نخستین 200 خط.
...آنچه در"هوملند"گذشت
...قرصهام .يکي دستکاريشون کرده
و چي... فکر کردي کار من بوده؟
کار تو بود؟ - .نه -
اون سابقهي
.بيماري رواني داره
.نميدونستم - ...اون الان بايد -
...تو هواپيما، تو راه خونهش ميبود
.از شغلش برکنار ميشد
."عبدول ظاهر"
."فيصل احمد"
چيزي که "حقاني" در ازاي .سال" ميخواد"
.اين کل ساختار فرماندهيِ "حقاني"ـه
...اگه اين پنج نفر رو آزاد کني
اون کنترلِ از اينجا تا کابل رو .بدست ميگيره
.کري" منم"
.اينجام
...تو اين تعويضِ زنداني
.يه مهرهي كم ارزش نميشم
،يا فرار ميكنم يا ميميرم .قول بده
.قول ميدم
.چندتا از افراد طالبانُ تو شهر ديديم
.خيلي زيادن
چيکار ميکني؟
.خيلي زيادن
!نه! من اينجام !من اينجام
...و دارم بهت ميگم
.اميدي هست
.راه داره
خب، تو كوچه .بايد بپيچي سمت راست
.خب، خب، رفتم داخل
.ادامه بده
."کري"
!تو لعنتي بهم دروغ گفتي
!خدا لعنتت كنه
به "حقاني" بگيد .درخواستهاشُ انجام ميديم
.به "سال" خيانت كردم
چطور ممكنه نجات دادنِ زندگي يه نفر انتخابِ غلطي باشه؟
...تو اين دنياي بي در و پيكري
،كه واسه خودمون درست كرديم .هيج اتفاقي خوبي نميفته
.دنيس" ميخوام يه کاري واسم بکني"
.آسونه
.گفتي ميخواي چيزي بهم بگي
...شوهرِ سفير
.عليه تو كار ميكنه
تيم ترجمه .::IMDB-DL ::.
:"مارتا" .اون آليس توي سرزمين عجايب لعنتيه
کري": کجايي؟"
.کويين": توي يه فاصله امن"
.يه رگ رو بريدم...
.طاقت بيار
:"سال" .يا راهي بلدم
:"آندره ميچل" ...اول آمريکا بن لادن رو
...اون بيرون پيدا کرد و کشت
!کري": اونجا ميميري"
هيلاري کلينتون": نميتونين" ...توي حياط پشتيتون مار نگه دارين
و ازشون توقع داشته باشين .فقط همسايههاتون رو نيش بزنن
:"جان کري" ...پاکستان يه کارايي کرده
.که به اندازه روابطمون پيچيدهان
.سال": خيلي متأسفم"
:"برودي" .الان بايد باهات خداحافظي کنم
.کري": تا چند ثانيه ديگه"
،"عبدول ظاهر" ."فرمانده، از استان "پاکتيا
...سردستهي بمبگذاريهاي انتحاري
."در مدارس "کوتا" و "روالپيندي
"فيصل احمد" ...قائم مقام فرمانده
."از استان "خوست
،سرپرست شبکه هروئين .در جنوب شرقي افغانستان
"حافظ جان" ."فرمانده، از ناحيه "سنگين
"مصطفي هاشمي" ."فرمانده لشکر، از ناحيه "لوگار
"و "امير وصيف ."فرمانده، از ناحيه "وارداک
...مسئول حملاتِ
،"فرودگاه "کراچي ..."هتل بين قارهاي "کابل
.و سازمان ملل متحد
.اينجا رو امضا کنيد
.خيلي خب، بريم
.کوئين" زندونيهاي طالبانُ برد"
.تا دو ساعت ديگه ميرسن اسلامآباد
.عاليه .به کاخ سفيد ميگم
و درباره "حقاني" بهشون هشدار ميدي؟
...ميخواي بگي اينکه پنج نفر
،از فرماندهان ارشدش رو پس ميگيره به اندازه کافي خبر بدي نيست؟
.فقط ميگم بهشون اخطار بده
درباره چي؟
يه نظريه؟ فقط همينُ داري، مگه نه؟
...حقاني" خيلي قبلتر از"
اينکه "سال" سوار هواپيما به .پاکستان بشه، وانمود کرد مُرده
،پس گرفتن افرادش .بخشي از نقشه اصلي نبوده
.مثل يه جايزهست
...اين نقشه که ازم ميخواي دربارهش
،به همه اخطار بدم ...يه کابوسه
.وقتي حتي خودتم نميدوني چي هست
.دارم رو يه منبع کار ميکنم - .باشه -
بهترين دوست جديدت .تو سازمان اطلاعات مخفي
.آسر خان" جونمُ نجات داد"
خودشُ به خطر انداخت .تا "دنيس بويد" رو لو بده
.ولي اين همه چيزيه که بهت گفته
اينكه کي "بويد" رو ...تو سازمان اطلاعات مخفي جا داده
و دارن با هم چيکار ميکنن چي؟
