نخستین 200 خط.
.تو رو میشناسم
.تو وس بنینگی
همونی که کلیسای .سیاهپوستها رو بمب گذاری کرد
چند نفر رو کشتی، 12، 13 نفر؟
- من فقط بمب رو ساختم.
.منفجرش نکردم
- چرا اینقدر خجالت میکشی، داداش؟
.تلاشت فوق العاده بود
به کار خوبت افتخار کن.
.من که افتخار میکنم
- من داداشت نیستم.
- فقط یه گپ دوستانه بود.
- جیس؟
- باید بگم عاشق کمدم شدم.
- عجیبه که بهش اشاره کردی.
.من تازه اینو پیدا کردم
خب، یه کمد بهت دادم.
حالا داری کابینتهای منم اِشغال میکنی.
- اشغال؟
- کلمهی معناداریه.
من کلمه کاوش رو ترجیح میدم.
.- اوه
- دیشب اصلا خوابیدی؟
ساعت 3:00 از خواب بیدار شدم. .تو هنوزم کار میکردی
.آره
، نتونستم از فکر کردن بهش دست بردارم
.به کسی که تو کلیسا بوده
و بمب گذاری تو زمانی که .قرار بوده منفجر نشده
بنابراین داشتم بعضی از کمپینهای ،قدیمی سنفورد رو بررسی میکردم
که تو سوابق، سه تا اسم پیدا کردم.
- دستیار سنفورد، راجر سیلمار،
مدیر کمپین آیک چاو و دستیارش ناتالی پرایس.
- همهشون مسئول پاکسازی .بعد از انتخابات بودن
.ناتالی و آیک تو این انفجار کشته شدن
به نظر میرسه راجر خوش شانس بوده .یا اتفاق دیگهای درکار بوده
- باید این موضوع رو از امروز پیگیری کنیم.
"هشدار به کل اداره"
- شاید مجبور باشی تنهایی به این موضوع رسیدگی کنی.
من باید برم.
- نظرت در مورد شغل عکاس عروسی چیه؟
- این جدیده.
.- آره
.دیشب به لیستم اضافهش کردم
همراه با خریدار شخصی و مربی زندگی.
- بذار حدس بزنم.
هرچه گزینه بیشتری به لیست اضافه میکنی
.تصمیمگیری سختتر میشه
- بیمار روانشناسی تو لیست نیست.
- تو بدلیل انتخاب زیاد رنج میبری.
بذار ببینم.
شاید لازمه از شر بازیگری سیرک خلاص بشی.
تو به این دلیل اینو میگی
.چون استعداد منو تو آکروباتیک ندیدی
- اینو میگم چون میشناسمت.
تو نیازی به کار نداری.
.چیزی که لازم داری یه هدفه
...باید از خودت بپرسی، کدوم یکی از این گزینهها
صبح که بیدار میشم احساس خوبی بهم میده؟
.بقیه گزینهها رو حذف کن
ماریسا، چه خبر؟
-نمیدونم چطوری اینو بهت بگم
ولی وس بانینگ از زندان فرار کرده.
- چطور؟
- اون در حال انتقال به زندان .والنز ریج سوپرمکس" بوده"
.و اتوبوس زندان دچار حادثه شده
.خیلی متاسفم الک
تو خوبی؟
- مردی که بمب رو ساخت و 13 نفر رو کشت،
و نیمی از بدنم رو سوزوند، آزاده.
.سعی میکنم بفهمم
.اونو میگیریم
از حالا در حال ردیابی ،خانواده، دوستان، پاتوقهای قدیمی
.و همدستان احتمالی هستیم
،شما با مسائل بیرونی سروکار دارین
...ولی باید بفهمین که
.چی تو سر بنینگ جریان داره
من میرم آزمایشگاه تا یکم مطالعه کنم امیدوارم بتونم کمکتون کنم که بفهمین
.حرکت بعدیش چیه
- الک، فقط خواستم اولین کسی باشم که خبر رو بهت میده.
.من ازت کمک نمیخواستم
،- شاید نه .ولی باید کمک کنم
.بذار کمک کنم
- البته.
بزودی صحبت میکنیم.
دسـترسی به زیـرنویسـهای ما از طریق لینک زیر ... :: @MZoneSub :: ...
"غیر منطقی"
.خیلخب
بیاید دست بکار بشیم.
- من دوران زندان وس بنینگ رو مرور کردم.
اون تا زمانی که جلسه آزادی مشروطش رو .متوقف کرد، یه زندانی نمونه بوده
.بعد اون دچار اختلال میشه
چندین دوره هم تو انفرادی بوده.
- متایس مجبورش کرده به جرمی که مرتکب نشده اعتراف کنه،
و هرگونه امکان آزادی مشروط رو ازش سلب کرده.
این باعث افزایش عصبانیت و ناامیدیش میشه.
- و اونو سر نگهبانها و .هم زندانیهاش خالی میکنه
بنابراین وس برای رفع .تنش درونیش به خشونت روی میاره
.تا حدی -
جاهایی که بنینگ منفجر کرده دادگاهها، شرکتهای حقوقی،
...دفتر خدمات اجتماعی
همهشون نماینده مراجع قانونی بودن.
.ولی درضمن خالی بودن
فکر میکنم میخواسته به نهادها آسیب برسونه نه مردم.
