نخستین 200 خط.
تنها چیزی که اینجا میبینم .تختخوابها و جایگاههای پرستاران ـه
.آره، خب، بیمارستان دیگه
.یه بیمارستان کودکان .نیاز به رنگ داره
.بیخیال
ما شریکیم؟
.آره
.ما شریک، ما شریکیم
.درک میکنم و تمام موضوع رو میفهمم
کار تو اینه که این بچهها رو درمان کنی .و کار من اینه که حس بهتری بهشون بدم
.باید روی پنجرهها عکسبرگردون حیوونها رو بزنیم
.باید از سقف قایقهای بادبانی اسباببازی رو آویزون کنیم
.چیزای جالب میخوایم، درست میگه
.برای یه بار هم شده
.تشویقش نکن
.ممنون، ممنون
میخوام تو رو اولین عضو .هیئت مدیره کنم
.نه ممنون
.نمیخوام در هیئت مدیره نقشی داشته باشم
.اما ممنون- .باشه-
.بزدل
بابی"؟"
.تو جدیدترین عضو هیئت مدیره بیمارستانی
.تبریک میگم
.تبریک میگم
.تبریک میگم
.میدونی، داری یه زندگی جدید رو شروع میکنی
نمیخوای از زندگی .قدیمی که چیز زیادی با خودت برداری
اینو کسی میگه که اصلا .با خودش هیچ چمدونی نداره
.آره، فکر کنم یه جورایی ساده و مختصر نگهش داشتم
مگه نه؟
.دلم برات تنگ میشه، بچهجون
بهم نیاز داشتی، حتما زنگ بزن، باشه؟
.باشه .فهمیدی
.هی، برای خودت یه دختر بیار
.به دختر نیازی ندارم .خودم یه سگ پودل دارم
.خب
.از گرسنگی دارم میمیرم
.هی، هی، تو ماشین نه
.جدی میگم
.شاید بهتر باشه اسبابکشی کنم بیام اینجا
...این کار رو نمیکنی، بهترین سالهای زندگیمونه، باشه
.انگار که دوباره برگشتیم به دوران دانشگاه
...اما بدون هیچ سگ پودلی، هیچ مسئولیتی
از کی اون شده مسئولیت تو؟
.شماها بدون من گم میشدین، اینو که میدونی
.واقعا؟ نمیدونم .آره، بیا صادق باشیم
.شایدم نه
فقط خوشحالم، خوشحال .که دوستهام برگشتن
."تمام وقت "بابی
.هی، هی
.بله - سلام، "فرنی"؟ -
خودتی؟ "فرنی" هستی؟
ببخشید شما کی هستین؟
."منم "اولیویا
سلام؟
موضوع چیه؟
.پودل
.پودل، بیخیال
یه پودل؟
..."فرنی"
.نه، متاسفم، شماره اشتباه رو گرفتین
...نه، چیزی در مورد
.میشه بس کنی
همیشه همین اشتباه رو میکنی، مگه نه؟
!پودلها
.باورم نمیشه، واقعا تویی
.بله
!لعنتی- بیدارت کردم؟-
نه، منو بیدار بکنی؟ .نه، البته که نه
.بیدارم .داشتم کار میکردم
،آره- ...خب، خب -
خب، چه خبر؟
.تازه ازدواج کردم
چه کار کردی؟- .و میخوام برگردم به فیلادلفیا-
.میخوای بیای خونه
.دقیقا میدونم چی میگی
.نه، نمیدونست .نمیخواست که ازت بپرسم
خیلی دوستداشتنی ـه .عاشقش میشی
.نه، زیاد مهم نبود
فقط یه بحث احمقانه در .مورد هئیت مدیره این سازمان بود
.وای،"فرنی"، معرکهس
.باشه
.بزودی باهات حرف میزنم، خداحافظ
مجبور نبودی که همه رو بهش بگی، بودی؟
.فقط "فرنی" ـه، براش مهم نیست
صبر کن، آخرین باری که این یارو رو دیدی کی بود؟
این یارو؟
خب، من اصلا ندیدمش، دیدم؟
خب، چی گفت؟
.خب، گفتش: آره
گفتش: آره؟
یعنی چی؟
.گفتش: بله، مشکلی نخواهد بود
کدوم، برای کار یا مصاحبه؟
.فکر کنم همین الان بهت یه کار داد
لعنتی، حتی این کارم میتونه بکنه؟
اون مرد از پس کارهای خیلی .کمی برنمیاد
واقعا؟
فرنی"؟"
."صبحبخیر "فرن
.سلام
میدونی، واقعا دارم ."از این نمای شمالی خسته میشم "جسی
میخوای اتاقت رو ببرم اون طرف دیگه؟
