Stagecoach

Stagecoach

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Stagecoach (1939) MKV 4 37 GB
ناشر mr7
MR7 تنظیم , زمانبندی مجدد از

برچسب‌ها

mkv
تاریخ انتشار: 2013-09-09
تعداد دانلود: 116
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

( دليجان ( محصول 1939

(زيرنويس از بهنود (به ياري فيلمنامه دليجان ترجمه ونداد الوندي پور چاپ نشر ني

كارگردان:جان فورد

!اين تپه ها پر از اپاچيه

اونا هرچي مزرعه اين دور و بر بود سوزوندن

اون ديشب يه زد وخورد مختصر با اونا كرد

مي گه جرانيمو اونا رو تحريك به شورش كرده.

جرونيمو؟از كجا معلوم كه دروغ نمي گه؟

نه اون از افراد قبيله شاينه اونا بيش تر ار ما از اپاچي ها نفرت دارن

!خط هاي لردزبرگ رو ازاد كن يه تلگراف داره از لردزبرگ مياد قربان

به نظر مياد يه پيام فوري براي شما باشه قربان

خب چي شد؟ خط قطع شد قربان

چي از پيام فهميدي؟ فقط كلمه اول رو دريافت كردم قربان

!سلام باك! چطوري باك اوه سو سو

حقوق كارگرهاي شركت معدن رو اوردي؟

اره تو صندوقه

جيم بيا كمك كن صندوق رو بياريم پايين

جيم وقتي كارم تموم شد اون دو و نيم دلار رو بهت مي دم

باشه باك كافيه ديگه بچه ها!دور و بر چرخ ها نپلكيد

خوب اقايون...اون بالا يه كم برف اومده بود اوضاع ناجوري بود

بهتره خودتون رو براي يه سرماي حسابي اماده كنين

مسافرا پياده شدن. توقفگاه تانتوئه

...شماها هم ميتونين يه استراحتي به لنگ هاتون بدين به پاهاتون مادام

ما باس اينجا اسب ها رو عوض كنيم

اين طرف ها جايي پيدا مي شه كه بتونم يك فنجان چاي بنوشم؟

خب...مادام شما مي تونيد اونجا توي هتل يه فنجون قهوه ميل كنين

متشكرم راننده چندان سرحال به نظر نمي اين مادام

خوب مي شم متشكرم !بله مادام

!به!لوسي ملري !نانسي

حال تون چطوره سروان ويتني؟ متشكرم خانم ملري

اين جا تو اريزونا چي كار مي كني لوسي؟

مي خوام برم لردزبرگ پيش ريچارد اون با سربازاش اون جاست

فاصله ريچارد با شما خيلي كم تر از اونيه كه فكر مي كنيد خانم ملري اونو فرستادن به دراي فورك

توقفگاه بعدي دليجان دراي فوركه

!تا چند ساعت ديگه شوهرت رو مي بيني

از اين كه ديدمت خيلي خوشحالم لوسي بشين و يه فنجون قهوه با ما بخور

حتما از اين سفر طولاني خسته شدي نه؟ اون اقاي محترم كيه؟

البته لفظ محترم چندان برازنده ش نيست خانم ملري

اره اون يه قمارباز بدنامه

سلام ميك.چطوري فرانك؟ مارشال دارم دنبال تفنگدار دليجان مي گردم

اين جا نيس؟

اون با يه دسته مسلح رفته سراغ رينگو كيد

رينگو!فكر مي كردم تو هلفدونيه بود

!فرار كرد؟خب خوش بحالش

فكر كنم كيد مي خواد بره سراغ پلا مرها

اره شهادت اونا بود كه رينگو رو فرستاد زندون

من فقط مي تونم بگم كه بهتره رينگو دور و بر اون لوك پلامر افتابي نشه

واي لوك حتي رفيقاي رينگو رو هم از لردزبرگ انداخته بيرون

...دفعه قبل كه اون جا بودم ديدم

يه گاوچرون رو با لوله تفنگش زد

اون كله ش رو مثل كله گاو تركوند

خودت لوك پلامر رو توي لردزبرگ ديدي؟ !بله قر...بان

بچه ها شما چند روزي مراقب دفتر باشيد

من با باك مي رم لردزبرگ

!تا تفنگدار دليجان باشم

...واي خدا!مارشال من كي ياد مي گيرم اين دهن گشادمو ببندم

دستمزدها رو اورديم اقاي گيت وود

مي دوني از اون موقع كه اين بانك رو باز كردم سعي كردم به اين ادما بفهمونم

كه حقوق شون رو از شش ماه قبل تو اين بانك پس انداز كنن

اين كار تجارت خوب و مطمئنيه

اره براي شما تجارت خوبيه اقاي گيت وود

اين هم رسيدتون پنجاه هزار دلار

و بخاطر داشته باشيد كه چيزي كه به نفعه بانكه به نفع كشور هم هست

برو بيرون

به من نگو خانم عزيز پيرمرد بد حساب!چمدونت رو جاي اجاره ازت مي گيرم

ايا اين چهره اي است كه هزاران قايق برايش بادبان برافراشتند

و برج هاي رفيع ايليوم برايش به اتش كشيده شدند؟...

