نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تق تق
ایون جو، اینجا رو نگاه کن
چیکار داری میکنی؟
دارم ازت فیلم میگیرم
نگیر
نه میخوام بگیرم
تمومش کن
واو ایون جو تو هنوزم خیلی خوشگلیا
بسه- بخند-
خب
واقعا یک ذره هم عوض نشدی
خوش بحالت
::::::::: آيــــ(خانواده نمونه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
کانگ اون جو
کانگ اون جو: نمیتونم باهات تماس بگیرم
آره خیلی کار سرم ریخته) (بعدا بهت زنگ میزنم
دیروز به سلامت رسیدی خونه؟)- (آره تو چی؟-
تق تق
اون جو
چیکار داری میکنی؟
دارم ازت فیلم میگیرم
نگیر دیگه- نه میخوام بگیرم-
تمومش کن- خدایا-
اون جو تو هنوزم خیلی زیبایی
بسه- بخند-
واقعا یه ذره هم عوض نشدی
خوش بحالت
گروه یونگسو تیمیه که مواد رو در سراسر کشور جابجا میکنه
وقتی که کارتل اصلی مواد رو تامین میکنه، اونا پخشش میکنن
وقتی که با فروختن مواد پولشون رو گرفتن، برمیگردن
و باقی رو به کارتل اصلی میدن
ما یه موقعیت خوب پیدا کردیم
واسه همین ونی که داشت مواد رو به سمت کارتل اصلی جابجا میکرد رو دنبال کردیم
ولی گمش کردیم
تمام ارتباطاتمون قطع شد و فعلا چیزی دیگه دستگیرمون نشده
این همه مغز مارو خوردین که میخواین به کارتل حمله کنین
!همه رو آماده باش گذاشتین بعد گند زدین بهش؟
نقشه بعدی چیه؟
میخوای تسلیم بشی؟- من دو سال رو این پرونده کار کردم-
نمیتونم تسلیم بشم
خب نقشه ای داری؟
قبل اینکه اون گم بشه، بهم گفت یه کارایی میخواد بکنه
ولی پیدا کردن آدم خودمون فعلا مهم ترین چیزه.. حتی اگه جنازش باشه
ولی هیچکس تا حالا پیداش نکرده
باید رد گوشی شو بزنیم- !به خودت بیا دیوانه-
قربان، ما یکی از افرادمون رو حین عملیات از دست دادیم
میشه واسه حکم کمکم کنی؟
این چیزیه که که میخوای بگی؟
اگه هرکدوم ازین اطلاعات به بیرون درز کنه؟
به نظرت شغلامون رو از دست نمیدیم؟
پس باید دنبال راهی باشیم که
بتونیم به کارتل اصلی برسیم
و از شر هر چیزی که مربوط میشه به نفوذی بودنمون، خلاص بشیم
دیگه کاریه که نشدنیه
کانگ جو هیون، متوجه میشی چی میگم؟
لعنتی
گزارش شخصی) (یو هان چول
بله- ماشین کجاست؟-
هنوزم تو پارکینگه
کوانگ چول چی؟- دارم میگردم دنبالش-
ماسکتو بزن دیگه
بله قربان
اینا فردا قراره پخش بشن؟- بله-
حواست باشه قاطیشون نکنی
وگرنه یه اسکلی ممکنه اینو با رامیون بخوره، افقی شه
لعنت بهش
اون لعنتی مرده واقعا؟
به چی زل زدی؟
..فقط
..نشستن تو اینجا کنارم
منو یاد دوست دختر قبلیم میندازه
کی بهتره حالا؟ من یا اون؟
صد البته شما خیلی بهتری
تو فکرشی نه؟
..فکر میکردم
اجازه نداریم با بقیه بازپرس ها قرار بذاریم؟
نه نداریم
هیچوقت خوب از آب درنمیاد
.. خب تا امتحان نکنی که نمیدونی
اه، دیگه خیلی داری لاس میرنی
چیزی که واقعا برات جالبه اینه که بدونی چیزی دارم ازت مخفی کردم یا نه؟
..نه منظورم اینه که
یکی از افرادمون به عنوان نفوذی رفت تو باند کوانگ چول
چرا همچین چیزی رو بهم زودتر نمیگی؟
کل نکته نفوذی بودن همینه
..وااو، واقعا
از احترام و علاقه به همکارات چیزی نشنیدی مثل اینکه
میدونم
تنها چیزی که ندارم همینه
ون داره حرکت میکنه
پس هنوز پیداش نکرده؟- نه قربان-
!پس کوانگ چول داره چه غلطی میکنه؟
شنیدم که رفته سمت حومه شهر
کجا؟
جزئیاتش رو نمیدونم فقط میدونم که رفته اطراف شهر
داره واسه خودش زندگی میکنه اونم وقتی که ما همه ممکنه بمیریم
حواست باشه همه چی درست انجام بشه
بله قربان
!وای ترسوندیم- لعنتی-
خسته نباشین- سلام-
خرابش کردن
فکر کنم دیگه بیشتر از این نمیشه ازش سر درآورد
