نخستین 200 خط.
.قابلیتهای سال اولیا کلیت مجموعه رو انگیزه میبخشه
.نیرو بخشیدن به تیم اولویتِ اول ماست
.پس منظور مربی اینه که اوضاع قرار نیست اینجوری ساده باقی بمونه
،برای رسیدن به مسابقات کشوری
خون جدیدی تزریق شده .و تیم به 94 عضو رسیده
...این بهار، برای تیم بیسبال دبیرستان سیدو
با مبارزه در جایگاهی بین 20 جایگاهِ مسابقات تابستان
.و شمارههایی که قراره بپوشن شروع شد
!چالش رو قبول میکنم
!چالشتون رو قبول میکنـــم
استادیوم دوم میجی جینگو
روز 12 آوریل چهارمین روز مسابقات بهاری توکیو
مسابقات بیسبال دبیرستانهای توکیو بخش بیس اول بخش بیس سوم ساعت شروع بازی اول 10:00 هدای اول - سیدو ساعت شروع بازی اول 12:30 کاسوگای اول - آکادمی اوئنو
...طرفداران زیادی واسه دیدن پرتابای قدرتمندی که فورویا تو مسابقات دعوتی نشون داد
.به استادیوم اومدن
...تو بازی امروز، فورویا کنترل خوبی روی توپ نداره
.و از اول بازی چندین دونده رو به بیس فرستاده
!انگار وقتشه که من بازی کنم
!مگه من مرده باشم
،ولی فیلدرها خوب دفاع می کنن
هودای سیدو
.و امتیازات گرفته شده توسط حریف رو به حداقل رسوندن
.و در نوبتِ حملهی تیم هم تمام تلاششون رو کردن که ضعف فورویا رو جبران کنن
هودای
سیدو
،نوبت چوب زنی از اول شروع شد
.و پاکسازها جهت اطمینان امتیازای بیشتری کسب کردن
...و بعد
تلپ
،مائزونویی که تازه به ترکیب برگشته
.چوبی زد که همه منتظرش بودن و امتیازی ازش بدست اومد
!آفرین دلاور
!تلپی افتادنش رو زمین اصلاً مهم نیست
،کنترل فورویا به مرور بهتر شد
هودای
سیدو
در دور هفتم بازی تمام شد
و با تمام شدن بازی توسط داور در دور هفتم .سیدو موفق به شکست دادنِ هودای اول شد
ماموران استعداد یابی تیم کاسوگای اول
ماموران استعدادیابی تیم تیتو
،بله، سرعت پرتابش مثل همیشه بالا بود
ماموران استعداد یابی تیم ایچیدای سوم
.ولی کنترلش به طرز ناخوشایندی ضعف داشت
.اصلاً مشابه مسابقات دعوتی پرت نمی کرد
.کارش ناهموار بود
،وقتی رو دور می افته خوفناک میشه
.ولی راههای زیادی برای حمله بهش هست
!نتونستم پرت کنم
ماموران استعداد یابی تیم ایناشیرو
...بله، جایِ خالی نوزدهم و بیستممون
.بعد از مراسم ورودیِ سال اولیا پر شد
شماره 19 ماساشی یوکی
شماره 20 کائورو یویی
فهمیدنِ اینکه تو اون شرایط بی ثبات ...چه فرمانی میشه به پیچر داد
...و دیدن چهرههاشون و شنیدن حرفاشون
.فقط همین بودن روی نیمکت هم به من خیلی چیزا یاد میده
یویی؟ همون یویی از تیمِ بزرگسالان مامیا رو میگی؟
.ماساشی خوب اندامی دارهها
.هاله ش عین هالهی تِتسوئه
خوابگاه روحیه سیدو
اونی که امروز پرتاب می کرد همون ایسِ تیم کاسوگای اول بود؟
.تو پاییز شماره 2 تنش بود
.عجب لغزندههای خوبی داشت
مسابقات بهاری بیسبال دبیرستانهای توکیو 96تیم شرکت کننده سازمان بیسبال مدارس توکیو
سیدو
فردا سیکو و تیتو تو استادیوم میجی جینگو بازی می کنن
.ایناشیرو هم با بیتو بازی می کنه
تو استادیومِ هاچیوجی هم ایچیدای سوم با سوروگاشیما .و سنسن هم با اوگوموری بازی می کنن
.تقابل موکای با بَترهای سیکو هم وحشتناک میزنه
.ما هم میریم استادیوم جینگو
.کاش بتونیم بجز نارومیا، پرتاب باقی پیچرها رو هم ببینیم
قراره تیتو رو هم بررسی کنیم؟
.سانکو هم باید مراقب آماهیسا باشه
.باشه، حواسم هست
.چشمتون به ماکی از سنسن هم باشه
!بسیار به دلمان نشست
!خب میوکی سنپای، بزن بریم
کجا؟
!باز خودتو زدی به اون راه
...نمیخوام پرتابایی که میتونستم امروز بندازم
!به هدر برن
.به هدر برن؟ همینجوری هم کف زمین ولو میشن
!خب واسه همین باید روشون کار کنم
...میگم