"بدرود اي هلن زيبا"

دكتر!اونا مي تونن من رو به زور از شهر بندازن بيرون؟

!مجبورم از شهر برم بيرون؟ كافيه دالاس جار و جنجال راه ننداز

چون اونا مي خوان بايد از شهر برم دكتر؟

كافيه دالاس من بايد دستور رو اجرا كنم اين خانم ها رو سرزنش نكن

!تقصير اونا نيست. چرا تقصير اوناس

مگه من چي كار كردم دكتر؟ مگه من حق زندگي ندارم؟

ما گرفتار يه مرض كثيف به نام "تعصب اجتماعي" شديم فرزندم

اين خانم هاي عزيزي كه مي بيني عضو"انجمن نظم و قانون"شهرن

...و دارن شهر رو از نخاله ها پاك مي كنن!پس بيا مثل من

يه نخاله مغرور و سربلند باش!ساكت شو دكتر تو مستي

!من سربلندم قربان

!جفت شون از يه قماش ان. دقيقا از يه قماش

!دستم را بگيريد كنتس

ارابه اي كه قرلر است ما را به پاي گيوتين ببرد انتظارمان را مي كشد

دخترها صبركنيد تا نشونم رو بردارم الان بر مي گردم پيش تون

برادر اگه يه وقت مسيرتون به شرق افتاد شام بيايد خونه من

تو سنت لوئيس هيچكس مثل همسر عزيز من اگاتا ميز شام رو نمي چينه

جري مي تونم مردونه اعتراف كنم كه در گذشته

از نظر مالي اعتبار چنداني پيشت نداشتم ...اما فكر مي كني بشه

يه بطر ديگه رو هم به حسابم اضافه كني؟

اگه حرف جاي پول رو مي گرفت !دكتر تو بهترين مشتري من بودي

!جري من ديگه دارم از شهر مي رم ها راست مي گي؟

اره رفيق قديمي ...فكركردم كه شايد بخواي به ياد خاطرات خوب گذشته

باشه دكتر فقط همين يه بار

ممنون جري

دكتر اين اقا هم با شما همسفره

از شرق اومده اهل كانزاس سيتي ميسوريه

كانزاس سيتي كانزاس,برادر

!به سلامتي پدر روحاني

من كشيش نيستم ...اسمم پيكاكه.من يه...اهم

اون يه مشروب فروش دوره گرده

!چي؟خب خب حالتون چطوره؟ اقاي هيكاك !پيكاك

لازم نيست اين رو به من ياداوري كنيد اقا !اسم شما يه اسم اشناس يه اسم باشكوه

من هيچ وقت چهره يك دوست رو فراموش نمي كنم

اين ها نمونه هان؟

!چاوداره

من پنج دلار مي خوام هنري

حتما عزيزم حتما

خب اين بار براي چيه؟ عزيزم چه چيز جديدي...؟

مي خوام پول قصاب رو بدم. شام ساعت دوازده حاضر مي شه

نگران نباش عزيزم تا اون موقع خونه ام

خانم هاي انجمن نظم و قانون رو دعوت كردم

...مسافراي دراي فورك,اپاچي ولز

!لي فراي و لردزبرگ سوارشن

بده ش من دالاس اوه ممنون

سوارشو دالاس سفر خوبي داشته باشي

كيفتونو بگيرم دكتر ممنون ممنون دوست من

اينم بگيرشرافتمند من

خودم اون رو نگه مي دارم دكتر !اوه نه نه مشكلي نيست

هيچ زحمتي برام نداره مي ذارمش رو پاهام

بشينين بشينين دارم ميام

خانم ويتني شما كه نمي خوايد به دوست تون !اجازه بديد با اون جونور همسفر بشه

فرمايش ايشون درسته لوسي در ضمن حال تو چندان براي سفر مساعد نيست

چند ساعت بيشتر طول نمي كشه نانسي تازه حالم هم كاملا خوبه

اما تو نبايد بدون دكتر يه قدم هم مسافرت كني

عزيزم راننده بهم گفت كه ميون مسافرها يه دكتر هم هست

دكتر؟دكتر بون؟

اون حتي نمي تونه يه اسب رو معالجه كنه

لوسي عزيزم بايد خيلي مراقب باشي حسابي مواظب خودت باش البته فعلا حواست به اين پله ها باشه

