی

‫هیچ وقت همچین پارتی ایی راه ننداختی

‫شاید اینجا تو دی سی بیشتر وفق پیدا کردی

‫آره من...اینجوری بهش فکر نکرده بودم

‫و درست میگی جنی خانم

‫من از کارم تو گنجینه راضی ام

‫کارِ تیم هم خیلی خوبه

‫و حالا هم یه جایی رو دارم که توش زندگی کنم

‫شاید دی سی داره برام یه خونه میشه

‫و تو چی؟

‫اینجا ساکن نمیشی؟

‫نه، دی سی خوبه ولی من اومدم اینجا

‫تا شاهد بعدی رو پیدا و آموزش بدم

‫و دارم همینکارو میکنم ‫و بعدش...

‫کی میدونه؟

‫شاید به سلیپی هالو برمیگردی؟

‫نه

‫اونجا ساکن شدن کار درستی نبود

‫من واقعاً با جابه جا شدن راحت ترم

‫خب یه چند تا اتاق هنری تهِ راهرو ‫هست که ماه آینده برای فروش گذاشته میشه

‫اینم یه گزینه است

‫ممنون

‫من فقط واقعاً...

‫اهل خونه نشینی و اینا نیستم

‫امیدوارم کرین مشکلی نداشته ‫باشه چون باید زود برم

‫امروز عصر تو "آوالون" فیلم "آنی بابا" رو نمایش ‫میدن، یه فیلم کلاسیکِ ترسناک مال دهه ی شصت

‫مبارزه با هیولا های واقعی ‫از این چیزا بی خیالت نکرده؟

‫از کی تا حالا متخصص کتاب ‫شده فَنِ فیلم؟

‫آه "میسی" خیلی اهل فیلمای ترسناکه

‫موردعلاقه ترین چیزِشه

‫آه اوناهاش

‫میسی!

