9-1-1

9-1-1

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

9-1-1 S02E16 WEB x264-TBS
9-1-1 S02E16 720p WEB x264-TBS
9-1-1 S02E16 XviD-AFG
9-1-1 S02E16 1080p WEB x264-TBS
ناشر ladaani
💚💚LADAN 💚💚زیرنویس از: لادن💚💚Email:[email protected]

برچسب‌ها

web
x264
720p
720
1080
تاریخ انتشار: 2019-05-27
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫لطفا اسمتون رو جلوی دوربین بگید

‫رابرت وید نش

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫کمک ! لطفا کمک کنید

‫اینجا آتش گرفته ، دود همه جا رو گرفته

‫هیچ جا رو نمی بینم ، خدایا ، لطفا ... لطفا

‫مامان ، من چیزی رو نمی بینم

‫مشکلی نیست عزیزم ، الان بابا میاد

‫مارسی

‫بابی ! بروک

‫مارسی

‫- بابی ... ‫- باید تخلیه کنیم ! عجله کن

‫همین الان

‫- باید از اینجا بریم ‫-مارسی

‫نه اونا اینجا نیستند من باید به خونه ام برگردم

‫آقا اونا حالشون خوب میشه ، باشه ؟

‫نه ، نه ، نه ...اونارو اینجا نمی بینم

‫باشه آقا ،آقا ... ازتون میخوام که خونسردی خودتون رو حفظ کنید

‫ازتون میخوام نفس بکشید و به من نگاه کنید

‫- خانوادم اونجا هستن ، بچه هام ... ‫- ما اونارو پیدا می کنیم

‫اونا نجات پیدا میکنند ، ولی من الان ازتون میخوام که همینجا بمونید ،باشه ؟

‫من خودم آتش نشان هستم ، میتونید منو داخل ساختمون ببرید

‫آقا ، اصلا مشکلی نیست ... میتونم دستاتون رو ببینم

‫ما باید بقیه رو نجات بدیم

‫مارسی

‫- نه !مارسی ‫- آقا

‫اون همسر منه ، اجازه بده برم اونجا

‫- آقا ، آقا ، آقا ‫-اون همسرمه ، بذار برم

‫- آقا ‫-بذار ... اون همسرمه

‫- آقا ‫- مارسی

‫-فیل ‫برید

‫بابی ، بابی ، اون نفس می کشه

‫زنده ست ، میتونی باهاش بری

‫من ... مارسی

‫نه ، نه ، فیل ، بچه هام ، نه ...

‫اونا باید ...اونا باید همراه مادرشون بودن

‫- بچه هام کجا هستن ؟ ‫- بابی ، بابی اون زنده ست

‫- همه تمرکزت الان باید به همسرت باشه ... ‫نه ،نه ... بچـ...

‫بابی ، بابی ، بابی

‫مارسی زنده ست ... باید پیش اون باشی

‫- برو ، برو داخل ‫- نمی تونم

‫برو داخل ، حواست به مارسی باشه بابی

‫بابی

‫بابی

‫مارسی؟

‫من همینجام مارسی

‫مشکلی نیست ، چیزی نیست

‫بچه ها ... اونا کجا هستند ؟

‫بچه ها حالشون خوبه

‫جاشون امنه

‫می دونستم میای و نجاتمون میدی

‫مارسی

‫- مارسی ‫- کد آبی (بیمار نیاز فوری به احیای قلبی داره )

‫نه ، نه ، نه ....

‫لطفا ، لطفا ...لطفا ، لطفا ...

