نخستین 200 خط.
بونگ سون هوا کجایی؟
بیا بیرون،سون هوا
!سون هوا
سون هوا
چیه ...فکر کردي داری روح می بینی
فکر کردی مرده ام، اما من زنده ام
باورش سخته؟
نه امکان نداره ، هیچ راهی برای نجاتش نبود
میدونم تو مصمم بودی منو غرق کنی
حتی داروی بیهوشی و چمدونم آماده کرده بودی
کسی که الان روبروته بونگ سون هواس
خوب به این بونگ سون هوا نگاه کن
امکان نداره تو سون هوا باشی
نه
...چیه با اعتماد به موفقیت تو قتل اول و دوم
جا خوردي سومي رو شکست خوردي؟
روشات پیشرفته تر شده
منُ تو یه چمدان گذاشتی و انداختی تو آب
معلوم هست چی داری میگی
این مزخرفات چیه
تو منو بیهوش کردی و انداختیم تو دریاچه چئونگ پیونگ
فکر کردی ادای بی گناهارو دربیاری میتونی از زیرش در بری
این چرنديات چیه میگی
از حال رفتی چون یهو جا خوردی
چی؟
ما هم همونجا گذاشتیمت رفتيم
...تو وقتي مچتو با شوهرم که داشتی
خوشگذروني میکردی گرفتم فرار کردی حالا دوباره برگشتی
حالا داري به من تهمت میزنی؟
چی گفتی؟
هی جه گیونگ، چطور می تونی اینقدر پست فطرت باشی؟
فکرکردی زیرش بزنی میتونی اتفاقی که افتاده رو پاک کنی
با خودت چی فکر کردی؟
تو خواب دیدی مُردی؟
خیلی روانت خرابه
مدرکی داری که من قاتلم؟
تو انسان نیستی
برو دکتر خودتو نشون بده
وقتی حتی خواب و واقعیتُ نمیتونی تشخیص بدی
معنیش اینه تو یه روانیی
این تویی که مریض روانیی
به خودت بیاد
فکر کردی تا کی میتونی دروغ بگی؟
این تویی که باید به خودت بیای
بعد از اغوا کردن شوهرم باید شکر کنی که هنوز زنده موندی
بهتره دیگه همچین غلطی نکنی
بهت دارم هشدار میدم
چطوری؟
چطور زنده مونده؟
خودتو جمع کن، جه گیونگ
تو نمیدونی سون هوا مدرک چی داره
یون جه گیونگ یه هیولاس
نه حتی بدتر از هیولا
یه نفر تا چه حد می تونه گستاخ و بی حیا باشه؟
من نمی فهمم
من چاره ای ندارم
منم باید هیولا شم
باید کارشو تلافی کنم
...جه گیونگ بهاشو باید بپردازه
برای تمام کارهای بدی که کرده
هر طور شده تلافی شو سرش در میارم
چطوری سون هوا تونسته بیاد بیرون
چی؟
تله بوده
از اول تو چمدون نبوده
...یعنی
یه سری بهش کمک کردن
چی شده ، مشکلی پیش اومده؟
سو چول، فکر کنم برامون تله گذاشته بودن
سون هوا زندس
برای منم عجیب بود که زنگ آتش نشانی صدا کرد
بخاطر همین فیلم امنیتی رو چک کردم
اون کیه؟
اسمش هوانگ گوم دوک هم سلولی سون هواس
در حال حاضر یه دفتر کارآگاه خصوصی رو اداره می کنه
پس یعنی یه تیمن
به نظر منم
پس بیخودی از ترس میلرزیدیم
یه چمدان خالی رو پرت می کردیم
سون هوا، چطور تونستی منو قاتل صدا کنی؟
بخاطر همچین چیزی نمیتونه ازمون شکایت کنه ،نگران نباش
داره حریف بیا با من میکنه ...آره؟
این مدت چه غلطی میکرده خودشو به مردن زده بوده
نکنه با سانگ هیوک پشت سرم نقشه می کشیدن؟
سون هوا، من پدرتو در میارم
چی؟
سرباز یون برادر جه گیونگه؟
آره به همین دلیله که سون هوا باهاش سرد بوده
خداوندا
پس هر دوتون این مدت خبر داشتین؟
ما هم تازگی فهمیدیم
معذرت میخوام مادر
جه مین گفت خودش میخواد بهتون بگه
بخاطر همین ما هیچی نگفتیم
اونقدر باور نکردنی ـه که نمی دونم چی بگم
...حالا که شنیدم می فهمم
