نخستین 200 خط.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «ورونــیــکا، مـــاهــی و محمد طاهری»
نسخه شماره یک V.1 هماهنگ با انواع نسخههای
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
...اگه بتونیم از این ماشین بزرگ
...که پیروزی ما رو ممکن کرد
...برای رسیدن به صلح استفاده کنیم
میتونیم بزرگترین عصرِ تاریخ بشریت رو پیش رومون داشته باشیم
سرعت پیشرفت در پروژههای ماهوارهای
...نمیتونه به عنوان شاخصی برای پیشرفت ما
.در پرتاب موشک باشه
...بنظرم ما نزدیک به یه توسعهی اساسی
...در دانشِ راجعبه خودمون و محیط اطرافمون
.و فراتر از درک زمان کنونیمون هستیم
...برای اولینبار میخوایم دوربین در فضا کار بذاریم
...و تماشای زمین از اونجا
به ما این اجازه رو میده که به مکانها . و چیزهایی ناپیدا دست پیدا کنیم
...هوشمندترین ساکنین دنیای آینده
.انسانها یا میمونها نیستن
.بلکه ماشینها خواهند بود
...ما در این دریای نوپیدا حرکت میکنیم
.چون دانش جدیدی برای دست یافتن وجود داره
...فرقی نمیکنه این اقیانوس جدید
...دریایی از صلح و آرامش باشه
.یا صحنهای مخوف از جنگی دوباره
"...برای رامکردن خوی وحشیگری انسان
" .و طبیعت، به امید زندگی در این دنیا"
.اجازه بدید خودمون رو وقف اینکار کنیم
تظاهرات گستردهی سطح شهر ، مذاکرات کنگره رو به تعویق انداخته
...و احتمالا این وضع تا روزها و هفتههای آتی ادامه خواهد داشت
حرفام رو یادداشت کن
.واشنگتن دیگه هیچوقت اوضاش از این بدتر نمیشه
.ولی ما نباید بذاریم جلومون گرفته بشه
شاید الان بهترین زمان برای پرسیدنش نباشه
.مونارش کمکم داره از هم میپاشه
!بروکز. ما شکست خوردیم
این جنگ که تموم بشه ، ما دیگه .هیچوقت بعدش اجازهی سفر نمیگیریم
.من خیلی به ارائهمون ایمان ندارم
.آخه تمام مواد اولیهمون شل و ولند
...فقط تو یکروز، یکروز
.میتونم همش رو مرتب کنم
امروز بود ...یه قرارداد به تصویب رسید
.که جنگ تموم بشه، و صلح با افتخار به ویتنام برگرده
.تمام نیروهای آمریکایی عقبنشینی میکنند
.یکروز وقت نداریم
.سلام عرض شد
.بیل راندا هستم، برای ملاقات با سناتور ویلیس
.البته، آقای راندا
یه پیام امروز براتون گذاشتم درمورد تغیر در زمان ملاقات امروز
.احتمالا تو هفتهی آینده وقت خالی داشته باشن
.خدایا
.آل، خوب بنظر میای
پیام رو نگرفتی راندا؟
- برای تغیر برنامه؟ - برای پنجمین بار؟احتمالا ندیدمش
.سریع تموم میشه
.پسرخاله نشو .پنج دقیقه وقت داری
.من قرارم دیر شده
ایندفعه میخوای چه موجود خیالی رو شکار کنی؟
...این یه عکسه ماهوارهایه
.از یه جزیرهی نامعلوم در جنوب اقیانوس آرام
.تا الان کشف شنده باقی مونده
.خیلی از تمدنها ازش به عنوان یه افسانه گفتن
.جزیرهی جمجمه
.سرزمینی که خداوند خلقتش رو درش تموم نکرد
شهرتی داره بخاطر تعدادِ کشتیها
.و هواپیماهایی که اونجا گم دشند
مثل مثلث برمودا؟
یا مثل اون کلاهای آلومینیومی که من دوست دارم آخر هفتهها سرم کنم؟
...بیشتر شبیه به مثلث داخل کلاهه
.ولی فکر میکنیم که بیشتر از این حرفاست
...آزمایش هستهایه کستل براوو در سال ۱۹۵۴
.فقط آزمایش نبود
.اونها قصد داشتن چیزی رو از بین ببرند
من معتقدم اکوسیستمی اون بیرون هست که از تصور ما خارجه
.و جایی هم که میشه پیداش کرد همین جزیرهست
.جایی که افسانه و علم همو ملاقات میکنند
.راندا، اینها همش داستانه
هری تورومن، وقتی سال ۱۹۴۶ مونارش رو .بنیانگذاری میکرد اینطور فکر نمیکرد
...میدونی، از نظر هدر دادن وقت
تحقیقات مونارش برای یافتن .زندگی بیگانه رتبهی بالایی داره
.آره، ولی اون آدمها دیوونهاند
.باید خیلی وقت پیش درشو تخته میکردیم
.این برای کشورمون یه فرصته
گوشکنید سناتور، لندست یه ماموریت به اون جزیره داره
.میتونیم روی اون عملیات سرمایهگذاری کنیم
.البته با اجازهی شما
امیدواری چی پیدا کنی؟
منابع، دارو، درمان سرطان، کشفیات زمینشناسی، مثلا
