نخستین 155 خط.
ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke
یکه تاز، فصل دوم - از سایه برخیزید -
خون پاکیزهشده پادشاه شیطان.
حالا هر چیزی که میخوام رو دارم.
میزان موفقیت و مقدارش بستگی به اینتلجنس داره؟
جین وو، حالت خوبه؟
بساز.
اکسیر زندگی کامل شد.
ولی، این میتونه خواب ابدی مادرم رو درمان کنه؟
آهنی، امروز به طرز عجیبی باهوش شدی.
برخیز.
اسمش...
کسلین... ککالین...
اسمش چی بود اصلا؟
جین وو، تو به خاطر سپردن اسامی، افتضاحی.
خب، حالا هر چی.
اسم تو...
کایزل میشه.
با این اژدها، خیلی زود به خونه برمیگردیم.
وقتی برگشتیم یه جشن میگیریم!
پدرم خیلی خوشحال میشه!
من میخوام
- هی! - فورا اثر اکسیر رو امتحان کنم.
داری گوش میدی؟
- ما جشن میگیریم! - درسته، یه سنگ رون توی پاداش هست.
یه جشن باحال!
نه...
اینم نه.
آها، اینجاست.
تبادل سایه...
یعنی میتونم جامو با سربازان سایهام هر جا که باشن عوض کنم؟
پس حالا که اینجوریه...
ببخشید اسیل، تو تنها برگرد.
چی؟ پس جشن چی؟
خانواده رادیس تو طبقه ۸۰ زندگی میکنن.
برای توقف موقت خیلی دوره.
عمرا...
اگه سرنوشت اجازه داد، دوباره همدیگه رو میبینیم.
مواظب خودت باش.
جین وو، من...
جدی جدی جامو با سربازهای گشتی عوض کردم.
سه ساعت طول میکشه تا بتونم دوباره ازش استفاده کنم.
پس بقیه مسیر...
کایزل.
ما از قدرت جادویی شکارچی ها به عنوان طعمه برای بیرون کشوندن مورچهها استفاده میکنیم.
بعد از امواج تداخل ویژه برای مختل کردن ارتباط حسی اونا استفاده میکنیم.
نیروهای ویژه از این فرصت استفاده خواهند کرد تا به لانه نفوذ کنن
و ملکه مورچهها رو از بین ببرن، درسته؟
مسئله اینه که امواج تداخل درست کار میکنن یا نه.
دروغه اگه بگم خودمم اذیت نیستم.
با این حال نتایج تحقیقات دقیقه، و نتیجهگیریها با مال ما همخونی دارن.
محض کار نکردن موج تداخل ما یه برنامه عقبنشینی هم تدارک دیدیم.
کاری که باید انجام بدیم...
آمادهسازیهای کامل برای اعزام شکارچی ها به اون جزیرهست.
بله.
راستی...
تونستی با شکارچی سونگ تماس بگیری؟
هنوز نه.
یونهو.
کم پیش میاد با هم مشروب بخوریم، پس خوشحال باش.
باحال بود، مگه نه؟
بیونگ گو، من اصلاً نمیفهمم.
اخم کردن سنت رو بیشتر میکنه.
فضولی موقوف!
شفادهنده رتبه S، مین بیونگ گو.
اون یکی از معدود شکارچی های دنیاست که سالم بازنشسته شد.
اون رفیق جون به جونیمه.
دقیقاً مثل حس شوخ طبعی عجیبش، هنوزم یه آدم غیر عادیه.
از کی انقدر با نزاکت شدی؟
یونهو.
واقعاً داری میری؟
آره.
دیدی که اونسوک چطوری مرد.
دقیقاً واسه همینه که باید برم.
اگه بذاریم اون مورچهها هار بشن، به زودی کل کشور اینجوری میشه.
از کی انقدر وطنپرست شدی؟
در هر صورت باید برم، پس چه بهتر که به یه دلیل خوب برم.
اونم دقیقا همین حرف تورو زد.
من نمیرم. عمراً.
اگه اومدی منو دعوت کنی، باید بگم...
اومدم خداحافظی کنم.
شاید دیگه نتونم دوباره ببینمت.
میخوام تو امتحان استخدامی خدمات کشوری شرکت کنم.
امتحان استخدامی خدمات کشوری؟
نمیخوام خون بیشتری ببینم.
واسه همین میخوام کارمند دولت بشم.
ولی من فقط تو تاریخ خوبم.
پس ممکنه امتحان سخت باشه.
توی تاریخ خوبی؟
میدونی که من چقدر نمایشهای تاریخی رو دوست دارم، درسته؟
واقعا؟
ولی زندگی عادی باید اینجوری باشه.
جنگها باید فقط تو تاریخ بمونن.
آره، حق با توئه.
این شکارچیها هستن که عادی نیستن.
وقتی بهش فکر میکنم،
شکارچی هایزیادی رو ندیدم که از جنگیدن با هیولاهای جادویی متنفر باشن.
جنگیدن الان دیگه یه روال عادی شده.
بعضیها حتی ازش لذت میبرن...
ممکنه شرط بیداری همین باشه...
یونهو.
دوباره داری اخم میکنی.
خفه شو و بنوش!
خیلی ناقلایی، عالیجناب.
چرا اینجوری حرف میزنی؟
اون جای سوختگی تقصیر من بود.
شاید نتونه اونو بنوشه.
حتی اگه بنوشه، هیچکس نمیدونه چی میشه.
ولی...
من معجزههای زیادی از سیستم دیدم.
حتی از رتبه E خیلی پیشرفت کردم.
بهش اعتماد میکنم.
مامان.
لطفاً چشماتو باز کن.
من به خاطر تو به جنگیدن و قویتر شدن ادامه میدم.
لطفاً بیدار شو...
مامان...
کل روز نمیتونستم تمرکز کنم... چرا آخه؟
باد حس گرمی داره.
تو جین وو هستی...
درسته؟
چقدر خوابیده بودم؟
چهار سال.
چهار سال خوابیدی.
جینا چطوره؟
اونم خوبه.
ممنونم، جین وو.
به قولت وفا کردی.
خیلی پخته شدی.
ولی بدنت پر از زخمه.
حتماً خیلی به خودت فشار آوردی، درسته؟
حتماً برات سخت بوده.
هیچی نیست...
من خوبم...
من خوبم...
ممنونم.
جین وو.
بله...
بیماری که خواب ابدی داشت بیدار شد؟!
بله، میدونم باور کردنش سخته.
تازه، بدن بیمار هیچ نشونه غیرعادی نداره.
بیمار و خانوادهاش میخوان فوراً مرخص بشن.
جینا، خیلی بزرگ شدی.
مامان...
ببخشید که نگرانتون کردم.
تموم تلاشم به نتیجه رسید.
بالاخره جایزه واقعی رو گرفتم.
از همگی شما به خاطر اینکه امروز اینجا جمع شدین، ممنونم.
همونطور که همتون میدونید، فجایع الان به خاطر هیولاهای جادویی مورچهی بالدار
از جزیره ججو در سراسر کشور دارن اتفاق میفتن.
در پاسخ به این وضعیت، انجمن شکارچیان...
تصمیم گرفته چهارمین ماموریت حمله به جزیره ججو رو شروع کنه.
این عملیات نه تنها شامل شکارچیان رتبه S داخلی میشه
بلکه ۱۰ شکارچی رتبه S از ژاپن رو هم شامل میشه.
شکارچیان رتبه A و پایینتر
No comments yet. Be the first to leave one.