Station Eleven

Station Eleven

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Station Eleven S01E08 720p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E08 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01E08 720p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E08 1080p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01E08 720p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E08 1080p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Station Eleven S01E08 XviD-AFG
Station Eleven S01E08 480p x264-mSD
Station Eleven S01E08 WEB x264-TGX
ناشر NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
تاریخ انتشار: 2022-01-12
تعداد دانلود: 59
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫سلام تایلر

‫سه روز دیگه اجرا داریم

‫نیمه‌ی تابستون...

‫تصمیم گرفتیم که اگر بارون ‫بارید واگن‌ها رو بذاریم تو سالن

‫بنظر میاد کلارک...

‫مشکلی نداره... که سمفونی اینجا مونده!

‫فکر نکنم من رو تا به حال اینقدر هیجان‌زده دیده باشی!

‫از دید تو من همیشه آدم بده بودم

‫از دست اون سریال‌های آبکی آلمانی...

‫ای کاش اینجا بودی

‫مترجم: ‫Negar FD

‫فردا می‌بینمت

‫"ایستگاه یازده" تو مرکز

‫چاپ و کپی زالیسنکی شیکاگو

‫تو ایالت ایلینوی، در تاریخ ‫28 نوامبر سال 2020 چاپ شد.

‫-فقط پنج... ‫-این رو از کجا می‌دونی؟

‫میراندا به آرتور می‌گفت

‫که فقط پنج‌تا کپی از کتاب منتشر شد...

‫-داستان... ‫-چاپ ناشر مولف بود؟

‫باشه...

‫اوه

‫سلام لولی

‫اسم اسبت رو گذاشتی لولی؟

‫سه روز در حالی که روش ‫افتاده بودی هدایتش کردم

‫نمی‌دونستم چی صداش کنم

‫اون کتاب منه!

‫می‌دونم...

‫چند وقتی بود که نخونده بودمش.

‫چی شد؟

‫همه‌ی قرمزبندها رو کشتی

‫ولی...

‫ با اون محلول شیمیایی ‫کثیفشون از پا درت آوردن... کلوکول 1

‫مردم میگن زهرش باعث میشه روح ببینی...

‫چه خوابی دیدی؟

‫خواب صد روز اول رو...

‫کودی مرد

‫دیدم

‫متاسفم

‫خیلی وقت بود که کنار هم بودین...

‫پیش‌تر حیاتی وجود نداشته...

‫بقیه اهالی "زیر دریا" کجان؟

‫نزدیکن... اگر مشعل رو روشن کنم میان

‫چرا داری بهم کمک می‌کنی؟

‫"تو می‌میری و من ‫نمی‌تونم جلوش رو بگیرم."

‫"مگه همه اینطوری نیستن؟"

‫وقتی از اینجا رفتم کتاب خودم رو سوزوندم

‫جملاتش رو خیلی خوب یادمه

‫نه همه‌ش رو، ولی اکثرش رو یادمه...

‫بعضی قسمت‌هاش یادم رفته

‫چرا اینقدر مطمئنی که آدم‌های اینجا

‫نمی‌تونن بشناسنت؟

‫نمی‌خوان من رو به یاد بیارن

‫فکر می‌کنن که مردم

‫یکی داره پشت سرم میاد؟

‫آره

‫-بهش این اجازه رو میدیم؟ ‫-خودت چی میگی؟

‫دست‌ها بالا!

‫تو کی هستی؟

‫ما اعضای سمفونی سیاریم

‫فقط بازیگریم...

‫فکر نکنم قبلا این رو به زبون آورده باشم

‫ولی همیشه حس می‌کنم ‫که بقیه رو ناامید کردم

‫تو هر اتاقی که پا می‌ذارم، ‫حس می‌کنم همه ازم متنفرم

‫و می‌دونم درست نیست و می‌دونم حقیقت نداره

‫ولی... حسش می‌کنم

‫حسش می‌کنم

‫و می‌پذیرمش.

‫سلام به همگی

‫بازم منم، کلارک!

‫-سلام ‫-بچه‌ها بگید سلام

‫سلام آقای تامپسون

‫وسیله‌ای که این هفته از موزه ‫براتون آوردیم، یه دستگاه کارائوکه‌ست

‫بچه‌هایی درست مثل خودتون، ‫حوصله‌شون جمعه‌‌شب‌ها سر می‌رفت

‫و دنبال سرگرمی می‌گشتن.

‫و...

‫می‌تونین هر آهنگی که می‌خواین رو انتخاب کنین

‫و با دوستاتون بخونین

‫سمفونی سیار هم همین کارو می‌کنه!

‫نه، خب... اینطوری نیست!

‫-بله؟ ‫-خانم، کولتون... درسته که

‫شما قبلا بازیگر بودین؟

‫بله، همینطوره

‫و حدس بزنین دیگه کی بازیگر بوده؟

‫آقای تامپسون

‫یه بازیگر خیلی خوب و ‫همچنین یه نوازنده‌ی ویولن بوده...

‫نمایش کیه؟

‫اجرا شب نیمه‌ی تابستونه...

‫و کارگاه بازیگران روز بعدش برگزار میشه

‫به این شرط که پروتکل‌های ‫قرنطینه رو به طور کامل اجرا کنن

‫نمی‌تونیم اجازه بدیم آدم‌های ‫مریض وارده جامعه‌مون بشن

‫نمی‌تونیم خطر ابتلا به بیماری داشته باشیم!

‫اگر کسی به دستگاه

‫کارائوکه علاقه داره

‫می‌تونه بیاد موزه پیش من...