‫امشب شام چی داریم ؟

‫خب منوی امشبمون ،

‫راگوی (سس پاستا) تازه خوشمزه سبزیجات

‫که توسط مردم میدلند پرورش داده شده

‫که در ازای پول ، این سبزیجات رو به من فروختن

‫- اوه واقعا ؟ ‫- آره

‫واو سرآشپز نش

‫عاشق بو ـش شدم

‫اه خیلی ضایعید

‫خدای مهربان ، برای روزهای پر از عشقت واین خانواده از تو سپاسگذاریم

‫برای این غذا از تو ممنونیم

‫خدایا هوامون رو داشته باش ، آمین

‫خیلی خب بروک آماده ای ؟

‫یه کم بهت پاستا بدم ؟ رابرت میشه اینو بگیری

‫و یکمی هم به مادرت بدی ؟

‫قراره چطوری اینکارو کنیم ؟

‫کاپیتان نش صدامو می شنوید ؟

‫باید بری ... باید بری

‫نمی خوام ... نمی خوام

‫کاپیتان نش

‫معذرت میخوام

‫مامان ، بابا حالش خوبه ؟

‫حالش خوبه عزیزم

‫به زودی می بینیمش ، بهتون قول میدم

‫خیلی دوستتون دارم

‫بهش شوک بدید

‫کاپیتان نش ؟ صدامو میشنوید ؟

‫چرا ؟

‫چرا منو از اونجا بیرون آوردی ؟ من اونجا باهاشون بودم

‫چرا ؟

‫- آقا آروم باشید ‫- اونو بیرون ببرید ، از اینجا ببریدش

‫- ما اونو بیرون می بریم

‫و اسمش رو ازاون لیست لعنتی حذف کنید

‫گزارش حادثه آتش سوزی

‫اخراج شدم ؟

‫به خاطر چی ؟

‫این که به الکل اعتیاد داری ؟

‫یه روز انتخاب کن

‫ تو رو واسه ترک به زیرزمین ده تا کلیسا می برم

‫اونجا چهره های آشنایی میبینی

‫حدس میزنم که گزارش آتش سوزی رو خوندی

‫آره

‫اونا اسمی از من نبردن

‫من اینو نمیخواستم

‫من به خاطر این اعتراف کردم چون 148 نفر توی این قضیه مُردن فیل

‫تو مست بودی و حالیت نبود

‫هیتر رو ول کردی و رفتی ، و اون زیادی گرم شده بوده

‫بعدش سیستم قطع مدار از کار افتاده

‫سیستم هشدار آبی از کار افتاده و هیچ آبی تولید نکرده

‫زنگ هشدار ساختمان باتریش ضعیف بوده

‫و هیچ باتری پشتیبانی نداشته

‫دوجین هشدار اضطراری داده شده که کسی متوجه اش نبوده

‫منم مقصر بودم و اونجا زندگی می کردم

‫این ماجرا تقصیر من بود ، من باید...

‫چی ؟

‫خودتو مجازات کنی ؟

‫بله

‫بابی

‫میخوای مجازات بشی؟

‫مجازاتت اینه که الان زنده هستی و داری زندگی می کنی

‫هیچ مجازاتی بدتر از این نیست

‫من بابی هستم ، به الکل اعتیاد دارم

‫سلام بابی

‫وقتی واسه اولین بار به اینجا اومدم ،

‫تنها بودم

‫نه دوستی داشتم ، نه خانوداده ، نه حتی قدرت

‫به اسکار گفتم که من به این چیزا اعتقاد ندارم ، ‫ به اینکارا احتیاجی ندارم

‫و اسکار گفت : تصور کن ...

‫که کنار اقیانوس هستی

‫که داری همراه با امواج به این طرف و اونطرف میری

‫دستت رو بالا بردی و می گی : بسه !

‫آروم باش

‫و اگه اقیانوس حرفت رو اطاعت کرد

‫بهت تبریک میگم ، تو خدا هستی

‫و اگه حرفتو گوش نکرد

‫یه گوشه بشین و خفه شو

‫و قبول کن که تو چقدر ضعیف هستی

‫یا مست کن

‫من بلد نیستم خوب سخنرانی کنم

‫و من ، من واسه عبادت کردن هم خوب نیستم

‫اما من واسه قدردانی اینجا هستم

‫به خاطر همین می خوام بگم که ممنونم

‫اگه شما نبودید ، من امروز در این جایگاه نبودم

‫خب کار چطور پیش میره ؟

‫هنوز کار پشت میزی انجام میدم

‫- و احساس درماندگی می کنی ؟ ‫- آره

‫اگه بخوام راستشو بگم ، دوست دارم برگردم به کار قبلیم و اون بیرون برم

‫واقعا احتیاج دارم به اینکه به کار قبلیم برگردم

‫تو مرحله به مرحله پیش رفتی ،

‫و از پس مشکلات براومدی

‫این واسه زمانیه که به کار قبلیت بر میگردی

‫ما یه لیست از تمام کسانی که بهشون آسیب رسوندیم تهیه کردیم

‫و تمایل داریم اشتباهاتی که در حقشون کردیم رو جبران کنیم

‫بابی من بهت افتخار می کنم

‫اونا هم همینطور

‫- شش ماه ‫- عالیه

‫اگه همینجوری ادامه بدی میتونیم قمار کنیم

‫پس...

