نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(میتونم کمکتون کنم؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت چهاردهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
من حتی نتونستم قبل رفتن یه سیگار بکشم
خیلی خوب میشد اگه بتونم یه شات سوجو بخورم
حتی نتونستم با داداش کوچیکترم خداحافظی کنم
من نمیتونم دوباره میونگ و ببینم
یعنی ازدواج کرده؟
تصادفی که دو سال پیش کردی رو یادته؟
گفتم یادته؟
بچه هه زندست؟
نه
دلم برای اون بچه میسوزه
اما نمیتونم کاری کنم چون منم مردم
تو اونو نکشتی
کی اونو کشته؟
اون بچه رو؟
من بودم که کشتمش
من بودم که مست بودم و رانندگی کردم
.... اون بود که دوید- دروغ نگو-
اگر این کار رومیکردی، من الان نمیتونستم ببینمت
خدای من
اون شب
دقیقا چیشد؟
من قبلاً بهت گفتم که، موقع رانندگی تو مستی اون بچه رو زیر کردم
خانواده جون هو هر روز بعد از اون اتفاق دارن تو جهنم زندگی میکنن
ازت متنفر بودن که روی تخت دراز کشیده بودی و توان کارهات رو پس نمیدادی
چرا وقتی این کارو نکردی باید ازت متنفر باشن؟
احساس بدی نداری؟
...من تحویلش میدم، پیامت رو میرسونم پس
اگه بخوان میتونن ازم متنفر باشن
من همیشه اینطور بودم
برام مهم نیست که دیگران در مورد من چه فکری می کنن
من همیشه هر کاری رو می خواستم انجام می دادم
من همون احمقی هستم که سعی کردم پدرم و بکشم
فقط به این دلیل که من یه بچه رو زدم و کشتم، فکر کردی برای بخشش التماس میکنم؟
"میرم میگم "لطفا منو ببخشید؟
این واقعا اخرین فرصتته
دیگه نمیتونی این موضوع و درستش کنی لطفا حقیقت و بهم بگو
نمیدونم میخوای ازم چی بشنوی
اما من بودم که زدمش
پس از پرسیدن این سوالای مضخرف دست بردار
و اگه برمیگردی برام سیگار بیار
سو یونگ چول خانوادهی عذادار:برادر سو هه ان
...سو یونگ چول و
دیدم
سو یونگ چول بهت چی گفت؟
من همیشه اینطوری بودم
من همون احمقیم که سعی کردم پدرم و بکشم
فقط به این دلیل که من یه بچه رو زدم و کشتم، فکر کردی برای بخشش التماس میکنم؟
"و میرم میگم "لطفا منو ببخشید؟
گفت که صد بار حتی هزار بارم که شده عذرخواهی میکنه
اون حتی بعد از مرگم تاوان کاری رو که انجام داده میده
من فکر می کردم نمیتونی اون و ببینی
ممنون
حتما به خاطر این تونستی ببینیش تا
این کلمات رو بشونی تا جون هو بالاخره بتونه در آرامش باشه
تونستی دوربینهای مداربسته رو که میخواستی بررسی کنی رو ببینی؟
اونایی که تو محل حادثه بودن
نه هنوز
...اه
::::::::: آيــــ(قسمت 14 تو بی عیب و نقصی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
برادر
یونگ چول متاسفم دیروقت مزاحمت میشم میتونی برگهی ثبت نام کامیونت رو برام ارسال کنی؟
باید بفرستم- این چیه...ها؟-
خدای من تو دیوونه ای
بیا بیرون- ولم کن-
همین الان بیا بیرون- گفتم ولم کن-
میخای بمیری نه؟
بیخیال بارون میباره هیچ ماشین گشت پلیسی اینورا نمیاد
تو پلیسی و اینم نمیدونی؟
خودت و جمع و جور کن مرد گنده
...پسره
چطور جرات میکنی ها؟
بیا بریم بیا بریم
کمربند ایمنی
کمربندتو ببند- ایشش چه ترسناک-
جناب اقای افسر پلیس بهت حسودیم میشه
منم میخاستم پلیس شم ولی الان همه چی بهم ریخته
بخاطر تو همه چی خراب شد
چرا هر وقت مست میشی شبیه اون آدم میشی؟
حرومزاده
چطور به پدرمون میگی اون ادم
خیلی خوب همش تقصیر منه همه چی
هی
تخم سگ
نباید بدونی
چقدر مقصری
همش تقصیر توعه
تو منو مجبور به این کار کردی
بیخیال کافیه کافیه
تا کی قراره به این کار ادامه بدی؟
بیست سال سرزنش کردنم کافی نیست؟ دست از این کار بردار، بسه دیگه
فروشگاه بونگسو
متاسفم
برادرم همچین ادمی نیست