‫باشه بچه‌ها، مایلز تو راهه

‫تا تو کلاس مهندسی برق تدریس کنه

‫-کلارک ‫-"شب نیمه‌ی تابستون"

‫چرا فقط نمیگی 21 ژوئن؟

‫محض رضای خدا کلارک!

‫دیگه هیچکس مریض نیست!

‫چرا بچه‌ها رو می‌ترسونی؟

‫در واقع این آرومشون می‌کنه

‫آرومشون نمی‌کنه

‫دارم میارمشون تو...

‫-اون چی بود؟ ‫-هیچی.

‫مایلز چند نفر رو توی جنگل ‫پشت حصار پیدا کرده...

‫-چی؟ ‫-فقط چندتا بازیگر دیگه‌ان

‫و الان داریم می‌برمیشون تو قرنطینه.

‫نخیر همچین کاری نمی‌کنین! ‫بنظر میاد یه جور حقه باشه!

‫و اینکه ما کارها رو اینطوری پیش نمی‌بریم!

‫کلارک، زمونه عوض شده

‫-شنیدی بچه‌ها چی گفتن که... ‫-قرار ما این نبود

‫بهت اجازه دادم گروه تئاترت رو جمع کنی

‫ولی اجازه نمیدم که ‫تبدیل به یه حواس‌پرتی بشه

‫و زندگی بقیه رو به خطر بندازه.

‫مردم ما... می‌خوان که درها باز بشن!

‫بده من!

‫مایلز؟

‫-مایلز! ‫-کلارک

‫مستقیما بیارشون بالای برج...

‫خودم ازشون بازجویی می‌کنم!

‫تو یه پیرمرد دیوونه‌ای!

‫الکس، دارم میام پایین

‫یه چیزی دارم که فکر کنم خوشت بیاد

‫باشه، هنوز داریم تمرین می‌کنیم

‫یه سری سوال راجع به تله‌موش‌ها داریم

‫فرودگاه سورن سیتی با افتخار به

‫سمفونی سیار با اجرای تاثیرگذار آن‌ها

‫در یکی از از آثار شکسپیر، ‫"هملت" خوش ‌آمد می‌گوید.

‫"کیبورد"

‫"کنسول بازی پرتابل"

‫سلام، بیاین اینجا...

‫من کلارک تامپسون هستم

‫به موزه‌ی تمدن خوش اومدین

‫من کیرستن از سمفونی سیار هستم

‫کیرستن

‫خوش اومدین

‫خوش اومدین، خوش اومدین... و حالا

‫بذار ببینمت، اوه خدای من...

‫بازیگرهای واقعا حرفه‌ای ...

‫کیرستن، حالا... آره!

‫من از گذشته‌ت خبر دارم!

‫چیزهای ترسناکی توشه...

‫تو زمین گلف از بقیه جدا شدی

‫پینگ‌تری بود؟ ما زیاد ‫از اینجا بیرون نمی‌ریم

‫و بعدش انفجار اتفاق افتاد...

‫خیلی خیلی ترسناک بود، آره

‫-خدا رو شکر که پیدامون کردین ‫-آره

‫خیلی خوشحالیم که حالتون خوبه

‫گروهتون... حالشون خوبه

‫چند روزی تو قرنطینه بودن...

‫ما اینجا قرنطینه می‌کنیم

‫یکی از دلایل موفقیتمون همینه

‫با جنگل‌ متروکه و...

‫حصار الکتریکی

‫و دوربین‌ها.

‫بهش گفتم که این جنگل خطرناکه

‫و شما کی هستی؟

‫لونگن

‫"خداوندگار من، نعش را چه کردید؟"

‫"به خاک که خویشاوند اوست بازدادم."

‫آره، ولی همه هملت رو خوندن...

‫آره، ولی خیلی خوبه، می‌دونی؟

‫با خوندنش... احساس می‌کنی ‫وارد یه دنیای دیگه شدی.

‫نمی‌دونم، احتمالا حرفم احمقانه‌ست...

‫بنظر من احمقانه نیست

‫تایید هویت معمولا خیلی خسته‌ کننده‌ست

‫ولی این بار خیلی جالبه

‫ بازیگرهای واقعی هستن مایلز... آره؟

‫پس بنظرم می‌تونن یه صحنه‌ای رو اجرا کنن...

‫گاهی کسایی که به اینجا میان

‫دروغ میگن تا وارد بشن...

‫امتحانشون کن

‫-هوشمندانه‌ست! ‫-پس، یک صحنه...

‫هر کدوم که دوست دارین

‫اون وقت مطمئن میشیم که ‫شما همونی هستین که میگین.

‫همون صحنه‌ی قدیمی رو ‫بریم... که توش سفینه فضایی داره.

‫چی شد؟

‫به مدار رسیدیم

‫دوازده روز و نیم در حالت تجدید قوا بودی

‫تو قبلا هرگز اینقدر نمی‌خوابیدی

‫هنوز بی‌حالم

‫اون زمینه؟

‫دیگه نیست...

‫قبلا بود.

‫ویدیویی که دوربین ‫کلاهم ضبط کرد رو دیدی؟

‫بله، همونی که برای تصادفت بود؟

‫نمی‌دونستم که ژیروسکوپ داغون شده

‫آی

‫آی

‫در حالی که ایستاده بودم ‫به آسیب وارده نگاه کردم...

‫در حالی که سعی می‌کردم حس ‫شیرین زندگی روی زمین رو به یاد بیارم

‫اما نمی‌تونستم.

‫می‌دونی چی یادمه؟

‫تو...

‫وقتی بچه بودی

‫از قبل...

‫ما که نمی‌دونیم مثل قبله یا نه

‫پیش‌تر حیاتی وجود نداشته

‫بعد از این هم حیاتی نیست

More Farsi Persian subtitles for Station Eleven

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left