Marching Powder

Marching Powder

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Marching Powder 2025 1080p
ناشر MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-05-19
تعداد دانلود: 49
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

MoviePovie. Com

یه روزی روزگاری،

تو سرزمین جادویی دورافتاده جنوب لندن،

تو یه دوره ساده، وقتی خروس خوان یه مرد بود

و چیزمال زنی بود که ازدواج کرده بود

و تمام روز تو کافه می‌نشست و چرت و پرت می‌گفت،

یه پسر کوچولو بود به اسم جک.

اولین کلمه‌ای که جک گفت...

ک‌ک‌کو‌کائین.

یه بچه جاه‌طلب،

جک از قبل می‌دونست از زندگی چی می‌خواد.

دیوید، وقتی بزرگ شدی دوست داری چی کار کنی؟

قحطی جهانی رو متوقف کنم، آقا.

تو چی، سارا؟

یه چیز شگفت‌انگیز اختراع کنم، آقا.

- تو چی، جک؟ - مواد، آقا. و گور بابای سارا.

جک می‌دونست که درس و مشق

تقریباً به اندازه دیلدو تو صومعه بی‌فایده‌ست.

تو آپارتمانا، یه نوع دیگه از آموزش مهم بود.

داری به چی زل زدی، جیلز؟

اینجا دانشگاه جک بود.

با خوشحالی از اونجا فارغ‌التحصیل شد با بیماری مقاربتی

و یه سابقه کیفری.

و اینجا بود که با دنی، عشق زندگیش آشنا شد.

جک و دنی، باید قبول کنی که به هم میان.

عشقشون چنان شعله‌ور بود

که دنی حتی از رویای دانشگاه هنر دست کشید

و به یه زندگی خانگی پر از خوشبختی رضایت داد.

قلم‌موی نقاشیش رو گذاشت کنار و لباسشویی رو برداشت.

و روزی که پسرشون جی‌جی به دنیا اومد،

دنی تو یه بازی موبایلی معمولی بیش از ۱۰۰,۰۰۰ امتیاز گرفت

وقتی جک داشت در پشتیش رو می‌زد.

برای یه مدت، اونا مثل هر خانواده معمولی دیگه بودن،

ولی جک یه مشکل کوچیک و آزاردهنده داشت.

با ۶۰ پوند می‌تونی یه کتری برقی از آرگوس بخری،

یا یه قلاده درخشان برای یه سگ گنده.

ولی با ۵۰ پوند، می‌تونی یه گرم کوکائین بخری.

اون زن و پسرش رو دوست داشت،

ولی بو کشیدن و کثافت‌بازی خیلی باحال‌تر بود.

وقتی بیشتر مردا پسراشون رو می‌بردن فوتبال،

پای گینسترز می‌خوردن و از کنسرتای کُلدپلی خاطره تعریف می‌کردن،

جک با رفیقای قدیمیش،

وینی، راجر و دینو،

می‌رفتن و مقادیر عجیب غریبی کوکائین می‌کشیدن

و از سرگرمی مورد علاقه‌شون، دعوا کردن، لذت می‌بردن.

بیاین دیگه، کثافتای دو پوندی،

همتون رو حریفم.

ولی سرنوشت جک چی شد؟

بعد از سال‌ها بو کشیدن و خشونت بی‌قاعده،

با اخلاق یه کولی،

حتماً خودش رو نجات می‌داد

و جای واقعیش رو تو جامعه پیدا می‌کرد؟

بیاین این کثافتا رو نابود کنیم.

بیا دیگه!

هی!

فکر کردم مردی، لعنتی.

زن وینی اونو از خونه انداخت بیرون

وقتی تو ویت‌استابل با یه ترنس برزیلی گیرش آورد.

فقط از طریق مرکز تماس بچه‌هاش رو می‌بینه،

ولی خجالت می‌کشه اعتراف کنه، پس دروغ می‌گه

و می‌گه زنش بچه‌ها رو برده سنتر پارکس.

