نخستین 200 خط.
دنبال این می گشتی؟
= قسمت 21 =-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
تو درست گفته بودی
می ری من حلقه تو رو برداشته بود
متاسفم
آه درسته
راستش من فقط بخاطر این نیومده بودم
می خواستم بخاطر مسائلی که در موردش متاسفم بهت بگم
اجازه بده بعدا در موردش حرف بزنیم من خوب می دونم تو چه حسی داری
این چیه؟ - بخاطر مهمونی امشب اینو براتو فرستادن -
نخست وزیر گفتن باید با این لباس بیاین
صرف نظر از چیزی که نخست وزیر گفتن تو خودت باید بدونی اونجا مناسب شما هست یا نه
بهتره عاقلانه تصمیم بگیری
لطفا بفرمایید
بیا تو
من اولین بازه همچین جایی میرم
لطفا هوای منو داشته باشین
آیگو یون گانگ صورتت داره می درخشه
شما زودتر اومدی
میزبان همیشه باید زودتر بیاد
هیونگ شمام اومدی؟
بله اومدم ، زن داداش شما امروز خیلی خوب شدی
نه این کیه؟ نکنه منشی شین شمایی؟
سلام
اصلا نشناختمت
توی این لباس شبیه مدل شدی
مشتاق دیدار شما دختر منو می شناسین نه؟
ایل جو ایشون چوی یی سون قاضی دیوان عالی هستند
سلام عرض شد جناب قاضی
این موقعیت سابق من بوده الان توی یک شرک حقوق مشغولم
شایع شده که نخست وزیر گانگ یه ببر بزرگ کرده
باعث افتخاره که شما رو ملاقات کردم
خواهش می کنم لطفا مراقب من باشین
ایل جو
خوب کاری کردی
با اینکه حادثه دختر دردناک بوده ولی تو باید سریع حرکت کنی
اینطوری می تونی با قدرت بیشتری تحمل کنی
بله
تو خیلی خوشگل و جذاب شدی
همچین وقتایی زنا بیشتر می درخشن
دیگه دمده به نظر نمیای
یه لحظه بیا بیرون - وقت ندارم -
می خوای بکشمت بیرون؟
منو نخست وزیر آورده اینجا مراقب رفتارت باش
فکر کنم همه اومدن وقتشه دخترتو معرفی کنی
تو میزبانی تو باید معرفیش کنی
اگه من این کارو بکنم پشت سرمون حرف میزنن که توی رسانه ها پارتی بازی می کنیم
همه اینجا از وابسته های تو هستند پس بهتره خودت انجامش بدی یون گانگ
خب ...زیاد جالب نیست اگه پدرش معرفیش کنه
به کی بگیم معرفیش کنه؟
ببخشید معذرت می خوام
می خواین من ایشونو معرفی کنم؟
با سلام
من منشی نخست وزیر کانگ سوک هیون شین یون سو هستم
به من افتخار داده شده برای معرفی شخصیت اصلی این مجلس
من یه راز تکان دهنده در مورد خانم نماینده کانگ می دونم
می خوام امروز به شما هم بگم
کانگ ایل جو در زمان دبیرستان همکاسی من بوده
وقتی برای اولین بار اونو دیدم به نظر بسیار مهربون و ملایم به نظر میومد
ولی اون از بقیه همکلاسی ها پر رنگ تر بود
چرا که اون می تونست برای کسی که دوستش داره هر کاری بکنه
...کسی که
تونست بخاطر عدالت دران واحد از پس سه تا قلدر بر بیاد
کانگ ایل جو رو خدمت تون معرفی می کنم
هنوزم چیزای زیادی هست که در موردت بگم
متشکرم
من واقعا سپاسگزارم از پدی که با تمام کاستی های من به من کمک کرده به اینجا برسم
من سخت کار می کنم برای اینکه تبدیل بشم
به سیاستمداری با استانداردهای پدرم تا اونو نا امید نکنم