.مشکلی نیست- .نه، نه، نه-
...چرا فقط
.همونطوری که مثل قبل بود درستش نکنیم
.منتظر مهمونم
مهمون؟
.داره میاد. پودل داره میاد .آره، خوبه
...خب، پس این یعنی، یعنی
داریم میریم به فیلادلفیا؟
.آره، فکر کنم
و مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
ایده من بود دیگه درسته؟
.این یکی رو دوست دارم .قرمز رو دوست دارم
.من قرمز رو برمیدارم
.حس میکنم جوونترم
.حس میکنم که خیلی جوون و سرزندهم
.احساس سرزندگی میکنم
.سرزندگی
.سرزندگی
.سرشار از سرزندگی
سلام، چطوری؟
!هی، هی
.سوزان" از دیدن دوبارهت خوشحالم. خوشگل شدی"
.سلام، عزیزم تو اینجا جدیدی، درسته؟
.سلام
.سلام، رفیق
مزاحم شدم؟
سلام، قهرمان، مشکل چیه؟
.از اینکه اینجا باشم متنفرم
چه کار میتونم بکنم؟
.منو از اینجا ببر
...خب
.اگر این چیزی ـه که تو میخوای باشه
!همین الان
.باشه، تو رو از اینجا میبریم شریک
چه کار میکنی؟
.یه راه فرار میسازم
.همین الان
ما داریم چه کار میکنیم؟
.پنهان میشیم
گاهیاوقات وقتی واقعا ...احساس ناراحتی میکنم
.فقط میرم و یه جایی پنهان میشم
جدی؟- .آره، آره، البته، همیشه-
.همه این کار رو میکنن
تا حالا کسی تونسته پیدات کنه؟
.فقط وقتی که دنبالم بگرده
.آره
اما میدونی چیه؟
خیلی بهتر میشه اگه .یکی باهات باشه که پنهان بشی
.میدونی که
.تو با منی فهمیدی؟
میتونم یه سوال خیلی جدی ازت بپرسم؟
.یه دوست قدیمی دارم که داره میاد خونه .براش یه مهمونی میخوام بگیرم
فکر میکنی برم موهام رو کوتاه کنم یا نه؟
.آره، شبیه جادوگر شدی
.آره، به نظر میاد که موافق باشی
.باشه، هر چی
خب، چه شکلیم؟
راستش رو بگم یادم نمیاد .که از این خوشگلتر شده باشی
.همینطوری داری میگی، درسته .همینطوری میگی
.نه، نه، نه
."خوشگل شدی "فرنی
.اونم بهت همینو میگه
این اولین باری که بعد .از این همه سال میبینمش
واقعا؟ معمولا تو بیمارستان نیست؟
هر از چند گاهی .یه سری به بچهها میزنه
.در باقی مواقع شبیه یه روح میمونه
.هنوز این یارو رو ندیدم
با این حال زیاد طول نمیکشه، درسته؟
از چیزی که من فهمیدم .تو ستاره تازه استخدام شده "فرنی" هستی
.بلافاصله استخدام شدی- .فقط از اینکه اینجام خوشحالم-
فکر کنم اشکالی نداشته باشه ...که بگم همهچیز یکم از حد معمولش سریعتر
.برای این مرد جوون پیش رفت
حالا، باید یه کاری براش پیدا کنیم، درسته؟
.درسته
.برگشتم
.نمردم .درست میگی
.قشنگ موهاتو کوتاه کردی
.آره، تو باید بری موهات رو کوتاه کنی
...صبر کن
یه صورت تازه در .دریایی از صورتهای پیر و قدیمی
.تو، تو دکتر "لوک" هستی
.آره، از دیدنتون خوشحالم قربان
.واقعا به فیلادلفیا خوش اومدین
.یا عیسی، خیلی خوشگلی
.خب، کارش رو خوب انجام داده
...واقعا دکتر هستی
یا نقش یه دکتر رو تو تلویزیون بازی میکنی؟ .شوخی میکنم
.شوخی میکنم، شوخی میکنم
.دکتر جوون
.آره، یه چیزی برات دارم
.اینا دکمه سردستند
...ببین
.قراره یه مرد بشی .این کار رو بکن
.اینا رو برای پدر "اولیویا" خریدم
.خیلی وقت پیش بود
فکر میکنم درستش .این باشه که تو اونا رو داشته باشی
.باید کارت رو خیلی خوب انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.