‫چه خبرا؟

‫آه تو باید الکس باشی

‫از دیدنت خیلی خوشحالم

‫اگه حتی نصف اونجوری که جیک ‫ازت تعریف میکنه، باحال باشی هم

‫پس جداً ازت خوشم اومده

‫آره فقط تا وقتی که مثل من لباس نپوشی

‫مثل من رفتار کنی، بعد منو ‫بکشی و جامو بگیری

‫آه خدای من

‫از اونطوری که گفتی هم بامزه تره

‫بهش گفتی من باحالم؟

‫آها، هستی

‫به شکل خاصی

‫تو هم میای سینما؟

‫آه آره چرا باهامون نمیای؟

‫نه من یه کارایی دارم

‫ولی واقعاً از دیدنت خوشحال شدم میسی

‫ممنون

‫ممنون که اینقدر زود قبول کردین ‫منو ببینین معاون

‫خوشحالم میبینمت مامور توماس

‫و راستش خیلی هم موقع خوبی بود

‫میخواستم بهت زنگ بزنم

‫ولی اوضاع تو وزارت دادگستری ‫یکم به هم ریخته بود

‫اوضاع منم چندان خوب نبوده

‫جدی؟

‫اتفاقاً میخواستم راجب همین باهات تماس بگیرم

‫راجب حجم پرونده هامه؟

‫من دلیل خیلی خوبی برای ‫استفاده ی بیش از حد از سهمیه ام دارم

‫که بخاطر همین اینجام

‫داشتم رو یه پرونده ایی کار میکردم

‫به کمکت نیاز دارم تا به سطح بعدی ببرمش

‫تو ایمیلت راجب جستجو

‫و صدور حکم برای یه شخص شناخته شده گفته بودی

‫میخوام مکان مالکوم درایفس رو پیدا کنم

‫مهندس میلیاردری که اخیراً ‫شرکتش رو تعطیل کرده؟

‫اون همینجوری ناپدید شده

‫من باور دارم که اون پُشت چندین فعالیت جنایی ــه

‫همه چی، از بی سر شدن یادبود لینکلن گرفته

‫تا ناپدید شدن یه نگهبانِ اسمیتسونین

‫و من نیاز به اختیار قضایی ‫دارم تا برم دنبالش

‫این مدرک محکمی نیست

‫و اینو میدونی

‫سال ها پیش بهم گفته بودی که

‫یه پرونده فراتر از کاغذ و این چیزاست ‫نیاز به بینش داره

‫باور کن که میدونم از این ‫یارو هیچ خِیری برنمی یاد

‫و منم وقتی یکی چشمش نسبت ‫به حقیقت کور میشه رو میفهمم

‫این یه جور کینه ی شخصیه

‫تو جلو چشمات خون میبینی ‫و برای همین درک درستی ازش نداری

‫ببین برای یه کنفرانس تو ساختمون آیزنهاور دیرم شده

‫به همون قدری که همدیگه رو میشناسیم ‫میدونی که تا وقتی برام بیشتر نیاری، نمیتونم کمکت کنم

‫پس بیشتر گیر بیار

‫ممنونم معاون وزیر

‫مراقب خودت باش مامور توماس

‫ممنون. از این طرف لطفاً

‫یعنی چی؟

‫سلام افسر

‫اوضاع بابِ میله؟

‫از این طرف لطفاً

‫باید بعد یه قرن و نیمی ‫حسابی گشنه باشی

‫بفرما

‫خودتو سیر کن

‫هیچی بهتر از "پنفولدز گرینج 1999" نیست ‫(نوعی مشروب)

‫این لایحه ایی که میخواستی راجبش حرف بزنی

‫538. غیرممکن رو ممکن میکنه

‫دنیا رو نجات میده و برای همه پول میسازه

‫مثل آب خوردنه

‫فقط میخوام تو پیشرو اش باشی

‫فقط...

‫نمیتونی صبر کنی، ها؟

‫یعنی چی "لری"؟

‫بس کن مرد! بس کن!

‫میرم کمک بیارم!

‫ترجمه و زیرنویس از ‫ســــامـــان جـــلالــــی

‫طبق گزارش حادثه، یه کارمند کاخ سفید دید ‫که قربانی هرچی جلوش میدیده رو قورت میداده

‫ولی بعدش گزارش پزشک قانونی میگه ‫که اون از سوء تغذیه مُرده

‫یعنی رسماً میگه که از گرسنگی، جون داده

‫همچین مرگ وحشتناکی اونم بخاطر ‫گرسنکی فقط میتونه ریشه ی فراطبیعی داشته باشه

‫این میتونه معانی زیادی داشته باشه

‫حالا...

‫یه موجودی به نام "وتالا" هست

‫که از لحاظ روحی روانی، شکارش رو میخوره ‫(یعنی روح و روانش رو خالی میکنه)

‫قبلاً تجربه شو داشتیم

‫ولی قربانی ها پرخوری نمیکردن

‫یه "ساکی بوس" چطور؟ ‫(شیطانی که شکل یک زن را به خود میگیرد و در خواب ظاهر میشود)

‫میتونه شخص رو تحریک کنه، درسته؟

‫من شخصاً تجربه ی یکی شون رو داشتم

‫یه جسد خشک به جا میذاره ‫ولی خبری از سوء تغذیه نیست

‫شاید بهتر باشه شما با تهیه ‫کردن لیستی از خوناشام هایی

‫که باهاشون برخورد نداشتین، باعث ‫صرفه جویی وقت مون تو تحقیقات بشین

‫حالا که گفتی، با یه خوناشام واقعی برخورد نداشتیم

‫تو اساطیر یونان، "اریسکتون" از ایالت تسالی ‫به گرسنگی اشباع نشدنی طلسم شد

‫آه غذا براش مثل این بود که بنزین رو آتیش بریزی

‫شاید این یه طلسم مشابهش باشه

‫هر جور طلسم شیطانی یا هیولایی که باشه ‫همه مون میدونیم که باعثش کیه

‫درایفس

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left