نخستین 200 خط.
بابا
متأسفم
سلولهايي که بدن آدمو مي سازن ...
.هميشه تو حالتي هستن که ثبات نداره
.زنده بودن ثبات نداره
.در نهايت، معني زندگي عوض مي شه
.پدر هميشه اينو به من مي گفت
گرفتن تصميم هاي مهم و بر عهده گرفتن مسئوليتش .وظيفه ي هر مرديه
.اين يه شروع تازه ـست
.وقتي سپيده از پنجره مي دمد
...شکوه قلبم عظيم تر مي شود
.از آنچه ديروز بوده است
.بر پهناي پنجره يخ زده
.مي نويسم، مي زدايم
تو
.دوسِت دارم
.چشماتو باز کن
.قبلاً اين اهنگو خيلي دوست داشتي
.دارم برات آواز مي خونم و بهت مي رسم .بايد به من نگاه کني
.واقعاً که. خيلي خودخواهي
.سلام دکتر
.حتي چشماشم باز نمي کنه
.فکر کنم يه مشکلي هست
.مشکلي نيست
.خانوم چو، لطفاً چشماتونو باز کنين
.خانوم، لطفاً با چشماتون انگشت منو دنبال کنين
.کانگ سو - .بله دکتر -
.علائم حياتيشو مدام چک کن - .بله، دکتر -
پروفسور هونگ امروز بعد از ظهر مياد، آره؟
.حس مي کنم خيلي وقته اين مريضو به من سپرده و رفته
.به من زنگ نزده .نمي دونم کي مياد
بش زنگ نزدي؟
از وقتي رفته امريکا بهش زنگ نزدي
که مسئله جانشيني رو مشخص کنيد؟
نه
.مي فهمم. تو هميشه مي توني با اون حرف بزني
.نمي تونم چون ممکنه مزاحمش بشم
مزاحم چيش بشي؟
.شايد بخواد تنها باشه
.تو واقعاً هيچي از مردا نمي دوني
اگه واقعاً يکي رو دوست داري و ... مي خواي نگهش داري
.بايد از همين الان خودتو درگير زندگيش کني
.الان وقت مناسبيه
راست مي گي؟ - چرا من بايد اين چيزا بت بگم؟ -
دکتر جانگ، غذا خوردي؟
چه طور؟ - .يه نفرو مي خوام راهنماييم کنه -
تا حالا با کسي قرار نذاشتي، مگه نه؟
چي هست؟ - .مطمئنم که نذاشتي -
.پروفسور هونگ روزهاي سختي رو بايد بگذرونه
حَقشه
.خوش اومدي - .مجبور نبودي بياي دنبالم -
.فکر مي کردم با گريه زاري ببينمت .اما مي بينم حالت خوبه
همه کاراتو انجام دادي؟
.تقريباً همه شو .خيلي کار داشتم که بکنم
بريم بيمارستان يه چيزي بخوريم؟
.امروز معارفه رئيس جين ـه
.يه غذاي حسابي مي دن
.بريم يه جاي ديگه غذا بخوريم
نمي خواي شرکت کني؟ .هر چي باشه عضو هيئت مديره اي
.تو معارفه ي پدرم هم شرکت نکردم .اين يکي هم روش
يعني نمي خواي بري؟ - .بعداً برا احوالپرسي مي رم -
.باشه. خيلي خوشحالم که دوباره مي بينمت
.ديگه نمي خواد اين قدر خودتو لوس کني
.بريم بيمارستان
.سلام
.تبريک مي گم
.من به کمک شما نياز دارم
.همه تلاشتونو براي من بکنين
.به خصوص شما
.اجازه بدين همگي بريم داخل
.رئيس مرکز درماني گوکيل، هونگ دو شيک
.يک جراح مغز و اعصاب نمونه، درگذشت
.هميشه مي گفت: بيماران من، خانواده من هستند
با يک روحيه خستگي ناپذير ... او همه زندگي اش را صرف کار کرد
تا پزشکي کشور کره را ارتقا دهد
او اکنون يک اسطوره جراح مغز و اعصاب است
... او عمر با عزتي را پشت سر گذاشت
.و ما هرگز او را فراموش نخواهيم کرد
... من
... با رئيس سابق، هم دوست بودم
... و هم همکار
... قول مي دهم ارزش هاي اون رو
به عنوان کسي که مرکز درماني گوکيل و ... بنياد گوکيل رو رهبري مي کنه
.به آينده گان منتقل کنم
.بفرمايين. اينا مال شماست
اينا چيه؟
کيک برنجي به مناسبت جشن معارفه
کيک برنجي؟ عاليه
فقط همين؟
مراسم ساده بود
پناهگاه ما بالاخره اومد اينجا؟
.سلام دکتر
.بفرمايين کيک برنجي
.دکتر پي، وضعيت لي سانگ هونو چک کن .داره درد مي کشه
.چشم. تو با من بيا - .چشم -
.بعداً مي بينمت - .خدافظ -
چي کار داري مي کني؟ - بله؟ -
چرا دائم داري يه چيزي مي خوري؟
.ببخشيد
چرا اومدي اينجا؟
عوض اين که کار کني داري درس مي خوني؟
