نخستین 200 خط.
رویای کره ای با افتخار تقديم ميکند ترجــمه و زيرنــويس:شهلاز
مدیر کانگ
همه اینها حقیقت داره؟
...چطور تونستی یه آدم سابقه دارو
وارد خونه و شکت من بکنی؟
چیکار میکنی؟
برو وسایلت جمع کن
همین حالا از این شرکت برو بیرون
از جات تکون نخور
فقط منم که حق دارم اخراجش کنم یا نه
این سواستفاده از قدرته
من عضو هئیت مدیره اینجام
اون یک منشی خصوصیه که تو خونه من رفت و آمد می کنه
اون همه سوابق جنایی منشی چارو دید
...نمی دونم
...چی شمارو اینقدر ناراحت کرده ، اما
مسئال خانم چا به تو ربطی نداره
نمی خوام این مسئله بزرگ بشه پس بی سرو صدا از اینجا برو بیرون
کار تو بوده؟
منظورت اینه؟ - هیونگ -
بعدا حرف میزنیم - بهت گفته بودم -
با چا یون دونگ کاری نداشته باش
!هی هان جی هون
فکر کردی جلوی رفتن تو رو بخاطر این گفتم که اینکارو بکنی؟
کاری که هیچ وقت نکرده بودم کردم تا ازت دفاع کنم
به خودت بیا و دست از حدسهای چرت و پرت بردار
پس کار کی بوده؟
فقط سه نفرن که از سابقه کیفری اون خبر دارن
من ، کانگ ته این و تو
خوبه خودت جواب دادی
کار کانگ ته این بوده
منظورت چیه ؟ - یعنی خودت نمی دونی ؟ -
چا یون دونگ از کانگ ته این آتو داره
کانگ ته این تهدید کرد تا استخدامش کنه
حالا دوزاریت افتاد؟
فهمیدی چرا چا یون دونگ اینو پخش کرده
الان داری چیکارمیکنی؟
خانم چوی بهم گفتن اینهارو بریزم دور
برو بیرون ، همین الان برو بیرون
تو هم اینها رو ول کن
من خودم حواسم هست تو ولش کن
بالاخره
هی وون موفق شد منو خرب کنه
...یا
تو بهش گفتی؟
طوری رفتار میکنی انگار بهم اهمیت میدی
بهش نگفتی اینطوری منو خراب کنه؟
اگه فکر میکنی من همچین شخصیتی دارم
پس واسه چی کنارم موندی؟
خودت خوب میدونی چرا
تو چاره ای جز استخدام من نداری
ولی من سر راهت بودم
بخاطرهمین میخوای از شرمن خلاص شی
همون روز بود؟
منظورت چیه؟
وقتی هی وون اومد اتاق هتل
دوتایی با هم برنامه ریزی کردین - حرف مزخرف نزن -
اوه هه وون زن مورد علاقته
...یه مدت کوتا ه فراموش کردم
تو چطور آدمی هستی
...بگو
ازت پرسیدم کار تو بوده؟
آره - بهت گفتم کاری نکنی -
بهت گفتم اون تو نابود کردن کانگ ته این کمک میکنه
...فراموش کردی گفتم - برام مهم نیست -
دیگه یک روزم نمی تونم تحملش کنم
تحمل اینم ندارم کانگ ته این ازش دفاع کنه
...بخاطر همین
رفتی اونجا؟
اتاق هتلی که کانگ ته این توش تنها بوده
...می دونی چقدر سخت بود
تا خودم نگه دارم وقتی می دونستم چیکار کردی
با خودت چه فکری کردی؟
نمیدونی که می پرسی؟ - یوبو -
تو نباید با چا یون دونگ در میفتادی
میدونی کی ویدیوی تو رو گرفت
وقتی داشتی میرفتی اتاق کانگ ته این؟
چا یون دونگ بوده
هر چقدرم تلاش کنم رو کارت سرپوش بذارم
اگه بقیه بفهمن ، کارت تموم شده
اونوقت تو میای یکی مثل چا یون دونگ تحریک میکنی
فکر کردی اون سگ دیوونه بیکار می شینه؟
...بالاخره می فهمم
با کانگ ته این تو اون اتاق چیکار کردین
باید خودتو برای کاری که کردی آماده کنی
کانگ ته این هم ولش نمی کنم
واقعا چت شده؟
...من فقط برا تهدیدش - ...تو -
...تو فقط
منو با خودت انداختی تو رودخونه
در ضمن
...تو برای این
باید مجازات کیفری بشی
اون کارمند منه
فقط من حق اخراجش رو دارم - ته این -
تو خودت بهم معرفیش کردی
من اون موقع خبر نداشتم سابقه اره
چه سوابقی؟
