نخستین 200 خط.
چرا فکر میکنی خیلی خاص هستی؟
ادوین تو هر تعطیلاتی با یه دختر میخوابه
حقیقت نداره - ازش پرسیدی؟ -
.شما یه مشکل دارین من میتونم درستـش کنم
،اگه این کار رو انجام بدم هیچوقت نمیتونی با گوگو باشی
من اصلا تو رو درک نمیکنم
هر کاری میکنم به اندازه کافی خوب نیست
مثل اینـه که تو همیشه به دنبال دلیلی ،برای عصبانی شدن از دست من هستی
...وقتی همه چیزی که میخوام اینـه که - درست میگی -
اون شب صدای تو و ادوین رو شنیدم
تو گفتی که اون نسبت به تو احساساتی داره
باید بدونم که حقیقت داره یا نه
به تو ربطی نداره
دیگه به دیدن دکتر نورتون نمیرم
اون کمکـت نمیکرد؟
من نیازی به رفتن به روان درمانی ندارم
تا مشکلی که دارم رو برطرف کنم
من باید بدونم چه بلایی سر خواهرم اومد
!راهـت رو از من نکش
پولـم کدوم گوریـه؟ - !من برش نداشتم -
،یکبار که جنایت کنی همیشه جنایت میکنی
اینجا چی داریم؟
!برو
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
سلام؟
فرهاد توی بیمارستانـه
اون به پلیس گفت که خفتـش کردن
فکر کردم باید بدونی
نه، لطفا بس کن
.نه. بس کن نه. ازم دور شو
اِم؟
...چی شده؟ چی
هی، هی. مشکلی نیست
.اشکالی نداره. تو خوبی فقط یه رویا بود
فقط یه رویا بود. همین
یا میسح
مشکلی نیست. خوبـم - داری میلرزی -
خوبـم
.فقط به یه دقیقه نیاز دارم یه دقیقه زمان میخوام
خوبـم
عزیزم، دو روزه اینجا دراز کشیدی
این خوب نیست
لطفاً بهم بگو اون شب چه اتفاقی افتاد
و وقتی پیدات کردم، عملاً دچار روانگسیختگی کاتاتونی شده بودی
میدونم که این به کلایو مربوط میشه
اون بهت صدمه زد؟ اتفاقی افتاد؟
،لطفا بهم بگو
چون الان خیلی میترسم، امیلی
،من... هیچوقت تو رو اینطور ندیده بودم
و نمیدونم چیکار باید بکنم
منظورم اینـه که اگه ،نمیخوای با من حرف بزنی
اشکالی نداره، اما باید با یکی تماس بگیری
باید به دکتر نورتون یا به والدینت زنگ بزنی
باشه؟
باشه، اِم؟ لطفا؟ میشنوی چی میگم؟
باشه، امروز با دکتر نورتون تماس میگیرم
خیلی متاسفم
من واقعا یه مشکلی دارم، جاش
آره
...واقعا
واقعاً من یه مشکلی دارم
بر من برکت بده، پدر
...چرا که من
من گناه کردهام
چی شده، فرزندم؟
من کنترلـم رو از دست دادم
دوباره
به نظر من این فکر خوبی نیست
در مورد چی صحبت میکنی، گوگو؟
میخواییم آبشار رو ببینیم - اما مادربزرگـم میگه -
،عمهام با دوستاش به دوردست اومدن
و دیگه هیچوقت اون رو ندیدن
کی یه عمه شیطون نداره که اینجا ناپدید شده باشه؟
جادوگر بزه
اون مارو میگیره
.فقط صدای باده دست از این بچه بازیها بردارید
من میرم بررسیـش میکنم
نه ادوین. باید با هم بمونیم
.اوه، لطفا نه نه، نه، لطفا نه
چیـه؟ چی شده؟
جادوگر بزه
.اون میاد سراغ من چون من یه گناهکارم
بس کن، بس کن، ادوین. چیزی نیست
خوبی
مشکلی نیست
مشکلی نیست. خوبی
فقط شوخی میکردم
من نمیترسم
فقط سر به سرت میذارم
خیلی راحت گول میخوری
صبحبخیر، استیون
اوضاع توی این روز خوب چطوره؟
آه، میبینم که مثل همیشه خوش بیانی
برو سراغ کارت - حتما، قربان -
مثل همیشه صحبت لذت بخشی بود
گوگز، داداش بزرگـم، اوضاع چطوه؟
خودت چی فکر میکنی؟
میدونی، دیشب که یهو رفتی من کارات رو انجام دادم
و بعدش امروز شیفت آخر وقت رو میگیری
آره، مجبور شدم دوباره با ماشین دز بیام
و اون هم از دستـت عصبانیـه
آره، خب، متاسفم که دلـت برام تنگ شده، داداش بزرگـم
،هنوز هیچ جایگزینی برای جولیان نیومده
و همه ما داریم مثل خر کار میکنیم در حالی که تو داری کیف میکنی
