نخستین 200 خط.
« بياتوموويز؛ مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور با دوبله و زيرنويس فارسي » :.: Bia2Movies.bid :.:
،خب، بعد فارغالتحصيلي
نوآ، لي، ريچل و من تصميم گرفتيم به سفر جادهاي يک هفتهاي بريم
فقط خودمون چهار نفري
و درحالي که مشغول به تعويقانداختن تصميم اجتنابناپذير
...قبولي بين دو دانشگاه بودم
خوب، تو چي؟
توي ليستانتظار قرار گرفتم
هم توي دانشگاه برکلي و هم هاروارد
روي اين تمرکز کرده بودم که تا جايي که ممکنه همهمون خوشبگذرونيم
و دقيقا همين کارو کرديم
اجازه بديد بخشهاي مهمش رو واستون بگم
توي مسير کاليفرنياي شمالي، در جنگل چادر زديم
هي - ماهيگيري کرديم -
،به چندتا حيوون غذا داديم با موجهاي بزرگ، موجسواري کرديم
صميمي شدن نوآ با ريچل رو ديدم
لي رو ديدم که صميمي شدن نوآ با ريچل رو نگاه ميکرد
با يه پسرخاص شهابسنگها رو نگاه کردم
واي، خداي من
توي مونتري آکواريوم بزرگ ماهيها رو ديديم
غروب خورشيد رو با رنگهايي ديدم که قبلا تجربشو نداشتم
و يه يادآوري درباره قانون نوزدهم
تصميم گرفتم بعدا بهش فکر کنم
به سانفرانسيسکو رفتيم
به اسلکه ماهيگيرها رفتيم
يه کاسه سوپ صدف با نان خورديم
توي اسکله 39، شيرهاي دريايي رو نگاه کرديم
شيطنت بازيهاي کلاس شيميمون رو نگاه کرديم
ديسک شيطنتهاي کلاس شيمي رو ازبين بُرديم
توي پارک دروازه طلايي دوچرخه دونفري سوار شديم
توي خليج سوار قايقتندرو شديم
سينما رفتيم
کنسرت رفتيم
حتي يه توپ بيسبال رو بيون از پارک اوراکل گرفتم
وااي، وااي
داره مياد - ميگيرمش -
واي - واي -
خداي بزرگ
واي، خداي من
ولي قطعا بهترين بخشش تماشاي چراغهاي خليج
با دوتا از پسرهاي محبوبم در کل دنيا بود
ولي زماني که تصميم ميگيري از واقعيت فرار کني
« غــرفــ? بــوســه 3 »
توي دلت ميدوني که درنهايت مجبوري برگردي سر واقعيتهاي زندگيت
پس وقتي برگشتيم خونه
يه کاري گير آوردم تا بتونم واسه دانشگاه پول جمع کنم
حالا هر کدوم که تصميم بگيرم برم
..اوه، هي بچهها
ولي درحالي که تصميمگيريش واسم سخت بود
چند روز بعدش، قضيه حتي پيچيدهتر هم شد
وقتي که نوآ يه درخواست غيرمنتظره ازم کرد
هممم
...خوب، بگذريم، داشتم فکر ميکردم
،وقتي از ليستانتظار هاروارد خارج شدي ...شايد تو و من
بيرون از خوابگاه دانشگاه بتونيم يه آپارتمان اجاره کنيم
...صبر کن، منظورت اينه مثلا يعني خونهي خودمون رو داشته باشيم؟
آره، ببين
کل روز توي اينترنت گشتم خونههاي خيلي قشنگي هستن
چيه؟
ميخواي با من زندگي کني؟ - نه -
آره، معلومه که ميخوام با تو زندگي کنم ميخوام تمام کارهامو با تو بکنم
جدا؟ - آره، جدا -
تا برگشتن لي چقدر وقت داريم؟ - نميدونم -
«جرانيمو»
نه، نه، نه، نه، نه - اوه، لعنت -
هي، بچهها. ببينيد چي آوردم
مرسي - نوشجان -
اوه، پسر
همهچي مرتبه؟
آره، مرتبه
...اوووم، درحقيقت
آره، اينطوري خيلي دوست دارم - آره، فکرشو ميکردم -
ميبينمتون - شما دوتا کجا ميرين؟ -
نوآ ميخواد واسم يه شعر بخونه و تمام احساساتش رو برام بيان کنه
واقعا؟ فقط واسه همين ميرين؟
خوشم اومد
اوه، ميخواستم اينو بهت نشون بدم
چي هست؟
با کلي زحمت برنامهزماني خودم در برکلي رو
با برنامهزماني مدرسه تو هماهنگ کردم
آخي - اولش روز کارگر رو داريم -
ميدونم که تازه شروع کلاسهاس ولي آخر هفته طولاني ميشه
و کاملا مطمئنم که بخاطر دوري از ريچلم کلي سختي ميکشم
ممکنه جواب بده
البته که جواب ميده يکاري ميکنيم که جواب بده
باشه
اينجا خيلي قشنگه ممنون که مارو هم آوردين
خوب، ميخواستيم شما رو بلاخره به يک جاي خاص ببريم
تا فارغالتحصيليتون رو جشن بگيرين
خوب، واسه تابستون برنامه خاصي دارين؟
خوب، راستش الان که بهش اشاره کردي
همگي اين آخر هفته براي رفتن به خونهي ساحلي حرف ميزديم
البته اگه موردي نباشه
همهچي مرتبه؟