‫- میخوای چیکار کنی؟ ‫- میخوام به کارم برگردم

‫کار واقعی ، منو واسه ماموریت بیرون بفرست

‫مطمئن نیستم که آمادگیش رو داشته باشی

‫148 تا اسم

‫این تعداد باید زنده بمونن تا ترازوی کتاب من حفظ بشه

‫و واسه اینکار من نمیتونم کار پشت میزی داشته باشم

‫- من آماده ام ‫-خوبه

‫تو اماده هستی

‫یه مدتی زمان میبره برای بقیه بچه ها

‫که بخوان با خیال راحت تو دل آتیش برن

‫در حالی که تو مواظبشون هستی

‫خیلی خب ، درخواست انتقالیم رو بده ، مهم نیست کجا

‫بابی ؟ واقعا چی تو فکرته ؟

‫من باید کاری که کردم رو به روش خودم جبران کنم

‫و اگه تو اینجا به من اجازه کار کردن رو نمیدی ، پس منو به یه جا دیگه انتقال بده

‫هرجایی که دوست دارید ، فقط منو واسه ماموریت ها اعزام کنید

‫خیلی خب بچه ها پنج دقیقه وقت دارید

‫شرط بندی شروع شد

‫100 دلار بزارید 20 دلار سود بگیرید

‫- شرط بندی واسه چی هست ؟ ‫- من شش هفته ست که دارم اینکارو م کنم

‫به من چهارتا بده ، با کارت عابر بانک

‫من فقط با دستگاه عابربانک میتونم پرداخت کنم

‫پسر قراره من ناهارت رو بخورم ، تو هم بهتره پول رو پرداخت کنی

‫چونکه دلال های شرط بندی رو میشناسی که زن دیوونه ای هست

‫- سل ، تو هم پایه هستی ؟ ‫- برای یه هفته اش رو من پرداخت می کنم

‫فکر کنم کاپیتان بعدی اهل ایالت نبراسکا باشه

‫- در واقع اهل ایالت مینه سوتا ‫- هرچی

‫اینجا نیویورکه ، لس آنجلسه

‫و بین اینا ایالت نبراسکا هست

‫اوه پس اونایی که اهل شیکاگو هستن دهنت رو سرویس می کنند

‫ببین یه لیگ مسابقه در حال برگزاریه

‫و اگه تو طرفدار تیم یانکی نباشی حق نداری بیس بال بازی کنی

‫مگه همه از تیم یانکی بدشون نمیاد ؟

‫ببین ما در طی دو سال شش تا کاپیتان داشتیم

‫ما شبیه جزیره ناجور اسباب بازی ، ‫برای کارمندان برتره در شرف بازنشسته شدن هستیم

‫واسه یه نفر باید جالب باشه که فقط یه مدت رو اینجا بگذرونه

‫من میگم که انبار مسابقه آتیش میگیره یا باید جاده رو به خاطر یخزدگی نمک بپاشیم

‫البته بچه ها ستاره ی راک ایتار هستند

‫آتش سوزی در جشنواره ، تیتر خبر ساعت 11

‫ولی لس آنجلس واسه اونایی که تو شهر کوچیک زندگی می کنند ‫شبیه مریخ واسه ما هست

‫ولی ما داریم با چرخ های کمکی به ماموریت میریم ( تجهیزات کافی نداریم)

‫همچنین شما نصفی از تجهیزاتی که

‫باید توی این ماشین باشه رو استفاده کردید

‫پس...

‫شانس برنده شدن من رو جز آخرین نفرات بذار

‫5 دقیقه وقت دارید گزارش هاتون رو بدید

‫من 20 دلار دیگه واسه این وایکینگ سرط بندی می کنم

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left