عذرخواهی میکنم، باشه؟ واقعا
چیز دیگهای اذیتـت میکنه؟
سارا قراره امروز بیاد مو ببافه
من امروز دو بشقاب فیله مرغ و یه ،لیوان میموزا از دستـم افتاده
و استیون گفت که از دستمزدم کم میشه
اون رو من درست میکنم
میخوام نگران نباشی، باشه؟
نوشیدنیها رو هم به جات میبرم
برو، یکم آروم بشو. استراحتی بکن
نوشیدنیها برای همجنسگراهاست
،آقایون خوب
از دیدنـتون خوشحالـم
خوشحالـم که میبینم از اقیانوس و نسیمـمون لذت میبرین
حالا، به یه سفر تفریحی علاقهمند هستید؟
غواصی داریم. زیپ لاین داریم
ادوین
شما پسرها اونجایین
دیشب منو رها کردین
کجا بودین؟ همه جا رو گشتم
خانم جیمی، از دیدنـتون خوشحالـم
یه دایکری موز براتون بیارم؟
تو منو خیلی خوب میشناسی، ادوین
حالا، تعریف کنین
قصد که نداشتین من رو بپیچونین، درستـه؟
نه، نه
ما، فقط از تفریحگاه خارج شدیم
آره، واقعـ... واقعا جالب بود
یه جنگل اون پشت هست - اوهوم -
نمیتونم باور کنم که امروز آخرین روزیـه که اینجایی
بدون تو خیلی حوصلهام سر میره
با کی قراره صحبت کنم؟ گردنبند صدفی احمق؟
وِس اونقدرها هم بد نیست
حداقل تو قطعه دیگهای
از مجموعه اون نیستی
هنوز تو فکر اون موضوعی؟
فقط نمیتونم اینجا رو ترک کنم در حالی که
مو طلایی از سرزمین وستچستر» باشم»
گوش کن، میفهمم که میخوایی به یاد موندنی باشی، باشه، آلیسون؟
لعنتی من فقط میخوام مردم ...اسمـم رو به خاطر بسپارن، پس
فقط باید بفهمم که چطور بهش نشون بدم
که من یه توریست احمق نیستم
باشه، پس قصد داری چیکار کنی؟
...شاید من
کاری باهاش بکنم که با یه دختر سفید پوست دیگه
انجام نداده باشه
رابطه از باسن؟ - !نه -
!نه! نه
منظورت چیـه؟
چرا که نه؟
اییی
پس ادوین واقعاً دوست پسر مامان سارا رو ناپدید نکرد
بری، نه. اون رو نکشته
برای اون مرد توی قایق ماهیگیری ،عموش کار پیدا کرده
،و در ازای لطفـش
به سارا گفته که هیچوقت نمیتونه با گوگو باشه
اما اونا بچه بودن - اما اون مدام به سارا اون قول رو -
یادآوری میکرده. حتی بعد از اینکه باردار بود
با عقل جور در نمیاد، دزموند
میدونم، اما فقط یه راه برای توضیحـش وجود داره
ادوین در تمام این سالها
عاشق سارا بوده باشه
پس به گوگز بگم؟
یا درد دونستن رو به جونـش نذارم؟
روز خوبی داشته باشید، باشه؟
من اگه جای تو بودم دهنـم رو بسته نگه میداشتم
گوگو این رو بفهمه باعث زلزلهای میشه
که هیچکدومـمون هیچوقت ازش به حالت اول برنمیگرده
نمیدونستم چطور جلوی خودم رو بگیرم
کلایو همه چیزی بود که میتونستم بهش فکر کنم
اوه، امیلی
کاش زودتر میومدی پیشم
...با دیدن حمله کلایو به اون مرد
...اینکه چه کارهایی ازش برمیاد
...کاری که اون با... با خواهرم کرد
خودت رو در معرض خطر جدی قرار میدی
میدونی بدترین قسمتـش چیـه؟
...با وجود همه اینها
یه تیکه از من هست که هنوزم میخواد دوباره کلایو رو ببینه
...امیلی
میدونی احساس گناه بازمانده چیـه؟
البته، اما آخه چه ربطی به من داره؟
،فکر میکنی ممکن باشه
بخشی ازت در تلاش باشه تا به سرنوشت خواهرت دچار بشی؟
نه، البته که نه
...من نمی
نه. من فقط جواب میخوام
واقعاً میخوای والدینـت درد
از دست دادن فرزند رو دوباره تجربه کنن؟
،چون امیلی
در یه مقطعی، باید واقعیت رو بپذیری
هیچ جوابی قرار نیست بگیری
اینکه آلیسون مُرده
اون هیچوقت برنمیگرده
واقعاً اینکه بفهمی چطور اون اتفاق افتاده
ارزش به خطر انداختن امنیت و سلامتیـت رو داره؟
...چیزی که مهمـه - ،نه، چیزی که مهمـه اینـه که -
No comments yet. Be the first to leave one.