نخستین 200 خط.
ترجمه شده توسط Shayan
خب هاوک، میخوای آت و آشغالاتو جایی بفرستیم؟
همهی مدلایی که ساختی؟
.بهتون خبرشو میدم
.دقت خوبی روی جزئیات داری، هاوک
از یه پلیس چه انتظاری داری؟
چیزی نیاز داری، هاوک؟
.به زن یا کار نه نمیگم
.خب، شاید این کمک کنه
.یه سری بچهها پول رو هم گذاشتن .چیزی نگو
.درو باز کن
.عزیزم، اینو گوش کن
... ،فراتر از هر چیز»
شهر تضمینی برای .یک چیز بهتره
رایحهی ضعیف ... «.خوشبختیهای آینده
من از فرداهای تو .مراقبت میکنم
.اینو یادت نره
نمیتونیم تا ابد توی این .کمپر زندگی کنیم، کوپ
کی گفته؟
.اسپایک
اسپایک یه جا رو برای .بزرگ شدن لازم داره
،اون شکایتی نداره مگه نه اسپایک؟
جدا از این، من خیلی شهرها رو ... رفتم
.و چیزی جز دردسر نداشتن
فقط برو بیرون و یکی رو .استخدام کن
آقای مکبراید میخواد شما .رو ببینه
.و ... شما. با من بیاید
من دو هفتهست که هر روز .میام این جا
چطوریـه که کار گیرم نمیاد؟
.کاری نیست - .مزخرفـه -
.دیدم که آدمای دیگه رو استخدام میکنی .من کارگر خوبیام
،خب چیزی که من تو ذهنمـه اینه که ... تو سحرخیزی هستی
.که کامروا نشده
،یالا، یکیشو بده من .یکیشو بده من، زود باش
بذار یکیشو ببینم. فقط میخوام .ببینم به استایل من میخوره
،جورجیا، جورجیا .برو تو ماشین
این لباسا لازمت میشه .عزیزم
.بیا، داریم میریم .لباسو بده من
.بیا، بیا، بگیرش، بگیرش
.زود باش، لعنتی
.کفشو بده من
.خب بگیرش، تریکس
چی شده؟ - .داریم از این جا میریم -
کجا میریم؟
.میریم شهر، همون طور که میخواستی
،«شهروندان «رِین سیتی .در ارتش نامنویسی کنید
.دفاع مسئولیت همه است
.هماکنون به ارتش بپیوندید
هی واندا، یکم دیگه .قهوه لطفاً
.الآن میام
دوباره نخوردی؟
.حالم خوب نیست
.برات یکم «لوپو» میارم
لوپو؟ - .آره -
.منم میخوام
.برای تو هم
.ممنونم
.هی، سولو، اینم تخم مرغت
.سریعی
.سلام، واندا - .سلام -
.امروز صبح خوشگل شدی
.دیر خوابیدم
.همین طور به نظر میرسه !دوسِت دارم
.خوبه
.آره
.ممنونم
خب، الآن کجان؟ به هم رسیدن؟
.آخرش آره، فکر کنم
.آخرش، خوبه
ساک کجاست؟
.یه ساک بزرگ لباس
.امروز روز من نیست
.واندا، واندا
یه سری نامهی عاشقانهی جدید .برات دارم
.ممنون، نِیت
.هاوک
واقعاً خودتی؟
خودت چی فکر میکنی؟
.حداقل یه منظرهای داره .خیلی بد نیست
مبلمان و باقی لوازم .توی گاراژه
فکر کنم هر چیزی از چیزی .که بهش عادت داری بهتره
.منظورم این نبود
.میدونم منظورت چی بود
این چیه؟
.یه پیانو
.میدونم چه حسی داری .اتفاقای زیادی افتاده
ولی ما مدت زیادی دوست .بودیم
و میخوام که همون طور .بمونیم
میرم مارتی رو بیارم که .تو جابهجا کردن لوازم کمک کنه
.ممنون .واقعاً قشنگه
خب، باید با دوستات رفتار .قشنگی داشته باشی، واندا
بدون اونا تو یه .غریبهی تمام عیاری
.بله، خانم
ببین، الآن نمیتونم کمکت کنم، باشه؟
.نه خانم، با شما نبودم
بله، کمکی از دستم بر میاد؟
.خیلی وقت گذشته، هاوکینز
روز
.آره. آره
.آره
آره، ولی فکر میکنم باید ... نظارت رو
.یه مقدار بیشتر ادامه بدیم
.آره
.دوباره باهات تماس میگیرم
.فوقالعاده به نظر میرسی، هاوک
.تو خیلی آشغال به نظر میرسی، گانتر
چه بلایی سرت اومده؟
یه یارویی 100 کیلو وزن .انداخت رو زانوم
.گفت یه بار دستگیرش کرده بودم
.الآن نمیشناسیش
هاوک، متوجه هستی که چرا ... هیچ کدوم از ما
