نخستین 200 خط.
ترجمه از هومن سليمان زاده
صداشون رو بده بهم , لطفأ
برو سمت راست توي خيابونِ رويال
ميتوني زوم کني ؟ خيلي خوب . حالا برو سمت راست
بله , درسته . مرد , بيشتر از 30 ساله
اون گروه 6 نفره از مردها , گوشه ي خيابونِ نُهم تصويرِ اوني که اون وسط وايستاده رو بده
اِن جي " . مطابقت نميکنه "
مأمورِ 4-86 , شناسايي کن و خبر بده . به محلشون احتياج داريم
دوربين به کار افتاد , الان روي خطه
من توي موقعيت شمالِ خيابونِ کلينتون هستم
بذار بريم جنوب شرقيه خيابونِ تولوز
اونجا تصادف شده توي خيابونِ کانتي , در چهار راه 800
من دارم موقعيتم رو عوض ميکنم
دو از پنج , خوب نيست - اصلأ خوب نيست -
برگرد و جات رو عوض کن و برو بسمت شمالِ خيابون
الان دارم ميرم به سمت خيابونِ بورگاندي
يه عده الان از جلوي يه اغذيه فروشي رد شدن
ممکنه هدف در حالِ حرکت به سمت شمالِ شرقيه خيابونِ بوربُرن باشه
50يارد جلوتر از خيابونِ لوئيس
گوشه ي جنوبِ غربي هدف يه پيرهنِ قرمز پوشيده و يه کوله پشتي هم داره
منم هدف رو ديدم خيلي دورتر از اونيه که بتونم روي صورتش قفل کنم
منم دارمِش . پيرهن قرمز داره
خوب نيست . پشتش به منه
از جلوي دوربينِ ثابت هم گذشت
گيتور دنبالشه من برميگردم سرِ جاي خودم
گيتور , اون 120 يارد جلوتر سمت چپِ خيابونه
من درست پشتِ سرش هستم
به نظر خيلي نزديک شدي
نميتونم ازش يه عکسِ واضح بگيرم
داره از سمت چپ بهت نزديک ميشه مظنون با پيرهنِ قرمز توي خيابونِ کانتي هستش
گرفتمش . يه عکس کامل از صورتش
چند ثانيه وقت بده
اِسکن کردن شروع شد
منفيه . تطابق نداره
خيلي خوب , گُنده . يه تصوير از شمالِ شرقيه چهار راه بده
گيتور , همونجا وايستا , جلوي بانک رو پوشش بده
ساموئل توي موقعيته ؟
ما فقط منتظرِ مايلز هستيم , قربان
تمامِ اخبار در مورده منطقه ي شماره ي يک رو ميخوام
همه ي دوربين هاي بانک اول روي خطه
دَني ؟ دنبالِ غذاي سگ که نميگردي , ميگردي ؟
نه . دنبالِ نشانم ميگردم
اولِ کار وقتي پليس ميشي بهت دو تا چيز ميدن , اسلحه و نشان
يکيش رو پيدا کردم ولي نشانم رو پيدا نميکنم
توي همون وسايله - وسايل , وسايل ؟ -
الان اين وسايل رو گشتم , اينجا نيست
شورتي , نقشه يادت نره تو بايد قوي بموني , منم بهت غذا ميدم
فقط به مامانت نگو که از اينا بهت دادم , باشه ؟
دَنيل فيشر ؟
فقط دارم سعي ميکنم دنيا رو از دست اين خرده ريزهاي نون نجات بدم
اون الان توي مرحله ي حجيم شدنه بهش نگاه کن
بيا اينجا , شورتي بيا . بابات بده
بيا اينجا خودم وسايل رو بهت نشون ميدم
" وسايل , " توي وسايله
خودم وسايل رو گشتم اونجا نيستش
... من فقط - توي وسايل -
اين وسايله - آره -
نميدونستم منظورت از وسايل چيه - معلومه که نميدونستي -
اينجا بود . ميدوني , تقريبأ 10 دقيقه از وقتم رو گرفت
آره ؟ دو دقيقه بيشتر نشد , عزيزم بيا
فقط دو دقيقه طول کشيد , راجع بهش فکر کنم
برو سرِ کار مواظب باش , باشه ؟
خيلي خوب . برو
دوستت دارم , شورتي
! هي , هَنک - ! هي , مالي -
يالا
لعنتي , معلومه که من باهوش تر از يه بازيه معمولي هستم
به پشتيباني احتياج داري ؟
هي , مرد . چه خبرا ؟
خوبه , بالاخره از زن و سگت اجازه گرفتي که بياي سر کار ؟
فقط از سگم اجازه گرفتم
هي , اينم کارِ امروز
الان يه ربعِ که دنبالِ اين يارو هستش FBI اونا به يه کم کمک احتياج دارن
از هتل اومد بيرون
هدف با احتمالِ زياد مطابقت ميکنه
گيتور توي خيابونِ رويال هستش . 200 بلوک اونورتر
