نخستین 200 خط.
بله. بله.
ایستگاه شینجوکو
کابوکی-چو ایچیبانگای
ددفتر شینجوکو
اینجاست، درسته؟
اول آوریل
دفتر شینجوکو ساختمان اصلی
بازدیدکنندگان طی ساعات تعطیل باید برای امنیت کارت بزنن.
#1 "فرشتگان و تنگو بر فراز آسمان شینجوکو"
اوم...
بله؟
من تو بخش روابط عمومی شبانه مشغول کار شدم.
اسمم میاکو آراتاست.
اوه، تو بچه جدیدشونی، ها؟
ساکاکی-کون راجع بهت باهام صحبت کرده بود.
بفرما تو.
تعطیل/ورودی شبانه
سالن رو تا انتها برین و بپیچین سمت راست
تا سالن آسانسور قدم بزنین
بپیچین اون گوشه که یه کافه تریا بسته اونجاست.
و بعدش می شه اولین در سمت چپ.
انبار #1
اینجاست؟
ببخشید...
ها؟ این که انباری نیست.
وایی، عجیبه.
ببینم از چیز اشتباهی استفاده کردم؟
من سولفور و آلومینیوم...
و سنگ صفرای بز داشتم.
مقدارشون رو اشتباه زدم؟
اوم...
بخش روابط عمومی شبانه اینجاست؟
آره، ولی تو کی هستی؟
خب، از امروز اینجا کار می کنم-
اوه، تو بچه جدیدی!
یادم افتاد ریجی-کون یه چیزایی راجع بهت گفته بود.
از آشنائیت خوشوقتم.
من هیمه زوکا سئو هستم، اینجا کار می کنم.
سئو با کاتاکانا نوشته می شه. سئو صدام کن.
کاتاکانا؟
من قبلا انگلیسی بودم.
واسه همین مثل کلمات انگلیسی به کارش ببر.
سئو!
بازم دسته گل به آب دادی، نه؟
دود کل مسیر اینجا تا کافه تریا رو گرفته.
تو که از آتیش استفاده نکردی، نه؟
اونی که اینجا در اشتباهه
توئی، کیویچی!
تو دوباره از عکسم استفاده کردی، نه؟!
به عنوان یه بهونه واسه اینکه یه دختر رو خر کنی؟!
مچم رو گرفتی؟
خیلی آسون تر میشه یه یه عکس ازت نشونشون بدی و بگی که تو دوست دخترمی.
و به خاطر همینه که
هر روز چند تا زن عصبانی از دم درمون بهم خیره می شن!
واقعا؟
منو درگیر مشکلات ناشی از عادتهای بدت با زنا نکن!
قسم می خورم
اگه دوباره همچین غلطی بکنی کاری می کنم که پشیمون بشی.
اوه، تو یه زنی، هیمه زوکا-سان؟
فکر می کردم مرد باشی
من یه مردم!
منم سئو صدا کن!
س-ئو!
باشه...
چطوری اشتباه می کنی اینقدر؟
اوه، سلام. ساکاکی هستم.
کارمند جدید اینجاست. میاکو آراتا-کون.
باید بفرستمش داخل؟
اطاعت. پس مراسم معرفی می مونه برای بعد.
این ساکاکی کیویچیه.
یکی از میزبان های سابق که عاشق زن و شرابه.
اون نائب رئیس این بخشه.
بهش نمی خوره ولی هست دیگه.
درسته.
اگه متوجه چیزی نشدی از خودمون بپرس.
ممنون.
ساعت هفته.
پس بریم به کارمون برسیم.
لباس کارت تو کمدسمت راسته، عوضش کن.
واسه اولین شیفت کاریت ما می ریم بیرون.
میاکو
شعبه ما بیشتر وقتش رو بیرون دفتر سپری می کنه.
بعدابرات تو دفتر یه اسم مستعار می ذارم.
شیفت کاری ما با بقیه فرق می کنه
واسه همین زیاد ازش استفاده نمی کنی.
اوم
ما شبا بیرون چیکار می کنیم؟
چی بهت گفتن؟
اوم...
"با مردم در سنین مختلف در زمینه ها و موقعیت های اجتماعی متفاوت ارتباط برقرار می کنیم
مثلا در برنامه ریزی ها و ارتقاهاشون کمک شون می کنیم."
درسته.
شینجوکو شهری که خیلی از مردمش
که از کشورهای دیگه اومدن کارهای مختلفی در مکان های متفاوتی انجام می دن.
خب حالا باید چیکار کنیم که اینجا رو تبدیل به جای بهتری برای زندگی شون بکنیم؟
کار ما اینه که اینو بفهمیم.
حداقل روی کاغذ که اینطوره.
ببینم تا حالا یوکای یا فرشته یا شیطان دیدی؟
جدی باید جواب این سوالتون روبدم؟
اینجور که پیداست جوابش نه ست.