خان" ميخواست" ...درز داخل سفارتمونُ شناسايي کنه
.نه اينکه به افرادش خيانت کنه
.يا داره تورو بازي ميده
،خب، وقتي با "بويد" حرف بزنيم .ميفهميم
."جان" - .مرسي که اومدي -
ميدونم يه کارهايي داري و .يه جاهايي بايد باشي
خب، آه، چه خبره؟
.درباره يه چيزي نظرتُ ميخوام
.يه کمي حساسه
.يه جا بشين
،اول از همه ميشه اين بين خودمون بمونه؟
.البته
.درباره "سندي باکمن"ـه
چي دربارهش؟
...خب، اون قبل از اينکه کشته بشه
داشت يه گزارش کامل .واسه خودش ترتيب ميداد
...يه سري اطلاعات ويژه درباره
،موقعيتهاي طالبان .توي مناطق قبيلهاي بدست آورد
.تا اينکه اون عروسي رو منفجر کرد
.درسته
.به علاوه، روشـش کاملاً پاک نبود
معلوم شد که داشته اطلاعات مخفي رو .درعوض اطلاعات ردوبدل ميکرده
!يا خدا
تو اين فکر بوديم ببينيم .چيزي در اين باره ميدوني يا نه
من؟
."اون دوستت بود "دنيس .دوستهاي زيادي نداشت
هيچوقت نديدي ...با کسي ملاقات کنه که ندوني کيه
يا يه چيزي از سفارت ببره بيرون که نبايد اونُ داشته باشه؟
.فکر نميکنم .بهرحال چيزي نيست که يادم بياد
.مشکل همينه
...اطلاعاتي که داشت به اون طرف ميداد
.از کامپيوتر همسرت بيرون اومدن
کامپيوتر "مارتا"؟
.متأسفانه همينطوره
فکر ميکني "مارتا" اونا رو بهش داده؟
.نه
فکر ميکني کار من بوده؟
تو دادي؟
شوخي ميکني، درسته؟
."نميدونم "دنيس
،همونطور که گفتم .سندي" دوستت بود"
شايد تورو متقاعد کرده .که اين يه تلاش واسه جنگه
."کار من نبوده "جان - مطمئني؟ -
،چون اگه بوده .الان وقتشه که درستش کني
.کار من نبوده، قسم ميخورم
.باشه
...خب، ببين
،هرچيزي يادت اومد .بهم خبر بده
.خبر ميدم
.من... به مغزم فشار ميارم
.و مرسي - .خواهش ميکنم -
شنيدي؟
.فکر کنم واسه يه لحظه تو چنگمون بود
.شايد هنوزم داريمش .داره تماس ميگيره
.يالا
.انجامش بده
.لعنتي
الان چي؟
.مسئله اينه که مدارکمون ضعيفه
...و اگه اونقد باهوش باشه که اينو بدونه
.بازم ما رو دست به سر ميکنه
...پس
.قدم به قدم
.آره
،بذار چند ساعت سختي بکشه ...بعدش
...بعد دوباره ميريم سراغش
.و ميبريمش مرحله بعد
چيکار ميکني؟
.بريم
.سلام
.بگو كه داريم کار درستُ انجام ميديم
،کار درست .پس گرفتن "سال"ـه
.بهت که گفتم چيزي نميدونم
.پنج دقيقه طول نميکشه
."مرسي "جان
."سلام "دنيس
.سلام
.ميخوام يه چيزي رو ببيني
هيچکدوم از اينا رو يادت مياد؟
.فکر نميکنم
بايد بشناسم؟
اينا همون مدارکن .که "جان" قبلاً بهت گفته بود
.مدارک داخل لپتاپ همسرت
.همونا که واسه "سندي" دزديدي
ببخشيد؟ - .شنيدي چي گفتم -
.من چيزي ندزديدم - ...اون موقع که اين مدارک -
،دانلود شدن .تو تنها شخص حاضر تو اقامتگاه بودي
کامپيوتر رو با کارت عبور خودت .تطابق دادي
ميخواي الان شکايت کني "دنيس"؟
،وکيل بگيري ...قانون اساسيُ جلو روم بياري
منو از غضب همسر قدرتمندت بترسوني؟
،يا همه اين چرنديات رو وانمود کنيم و با همين اوضاع ادامه بديم؟
،من يه شهروند آمريکاييام .البته تو خاک آمريکا
،تو يه خيانتکاري .و منم يه مأمور لعنتي "سيآياي"ـم
...تو جايي نميري
تا وقتي بهم بگي .رابط "سندي" توي سازمان اطلاعات کيه
.نميدونم از چي داري حرف ميزني
.البته که ميدوني
،چون رابطش هر کي هست .الان تو رو به کار گرفته
...و هر کي که هست
،تورو به آپارتمان من فرستاده .که قرصهامُ عوض کني
No comments yet. Be the first to leave one.