همه ي مأموراي در دسترس , سرِ جاهاشون يه تصويرِ واضح ميخوايم . صداي اونجا رو هم ميخوايم
داره ميره به طرفِ خيابونِ بوربُن منم به فاصله ي 50 يارد پشتِ سرشم
زود باشيد , بچه ها من طاقت نميارم که دوباره اين يارو رو گُمش کنيم
من توي موقعيتم , هدف داره مياد به طرفِ من
اينم تصويرِ واضح
موقعيتت رو حفظ کن
... قربان , اون محل يه - ! خفه شو -
اون ايرلنديه حرومزاده رو نشونم بده
, تأييد شد . همه ي تيم ها شناساييه مايلز جکسون مثبته
ميخواي صورتِ لعنتيش رو ببيني ؟ همينجاست
کُشتنِ ورزشکاراي پروازِ 212 بمب گذاري در سفارتخونه ي آمريکا در فرانکفورت
اين يارو گردنِ برادرِ خودش رو واسه ي يه معامله توي " تنجير " قطع کرد
امروز روزِ بازيه , بچه ها بريم
دارَمِش
همين الان موبايلش رو در آورد - قربان , داره تلفن ميزنه -
هي , با ساموئل کار داره
يه تلفنِ داخليه , قربان بازم کُد گذاري شده است
پونزده دقيقه ي ديگه " لنگرگاه قديمي در جاده ي " پِرميژِن
, مايلز اسلحه ها رو مياره و ما هم تعويض رو انجام ميديم
, ميخوام سه تا دوربين کار بذارم ميذارمشون روي جرثقيل هاي لنگرگاه
ميخوام که تيمِ شماره ي 1 اون تو مستقر بشه - ساموئل , معامله ي خودمون يادت باشه -
, حتمأ ميخواي دوباره برادرت رو ببيني پس وقتي که من گفتم کارِت رو انجام ميدي
, ما مايلز و , اسلحه ها رو ميگيريم تو و جاشوا هم آزاديتون رو بدست ميارين
فهميدي ؟ - فهميدم -
حالا نوبتِ رقصيدنِ ماست
نه ! هي , هي . نه , نه , نه , نه , نه - ادامه بده . اون وايستاده -
ببين ... زده cاون فيلت رو با اسبش توي خونه ي4
هستش , بوسيله ي رخ سد شده aجلوي سربازت که توي خونه ي6
اون وزيرت رو هم ميزنه همه چيز تموم ميشه و بايد بشيني گريه کني
aسعي کن , سربازت رو ببري به خونه ي6 اينجوري بهتره
داره ميره به سمتِ شرق
يه تاکسي گرفت
, واحدِ سيارِ شماره ي 6 يه تصويرِ ويديويي ازش داره داره 100 يارد پشتِ سرش حرکت ميکنه
حرکت کرده . اينم يه سري عکسِ جديد از مايلز N . O . P . D
اونا تا 10 تا چهار راه اونور تر هم مستقر شدن
قربان , نميخوايد به رئيسشون زنگ بزنيد ؟ - نه -
توي دو سال گذشته اين اولين باره که مايلز داره خودش رو آفتابي ميکنه
فرمانده نظري که تو در مورده معامله کردن داري رو نداره
اين يه معامله نيست
ما داريم از ساموئل و جاشوا براي گرفتنِ مايلز استفاده ميکنيم بعدشم برميگردن سرجاشون
هيچ کسي هيچ جايي نميره , رِي الانم , قرار نيستش که اون فرار کنه
فقط آخرين خبرا رو بهم بگو , مرد پس , ميخواي باهاش ازدواج کني , يا همچين چيزي ؟
فقط داريم حرف ميزنيم , ميدوني , تو داري باهاش زندگي ميکني , معمولأ مرحله ي بعدي هم اينه که بهش حلقه بدي
برادر , تا دو هفته ي ديگه اين اتفاق هم ميافته
و ؟ - آره , تو تا حالا با , تقريبأ , 14 تا دخترِ مختلف زندگي کردي -
آره , کردم . چون با عرضه تر از تو هستم
منظورم اينه که , اگه يه مردِ گنده ي ... دمدمي مزاج مثل تو
, بخواد يه زنِ خوب مثل " مالي " رو نگه داره معنيش اينه که ميخواد بذارتش توي آب نمک
دو دقيقه , E . T . A دوربين ها توي لنگرگاه نصب شدن
سرِ موقع , سَم . از اين کارِت خوشم مياد
الان صداشون رو هم داريم . کاملأ واضحه - خيلي خوب , ما الان توي موقعيت اول هستيم -
همه ي تيم ها , با علامت من
, وقتي که مايلز جاي اسلحه ها رو نشون داد اون موقع حمله ميکنيم و ميگيريمش
خيلي خوب , پس ... بهتره اين کارو انجام بديم
... شماها چمدون رو ميدين به من
منم مختصاتِ جاي اسلحه ها رو بهتون ميگم
به همين راحتي - نه -