اینکه قبلا زندان بوده ؟ یعنی اینقدر مهمه؟
همه کارمندها در موردش فهمیدن
ما قراره به زودی ازدواج کنیم
این همون چیزیه که باید زیر سوال بره
باید بفهمیم کی این اسناد فاش کرده
...این نوع اسناد
فقط گروه حقوقی میتونه دسترسی داشته باشه
شنیدم خودت باهاش مصاحبه کردی
وقتی استخدامش میکردی از این موضوع خبر داشتی
خبر داشتی؟
بله خبر داشتم
ما باید صحبت کنیم - مارو تنها بذار -
چرا یکی مثل اونو آوردی تو خانواده ما؟
یکی مثل اون؟
شما نباید اینجوری صحبت کنید
جواب بده
...وقتی زن جون هیوک اومده بود خونه ما
...و در رابطه شما سوال کرده بود
فکر کردین من نمی دونم؟
...کی به چا یون دونگ گفته بود
اون استاد بذاره تو کشوی میز من
و اینکه موقع دادستانی رفتن جلوی منو گرفت
می دونستم کار شما بوده
اما خانم چا تا آخرین لحظه حاضر نشد این موضوع رو به من بگه
هنوزم میخواین بیرونش کنین؟
بیایین بگیم شما بیرونش کردی
اگه بعدش از شما کینه بگیره و در این رابطه به بقیه بگه چی؟
اونوقت میخواین چیکار کنین؟
خودشه
همونه؟
آره ، قبلا رفته زندان - واقعا؟ -
شنیدم زندانی بوده - واقعا که چه رویی داره -
بالاخره داره میره - آره -
اون کیسه زباله چیه دستش - حتما اخارج شده -
می دونستم اینطوری میشه
نمی شه که محکوم سابقه دار تو شرکت نگه داریم
اون کیسه زباله چیه دستش؟ - خوب خودشم آشغال دیگه -
راست میگی
...میدونی
چرا همه ازت دوری می کنن؟
چون تو باعث خرابی شون میشی
اونها معمولا از آشغال دوری می کنن
خجالت می کشن با تو یک هوارو نفس می کشن
...به نظر میرسه
...که تو
بیشتر با کانگ ته این سرو سر داری تا با جون هیوک
احتمالا به همین خاطر وارد اتاق مردی میشی که داره ازدواج می کنه
...اما فکر کردی
...میتونی اینطوری ازدست
جون هیوک در بری؟
دقیقا بخاطر همین مردم مثل آشغال باهات رفتار می کنن
بخاطراین رفتارت
...پدرتم اون روز مثل تو
بیرون انداخته شد
...نمی دونم مشکل تو با من چیه
وقتی تو مدیر یک بخش بیمارستانی
درسته
من آشغالم
...پس معنیش اینه که
من نمی تونم از تو بالاتر برم
اما هنوزم می تونم تو رو با خودم پایین بکشم
...حالا بشین و تماشا کن بخاطر این آشغال
چقدر قراره عذاب بکشی
من خوبم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
صبر کن
شما رئیس هان نیستین؟
خودتونین
چی باعث شده تشریف بیارین این محل
حالتون خوبه؟ - بله خوبم -
...هر روز
همینطور میشه
بفرمایید
چای آنجلیکای کره ای ـه - خیلی ممنون -
چه عطر فوق العاده ای
می گن برا قلب خوبه
همسرم هر روز برام دم میکنه
بفرمانوش جون - باشه چشم -
سلامتی تون در چه حاله؟
خیلی بهترم ممنون
...ببخشید که باعث شدم
جلسه والیدن کنسل بشه - نه این حرفها چیه -
خدارو شکر که شما بهتری
به هر حال چی باعث شده بیاین این محل
راستش
شخصی هست که دارم دنبالش میگردم
حالا که می بینم می تونیم همنیجا جلسه رو برگزار کنیم
بله درسته
...راستش
راحت باشین
نمی دونم چطوری باید بگم
اما من خیلی نگرانم
نگران چی؟
من دقیقا متوجه ام
...مهم نیست چقدر
شما پسرم خوب شناخته باشید
ولی مطمئنا این ازدواج یک نقص هایی داره
...من از اعضای خانواده شما انتظار ندارم
از پسرم استقبال کنن
این خواسته زیادیه
طوری رفتار میکنی انگار طرف ضعف هایی
طوری از خودت میگی که انگار همیشه طرف حق رو میگیری
No comments yet. Be the first to leave one.