نخستین 200 خط.
subtitled by: partizan
چه خبر در باره اين طاعونه؟ !شايع شده که بدترين نوع شه
حالا يه چيزي راجع به موش ها فهميديم که ديگه هيچ وقت طاعون نداشته باشيم
ميگن هر يه موش در روز طاعون رو از بين ميبره
ديگه تو زندگي طاعون نخواهيم داشت اميدوارم حق باتو باشه
قسمت پنجم مامور پيدا کردن جادوگرها
در پاييز سال سرورمان،1495
بار ديگر طاعون سياه از هند شرقي توسط ملوانان زوزه کشان به سمت غرب از سراسر اروپا آمد
و از گذرگاه جنوب غربي وارد انگلستان شد
هر روز هزاران نفر مي مردند
روستا بعد روستا از رد شيطانيش ناپديد ميشد
و حتي بهترين و نجيب ترين هم نتونستن از وحشتش فرار کنن
ادموند،خوشحالم که گرفتمت در حال چه کاري؟
متاسفم ولي پدر زياد حالش خوب نيست
اوه،خدايا، نظري نداري از چي بوده؟
مطمئن نيستم، ولي فکر کنم مرگ سياهه
اما فکر کنم خوشحال بشه که بري ديدنش
خب،فکر کنم بتونم يه سري بش بزنم
يه جورايي نا اميده
...مادر، ميخواي
نه،عزيزم،نميخواد کنارش باشم
!بکش
کي هستي؟
!خب،مثل اينکه حالش خيلي بده
سرورانم،ما امروز با کشنده ترين بحران از زمان تجاوز
!روميان روبرو هستيم
شاه اينور اونور ميپره و دنبالتون ميگرده
خيله خب
آقايون! بايد ترکتون کنم
شاهزاده ادموند رياست رو به عهده ميگيره
افسوس
آه، بله، آه، خب
آقايون، خب از اونجايي که ميدونيد
ما امروز با کشنده ترين بحران از زمان تجاوز
روميان روبرو هستيم !مزخرفه
درمورد تجاوز وايکينگ ها چي؟
نرمن ها؟ سوئيسي ها؟
!خب،بزرگ ترين بحران براي يه مدت
!و همه ما ميدونيم چرا چرا؟
!براي اينکه پادشاه جني شده چي؟
!درسته! کشور پر شده از نشانه هاي سحر و جادو
همين هفته پيش تو کرويل،يه مرد با چهار تا سر ! تو ساحل ديده شده که داشته چايي ميخورده
و دوتا زنم تو ويندزور ادعا کردن که !يه ماهي بهشون تجاوز کرده
!منم يه همچين قصه هايي رو شنيدم
!تو هاروگيت بارون خلط اومده
تو ادينبورگ،قبر ها باز شدن
و روح اجدادمون اومدن بيرون
!و توي مسابقه دو ميداني شرکت کردن
!يکي از دوستاي منم يه جوش تو دماغش زده
!پرسي،خفه شو !جادوگري
و يه کشاورز تو راي شنيده که يه گاو شعراي جفري چوسر رو ميخونده
و يه زن جوون تو شروپشاير جفري چوسر رو
تو مزرعه ديده که مو مو ميکرده و به يه گوساله شير ميداده
!آقايون! آقايون مطمئنا، اما از اون آدم هايي نيستيم که اين چيزا رو باور کنيم
بعدش هم ميخوايد بگيد که
شستن مو هاتون تو شاش خفاش ها باعث شده که کجل نشيد
اما اين درسته! من نتونستم خفاش کافي پيدا کنم و ببينيد چي شده
بايد يه حرکتي بکنيم و تنها کاريه که ميتونيم بکنيم
تا اين نفرين رو از پادشاهي دفع کنيم
!آه،اين شد يه جواب
بايد دنبال يه مامور جادوگر پيدا کن بگرديم
!وايسيد! وايسيد! وايسيد
پرسي،پرسي چيه؟
معلوم هست چه غلطي داري ميکني؟
من ديگه نميتونم فشار اين نشانه ها رو تحمل کنم
...پرسي
نه، همين امروز صبح من يه ! اسب ديدم با دوتا کله و دوتا بدن
دو تا اسب که کنار هم وايسادن؟
آره،فکر کنم ميتونه اتفاق بيافته
شرط ميبندم فکر ميکني اگه انگشتت رو
تو يه جمعه خوب بکني تو کون ! يه گوسفند مو فق خواهي بود !مزخرفه