.- اونوقت نخواسته
ولی با توجه به آنچه که اون از سر گذرونده،
ممکنه الان خطرناکتر هم شده باشه.
قبلاً اقدامات خودشو تشدید کرده.
اولین دستگیریش بدلیل بریدن لاستیک یه نفر بوده.
بعدش مشکلات خانگی با دوست دختر سابقش،
و در نهایت یه درگیری توی بار ...که منجر به محکومیت
.به اتهام حمله شده
- مشکلات ناشی از خشم
بنینگ از رویارویی فرار نمیکنه - .بلکه حمله میکنه
.استاد ساکت شدین
...به این فکر میکردم که بنینگ
بخاطر جنایتی که مرتکب نشده به حبس ابد محکوم شده
و آسیبی که بهش وارد میشه.
.احتمالاً احساس درماندگی میکنه
.احساسی که دوست نداره
وقتی وس دستگیر شده، بمب های زیادی داشته.
و چند تا ازشون ساخته، یعنی ممکنه تعدادی رو برای روز مبادا
.مخفی کرده باشه
- فکر میکنین ممکنه سعی کنه بره سراغ یکیشون؟
- اگه وس هرگونه مواد منفجرهای ،مخفی کرده باشه
.یه جایی نزدیک به خودش بوده
اون مرد عاشق بمبهاشه.
- آپارتمانی که توش زندگی میکرد؟ .- نه
اف بی آی همه جاش رو گشته.
مدتی تو یه کارخونه کار میکرده.
.الان متروکه شده
چند سال پیش تخریبش کردن .و چیزی ازش باقی نمونده بود
بنینگ یه زمانی تو کالج محلی نزدیک خونهاش کار نمیکرد؟
،بعنوان یه تعمیرکار کار میکرده
و جاهای مخفیش رو بلده.
حسابهای شبکههای اجتماعی .دانشجوهاش رو بررسی میکنم
تصاویری از فعالیت پلیس .از اوایل امروز دیده میشه
یکی به زور وارد ساختمون تاسیسات شده.
حراست دانشگاه میگه هیچ چیز ارزشمندی گم نشده.
.چیزی که ازش باخبر بودن
ببین، باید فرض کنیم .که وس الان یه بمب داره
.و تمایل به استفاده ازش داره
. شما دوتا برامون غذا بگیرین
.از کارت من استفاده کنین
. باید یه تماس بگیرم
- فکر میکنی وس بانینگ قصد داره اف.بی.آی رو منفجر کنه؟
.مخصوصا تو
وس شخصیتهای مقتدر رو هدف قرار میده.
خودت بهم گفتی که یه بار تو رو .عامل همه بدبختیهاش توصیف کرده
باید از دفترت بری بیرون.
در واقع باید کل ساختمون رو تخلیه کنی.
- یا میتونم صبر کنم و ببینم چی میشه.
- این جوابی نبود که انتظارش رو داشتم.
- دفاتر اف.بی.آی دائماً تهدید به بمب گذاری میشن.
ما براشون آمادهایم ...ماریسا -
که یعنی اینجا رو برام .به امنترین مکان تبدیل میکنه
و اگه سعی کنه سراغ من بیاد،
شاید بهترین شانسمون برای گرفتنش باشه.
.حداقل به حراست اداره هشدار بدین
.فقط برای اینکه در امان باشین
به محض اینکه .گوشی رو قطع کنم، بهشون میگم
.ممنون، الک
.باشه
،دارم میگم - ...پشت سرهم فشار دادن دکمه آسانسور
در واقع باعث افزایش سرعت آسانسور نمیشه
،فقط احساس میکنی
.چون با آخرین فشار باز میشه
این یه توهم تقویته.
.حتما
ولی اگه اینو بدونم و فشار دادن دکمه رو دوست داشته باشم چی؟
- این غیر منطقیتره.
- استاد، غذای تایلندی گرفتیم.
.برای شما غذای تند سفارش دادم
استاد؟
- همه چی خوبه؟
.- نه
.اوضاع خیلی خوب نیست
.حالا همهتون هر چی که میگم انجام میدین
وگرنه همه جا رو منفجر میکنم
گوشیهاتون غیرفعال شده.
تنها کسی هستم که این کلید رو دارم.
.هیچ کلکی هم تو کار نباشه
بشین.
.تلفن رو جواب نده
.میخوام با دقت توجه کنی
- واسه همین اومدی اینجا تا توجه منو جلب کنی؟
- قبل از اینکه درباره خواستههام حرف بزنیم، باید بدونی که
تعداد بیشتری از اسباببازیهام رو .تو همه جای ساختمون کار گذاشتم
بنابراین اگه درست رفتار نکنی ...نه تنها دو تا دستیارات ازبین میرن
.نتیجه همه کارهات هم نابود میشه
.این با عقل جور در نمیاد
بمبی که تو کلیسای کار گذاشتی سه سال منو تو بیمارستان بستری کرد.
چرا میخوای از قربانی خودت انتقام بگیری؟
- تو، قربانی؟
.تو ثروتمندی، مشهوری
.من اینجا قربانیام
.قرار بود آزادی مشروط بگیرم
.قرار هم همین بود
ولی متایس مجبورت کرد .جلسه رو مختل کنی
- و بعد در آخرین عملی ظالمانه،
،تو راه من به سمت خونه ابدیام
No comments yet. Be the first to leave one.