Unnamed Memory

Unnamed Memory

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Unnamed Memory (2025) Ep22 by Liana [@animkingdomsub]
ناشر animkingdom
Liana &d.gray-man: مترجم | animkingdomsub: تلگرام و اینستاگرام | هر گونه سواستفاده از زیرنویس انیم کینگدام شامل کپی، دستکاری، حذف تگ کپی رایت و نام مترجم و تیم ترجمه، هاردساب کردن و انتشارش توسط شما در سایر سایتها بدون کسب اجازه حرام است و رضایت ما را ندارد. با تشکر

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-12
تعداد دانلود: 50
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 169 خط.

نارک؟‏!‏

نه‏،‏ اینجوری نمیشه

بیا بیاریمش پایین

بالاخره تونستم بگیرمش

این دیگه چه جونوریه؟

اسکار اینو از ویرانه های یک اردوگاه آوردش

بهم گفتش که این تخم از سنگه ولی اشتباه کرده اون از این تخم بیرون اومده

چه جالب که میتونی فورا یه طلسم رو دوباره بسازی

یا شایدم برای رئیس جدیدمون اینکار طبیعیه

والت

باعث افتخارمه‏،‏ اعلاحضرت

روزی روزگاری با تو

الان چندمین چرخه س که من زندگی میکنم؟

هیچوقت نشمردم

با اینحال‏،‏ این اولین باره که به نیروهای فارسس ملحق میشم

قسم میخورم‏!‏

اون آیتم مشکوک رو برگردون‏!‏

خرابه های جادوگر ارواح پر از چیزای خطرناکه

باشه‏،‏ متوجه شدم

با توجه به جوابت میتونم بگم که اینکارو نکنی

این احتمالا برای کشیک استفاده میشده

بله

با اینحال‏،‏ حاوی یک سری ترکیبات طلسم ناآشناست

من آنالیزش میکنم

ممنونم

خب‏،‏ شهرهای شرقی چطور به نظر میرسیدن؟

منظورت افزایش مرگ و میر ناگهانی و خودکشی های با علت نامعلومه؟

زدی به هدف تحقیقات خوب پیش نرفته

حتی کسایی که از مرگ فرار میکنن یا عقلشونو از دست میدن و یا به کما میرن

که اینطور

تعداد زیادی از اون مجروحا جادوگر هستن با اینکه جادوشون هنوز تاثیر گذاره

ولی بعد از مرگشون چیز زیادی از وضعیت اونا بهمون نمیگن

تیناشا

سپر دفاعی که در اطراف شهره اجازه ی ورود شیاطین رو نمیده دیگه‏،‏ آره؟

درسته

هرچند در برابر اونایی که سطح بالاتری دارن دوام نداره

پس میتونی همین سپر دفاعی رو اطراف شهرها و روستاهای شرقی هم ایجاد کنی؟

آره‏،‏ ولی یهویی نمیتونم اینکارو کنم

هرجوری که راحتی انجامش بده

پنج روز قبل از اولین مرگ غیرطبیعی‏.‏‏.‏‏.‏

در قلعه ی مینه دارت که از مرز شرقی محافظت میکنه

یه جادوگر از یه برج سقوط کرد و جونشو از دست داد

اگه فرض کنیم که این علت مرگش بوده‏.‏‏.‏‏.‏

پس به این معنیه که‏،‏ هرچیزی که باعث مرگ میشه‏،‏ از شرق نزدیک ما میشه

چیزی که از زندگی های بیشماری که کردم یاد گرفتم

واقعیت اینه که چیزایی که اصلاً فکرشم نمیکنین همیشه رخ میدن

من چیزی از اینکه پادشاه یه تخم رو از خرابه ها به اینجا آورد

و نه حتی از وقوع این مرگ های مشکوک در فارسس اطلاعی نداشتم

ماه گذشته‏،‏ اعزامی از قلعه ی مینه دارت

برای تسلط بر ایتو‏،‏ که یه قبیله ی سوارکاره انجام شد

برای منم تازگی داشت

بهتره که همه این را در سوابق ذکر بشه.‏‏.‏‏.‏

سوابق؟

ممکنه همه ی اینا معنی خاصی نداشته باشه؟

والت‏،‏ غذا حاضره

الان میام

چیز جدیدی تازگیا تو قلعه اتفاق نیفتاده؟

میدونی که برای کارکردن میرم اونجا

دیدم که یه پرنده ی سنگی اطراف قصر داره پرواز میکنه

از سنگ درست شده؟

چطوری پرواز میکنه؟

در عصر تاریک‏،‏ جادوگرا روی همچین موجودات مشابهی تحقیق میکردن

ملکه قراره آنالیزش کنه بخاطر همین ازشون خواستم که نمودار طلسم رو نشونم بده

هرموقع درمورد جادو حرف میزنی خیلی هیجان زده میشی

کاش منم با جادو بدنیا میومدم

مگه من جادومو بهت قرض ندادم؟

اون چیزی جز یه علامت نبود

اینجوری نیست که بتونم ازش برای جادو استفاده کنم

تو اون یادداشت‏،‏ مرگای عجیب اخیراً تو شرق اینجا داره زیاد میشه