نه، اصلاً
تو که مي دوني قبول نمي شي چرا بي خودي درس مي خوني؟
بت نگفتم به کيم مي آ بگو فرم رضايتنامه رو پر کنه؟
مي خوام بدونم. گفتم يا نگفتم؟
.من الان مي خوام برم لباس اتاق عمل بپوشم
.مي خواستم برم بش بگم رضايت نامه رو امضا کنه
خب؟ - بله؟-
!برو ديگه
.ببخشيد - .ديوونه ها -
.همش دنبال بهونه مي گردن که وقت تلف کنن
.اين بار يه چيزي هم گير ما اومد
.ببخشيد
.اومد
.چيز قابل داري نيست
ممنونم - ممنونم -
.من بايد از شما ممنون باشم -
... شمايين که وقتي من نيستم
.از همسرم مراقبت مي کنين
چرا يه نفرو استخدام نمي کنين؟
.راستشو بخواين، طاقتشو ندارم
.خودم که کنارش باشم خيالم راحت تره
.نوش جان
.ممنونم
"راستشو بخواين، طاقتشو ندارم"
"خودم که کنارش باشم خيالم راحت تره"
.قلبمو مي لرزونه آدم فوق العاده اي نيست؟
.نه نيست
.ادم حالش به هم مي خوره
.حسوديش مي شه
.اين قدر ساده نباش .اين عشق نيست
.اون بايد سخت کار کنه تا خرج زنشو دربياره
هزينه هاشو کي مي پردازه؟
شغل آزاد داره.شغل آزاد
کلي آدم هستن که شغلشون آزاده
اما همه شون پولدار نيستن
چرا شما همه تون موج منفي مي دين؟
چي؟ - .راست مي گه -
... من از وقتي پرستار شدم
.شوهري به اين فداکاري نديدم
.خيلي قشنگه
چي خيلي قشنگه؟
.بودن کنار کسي که همه ي روز مثه کابوس مي مونه
.من اصلا نمي تونم مردا رو درک کنم
چي شده؟ حالت خوب نيست؟
.نه. خوبم
کي برگشتي؟ تموم شد؟
.آره، تا حد مرگ حوصله ـم سر رفته بود
وضعيت لي سانگ هونو چک کردي؟
.آره. يه مُسکن بش دادم
.بياين تو
.سلام
.بفرمايين بشينين - .ممنونم -
.چايي نمي خوام .بعد از معارفه يه چيزايي خورديم
.خوب پس - مزاحمت شدم؟ -
.داشتم کار مي کردم
.سعي کن يه کم مودب تر بهانه بياري
مي دونم پسر خوبي هستي .اما اين يه بهانه نيست
.معذرت مي خوام
با سئو وو به کجا رسيدين؟
.تصميم گرفتيم به هم بزنيم
چون شما دو تا مي گين همه چيز تمومه .معنيش اين نيست که واقعاً همه چيز تموم شده
.بزرگتر دارين .بي کس و کار که نيستين
.بايد برم يه جايي
.تو هرگز نمي توني دختري مثل اون پيدا کني
من که مادرشم نبايد اينو بگم .اما اينو بدون که اون يه جواهره
.من واقعاً نمي خوام بزرگترا رو درگير کنم
خودم با خانواده ـم حرف مي زنم
صبر کن بزرگتر بشي اون موقع مي فهمي خانواده .تنها چيزيه که آدم داره
.از نصيحتتون ممنونم
.من دوست دارم دخترم تو زندگي شخصيش خوشبخت بشه
.داشتن يه بيمارستان جز دردسر چيزي نداره
.نمي فهمم چرا اين قدر اصرار مي کنن
با ته هو چي کار مي کني؟ مي خواي نگهش داري؟
آره. خوشم مياد آدماي باهوشي .مثل اون برام کار کنن
.جي هونگ هم همين طور
.گُنده تر از دهنت حرف مي زني
...حقوقشون رو بايد از من بگيرن
.خيلي حس خوبي داره
با ساختن يه مرکز جديد مي خواي چي کار کني؟
يه جلسه هيئت مديره ترتيب مي دم .و موضوعو قطعي مي کنم
.من همه جوره ازت حمايت مي کنم
.هر کاري مي خواي بکن
.دکتر کيم چي هيون از ناميانگجو اومدن
اون اينجا چي کار مي کنه؟
.بهتره من برم که تو به کارت برسي
.تبريک مي گم، جناب رئيس
ممنونم
.اين اواخر خيلي سرتون شلوغ بوده
.يه کم مکمل غذايي براتون آوردم
.مي توني برشون گردوني
!قربان
از آدمايي که چهره ي واقعيشونو
به آدماي ضعيف نشون ميدن، متنفرم
مي ترسيدي رئيس هونگو نااميد کني؟
متأسفم
پروفسور هونگ اون موقع خيلي عصباني شده بود
برام مهم نيست. خودتو يه جايي تو ناميانگجو گم و گور کن
ممکنه اون کارو هم از دست بدي
بعضيا وقتي شکارشون تموم شد، سگ شکاريو ول مي کنن
No comments yet. Be the first to leave one.