اگر من در مسیر اشتباهی قدم برداشتم لطفا با تشویق پرشورتون
ازم به شدت انتفاد کنید
متشکرم
کارت خوب بود
تو هم سیاستمدار خوبی می شی
چیکار می کنی؟
چی؟
چطوری تونستی بری اون بالا؟ تو می دونی اینجا چه جاییه؟
ما همکلاسی بودیم ، از یه نظر به هم نزدیک بودیم
زیادی تند نمیری؟
منظورت چی بود گفتی خیلی چیزا برا گفتن در مورد من داری همین الان بهم بگو
حالا حالا ها وقت داریم واسه چی عجله می کنی؟
امروز واقعا خوشگل شدی
واقها مثل ماه می درخشیدی
دلم می خواست بچه منم
درست یه روزی مثل تو عین ماه می درخشید
مشتاق دیدار
شما شین یون سو نیستی؟
درسته خودتی ، منشی حسابداری توی شرکت دائه جونگ
منو یادت نمیاد؟ من دادستان رسیدگی به پرونده ات بودم
اینقدر فرق کردی که من واقعا شک کردم خودتی یا نه
اما چی باعث شده بیای اینجا؟
نکنه برنامه ریزی کردی کلاه کسی رو برداری؟
منم فکر می کنم شما واسه چی اومدی اینجا مگه اومده باشی برای گرفتن یه جنایتکار
بعد از اون مهمونی خداحافظی این اولین باره شمارو می بینم
بله
واقعا من خیلی بخاطر دخترتون ناراحت شدم
از اونجایی که من خودم سه تا بچه دارم احساس شمارو درک کردم
متشکرم
شین یون سو بیا حرف بزنیم
دادستان لی چیکار می کنی؟
آه رییس لطفه یه لحظه اجازه بدین
من این زنو خوب می شناسم
اون توی کلاهبرداری یه هنرمنده
6سال پیش اون یه گدای بیچاره بود
چطوری توی این مدت این شکلی شده؟
نکنه مشغول از راه به در کردن مردای پولدار شدی؟
می خوای با منم ملاقات کنی؟
الان چی گفتی؟
تو چه خری هستی؟
اگه نمی خوای بمیری سریع گم شو
حرومزاده
من دادستان کره جنوبی هستم چطور جرات کردی منو تهدید کنی؟
شین یون سو این دلال اون کارای بدته؟
تو چت شده با من بیا؟
اون حرومزاده رو بگیرین به یه دادستان حمله کرد
اون زن منشی منه
تو کی هستی که با منشی من اینطوری رفتار کردی؟
معذرت می خوام جناب نخست وزیر
توی کدوم دفتر دادستانی کار می کنی؟
معذرت می خوام جناب نخست وزیر
من آوردمش اینجا به نظرم متوجه شرایط نبوده برای اینکه یه کم دیر اومد
من واقعا متاسفم
معلوم هست داری چیکار می کنی؟ - چی رو ؟ -
برای چی این ریختی پاشدی اومدی اینجا اونم وقتی می ری اونطوری اونجا خوابیده
حتی اگه کانگ سوک هیون ازت خواسته بیای نباید میومدی تو واقعا چت شده؟
تو به کار من چیکار داری؟ مگه ما با هم به هم نزدیم؟
شین یون سو
منشی شین حالت خوبه؟
نخست وزیر لطفا دخالت نکنید این مشکل بین ما دوتاست
چرا شما یون سو رو آوردین اینجا؟
من به شما گفتم بخاطر مسائل شخصی نباید با اون ملاقات کنید
اینجا رو ببین آقای جین هیونگ وو من بخاطر مسائل شخصی نیومدم
من اینجا به عنوان منشی نخست وزیر اومدم تو هم باید به نمایند ایل جو کمک کنی
معذرت می خوام نخست وزیر لطفا بریم
معذرت می خوام نمی خوام دوباره اونو ببینم
لطفا کمکم کنید
دادستان لی خسته نباشی بخاطر من بهت حمله شد
مشکلی نیست چون این سفارش شما بوده باید انجامش می دادم
فراموش نمی کنم