نمیتونستیم برای محاکمه .حضور داشته باشیم؟ تو قوانینو میدونی
.آره میدونم
مشکلی نیست. چیز زیادی رو از دست .ندادین
من گفتم گناهکارم و .همه موافقت کردن
.دنبال کارم، گانتر
.لعنت، جان، بیخیال
.من بهترین مأمورت بودم - .جانی -
نمیخوام چیزی راجع به .قوانین تخمی بشنوم
من اون بیرون میتونم کارایی رو .انجام بدم که تو نمیتونی
.خدمات اجتماعی
،مرتیکهی احمق ... به خاطر همینـه که از اول
.تو دردسر افتادی
گانتر، میدونی که میتونم .کمکت کنم
و میدونی که اگه برم سمت ... جناح مخالف
.میتونم بدجور بهت آسیب بزنم
،این چه کسشری بود تهدید؟
هیلی بلو» میخواد «رمبو» رو» .فردا بفرسته که منو ببینه
.میخوان باهام صحبت کنن
هاوک، چطوری میتونی انقدر احمق باشی؟ .سمت اون هیولا نرو
یه بخش کوچیک از هر کسی .هیولاست، ستوان
.عاشق صورتتم
.عاشقتم
یکیو پیدا کردم که .بلند نفس میکشه
.باید نزدیکتر بشم
.بدون تفنگ، با یه چاقو
.میتونم نفسشو بو کنم .بوی برنج سرد و ماهی
!حالا. گوم، شلپ
.دیگه صدای تنفس نمیاد
به جز صدای نفس نفس .بیقرارانهی خودم
.خودمو غرق این وضعیت میکنم
واندا با چهرهی مثل همیشه خوشگلش .اونجا وای میایسته
قبلاً دربارهی نزدیک کسی مثل اون ... بودن
،زمانی که توی جنگل بودم .رویاپردازی میکردم
.مجذوب به یاد داشتن بوی عطرش
.حالا این جام، برام مهم نیست
.خدمت شما
روبراهی؟
به نظرت واندا به دخترا علاقه داره؟
این چیزیـه که میخواستی دربارهش صحبت کنی، رمبو؟
.من برای یه چیز این جام، هاوک
هیلی بلو تو رو به عنوان .یه مرد مستعد میشناسه
هیلی میخواد از این استعداد قبل از .این که از بین بره استفاده کنه
.این شد دوتا چیز
.دلنشین بود، هاوک .ولی باید سریع برم
.خرابش نکن
آدمایی مثل تو شاید یه فرصت .دیگه گیرشون بیاد
.اکه گیرشون بیاد
موضوع عجیبی که توی دوباره بین ... مردم بودن هست اینه که
،تمام چیزی که دنبالشم بوی اوناست .نه انس با اونا
.نه عاشقانهها و فقدانهاشون
!هیلی بلو
هی، رمبو، صورت حساب .یادت رفت
.بقیهش مال خودت
.بیا بریم تو - .باشه -
اندازهی 5 دلار نیمرو و .بیکن
تو چی عزیزم؟ چقدر پول داری؟
.برای هر دومون
میشناسیش؟
.تا حالا ندیدمش ولی میشناسمش
.عزیزم، برو تو دفتر من انجامش بده
.اوکی، باشه
قبلاً اینجا اومدی؟
.نه، قبلاً هیچ جا نرفتم
.هر چی میخوای از من بپرس .من همه جا رفتم
.و بعدش میرسیم به معصومها
.بچههایی که بچه توی بغلشون دارن
بچههایی که یادشون رفته .چطوری رویاپردازی کنن
.رویاهای کهن .رویای درختها
و این به این خاطر نیست که .اونا خیلی کم سنان
به خاطر اینه که اونها .با طمع آشنا شدن
.طمع مثل آتیش تغییر شکل میده
خب، من طمعکار نیستم. صرفاً .میخوام یکم پول در بیارم
شاید یه کاری رو برای .امشب داشته باشم
پولش چقدره؟ - .50 -
.منظورم پول زیاده
.تو عجولی
من بخوام کاری رو انجام بدم .تا آخر انجامش میدم
.هر کاری منجر به یه کار دیگه میشه
کجا؟
.اینجا، ساعت هفت
.من میرونم .سر وقت بیا
سروانتس» میگه تأخیر» .همیشه خطر رو به بار میاره
خب، اون کیه؟ اونم باهامون میاد؟
.فقط از لحاظ روحی. تفنگ با خودت نیار .من از این جور کارا انجام نمیدم
همینی که پوشیدم مناسبـه؟
.خوبه
توی این جعبهها اجزای .موتور سیکلتـه
.قطعات موتور سیکلت
.آره، آره، آره .بلدم بخونم
No comments yet. Be the first to leave one.