اعلاحضرت فکر میکنه ممکنه این کار شیاطین باشه

بهتره حواست باشه

باشه

ولی من از شهر قلعه نمیرم

دلیلی نداره که برم

احتیاط کنی بهتره

به کدوممون نیاز داری؟

علیاحضرت

یه کاروان تجاری با یه جونور اهریمنی

برای ورود به شهر قلعه به بازرسی نیاز داره

اگه اجازه بدید میتونم برای شما اینکارو بکنم

پس از والت بخواه حلش کنه

تو خسته ای‏.‏ طول میکشه تا دوباره آماده بشی

پس لطفاً حلش کن

هرجور شما بخواین

اون پرنده ها شبیهن؟

اونا الان کوچیکترن

جذابن‏،‏ درسته؟

بخاطر تجزیه و تحلیل یه چندتا کپی ازشون ساختم

بنظر میاد اونا برای گشت زنی ساخته شدن

ولی به یه مکانیسم اِسپرِی هم مجهزن

اسپرِی؟

انگار میخواد باهات بیاد

والت؟

میرالیس

اون گلا چیه؟

برای دکوراسیون خونه میبرم

بنظرت یکم زشت نیستن؟

تو مغازه ای که همیشه میرم‏،‏ مشتریش سفارشو کنسل کرد

منم اونا رو خریدم تا کمکی کرده باشم

میرالیس‏،‏ تو دختر مهربونی هستی

اصلاً ینطور نیس ‏.‏‏.‏‏.‏

میگم‏،‏ اون چیه روی شونت؟

این یه موجود جادوییه که علیاحضرت ساخته

بعداً میتونم نازش کنم؟

باشه

چی؟ چی شد؟

مطمئن نیستم‏،‏ ولی ‏.‏‏.‏‏.‏

فکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

اون تریسه‏،‏ و ‏.‏‏.‏‏.‏

ساواس شاهزاده ی یاردا

شاهزاده ی یاردا‏،‏ ساواس؟

اینجا چیکار میکنن؟

برو

میرالیس‏!‏

میرالیس ‏.‏‏.‏‏.‏

لئونورا‏،‏ ازش لذت ببر‏!‏

این طلسم کار اون جادوگرو میسازه‏!‏

فکر کردم قبلاً فهمیده بودم

چیزایی که ازشون بی خبرم همیشه اتفاق میوفته

اون دیگه هیچوقت چشماشو باز نمیکنه

هیچ اثری از روح تو جسمش نمونده

دنیا منتظر یه فرصته

بهمین دلیله که این اتفاق ممکنه گاهی رخ بده

انگار میگه ‏"‏تا اینجا میتونستی پیش بری‏"‏

اون ذهن جادوگرا رو درگیر میکنه و جادوشونو از کنترل خارج میکنه‏،‏

و به کل زندگیشونو نابود میکنه

ایرتیردیا‏،‏ تنها خدای تایری‏،‏ همون چیزی بود که داخل تریس مُهر شده بود

اینو میدونستی؟

ایرتیردیا که ماه قبل بعداز نبرد علیه ایتو آزاد شد

به آرومی در حال پیشروی بود درحالیکه باعث مرگ اطرافش شد

تا اینکه در طول راه دستگیر شد

ساواس از همون اول باید دنبال تیناشا بوده باشه

یه عمل انتقامجویی برای کشتن لئونورا جادوگری که میپرستیدش؟

پرنده های سنگی درحال پاشیدن یه محافظِ روانی در مقابل ایرتیردیا بودن

بعداز تماس نزدیک با اون چیز

به لطف اوناس که هنوز عقل داری

300نفر مُرده در سه روز

برای مهار ایرتیردیا‏،‏ که قدرت زیادی بدست آورده بود

تنها انتخابمون این بود که اونو با آکاشیا وقتی درون تیناشا بود نابود کنیم

اون کسی بود که زیاد به زندگیش اهمیت نمیداد

پس در عوض‏،‏ من بیشتر از هرکسی میخواستم باهاش خوب رفتار کنم

بنظر من ملکه تیناشا اینو میدونست

تقصیر منه که نمیتونم جلوی اینو بگیرم

متاسفم که شما را در این شرایط قرار دادم

دعا میکنم سلامتیتو بدست بیاری

تا زمانیکه همو توی یه زمان دیگه و یه جور دیگه ببینیم

آره‏،‏ منم

اگه می تونستی زمانو برگردونی و همه چیزو دوباره تغییر بدی

بنظرت چیکار میکردی؟

متأسفانه نمیتونم بگم

ولی میدونم ‏.‏‏.‏‏.‏

اگه این بخاطر خودم بود‏،‏ نمیتونستم باهاش روبرو بشم

توی اینجا با اون قبلی متفاوتی

این چیزیه که نمیتونستم بهش فکر نکنم

ولی تو تویی

دنیا دگرگون نمیشه

در هر چرخه‏،‏ همون روح رو داری

بهمین دلیل میخوام دوباره ببینمت ‏.‏‏.‏‏.‏

میرالیس

والت؟

اینجا خوابیده بودی؟

صبح بخیر

حتماً خیلی خسته بودی که اینطوری خوابت برده

من خوبم

داشتم درمورد گذشته خواب میدیدم

وقایع گذشته ی دور دیگه اصلاً وجود ندارن

خاطرات ارزشمندی که جای دیگه ای باقی نمیمونن

چیه؟

تویی اسکار؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left