نميتونم اين کارو بکنم
اين کارو نکن , کثافت
چيکار نميتوني بکني ؟
نميتونم تو رو بفروشم
ميدونه که تو اينجايي F . B . I همين الان هم دارن ما رو نگاه ميکنن
اونا ... اونا ميدونن که تو اينجايي
و الانم نميخوام که دوباره برادرم رو ببينم
نيم ساعتِ ديگه , روي جاده ي کنارِ درياچه
تو برادرِ منو مياري , منم مايلز رو بهت ميدم
اگه خيلي طولش بدي , حتمأ , اينجوري ميشه
لعنتي - هي , تکون بخوريد -
از اينجا ببريدم بيرون ! ببريدم بيرون
انجامش بديد
قربان , قبل از اينکه اونا به پل برسن بايد جلوشون رو بگيريم
شماره ي جاشوا رو واسم بگير
ساموئل ميخواد برادرش رو بگيره - ميخواي باهاش معامله کني ؟ -
! رِي , اون تلفن رو زودتر بردار
موقعيت دقيق اونا رو بهمون گفت F . B . I برو همونجا
خيلي خوب
حالِت خوبه ؟
جاش فقط يه کم کوفته شده
شانس آوردي که يه کم پايين تر شليک نکردم
مرد , اونا فقط چند تا آشغالن
منظورم اينه که , اونا زنگ ميزنن , ما هم بايد سريع خودمون رو برسونيم
... ولي وقتي ما زنگ ميزنيم , انگار شهر 7 متر زيرِ آبه هي , پنج روز مونده , سخت نگير
اونا هيچي نيستن , دَني , واقعأ همين کارو ميکنن
... به اين يارو نگاه کن فرمانده ي ارتش , جاسوس , قاتل
بره به جهنم , حتي پارسال دو تا بمب هم توي پاريس فروخته
اينترپل ميگه که اونا رو دو برابرِ قيمت فروخته
نکنه ميخواد با تمام شهر معامله کنه ؟
منظورم اينه که , واقعأ , واسه ي چي اونا نميتونن اونو توي يه شهر ديگه بگيرنش ... مثل کانزاس , لوا ؟
يا هلسينکي
همه ي واحدها , ما توي موقعيت مشکي هستيم در خواست کمک کرده F . B . I
اطلاعات مربوط به هدف داره فرستاده ميشه
مظنونين 8 تا مرد هستن , که دارن با سه تا ماشين به طرفِ جاده ي کنارِ درياچه ميرن
صداش مثل اين ميمونه که ميخواد دوباره دهنمون رو سرويس کنه - يه سورپرايزه ؟ -
يه سري ها داخلِ خونه ي امن شدن جاشوا رو بُردن و مأمورامون رو هم کُشتن
بازم سرمون کلاه گذاشت - حالا چجوري ميخواي باهاش معامله کني ؟ -
! خُب , بگيريدشون
بگيريدشون
, پنج درصد هم اضافه روش گذاشتم واسه ي اينکه با من و برادرم خوب رفتار کني
واسه ي بيرون آوردنش از اونجا مشکلي پيش اومد ؟ - براي من ؟ -
نه . فقط واسه ي اون دو تا مأموري کُشتمشون , اونم شايد
و برادرم الان توي فرودگاه منتظره ؟ - آره , اون الان اونجاست -
واسه ي چي يه زنگ بهش نميزني ؟
ميدوني جالبِ کار کجاست , سَم ؟
فرار کنم F . B . I اگه من نتونم از دست ... برادرت رو که نگه داشتم
... مثل يه سلاح اين تضمين رو به من ميده
که بدون هيچ بدل کاري اي نتوني به من خيانت کني
و منم بدون هيچ مشکلي پولم رو ميگيرم
... منو دستگير ميکنه F . B . I احتمالأ
... و تو و برادرت هم
به يه جايي در جنوبِ فرانسه فرار کنيد
بله ؟ سلام
, معذرت ميخوام , جاشوا الان نميتونه بياد پاي تلفن ولي بخاطرِ سواري اي که دادي ممنون
اين کار قديمي ترين حيله ي تو کتابها بود , سَم
... سرت رو با يه چيز گرم ميکنن
اون وقت بيصدا اون پشت با بقيه کار ميکنن
تا بعد
درست سرِ وقت , عزيزم - مگه هميشه همينجوري نبوده ؟ -
نشونم بده
بالاخره ما به چيزي که ميخواستي رسيديم
من ميرونم
درسته
, هستم . مظنونين دستگير شدن F . B . I اپراتورِ ولي مايلز جکسون توشون نبود
: دنبالِ يه وَنِ خاکستري , با پلاکِ لويزيانا به شماره ي آلفا - گولف - نوامبر - 803 بگرديد
همتون آماده باشيد - واحدِ 14 هستم در حالِ گشت زني پايين تر از خيابونِ نهم -
No comments yet. Be the first to leave one.