پدر شما چی فکر می کنی؟
اون شبیه کانگ سوک هیون نبود
اون هیچ وقت از خشونت توی یه مهمونی رسمی که افراد با نفوذ حضور داشتن استفاده نمی کرد
از اونجای که دلش جوون شده
فکر کرده بدنشم هنوز جوون
می خوام بدونم می خواد برای همیشه اینطوری زندگی کنه
مطمئنی نمی خوای بری خونه؟
اگه می خوای بعد دیدن بچه بری خونه برات ماشین بذارم
نه می خوام امروزو با بچه ام باشم
فردا می بینمتون
نخست وزیر
چیزی هست که بخواین بگین؟
حتما باید اینطوری از هیونگ وو جدا بشی؟
اگه بخاطر مسئله بچه است
چرا یه مدت به خودت فرصت نمیدی
شما دوتا واقعا همدیگرو دوست دارین
نه
این موضوع باید برای همیشه تموم بشه
من هرگز با اون حتی بک بارم خوشحال نبودم
از وقتی با هیونگ وو آشنا شدم
الان می فهمم
برای چی می خواین یون سو رو کنار خودتون نگه دارین
منظورت چیه؟
شما خودتون خوب می دونین
شما واقعا یون سو رو به عنوان یه منشی نگاه می کنین؟
می دونین چقدر زشت بهش نگاه می کنین؟
من تمام سیاستهای کثیف شما رو می دونم تا وقتی همه چی به نفع شما باشه
با این حال این احساس قلبی شما واقعا منزجر کننده است
مواظب حرف زدنت باش - نه -
من باید اینارو بگم برای اینکه اون زن مال منه
فقط بخاطر اینکه شما قدرت دارین فکر نکن می تونی هر کاری دلت خواست بکنی
دقیقا فکر کردی چقدر می خوای زندگی کنی که اینطوری داری با یه زن بدبخت بازی می کنی؟
بهتون هشدار میدم اگه دوباره این کارو بکنی
من همینطوری دست رو دست نمی ذارم
دقیقا برای چی اون زنو آوردی اونجا؟
شما به من چی گفتی؟
گفتی کنجکاوی بدونی کی این زنو فرستاده اینجا
اگه می خوای بدونی کار کی بوده پس ازش بازجویی کن
یا می تونی یکی رو بذاری برای تعقیبش
برای چی زنی که در حد اون مهمونی نبست باید اونجا باشه
تمومش کن
منشی شین فقط بخاطر کمک من اومده بود
شما از این حرفات مطمئنی؟
از اونجایی که این منشی برای شما مثل اسلحه می مونی بازم می تونین تحمل کنین؟
لعنی ! وقتی بهم فشار میاورد برای گرفتن منطقه گانگ نام فکر کمک مالیشو بهم نمی کرد؟
حالا برای اون دختره ایل جو واسه من مهمونی گرفته
این برنامه توسط پدر شوهرش ریخته شده بوده
برای همین حس می کنم این بی عدالتیه که فامیلای زن من آدم حسابی نیستن
دیوونه بودم که با یه دهاتی میل تو ازدواج کردم
هی چیکار می کنی به جای اینکه حموم آماده کنی برام؟
عزیزم ، نظرت در باره اومدن منشی شین به مهمونی چیه؟
از اون بدتر پدر یکی رو بخاطرش زد
هی ! پدر همیشه یه آدم ترسناک بوده
تو زدن دیگرانو می بینی ولی کتک خوردن منو ازش یادت نمیاد؟
منظورم اینه که فکر نمی کنی پدرت بیش از حد هوای منشی شین داره؟
در مورد چی با پدرت حرف میزدی؟
لازم نیست بدونی
امروز چت شده؟
نزدیک بودی جلوی اون زن شین یون سو ببازی اونوقت می خوای بدونی پدرت چرا یهو طرف اونو گرفت؟
با توجه به قیافه ات معلومه که اسناد توی خونه اونا پیدا نکردی
No comments yet. Be the first to leave one.