Solo Leveling

Solo Leveling (俺だけレベルアップな件)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Ore dake Level Up na Ken Season 2 - 09
Solo Leveling S02E09 It was All Worth It 1080p B-Global WEB-DL JPN
ناشر Death Stroke
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | رضــا حضـــرتـی ◄◄🟨

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-01
تعداد دانلود: 382
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 155 خط.

ترجمه از رضا حضرتی DeathStroke

‫یکه تاز، فصل دوم ‫- از سایه برخیزید -

‫خون پاکیزه‌شده پادشاه شیطان.

‫حالا هر چیزی که می‌خوام رو دارم.

‫میزان موفقیت و مقدارش ‫بستگی به اینتلجنس داره؟

‫جین وو، حالت خوبه؟

‫بساز.

‫اکسیر زندگی کامل شد.

‫ولی، این می‌تونه خواب ابدی مادرم رو درمان کنه؟

‫آهنی، امروز به طرز عجیبی باهوش شدی.

‫برخیز.

‫اسمش...

‫کسلین... ککالین...

‫اسمش چی بود اصلا؟

‫جین وو، تو به خاطر سپردن اسامی، افتضاحی.

‫خب، حالا هر چی.

‫اسم تو...

‫کایزل میشه.

‫با این اژدها، خیلی زود به خونه برمی‌گردیم.

‫وقتی برگشتیم یه جشن می‌گیریم!

‫پدرم خیلی خوشحال میشه!

‫من می‌خوام

‫- هی! ‫- فورا اثر اکسیر رو امتحان کنم.

‫داری گوش میدی؟

‫- ما جشن می‌گیریم! ‫- درسته، یه سنگ رون توی پاداش هست.

‫یه جشن باحال!

‫نه...

‫اینم نه.

‫آها، اینجاست.

‫تبادل سایه...

‫یعنی می‌تونم جامو با سربازان سایه‌ام ‫هر جا که باشن عوض کنم؟

‫پس حالا که اینجوریه...

‫ببخشید اسیل، تو تنها برگرد.

‫چی؟ پس جشن چی؟

‫خانواده رادیس تو طبقه ۸۰ زندگی می‌کنن.

‫برای توقف موقت خیلی دوره.

‫عمرا...

‫اگه سرنوشت اجازه داد، ‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

‫مواظب خودت باش.

‫جین وو، من...

‫جدی جدی جامو با سربازهای گشتی عوض کردم.

‫سه ساعت طول می‌کشه ‫تا بتونم دوباره ازش استفاده کنم.

‫پس بقیه مسیر...

‫کایزل.

‫ما از قدرت جادویی شکارچی ها به عنوان طعمه ‫برای بیرون کشوندن مورچه‌ها استفاده می‌کنیم.

‫بعد از امواج تداخل ویژه برای مختل کردن ‫ارتباط حسی اونا استفاده می‌کنیم.

‫نیروهای ویژه از این فرصت استفاده ‫خواهند کرد تا به لانه نفوذ کنن

‫و ملکه مورچه‌ها رو از بین ببرن، درسته؟

‫مسئله اینه که امواج تداخل ‫درست کار می‌کنن یا نه.

‫دروغه اگه بگم خودمم اذیت نیستم.

‫با این حال نتایج تحقیقات دقیقه، ‫و نتیجه‌گیری‌ها با مال ما همخونی دارن.

‫محض کار نکردن موج تداخل ‫ما یه برنامه عقب‌نشینی هم تدارک دیدیم.

‫کاری که باید انجام بدیم...

‫آماده‌سازی‌های کامل برای ‫اعزام شکارچی ها به اون جزیره‌ست.

‫بله.

‫راستی...

‫تونستی با شکارچی سونگ تماس بگیری؟

‫هنوز نه.

‫یونهو.

‫کم پیش میاد با هم مشروب بخوریم، ‫پس خوشحال باش.

‫باحال بود، مگه نه؟

‫بیونگ گو، من اصلاً نمی‌فهمم.

‫اخم کردن سنت رو بیشتر می‌کنه.

‫فضولی موقوف!

‫شفادهنده رتبه S، مین بیونگ گو.

‫اون یکی از معدود شکارچی های دنیاست ‫که سالم بازنشسته شد.

‫اون رفیق جون به جونیمه.

‫دقیقاً مثل حس شوخ طبعی عجیبش، ‫هنوزم یه آدم غیر عادیه.

‫از کی انقدر با نزاکت شدی؟

‫یونهو.

‫واقعاً داری میری؟

‫آره.

‫دیدی که اونسوک چطوری مرد.