...شاید سوختِ جایگزین، سناتور
...ببینید، راستش رو بخواید
.ما مطمئن نیستیم چی اونجاست
.باشه، ولی بهتون میگم از چی مطمئنیم
.فرداشب ،ماهوارهِ روسی از این بخش عبور میکنه
و تا سه روز دیگه تمام عکسایی که ما داریم رو اونها هم دارند
...پس هرچی که اونجا باشه
.به نفعتونه ما اول پیداش کنیم
درسته؟
...باورم نمیشه اینو میگم
.ولی با عقل جور درمیاد
.ممنونم
پس من سرمایهش رو براتون جور میکنم، باشه
.ولی گوش کن به من، این آخریشه
.باید تمومش کن .دیگه تمومه
قول میدی؟ این آخرین لطف منه؟
سناتور؟
.یه چیز دیگه
.من یه اسکورت نظامی هم لازم دارم
- .هی، میلز - بله؟
آخرش چندتا نامه براش نوشتی؟
.ده پونزدهتا
اون چندتا برات نوشت؟
.نمیدونم، سه چهارتا
.مرد، عجب مادر مضخرفی داری
سعی میکنم تو ۴۸ ساعت آینده که دیدمش .اینو بهش بگم
.هی، مامان مایل مضخرفه
درسته؟
قربان؟
.چپمن
چیزی لازم دارید قربان؟
.همهچیز مرتبه
.دریافت شد
وقتی برگردی تو دنیا میخوای چکار کنی چپمن؟
.همین الانشم با خطوطهوایی شرقی قرارداد بستم
...گریس و بیلی رفتند به آتلانتا
.منتظر من هستند
این شمایید قربان؟
تمام این کارا برای چیه؟
قربان؟
.از اینجا برو بزن بیرون چپمن .برو خوش بگذرون
همهچیز مرتبه؟
عالیه
!سرهنگ پکارد .تلفن دارید
.پکارد هستم
.پکارد، ژنرال وارد هستم
تو و افرادت آمادهی آخرین عملیات هستید؟
.مخالفتی باهاش ندارم قربان
.فرمان شما برای برگشت به خونه اطاعت میشه
مطمئنید نمیخواید یکم بیشتر اونجا باشید؟
.من اینجام برای انجام هر دستوری که بهم داده بشه قربان
.خیلی خوشحال نشو
ولی دانشمندان لندست ، یه جزیرهی .جدید از روی ماهوارشون کشف کردند
.برای بررسی محل نیاز به حمل با هلیکوپتر دارند
.دریافت شد قربان؟
بله؟
.ممنونم
.راندا، متوجه نمیشم .تو برامون اسکورت نظامی گرفتی
ردیاب واسه چی میخوایم؟ اونم یه نیروی هوایی؟
.نیروی هوایی سابق.الان دیگه ربطی به کسی نداره
.تازه تو سال ۷۲، ۱۲نفر رو در دانانگ نجات داده
ولی منابعت میگن که نصف عمرش رو
.تو پس کوچهها شب زندهداری میکرده
مدارک دانشگاهی تو قراره ما رو تو جنگل راهنمایی کنه، بروکز؟
درضمن، پدرم میگفت هیچ مردی رو از جایی ...که مشروب میخورده قضاوت نکن
.بلکه ببین چطوری اونو نگهش میداره
باهام موافقی یا نه؟
.شروع کن
.خب، باشه
حالا چقدر بهش گفتی؟
.بقدری که جوابش بله باشه
.حالا کسی اینجاست که ارزش گپ زدن داشته باشه
جزیرهی نامعلوم؟
.بذار یه لیست از روشهای مرگت برات بگم
بارون، گرما، گل، حشرات ناقل بیماری
.البته میشه با داروی آتابرین از مالاریا جون سالم بدر برد
ولی باکتریهای دیگه چی؟
.اصلا چطوه که از موجوداتی بگم که میخوان زنده زنده بخورنت
.پس دوبرابر میشیم
.خودتم نمیدونی چقدر اینکار خطرناکه
.میخوام پنج برابرش کنم
.به علاوهی انعام اگه زنده برگشتیم
اگه؟
.بده بهش
.بنظرم آقای کونارد باید خیلی دستو دلباز باشن
.پس به سلامتی سود در زمان صلح
.یه سوال
.تو اومدی اینجا دنبال یه ردیاب
من قراره چی یا چه کسی رو پیدا کنم؟
.این تمام اطلاعاتیه که ما داریم
باشه؟ .نقشهای درکار نیست
.فقط تصاویر ماهواره ای
...پس به یکی مثل تو نیاز داریم
پس به توانایی و تخصص تو در ...زمینهای جنگل مخفی نیاز داریم
.تا تو این سفر اکتشافی راهنماییمون کنی
.ما همه دانشمند و محققیم .نیاز به یه آدم با تجربه داریم
.واسه وقتی که شرایط بهم بریزه
مردم در جستجوی چیزی به جنگ میرن آقای کونارد
...اگه پیداش کرده بودی
.تا الان باید خونه میبودی
- ویور - .آره، اون جریه
.هی، جری
بگو ببینم، گرفتیمش؟
اون که مربوط به لندست بود؟ گرفتیش
من گرفتم؟
الو؟
.این لنگرگاه آتنا در بانکوکه
.اسکلهی چهاردم، ساعت هشت فردا شب
.۱۸۰۰تا فردا شب
.ممنونم.واقعا یکی بهت مدیونم
.متوجه نمیشم واسه چی برای یه ماموریت نقشهبرداری نیاز به مستندسازی داری؟
کی عکست میفته رو جلد مجلهی تایمز؟
No comments yet. Be the first to leave one.