بیا، تو از وقتی لندن رو ترک کردیم بی‌هوش بودی

از وقتی لندن رو ترک کردیم.

دینو اولین بار زندان رفت

وقتی حسابی کتامین زده بود.

هزار جفت دستکش لورو پیانا دزدید

و سعی کرد اونا رو تو مرکز تالیدومید محلی بفروشه.

خودتو جمع و جور کن، احمق،

داریم می‌رسیم گریمسبی.

شاید خیلی باهوش نبود،

راجر فکر می‌کرد جزیره کنوی تو باهاماسه،

و از ایزی‌جت حسابی کف کرده بود.

یه بار رفت هلسینکی، بعد مستقیم برگشت خونه

فقط برای اینکه سوار شدن سریع رو تجربه کنه.

حالا بهتر شد. انگار نو شدم.

اگه می‌خوای از این کثافتای تقلبی با کاپشنای مونکلر فیک دوری کنی

که فکر می‌کنن اوباش فوتبالی‌ان،

استادیومای پر از پلیس،

و بلیطایی که گرون‌تر از یه گرم کوکائینن...

اون وقت لیگای پایین مال توئن.

ولی هشدار، این ورزش فقط برای کساییه که واقعاً پای کارن.

لعنتی، اونا خیلی پرتعدادن.

بیاین! بیاین!

کسی فرار نکنه. با هم بمونین. بیاین این کثافتا رو نابود کنیم.

فرار نکنین.

بزن بریم! گریمسبی، بیاین!

خب، امروز یه چیز باحال داریم.

دو گروه قوی، رقیبای سرسخت و دشمنای قسم‌خورده

تو خیابونای بمباران‌شده گریمسبی با هم روبه‌رو می‌شن.

و وقتی گروه‌ها به سمت همدیگه پیش می‌رن،

عالیه که گریمسبی یه گروه حسابی و مرتب داره.

این کثافتای لندنی پرافاده

نمی‌دونن چی بهشون خورده.

اووه، این حرکت از گریمسبی عالی بود.

دینو مثل یه مادربزرگ رو یخ وا رفت.

اینجا به نظر نمی‌رسه نیاز به VAR باشه.

اووه، این حرکت از راجرِ دغل‌باز فوق‌العاده بود.

یه بطری آبجو راست تو سرش کوبید.

فکر کنم چندتا بخیه لازم داره.

اووه، این نمایش افتضاح از وینی پرحرفه،

با پالتوی سی‌پی.

از کی تا حالا اسپری فلفل تو قانونای بازی جوانمردانه‌ست؟

لعنتی، بازم داره می‌ره.

عیسی مسیح، این لندنی‌های کثافت واقعاً بی‌رحمن.

چه ضربه‌ای از جک جونز!

اینو باید از یه زاویه دیگه دید.

و ایناهاش، یه ضربه بی‌نظیر.

با اینکه داره موهای سرش می‌ریزه،

و مشکل نعوظ داره.

وای خدای من! بازم به کله اون کثافت زد.

و این چیزیه که من بهش می‌گم سرگرمی.

همه‌اش تفریح و بازیه. لذت خالصشه.

خوردن و آشامیدن و دعوا و گاییدن.

تا یه روز بیدار می‌شی و می‌فهمی

با زندگیت هیچ کاری نکردی.

هر چیزی که داشتی، همه امیدها و رویاهات

همه به هیچی ختم شدن.

دعوا تو فوتبال. حمل کوکائین.

تو این سن؟

حتی یه ذره احساس خجالت نمی‌کنی؟

خیلی خجالت می‌کشم، رفیق.

- جناب قاضی. - جناب قاضی.

قسم می‌خورم اگه منو نفرسته زندان،

براش ساک می‌زنم.

بهت یه فرصت می‌دم، جونز.

حرفمو پس می‌گیرم. عمل بینی.

ولی باید به من ثابت کنی

چرا نباید بفرستمت زندان،

و باید منو متقاعد کنی

که آزادی تو ارزش مبارزه کردن داره.

برای شش هفته تحت نظر می‌مونی.