!دقيقا !اون دشنبه عيد پاکه
خب... يادم بنداز که
تو مراسم هاي مذهبي باهات دست ندم
من که باور نمي کنم به هر حال، اين مامور پيدا کردن جادوگر کي هست؟
نميدونم اما خانم اسکات ميدونه
!اون پير زنه با گربه اش
!گربه! خيلي دوست داشتنيه اما اون تو روستا زندگي ميکنه
خب؟ !همه دارن از طاعون ميميرن
آره،به خاطر همينه که روستايي ها صداشون در اومده
!همش يه بهانه دارن که از زير کار در برن
خب،مشخصا مورداي واقعي هم وجود داره
صبح بخير،شاهزاده ادموند صبح به خير،روستايي
صبح بخير،شاهزاده ادموند صبح به خير،روستايي
صبح بخير،شاهزاده ادموند صبح به خير،روستايي
بهتر نيست خودتون رو پنهان کنيد؟ ممم؟
منظورم اينه که نميخوايم يکي از روي کينه شما رو آلوده کنه
آه، آره،خيله خب
صبح بخير،غريبه صبح بخير، رفيق
صبح بخير،غريبه صبح بخير، رفيق
اون غريبه مشکي کيه؟
اوه، حتما شاهزاده ادمونده
از اين سمت، سرورم
بله
!مرده هاتون رو بياريد
تو! خانم اسکات کجاست؟ !الان ردش کرديد
چي؟
اوه،خداي من
و اون چيه؟
گربه سرورم
کسي ميدونه چه اتفاقي افتاد؟
نه،من نميدونم
منم نميدونم؛من اون طرف شهر بودم وقتي سوزونديمش
شما سوزوندينش! چرا؟
من نميدونم !خب ،به خاطر اينکه يه جادوگر بود
شما خانم اسکات رو به خاطر اينکه جادوگر بود سوزندين! چرا؟
!نميتونم بگم، يه رازه
يه راز! تو ميدوني من کيم؟ يه غريبه
!اوه،آره، درسته
!خب،حالا بگو ديگه نه، نه،نميتونم بگم
الان بت ميگم چرا،چون اگه عضو يه جامعه مخفي باشي
که مامور پيدا کردن جادوگر را دعوت کنه
اون چهارتا از دوستات رو سوزونده باشه، ميري به بقيه بگي؟
نه،فکر کنم نمي گفتم
پس... پس اين مامور پيدا کردن جادوگر بوده که اونو سوزنده؟
!اون حدس زد !باهوشه
!الکي که بش نميگن جيک باهوش
!خب، اونا به من جيک با هوش نميگن
اوه،فهميدم
خب،اين يارو ماموره چه شکلي هست؟
هيچ کس نميدونه، سرورم، هيچکس
اون استاد تغيير چهره است که شبا مياد بيرون
درسته، مگه نه؟ منم معتقدم
آه، خب
خب، اون الان اينجا ها نيست بذار يه چيزي بهت بگم
اگه اين يارو ماموره خانم اسکات رو سوزنده
!و هم چنين گربه ملوسش رو !ساکت شو
و هر کاري که ميکنه، من بايد ازش خبر داشته باشم
اونا الکي به من پت باهوش نميگن
جيک، سرورم اون کيه ديگه؟
جيک باهوش،سرورم کجا؟
شما جيک باهوش هستيد اوه، آره
اونا اصلا به من پت باهوش نميگن
بهم جيک باهوش ميگن
اگه من جاي شما بودم و از اون يارو خواسته بودم که به شهر بياد
با يه تيپا اون مرتيکه دماغ گنده رو از اينجا بيرون ميکردم
تو چي فکر ميکني؟
فکر کنم به يه ارزيابي مهم بيارزه
دقيقا
نصيحت تام باهوش رو گوش کنيد
و اونو به اون ديونه خونه اي که از ش اومده بفرستيد
اونا رو بنداز زمين،پرسي
بيايد،خانم اسکات مشخصا تو وضعيتي نيست که بتونه به ما کمک کنه
من دوتا دستور العمل براي محافظت از خوب
و شکست دادن شيطان دارم
!نيگا
!جالبه
!کاملا جالبه
مم.. درواقع تو هردو تخم مرغ رو شيکنودي؟
بعضي چيزا که به نظر خوب مياد بعضي موقع ها شيطاني ميشن
سرورانم،دوک ادينبورگ
!اوه،ادموند،بيا تو !مامور جادوگر پيدا کن اومده
اوه،پير دماغ کنده برگشته، مگه نه؟
اوه... سلام.