،حالا که ساوامورا سنپای میخواد بره پرتاب کنه اشکال نداره منم باهاش برم؟
.تو بازی قبل نتونستم از بول پن کارش رو دقیق بررسی کنم
.چون روی نیمکت نشستی باید کم کم به گرفتنِ توپ عادت کنی
.پس بفرما برو واسه این خنگول توپ گیری کن
!آهای، کار خودت رو به این سال اولیِ بیچاره نسپر
چه عادی با کاپیتان حرف میزنه
...چه عادی با کاپیتان حرف میزنه
!گوش کن جوان
اگه قصد داری واسه من توپ گیری کنی .بهتره که حداقل 3 تا کاسه برنج خورده باشی
.چشم! این سومین کاسه منه
!شوخی نکن! راست میگه، کانِمارو؟
.ها، کاسه سومشه
...ای بنازمت جوان
.یویی هستم
.میوکی، منم میرم
.باشه
.منم
تو که امروز پرتاب کردی. تازه شم .کلی پرتاب اضافه داشتی که "بال" شدن و بیس دادی
.آره، بهتره فوروریا اینجا بمونه و به عملکردش تو بازی فکر کنه
واااااااای
.حواست بهش باشه، نابه
!خب، ما رفتیم رفقا
!بابت غذا هم ممنون
!غذا عالی بود
!دستتون درد نکنه
اینا میخوان بازم تمرین کنن؟
.عجیبه ... روز به روز اشتهام کمتر میشه
!آسادا
تو هم پیچری، نه؟
غذاتو که خوردی میای پیشمون؟
،فکر نکنم .نمیتونم بعد از غذا تمرین کنم
.میبخشید
!باورم نمیشه که ردش کردم
!که اینطور. پس یه وقت دیگه تمرین میکنیم
عصبانی نشد؟
یعنی عیب نداره؟
.طرف دعوتِ کلاس بالاییش رو رد کرد
.دل و جرات ازش میباره
.فورویا سان یکم حواس پرته
.انگار یکم با تموم کردن غذات مشکل داری
.منم وقتی تازه وارد بودم غذام رو تو ظرف زونو میریختم
.البته بین خودمون بمونه
بووووم
.پس من حتی یه دونه برنج هم باقی نمیذارم
.تمام وعدههام رو صاف میکنم
ها؟ واقعاً؟
بوووووم
.لعنتی، از پسش برنمیام
خب چرا اینقدر رو مخشه که خودشو نشون بده؟
چون به نیمکت نرسیده خلقش بهم ریخته؟
.آخ که چه باحاله
!رو چی نیشت اینجوری بازه، میوکی کازویا؟
!یکم بیشتر شبیه کاپیتانا رفتار کن
!خفه بابا
هیرواومی، ما هم بریم باشگاه؟
...بس که بچههای ترکیبِ اصلی زیادن
.باشگاه و اتاق وزنه پر شدن
.پس من میرم همون جای همیشگی
کنیچی اوکا سال دومی
.باشه
دلم به حال سال سومیایی که .جاشون روی نیمکت رو از دست دادن میسوزه
ولی بیشتر از دست سال اولیایی عصبانی ام .که تونستن زودتر از ما خودشون رو به ترکیب برسونن
جایی که ما تمرین میکنیم .نور خیابون بهمون نمیرسه
.جای تاریک و متروکه ایه
.چون میخواستیم پیشرفت کنیم اونجا چوبهامون رو تاب میدادیم
.تا به نیمکت برسیم
هیرواومی تاکاتسو سال دومی
.لعنت بهش
روز 14 آوریل
!برگشت به آیـــنده
بیدار
اذیت
...رئیس، نکنه
تاپ
تاپ
تو از آینده اومدی؟
بیدار
!ترمیناتـــوووور
!خودشه؟
!باز داره تو خوابش حرف میزنه
.خب، من زودتر راه میافتم
!چه سریع
.پس میبینمت
این خیلی زود لباس میپوشه، مگه نه؟
.من که تا حالا موقع بیداری ندیدمش
.بازم خوب خوابم نبرد
.نمیخوام بدوم
.غذا هم نمیخوام بخورم
.هنوز درست تو دستکش جا نگرفتم
.باید محکم تر بگیرمش
12-6.
!باشه
.خوب کار میکنی
.بازم بنداز
.لعنتی
.تو اون سرعت میشکنه
.تو شروع گرفتنش سخته
.باید تا وقتی عادت میکنی درگیرش باشی
.تیمِ ما پیچرهای منحصر به فردِ زیادی داره
.چشم
...اونو
.این جناب هم که بلد نیست کمی آروم کار کنه
12-6.
امروز چه نوع پرتابی رو استاد بشم؟
.طمع به سرت نزنه
!بگیر که اومدم، میوکی سنپای
.و اینم که ساکت کردنش کار بنی بشر نیست
!خوب داری پرت میکنی
.پرتاب سمتش راحته
.بعدی رو اینجا بنداز
.سبک توپ گیریش انعطاف داره
.اصلاً همینکه با پیچر حرف میزنه خیالم رو راحت میکنه
!هی هی هی
!اینقدر حواست پرت باشه، صدمه میبینی کاپیتان
بَترهای سیکو فقط پنج تا چوب زدن .و یه امتیاز گیرشون اومد
.حقیقتاً این موکای یه چیز دیگه ست
No comments yet. Be the first to leave one.