..خدایا این احمقا ون به این خوبی رو
الان باید چی رو دنبال کنیم؟
کوانگ چول چی میشه؟
داره میگرده ببینه میتونه اون افتضاح تحویل جنس و جمع کنه
از دیروز رفته
یونگ سو خیلی از دست کوانگ چول شکار بود
تو از کجا میدونی؟
که ون داشت به سمت کارتل میرفت؟
یکی از آدمایی که سر تحویل بودن از آدمای ما بودن مثل اینکه
نفوذی بودن یعنی؟
یه لحظه..کی؟
چرا ما نمیدونستیم؟
مگه کل هدف نفوذی بودن همین نیست؟
شما دو تا دنبالش برین ما باید بریم یه جایی
پس ما میریم- هی یون سوک-
بله؟- بیا اینجا-
چون جو هیون هی تو رو به خودش میچسبونه اینجوری قیافت مثل خریه که بهش تیتاب دادن؟
کل هدف چی چیه؟ دیگه زیاده روی داری میکنی بچه
بیخیال- مراقب حرف زدنت باش-
باید باهاش نرم صحبت کنی دیگه کل زندگی به همین ارتباط گرفتناست
بیا اینجا، بیا- یه ماشین داره میاد-
خدافظ
چیکار باید باهاش بکنیم؟- اون میدونه چی باید بگه-
بیا
خونه متروکست ولی خوبه باز
چیز دیگه ای میخواین، قربان؟
اون خونه اونجا
تمام شب چراغاش روشن بودن
اون خونه که سگ داره؟- آره-
یه اسکل داغون تنهایی اونجا زندگی میکنه
ببین چه خبره- بله قربان-
اون خونواده صبح زود رفتن
ببین دارن فرار میکنن یا فقط جابجا میشن
عکس دو تا پسری که گم شدن رو داری؟
بله قربان
تو همه نقاط پخششون کن ممکنه به پول برسن
بگو زنگ بزنن حتی اگه خودش نبود
بله قربان- حواستم جمع کن-
ممکنه خبرا پخش بشه
بله قربان
ممنون بابت غذا
داروهاتو ببر، هیون وو
باشه
هی
دلیل واقعیش چیه؟
اگه یکم بهتر کار کنم
اوضاعمون بهتر میشه
نه
غیرممکنه
فقط مثل همیشه رفتار کن
هنوز تصمیم نگرفتی مگه نه؟
همیشه خدا بلاتکلیف بودی
همیشه زمان درست و از دست میدی و تهشم گند میزنی به همه چیز
تو حتی موقعی که باهم قرار میذاشتیم نمیتونستی انتخاب کنی که کدوم کافه بریم
شاید میترسی چون زیادی فکر میکنی
یا زیادی فکر میکنی چون ترسویی
از همون موقع من همه تصمیمات رو برات میگرفتم
ولی یه تصمیم بود که تو روش اصرار داشتی
استاد دانشگاه نیمه وقت بودن
اونم وقتی که میدونستی هیچوقت نمیتونستی از پسش بربیای
چیزهایی هستن که هیچوقت قرار نیست اتفاق بیوفتن
اوضاع بهتر میشه، اون جو
خسته نشدی از بس اینو گفتی؟
مگه ما چقدر از سخنرانی های تو درمیاریم ها؟
من از مامانم پول میگیرم که خرج بچه ها رو بدم
یکیشونم که مریض شده
همه وقتم داره صرف مراقبت ازش میشه
خودمو بابت بیماریش مقصر میدونم
حس میکنم تقصیر منه
تو کجا بودی اون موقع؟
داشتی خارج شهر سخنرانی میکردی
میگفتی همه چی قراره خوب بشه
دیروقت اومدی خونه، صبح زودم رفتی که به سخنرانیت برسی
آخر هفته ها میرفتی دنبال پروفسورها گلف بازی کنی
و بری ماهی بگیری
پس خونوادمون چی؟
اصلا ما تا حالا باهم رفتیم یه تعطیلات درست حسابی؟
تا حالا مارو بردی شرق آسیا با حتی جزیره ججو؟
همش بی ملاحظه و ترسو بودی
لجبازی تو مارو به این روز کشونده
بذار برات یه تصمیم نهایی بگیرم
باید از هم جدا بشیم
اینجوری هم واسه تو بهتره هم من هم بچه ها
هفته دیگه ما باید قسطا رو بدیم، بیمه بدیم
احاره بدیم، شهریه بدیم
نمیتونم فقط بشینم به حرفای تو اعتماد کنم
چقدر میخوای؟ بهت میدم
صاحبخونه داره برمیگرده کره، دیگه باید ازینجا اسباب کشی کنیم
خب چقدر میشه همه اینا؟
تا آخر سال
نه اصلا پول ده سال و بهت میدم چقدر میشه؟
شوخیت گرفته؟
شوخی نمیکنم نمیخواد دیگه از مامانت پول بگیری
کاری میکنم دیگه نکران هزینه ها نباشی
..پس تمومش کن
انقد منو بدبخت نشون نده
چجوری پولشویی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.