آره، چيزي نيست يه خبري واسهتون داريم
ميخوايم خونهي ساحلي رو بفروشيم
چي؟
ديگه منطقي نيست نگهاش داريم
باتوجه به اينکه شما دارين به دانشگاه ميرين
ميدوني، الان که ديگه حتي اونجا نميريم
هزينه نگهداريش از ارزش خود خونه بيشتره
حقيقتش اينکه کل منطقه درحال بازسازيه
ميدوني حرفات شبيه کيه، مامان؟ شبيه دلال ملک حرف ميزني
واسه اينکه کارم همينه
پس چهارم جولاي از کجا ميخوايم آتشبازي رو نگاه کنيم؟
نه، متاسفم، کاملا مخالفم شما اونجا رو نميفروشين
منم با لي موافقم
اين خونه 80 سالي ميشه دست خانوادهي ماست
نميشه همينطوري از شرش خلاص بشين
رايگيريه؟ چون راي منم «نه» هست
متاسفم، بچهها
تصميمش گرفته شده
الان برميگردم
الو؟
خانم ايوانز، دان واشنگتون از پذيرش دانشگاه برکلي هستم
درباب تصميمتون براي پذيرش در دانشگاه مزاحم شدم
بله، سلام
امکانش هست يه چند روز ديگه بهم فرصت بديد؟
خيلي متاسفم، خانم ايوانز
ولي تا آخروقت اداري فردا بايد تصميم خودتون رو اعلام کنين
ميدونستم که بيش از اين نميتونم مخفيش کنم
باشه، متوجه شدم
مرسي - بسيار عالي -
،روز بعد، بايد يه دانشگاه رو انتخاب
و يکي از دو پسر مورد علاقم رو ناراحت ميکردم
من با کارت شماره دو و چهار برنده ميشم ايول، ايول
واي نه - چي؟ خدايا -
بزن بريم
تقلب کردي؟
دلم واسه اينا تنگ شده بود
احساس ميکنم ديگه خيلي کم شما رو ميبينم
آره، ميدونم
خيلي سر کارت سرتو گرم کردن - آره، خيلي -
ولي نگران نباش، فردا واسه پرستاري ازش مشکلي ندارم
بنظرت قراره آخر هفتههاي زيادي رو توي اين شغل جديدت کار کني؟
آره، اينطور بنظر مياد
ولي فردا شب مرخصي گرفتم
قرار دارم
قرار؟
واقعا؟ - آره -
با اين شخص اسرارآميز چند بار سر قرار رفتي؟
يه چندبار. اسمش لينداس
جالبه
...خوب، واضحه که ما
برد، من بايد وقت خاموشي رو بهت بگم، مَردجوان
باشه. فهميديم خانم
روز بعد، همه به سمت خونهي ساحلي رفتيم
تا کاريو بکنيم که هيچوقت فکرشم نميکردم
به فلينها براي فروش خونه کمک کنم
:تــرجــمــه « سيروس فخري، مـيـلاد و ســــروش » :.:.: SuRouSH_AbG, Milad eMJey & HITM@N :.:.:
،تمام تابستانهاي بچگيم رو
اينجا با لي و نوآ گذروندم
و فکر اينکه اين آخرين تابستان ما در اينجاس
همش به فکرم خطور ميکرد
واقعا دلم واسه اين خونهي قديمي تنگ ميشه
طوري که تابحال به ذهنم خطور نکرده بود
اوه
اوه
خيلي متاسفم - نه، نه، نه، نه،. نگران نباش -
هميشه اينطوري بوده
اوه - اوه پسر -
جالبه. ال و من وانمود ميکرديم که اين يه الماسه
و تظاهر ميکرديم که دزديديمش
مثل يه سرقت بزرگ جواهرفروشي
ببين همهمون چقدر کوچک بوديم
چيز عجيبش اينکه براي من انگار همين ديروز بود
بايد اونو نگه داري مامان دوسش داره
شايد نگهاش داشتم
هي، ميخواستيم پيتزا سفارش بديم
شمام ميخورين؟ - آره، عاليه -
تا رسيدن پيتزا، ميشه شمام اتاقبازي رو جمع و جور کنين؟
اووووه
آره - خيليخب -
بيخيال
واي
باشه باشه اين کاريه که انجام ميديم
اونايي که ميخوايم نگه داريم ميذاريم يه طرف
و اونايي که نميخوايم رو ميذاريم توي کيسه و اهدا ميکنيم
بخش اهدايي
ميخوام اين يکي رو نگهدارم آره
نگه ميداريم
آره
دست توئه
نه - آره -
اوه، اي متقلب
خوب، موفقيتآميز بود
صبر کن. خداي من الان يه چيزي يادم اومد
خداي من. هنوزم اينجاس - کارت بازي ماريوي منه -
...چي؟ خداي من
!نه
صبر کن. همونيه که دارم بهش فکر ميکنم
ليست کارهاي خونهي ساحليه - چي؟ -
خداي من
خيليوقت پيش
لي و من ليست کارهاي ديوونهواري رو که ميخواستيم قبل رفتن به دانشگاه
باهم انجام بديم رو اينجا نوشتيم
اين ليستي از آروزها و خيالپردازيهاي کودکانه ما در تابستون بود
که روي يه تکه کاغذ خيلي مهم ليست شده بود
لعنتي. عجب ليستي هم درست کرديم - آره، عجب ليستيه -
واسه اين يکي ممکنه دستگير بشيم
No comments yet. Be the first to leave one.