خوشحالم که شما رو ملاقات مي کنم من يکي از ستايش کننده هاي شما هستم
دماغ گنده پير برگشته؟
بله، دماغ گنده پير برگشته الان تو وضعيت بدي هم هستش
همين الان داشتم باهاش حرف ميزدم
اونم مثل من يکي از ستايش گر هاي شماست
اين کيه؟ دماغ گنده پير
درواقع، راجع به کارهاتون تو تاوتون شنيدم
!فکرش رو کن
هرکسي اونجا يه کاري با يه اردک داشته
اردک تاوتون يه امر تراژيک بود
شنيدم که خيلي خوب خانم اسکات رو برامون سوزونديد
اوه، آره ... و همچنين اون گربه ملوسش رو
آه، هنوز اون جادوگر اصلي رو پيدا نکرديد؟
چرا شايد نزديک شده باشم
اوه، پس آماده آتيش روشن کردن باش مطمئن شو که تيرک چوبي آماده است
مامور جون
اگه به اين نتيجه برسي که يکي جادوگره
چه جوري ثابت ميکني که گناه کاره؟
!با آزمون يا با شکنجه اوه، شکنجه با آب؟
با تبر اوه؟
جادوگر مضنون سرشو ميذاره رو يه بلوک
و تبر به سرش زده ميشه
اگه گناه کار باشه تبر از روي سرش ميپره که بعد ميسوزونيمش
و اگه هم نباشه که کله شو ميبره
چه تست عادلانه اي براي اثباتش
خودت ميخواي يه تستي که کمتر خشنه رو امتحان کني؟
توسط نمايش تجربي؟
چقدر کم خطر تره؟
من يه خنجر و صليب رو ميز قرار ميدم
!جالبه !مظنون چشم بند داره
اگه خنجر رو برداره هم بستره با شيطانه
آره ادموند فکر کنم تو بايد انجامش بدي !حداقل خودتو از اين ماجرا بکش بيرون
اعلي حضرت من تازگيا چوب دستي تون رو نديدم
من زياد درباره اينا مطمئن نيستم
شما متوجه خواهيد شد که اين چقدر تاريک تر شده
!انتخاب کن !خيله خب
!چطوري اين اتفاق شيطاني افتاد
!اين منبع شيطان تو پادشاهيتونه
!اين جادوگرتونه !برادر شيطان
!جادوگر رو بسوزونيد
!مطمئن نيستم که قسمت اول رو گرفتم
محاکمه اش کنيد اگه اين چيزيه که تو پيشنهاد مي کني
هري، تو نميتوني بذاري اين کار رو انجام بده
!اون خيلي باره شه !اما اون يه شارلاتانه
تو چي گفتي؟ شارلاتان،شارلاتان،شارلاتان
ميبينيد سرورم، که چگونه اردک تاوتان درونش زندگي ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.