نخستین 200 خط.
.:: قسمت آخر ::.
چيه؟
ميخواي طلاق بگيري؟
حیف شد
اون حرف باید اول از دهن من بیرون میومد
پس بذار یکبار دیگه بهت بگم
لي بيونگ سو
دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم
بیا طلاق بگیریم
هه
جایگاه خودشم نمیفهمه
طلاق؟
خوب گوش کن
اگه از من طلاق بگیری، هیچی نیستی
بدون من تو چی هستی؟
خودم
اونوقت چی هستی؟
... من
کيم جونگ هه ام
الو
جونگ هه
مدرک پيدا کرديم
چي؟
ديدار به قيامت لي بيونگ سو
چي؟ مي ري؟
پس من کجا برم؟
بله برادرزن
بله
بابات خواسته برم پيشش
حتما در موردت خيلي حرفا واسه گفتن داره
هونولولو چيه؟
يه جا تو هاواييه
آها
پس جونگ هه مي خواد بفرستدش اون جا؟
من مي رم دنبالش
صبر کن
بذار ما هم بيايم- ... ولي-
سوگيوم تنها نرو
نگران نباشين
چيزيش نشه؟
باز يه بلايي سرش نياد؟
پسرش داره مي ره دنبالش حتما سر عقل مياد
آره به هر حال اونم مادره
به نظرت جونگ هه الان رفته؟
خواهرزن
لازم بود همه رو خبر کني؟
من خودم با زن سابقم حرف مي زنم
تا حالا عرضه شو نداشتي؟
وقتي اجازه مي دادي همچين مصاحبه اي منتشر بشه
فکر موقعيت گونا رو هم کردي؟
خواهر
همه تقصيرا رو که نبايد بندازيم گردن دومادمون
اول جونگ هه شروع کرد
دقيقا
ببين
به خاطر تو
همه از نگراني کار و زندگيشونو تعطيل کردن
... اگه بي سر و صدا بري
بابا
من
طلاق مي خوام
... چي؟ تو
اين آدم
حتي براي يه ثانيه هم شوهرم نبوده
چرا اين جوري مي کني؟
اون فقط اومد تا بشه داماد گونا
اما حالا همين نقشو هم نمي تونه درست بازي کنه
راست مي گه
اين اواخر مدير لي
گند زده به تجارت چين
به خاطر همين يه نفر
کلي خسارت به شرکتمون وارد شده
بابا
يه کم بيشتر روش فکر کنين
مخفي کردن حقيقت
ديگه به نفعمون نيست
چي مي گي خواهرزن؟
برادرزن؟
... بابا، تجارت چين
اوني که پاي مدير لي رو به تجارت چين وا کرد
تو بودي
گونا
هران
من ديگه برام هيچ کدومش مهم نيست
مي خوام
فقط به عنوان کيم جونگ هه زندگي کنم
عزيزم
... بايد با هم حرف
نگفتم
دست از سرت برنمي دارم؟
ممنون که طرف منو گرفتي
معامله، معامله ست
طبق قرارمون
بعد از ثبت طلاق سهاممو به اسمت مي کنم
جا خوردم
فکر نمي کردي بتونم؟
بالاخره يه بار به درد خوردي
هان سوجي، ديگه داري مي ري که سوار هواپيما شي
... بهتره برم
اوا پسرم
راضي به زحمت نبودم بياي بدرقه م
من بايد برم سوار هواپيما شم
خدافظ
آخ
هي
چته؟ ديرم شد
ولم کن هواپيما مي پره
آخ
چقدر گرفتي؟
چـ... چـ... چي؟
چقدر از بابام گرفتي که اون دروغا رو بگي؟
... خب
آخ
تهديدم کرد ديگه چاره اي نداشتم
دوباره برو پيش خبرنگار و راستشو بگو
که از بابا پول گرفتي که بهش دروغ تحويل بدي
نه
وگرنه مي ميرم
... آخه چرا؟
ترسيدم
اين چه زندگيه تو داري؟
هواپيما مي پره
شرمنده
خواهش مي کنم
نمي شه اين زندگي ذليلانه رو تمومش کني؟
مامان
اين اولين و آخرين درخواست منه
فقط يه بار
نمي شه مادري کني؟
سوگيوم زنگ نزد
اگه پيداش کرده بود فوري بهمون خبر مي داد
حتما نديدتش
انقدر ناراحته که يادش نمونده يه زنگ به ما بزنه
اين بچه چه سختيا که نکشيده
آره
بچه ست واسش زياديه
بايد ديگه واقعا تمومش کنيم
تا ديگه هيچ کدوم غصه نخوريم
آره آره
ميسوک نوشتي؟
آره تموم شد
يه بار بلند بخون
خبرنگاران عزيز سلام
من همسر بک يونگ پيو نامزد رياست آموزش و پرورش ام
اسمم لي ميسوکه
يه لحظه
خودشه
باز از جونت چي مي خواد؟
جواب بده ببين چي مي گه
باشه
بله؟
داره مياد اين جا
خونه ما؟
گفتي مي خواي حرف بزني
يادته؟
زمستون 1997 بود
واست شام کباب گرفتم
بعد تو راه رسوندنت به اون اتاق کوچيک
ازت خواستگاري کردم
گفتم مي خوام اولين خونواده تو باشم
حالا زدن اين حرفا چه فايده اي داره؟
ما اون موقع خيلي با هم خوب بوديم
چون تو يه خونه نقلي زندگي مي کرديم
بايد صرفه جويي مي کرديم
بعدا سوجين و سويون بهمون اضافه شدن
خيلي خوشبخت بوديم
تا اين که تو اخلاقت عوض شد
اشتباه کردم
بسه ديگه، خيلي اذيت شدي
برگرد
پسفردا انتخاباته
برگرد
ميسوک
اگه انصراف بدي رو پيشنهادت فکر مي کنم
مي خواي از انتخابات کنار بکشم؟
آره
مي دوني که نمي تونم يه کم منطقي باش
فردا مي رم پيش خبرنگارا
چي؟
مي خوام بهشون بگم که اصلا به درد اين کار نمي خوري
تا همه بفهمن
ديوونه شدي؟
با اين کار چي گيرت مياد؟
چرا جلوي خونه مردم مزاحمت ايجاد مي کني؟
زنگ بزنم به پليس؟
آره، کلوپ انتقام جويان
فکر کردين همه چي به ميل شما پيش مي ره؟
بايد منتظر موند و ديد
تا فردا
برگرد
جدي رفت؟
ليست مسافرا رو چک کردي؟
خيله خب
خانوما گفتن مي خوان چي کار کنن؟
گفتن مي رن پيش خبرنگارا
چي؟
چي مي خوان بگن؟
مي خوان بگن من لياقت رياست آموزش و پرورشو ندارم
چي؟
تو چي کار کردي؟
No comments yet. Be the first to leave one.