خانم ها لطفا هردوتون رو صندلي عقب بشينيد راه مي افتيم

!سفر خوش خانم ملري .. متشكرم خداحافظ ...خداحافظ ...خداحافظ

مثل فرشته اي در جنگل

جنگلي بسيار وحشي چي كار مي كني هتفيلد؟

با خودت حرف مي زني؟

تو نمي فهمي گاوچرون

تو تا حالا نه فرشته ديدي نه خانم نجيب زاده

و نه يه بانوي بزرگ من مبلغ رو بالاتر مي برم اقايون

سروان سيكلز گفتند كه اگه ممكنه وقتي به لردزبرگ رسيديد

اين پاكت رو تحويل بديد خط تلگراف قطع شده.حتما

ما تا توقفگاه دراي فورك كه ظهر بهش مي رسيد باهاتون مي اييم

اونجا يه دسته سواره نظام ديگه منتظرتونه اونا تا توقفگاه اپاچي ولز همراهيتون مي كنن

از اپاچي ولز تا لردزبرگ هم يه دسته سرباز ديگه همراهتون ميان

بايد به مسافراتون گوشزد كنيد كه اونا با مسئوليت خودشون دارن به اين سفر خطرناك مي رن

با مسئوليت خودشون؟ مگه چه مشكلي پيش اومده ستوان؟

!جرونيمو

جرونيمو!پس من...من نمي ام

بگير بشين

البته ارتش هيچ مسئوليتي در قبال شما نداره اقايون

...اگه فكر مي كنيد رفتن به اين سفر خطرناكه

اين دليجان به لردزبرگ مي ره

اگه فكر مي كني كه همراه شدن با ما ممكنه براتون خطر داشته باشه

ما بدون شما جوجه سربازها هم مي تونيم به مقصد برسيم

اقا من دستور دارم و هميشه از دستورات اطاعت مي كنم

همتون شنيديد كه ستوان چي گفت؟

بله شنيديم

خب من و باك اين دليجان رو به مقصد مي رسونيم

با مسافر يا بي مسافر حالا هر كي مي خواد مي تونه پياده شه

!شجاع شجاع باش پدر !خانم ها مقدم ان

تو چي كار مي كني دالاس؟

سعي داري چي كار كني نكنه مي خواي منو بترسوني؟

حالا كه اونا فرستادنم تو اين كالسكه !بهتره بذاري به هدف شون برسن و بندازنم بيرون

تو اين دنيا چيزهاي بدتر از اپاچي ها وجود داره.

مادام نظر من رو بخواهيد مي گم

شما بهتره از اين سفر صرف نظر كنيد

شوهر من با سربازاش در دراي فورك منتظره

اگه خطري هست من مي خوام كنارش باشم

خب ببينيد برادر‌,من يه زن ...و پنج تا بچه دارم

از اين گذشته مرد هم هستي تو دنيا پر گردن كلفته ولي تو بازهم يه مردي پدر

بسيار خوب !مارشال

!برا يه مسافر ديگه هم جا باز كنيد

من داوطلب محافظت از اين خانمم

تير اندازيم هم خوبه اگه پاش بيفته

!اره اينو بارها ثابت كردي هتفيلد

خيلي خوب سوارشو ديرمون شده

اقا اگه زحمتي نيست مي شه يه كم بريد كنار اوه بله البته

در رو ببند

...اوه كرلي ما نبايد به اين سفر

برو باك

هي!يالا!بسي ,براوني, بيل تكون بخوريد

!بدرود خانم ها

نازنين ها!يالا دختر

برا يه مسافر ديگه هم جا هست؟ البته اقاي گيت وود

تشريف مي بريد لردزبرگ؟ اره يه تلگراف از لردزبرگ به دستم رسيده

بايد اين كيف رو تحويل بدم.وقت نداشتم تا توقفگاه اصلي بيام

...اگه قثط يه چيز باشه كه ازش بدم بياد

!كالسكه روني تو سرزمين اپاچي هاس

خيلي جالبه...گيت وود اون جوري بيرون شهر خودشو به دليجان مي رسونه

ده ساله تو اين شغلم تا بتونم پول كافي

برا ازدواج با نامزد مكزيكي م جوليتا در بيارم

از اون موقع تا حالا بدجوري دارم براش كار مي كنم

بارني برو اون طرف! براي ازدواج؟ اره

نامزدم اون قدر فاميل داره كه فكرش رو هم نمي توني بكني شرط مي بندم كه برا عروسيم

بايد نصف ايالت چيواوا رو شام بدم

به نظر تو خنده دار نيس؟ كار گيت وود رو مي گم

اره. اون وقت وقتي به لردزبرگ رسيذيم چي بايد بخورم؟

!لوبيا!فقط لوبيا پخته همين لوبيا پخته لوبيا پخته لوبيييا! تكون بخور سام

معذرت مي خوام خانم ها جا تنگه ديگه

!امروز چقدر گرمه

اره! زنت امروز من رو حسابي گرم كرد گيت وود

اون رئيس گروهي بود كه ما رو بدرقه كرد

سربازهاي خوب و اماده اي پشت سرمون مي ان

هميشه وقتي اين مردهاي جوون و سرحال رو تو ارتش ايالات متحده مي بينم

More Farsi Persian subtitles for Stagecoach

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left