چرا جه مین رو همیشه پس میزدین
صبر کن پس یعنی جو هه ران مادر سرباز یونه
بله
وای خدا جون
اون اصلا باهات خوب نیست
حالا شما دوتا میخواین چیکار کنین؟
این دیگه چه سرنوشتیه؟
چطوری جه گیونگ و جو هه ران می تونن خانواده جه مين باشن؟
حالا دیگه هر وقت بخوای میای اینجا و میری
فکر اشتباه نکن
اینجا خونه تو نیست
دارم چایی میخورم
آجوما
آب این گلدون رو عوض کن
درضمن از حالا درو برا این باز نکن
چقدر مسخره
اجازه ندارم بیام اینجا؟
با خودش در مورد من چی فکر کرده ؟
چشم خانوم
چرا پا نمیشی بری؟ من هم باید زود بروم
وای خدا چه مسخره
امروز اومدم ازت مراقبت کنم
چی؟
...شنیدم امروز تو و بقیه خانما
برای نیازمندا بازار راه انداختین
منم می خوام بیام و کمک کنم
تو اومدی تا اون انگشترو نشون بدی
اصلا میدونی چه مراسمیه؟
ایوای
انگشترو دیدی پس
ای بابا چیزی نیست فقط تقریبا یه میلیون دلاره
تو جواهر فروشيا ميشه پیدا کرد
خانمای اونجا همگی پر از جواهرن
چطوری میتونم بهشون پز بدم
فقط میخوام بیام یه کمکی کنم
...تیم بازار
مثل تو آدم بی عقلی نیستن
اینقدر سطحی نباش و از خونه من گمشو بیرون
خدایا واسه چی با این دهن به دهن میشم
چی؟ سطحی؟
خودتم اینقدرا بافرهنگ نیستی
راست میگی من سطحم پایینه حالا که چی؟
مطمئنم که یه اتفاق عجیب داره ميفته
متشکرم
!هی
اینو واسه چی آوردی؟
اون کار یعنی چی؟
می تونم یه چیزی خیلی غیر عادی رو احساس کنم
بوی پول میاد
هی
تو اتاق من چیکار میکنی؟
...نه خب فقط
برو بیرون! تو دوست من نیستی تو یه دزدی
ولم کن
هی مال جا، دزد یعنی چی
چطور می تونی دوستتو اینطوری تحقیر کنی؟
تحقیر؟ تحقیر و زهر مار
تو گفتی نزول خورا دنبالتن
برا همین اومدی تو اتاقم دزدی
وای خدا دزدو ببین
زود باش برو بیرون
تو همیشه منو در معرض خطر قرار میدی
واقعا خدارو خوش نمیاد اصلا خودم میرم
...اما قبلش بهت بگم
من دزد نیستم زود باش حرفتو پس بگیر
همین حالا حرفتو پس بگیر
ایوای خدا
بهت گفتم دزد چون دزدی چرا حرفمو پس بگیرم؟
ای دزد
وای خدا
دوتا زن گنده چرا اینجوریی دعوا می کنین؟
بیاین آشتی کنین دوتاتون
چیل سو خان وقتی چیزی نمیدونی هیچی نگو
...بهش یه سقف ، غذا و لباس دادم
چون دوستم بود
تو به من لباس پوشوندی ؟ جون عمه ات
تازه خودش همش لباسهای منو می پوشه
میخواین دوباره دعوا کنین
آقای پیپای
هیچی تو دنیا به اندازه تهمت آدم نمی سوزونه
من به هیچی دست نزدم
اونوقت اون بهم گفت دزد
...ای حقه باز - خیلی احساس ظلم میکنم -
به کارهایی که کردی فکر کن
تو چند بار چیزای مردم و دزدیدی و فرار کردی؟
من فقط ازشون قرض گرفتم
چه فرقی داره زنیکه
پس ندادن پول یعنی دزدی
ای بابا وایسین وایسین
بیاین این موضوع رو روشن کنیم
اگه نمیخواین آشتی کنین پس یعنی این دوستی تمومه
دیگه از حالا شما دوتا نمیخواین همو ببینن؟
مطمئنید
...خب
...خب راستش من
واسه چی میدوی
گفتی میخوای جواب خواستگاری منو بدی ، چطوری می تونستم آروم بیام
...نگو که
منو رد کردی
ترسیده بودم
شاید چیزایی که الان میگم بهت بر بخوره
تو باید دیگه تمومش کنی
چرا اینطوری میگی؟
داری منو میترسونی
No comments yet. Be the first to leave one.