ولی اگه اینجا مشغول کار شدی
یعنی اون کلک کوچیک رو تو امتحان استخدامی سوار کردی.
شاید از اوناست که روحشم ازش خبر نداره.
پس ما باید یه مراسم مذهبی براش بگیریم.
از چی دارین حرف می زنین؟
دروازه شینجوکو
باغ های سلطنتی
اول آوریل
ما کجائیم؟
تا حالا نیومدی اینجا؟
باغ های سلطنتی شینجوکوئه.
باغ های سلطنتی شینجوکو
اومدم ولی، اوم...
مگه ورود بهش شبا ممنوع نیست؟
به عنوان بخشی از کارمون زیاد میایم اینجا.
واسه همین کلید داریم.
اون تو نور کمه، پس حواست رو جمع کن.
اوه، باشه!
ما شبا تو باغ های سلطنتی کار می کنیم؟
ما دقیقا چیکاره ایم؟
گمونم اینجا جای خوبیه.
آره.
پس بیا انجامش بدیم. تشریفات مذهبی رو.
اوم، دارین راجع به چی حرف می زنین؟
نگران نباش.
حتی اگه جیغ بزنی و از حال بری، خودم ازت مراقبت می کنم.
تجربه کردن اینکار خیلی ساده تر از توضیح دادنشه.
اوناهاش.
یه پری اونجاست.
ها؟
اونجاست.
ولی تو الان نمی تونی ببینیش.
یوکای ها، فرشته ها، شیاطین...
بیشتر موجودات اسرارآمیزی که تو آثار تخیلی می بینی
می تونی فرض کنی که واقعا وجود دارن.
اولین چیزی که در اینجا باید یاد بگیری همینه.
اوم، واقعا الان داریم راجع به کار حرف می زنیم؟
البته.
این یه بحث مهم راجع به کاری که انجام می دیم.
سئو.
بله، بله.
چیکار داری می کنی؟
اسپری ایبن گازی
یه وسیله کمکی برای مردمی که واسه دیدنشون مشکل دارن.
از خاک مقبره های باستانی، گل های همیشه بهار، و بعد از پیچک های زمینی درست شده...
اوه، جلوت رو نگاه کن.
چی می بینی؟
چی؟
یه نور می بینم... داره عوض می شه؟
یه دختر کوچولو؟
با بال روی پشتش؟
یه پریه؟
اون یه پیکژی بود. )پری بازیگوش)
می تونی همه جا پیداشون کنی.
باورم نمیشه...
هر چی می بینی رو باور داشته باش.
و گرنه مجبوری فرض کنی عقلت رو از دست دادی.
این چیه دیگه؟
به این زودی بدون کمک می تونی ببینی شون، ها؟
غریزه خوبی داری.
این پسر بزرگه کو شیه.
خیلی صمیمیه.
همه شون واسه خودشون اسم های منحصر به فردی دارن
ولی ممکنه تو بهشون بگی موجودات اسرارآمیز.
فرشته ها. شیاطین. یوکای ها. پری ها.
برای همه موجودات غیرانسانی که باهاشون سر و کار داریم اسم گذاشتیم.
"دیگران".
ها؟ به نظر نمیاد ترسیده باشی.
نه...
تعجب کردم. خیلی جا خوردم.
اگه جریان فقط اینه پس تشریفات رو با موفقیت برگزار کردیم.
این سری نیروی خوبی گیرمون اومده، نه، کیویچی؟
بیشتریا همون بار اول از حال می رفتن
یا حداقل نمی تونستن از جاشون جم بخورن.
ولی تو حالت خوبه، ها؟
اوم
کار واقعی ما اینجا چیه؟
حفظ رابطه با دیگران
و اگه اونا مشکلی با شهروندا پیدا کردن
باید حواسمون بهشون باشه.
وظیفه شعبه روابط عمومی شبانه در دفتر شینجوکو همینه.
کار مون مثل خدمتگزاران عمومی می مونه.
چی شده؟
اوم...
یکمی نگرانم.
نگران نباش.
همون طور که گفتم
اگه یه دیگری رو دیدی و اونقدر آروم موندی که تونستی حرف بزنی، خیلی عالیه.
نگران نباش.
فقط کاری که بهت می گن رو انجام بده و روی کارایی که در توانته تمرکز کن.
فعلا بیشتر از این چیزی ازت نمی خوایم.
باشه...
خب به شعبه روابط عمومی شبانه شینجوکو خوش اومدی
میاکو آراتا.
بیا در مورد وظایف مون حرف بزنیم.
امشب داریم روی سر و صداهای بلندی که شبونه
از باغ های سلطنتی شینجوکو گزارش شده تحقیق می کنیم.
سر و صداهای بلند؟
بله. هیچ رویداد خاصی اینجا نداشتیم
مارچ: گراف شکایات از سر و صداهای باغ های سلطنتی
No comments yet. Be the first to leave one.