حالا، تو گفتی دلیل فعالیت خشونت‌آمیزت

و مصرف مواد، مشکلات مالی و زناشوییه.

خب، من اینو یه الزام قانونی می‌کنم

که تو باید تو جلسات زوج‌درمانی شرکت کنی.

و همین‌طور باید یه کار درست حسابی پیدا کنی.

آزادیت بستگی داره به توانایی تو

برای اینکه خودتو تو شش هفته آینده جمع و جور کنی.

افسر آزمایشت به من گزارش می‌ده.

اگه بپیچونیش، زندان منتظرته.

همدیگه رو خوب می‌فهمیم؟

بله.

ترس از صحنه؟

منظورت اینه که دیسلکسی داری؟

چیز مهمی نیست. فقط بپرس.

ممنون.

اگه به من کمک کنی، منم بهت کمک می‌کنم.

- سعی می‌کنم. - خوبه.

- سعی می‌کنم. - ارزششو داره جدی بگیریش

چون زندگی فقط به جوونا ترحم می‌کنه.

برای آدمای میانسال خرابکار زیاد مهربون نیست.

رابطه‌ت با مواد چطوره؟

قوی‌تر از ازدواجمه.

چند وقت یه بار می‌زنی؟

کریسمس که می‌شه یه جق گاه‌گداری می‌زنم.

منظورم مواد بود.

اوه.

ما هنوز عاشق همیم.

فکر می‌کنی شوخیه؟

یه تمرین تیک زدنه؟ ۴۵ سالته.

وقت نداری پنج سال بعدی رو تو زندان بگذرونی.

فکر می‌کنی زنت برات صبر می‌کنه؟

من که روش شرط نمی‌بندم.

شش هفته وقت داری زندگیتو درست کنی.

حالا، می‌خوای بدونی نظارت مشروط چطور کار می‌کنه؟

شانس آوردی کثافت! فکر کردم پنج سال بهت می‌دن. باحاله؟

قرار بود با زنت یه معامله‌ای بکنم.

- گمشو. - چطور تونستی

تحت نظارت دربیای، خودمم نمی‌فهمم. چه شانسی.

- من یه دور می‌دم. دینو؟ - آبجو.

- راج؟ - آبجو، وین.

جک کوچولو؟

فکر کنم فقط یه آب گلابی می‌خوام.

نه، نمی‌خوای. یه آبجو لعنتی می‌خوری، عجیب غریب.

افسر نظارتت چی گفت؟

- باید برم مشاوره. - برای چی؟

مهارتای رانندگیمو تقویت کنم.

بزن روش.

- خب، بزن بریم. - بیارش.

می‌دونی که یه زمانی همدیگه رو دوست داشتین.

یه وقتی بود که به هر چیزی که می‌گفتی می‌خندید،

هر چقدرم که احمقانه بود.

و تو پاهاشو مثل شال دور صورتت می‌پیچیدی.

ولی این مال سال‌ها پیشه.

و بالاخره، حتی کسایی که بیشترین دوستت دارن

از اینکه مثل یه کثافت عقب‌مونده رفتار کنی خسته می‌شن.

خب، خدا رو شکر نرفتی زندان.

مامان گفت اگه بری زندان با یکی دیگه می‌ره

که پول و حس شوخ‌طبعی داره.

راست می‌گه، اگه خودتو جمع و جور نکنی، می‌رم.

دن، چه خبره، عزیزم؟ چی می‌خوری؟

وینی، هنوز روزه. یه چای می‌خوام.

بی‌خیال، عزیزم، ادا درنیار. ما روش هستیم!

نباید خونه پیش لوسی و بچه‌ها باشی؟

نه، اون بچه‌ها رو برده سنتر پارکس

برای آخر هفته. به هر حال، گور باباش!

- داریم جشن می‌گیریم. - جشن چی؟

بهش شش هفته وقت دادن تا زندگی کثافتشو درست کنه.

تو فقط یه کثافت احمقی!

Marching Powder subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Marching Powder

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left