خیلی متاسفم، اما میتونی ببخشیش؟
متاسفم
هیچ کلمه ای نمیتونه این اتفاق و توجیه کنه
قبلاً همو دیدیم؟- اوه، من همیشه این و می شنوم-
فقط یه نگاه بکن قیافم یه چهره ی رایجه
سو هه آن کجاست؟
هوم؟ مرخصیه- برای چی؟-
مگه اینجا مدرسست و منم مدیر مدرسم؟ چرا باید اینو ازش بپرسم؟
اون احتمالا رفته تعطیلات
۱-تحقیق ۲-تعلیق
الان میفهمم چرا اشنا به نظر میومد
چیکار میکنی؟
فرم درخواست مرخصیه سو هه ان کجاست؟- چی؟چیه؟چرا انقد کنجکاوی؟-
چیزی در مورد مرخصی گفت؟- مثلا چی؟-
...میدونی مثل سو
بیخیال
چی؟صبح به این زودی چه بلایی سرش اومده؟
اون بیدار شد؟
اره- اوه خدایا-
چطور میتونه بیدار شه؟
پدر شما گفتید که
گرفتن جون کسی یا گرفتن جون خودمون گناهه
چون کسایی که گناه کردن، سزاوار نعمت نیستن،
به همین دلیله که نمیتونم اونارو ببینم
اره
پدر ممکنه حرفت اشتباه باشه؟- ها؟-
ممکنه بتونم افرادی رو ببینم که کسی رو کشتن
هیچ راهی وجود نداره قطعا نه
مادر سول آ رو نمیتونستی ببینی
...درسته
پس این یکی چطور بیدار شد؟
...اون
....اون
نمیدونی درسته؟- ها؟-
نمیدونی- این درست نیست-
اگه نمیدونی لطفا بگو
اه بی دلیل پاشدم اومدم
استلا
اره من نمیدونم
نمیدونم چطوری اون یکی تونست بیدار بشه
چطوری؟
واقعا این دیگه شانس آخرته شانس دیگه ای نیست که بتونی اصلاحش کنی
خواهش میکنم، حقیقت رو بهم بگو
نمیدونم دوست داری چی از من بشنوی
ولی من بودم. من بهش زدم
ببخشید، اینجا ...سو یونگ چول
اوه، بله
جون می یونگ
نتونستم می یونگ رو ببینم
دوست دارم بدونم ازدواج کرده یا نه
نونا... اومدی
مشتاق دیدار چی شد اینجا همدیگه رو دیدیم
انگاری زندگی خیلی پوچه
گفتن بعد از دو سال از کما بیدار شده
...فکرمیکردم زود خوب میشه
فکرنمیکردم اینجوری به محض اینکه چشماشو باز کنه از دنیا بره
حتما بهش نزدیک بودین
همکار بودیم اما آره، خیلی بهم نزدیک بودیم
اون روز، یه اتفاق عالی برای داداش کوچیکش افتاد
حتی یه گردنبند طلای لاکپشتی شکل از طلافروشی سفارش داد
و با کلی هیجان از سر کار رفت که اون رو ببینه
ممکنه...ممکنه تقصیر من باشه
ببخشید؟
اونشب... من اضافه کاری میکردم
و بهش پیام دادم یه عکس از برگه ثبت نام ماشینش برام بفرسته
جوابش یه عالمه اشتباه تایپی داشت، مثل آدمی که مسته، اما فکر کردم
"نه بابا، امکان نداره"
...مثل احمقا
عمرا حتی فکرشم نمیکردم
که داشته رانندگی میکرده
فقط باید یه بار دیگه بهش میگفتم که رانندگی نکنه
اونوقت هیچ کدوم از اینا اتفاق نمی افتاد
مرگ اون پسر کوچولو غم انگیز بود، اما مرگ یونگ چول هم تاسف آوره
خیلی نوشیدی، آره
اوه، دونسنگ
دونسنگ، ببخشید
من فقط... ناراحتم
خیلی خیلی ناراحتم
...احتمالا نه به اندازه تو، اما
...اینکه به یونگ چول فکر میکنم
گریه نکن، لطفا
اون لیاقت این اشکا رو نداره
...و بهش پیام دادم یه عکس از برگه ثبت نام ماشینش برام بفرسته
عکس؟
ته هی، دیگه الان واقعا همچی تموم شده، باشه؟
چه فایده داره که از کسی که دیگه توی این دنیا نیست متنفر باشی؟
این فقط برای ما سخت ترش میکنه
بیا ازش بگذریم، باشه؟
بیا باهم ازش بگذریم، ته هی
اوه، راستی
فکر کنم شوهرخواهر و نونا هم باید درموردش بدونن. باید بهشون بگم؟
کی بود؟
دیروز
قبل مرگش چیزی نگفت؟
گفت که متاسفه
گفت میمیره تا تقاص همهی کاراش رو پس بده
شنیدم این آخرین حرفاش بوده
مادرت اگه بدونه احساس بدی پیدا میکنه، آره؟
بهش زمان بده
میتونی یواش یواش بهش بگی، بابا
خیلی خب. مرسی که همچین چیز سختی رو بهم گفتی
امیدوارم که جون هو الان توی آرامش باشه
منتظر من بودی؟
که برسونمت سرکار
No comments yet. Be the first to leave one.