‫دقیقاً واسه همینه که باید برم.

‫اگه بذاریم اون مورچه‌ها هار بشن، ‫به زودی کل کشور اینجوری میشه.

‫از کی انقدر وطن‌پرست شدی؟

‫در هر صورت باید برم، ‫پس چه بهتر که به یه دلیل خوب برم.

‫اونم دقیقا همین حرف تورو زد.

‫من نمیرم. عمراً.

‫اگه اومدی منو دعوت کنی، باید بگم...

‫اومدم خداحافظی کنم.

‫شاید دیگه نتونم دوباره ببینمت.

‫می‌خوام تو امتحان استخدامی ‫خدمات کشوری شرکت کنم.

‫امتحان استخدامی خدمات کشوری؟

‫نمی‌خوام خون بیشتری ببینم.

‫واسه همین می‌خوام کارمند دولت بشم.

‫ولی من فقط تو تاریخ خوبم.

‫پس ممکنه امتحان سخت باشه.

‫توی تاریخ خوبی؟

‫می‌دونی که من چقدر ‫نمایش‌های تاریخی رو دوست دارم، درسته؟

‫واقعا؟

‫ولی زندگی عادی باید اینجوری باشه.

‫جنگ‌ها باید فقط تو تاریخ بمونن.

‫آره، حق با توئه.

‫این شکارچی‌ها هستن که عادی نیستن.

‫وقتی بهش فکر می‌کنم،

‫شکارچی هایزیادی رو ندیدم ‫که از جنگیدن با هیولاهای جادویی متنفر باشن.

‫جنگیدن الان دیگه یه روال عادی شده.

‫بعضی‌ها حتی ازش لذت می‌برن...

‫ممکنه شرط بیداری همین باشه...

‫یونهو.

‫دوباره داری اخم می‌کنی.

‫خفه شو و بنوش!

‫خیلی ناقلایی، عالی‌جناب.

‫چرا اینجوری حرف می‌زنی؟

‫اون جای سوختگی تقصیر من بود.

‫شاید نتونه اونو بنوشه.

‫حتی اگه بنوشه، ‫هیچ‌کس نمی‌دونه چی میشه.

‫ولی...

‫من معجزه‌های زیادی از سیستم دیدم.

‫حتی از رتبه E خیلی پیشرفت کردم.

‫بهش اعتماد می‌کنم.

‫مامان.

‫لطفاً چشماتو باز کن.

‫من به خاطر تو به جنگیدن و قوی‌تر شدن ادامه میدم.

‫لطفاً بیدار شو...

‫مامان...

‫کل روز نمی‌تونستم تمرکز کنم... ‫چرا آخه؟

‫باد حس گرمی داره.

‫تو جین وو هستی...

‫درسته؟

‫چقدر خوابیده بودم؟

‫چهار سال.

‫چهار سال خوابیدی.

‫جینا چطوره؟

‫اونم خوبه.

‫ممنونم، جین وو.

‫به قولت وفا کردی.

‫خیلی پخته شدی.

‫ولی بدنت پر از زخمه.

‫حتماً خیلی به خودت فشار آوردی، درسته؟

‫حتماً برات سخت بوده.

‫هیچی نیست...

‫من خوبم...

‫من خوبم...

‫ممنونم.

‫جین وو.

‫بله...

‫بیماری که خواب ابدی داشت بیدار شد؟!

‫بله، می‌دونم باور کردنش سخته.

‫تازه، بدن بیمار هیچ نشونه غیرعادی نداره.

‫بیمار و خانواده‌اش ‫می‌خوان فوراً مرخص بشن.

‫جینا، خیلی بزرگ شدی.

‫مامان...

‫ببخشید که نگرانتون کردم.

‫تموم تلاشم به نتیجه رسید.

‫بالاخره جایزه واقعی رو گرفتم.

‫از همگی شما به خاطر اینکه ‫امروز اینجا جمع شدین، ممنونم.

‫همونطور که همتون می‌دونید، ‫فجایع الان به خاطر هیولاهای جادویی مورچه‌ی بالدار

‫از جزیره ججو در سراسر کشور دارن اتفاق میفتن.

‫در پاسخ به این وضعیت، انجمن شکارچیان...

‫تصمیم گرفته چهارمین ماموریت حمله ‫به جزیره ججو رو شروع کنه.

‫این عملیات نه تنها شامل ‫شکارچیان رتبه S داخلی میشه

‫بلکه ۱۰ شکارچی رتبه S از ژاپن رو هم شامل میشه.

‫شکارچیان رتبه A و پایین‌تر

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left