The Peanut Butter Solution

The Peanut Butter Solution

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Peanut Butter Solution 1985 1080p BluRay x265-RARBG
ناشر ehsan_kh

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2024-10-19
تعداد دانلود: 91
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

نسخه سحر آميز... نام اصلي فيلم معجون با کره بادام زميني

اين خواهرمه، سوزان آليسون باسکين بيچاره

لباس آبي رو که پوشيده ميبينيد؟ خيلي بزرگ بنظر مياد. . نه؟

خب مال مادرمه. . او از پيش ما رفته

اينو پوشيده چونکه ميدونه حسابي منوعصباني ميکنه

بهت گفتم که خودش بهم اجازه داد که بپوشم

ولي آخه چرا؟ براي تو خيلي بزرگه

متاسفم، من نميتونم کاريش کنم يه بشقاب بذار

من نميخوام اين مواد رو بخورم نان تستت نسوزه

خداي من

بيا، مايکل، اينو بخور نه

اين معجونه همونيکه مامان هميشه درست ميکنه، تو هميشه اينو ميخوري

نميخورم

بيا ديگه... لجباز

خيلي لجبازي

ديگه نميتونم اون رو تحمل کنم طاقتشو ندارم

من همه کارهايي که انجام ميدم اشتباهه غذا، پول، ظروف

بابا، گوش ميدي؟ "بله، بله، ميشنوم، سوزي"

فقط از سر و کله زدنت خسته ام

تمام شب رو نخوابيدم

مامان رفته، خب ممکنه بخاطر اين باشه که ناراحتم کار آسوني نيست اينو فراموش نکن

منظورت چيه؟ خب مامان برميگرده

سلام، سوپرمن ميخواي بري تمرين فوتبال ؟

سلام کاني نه

چه اتفاقي برات افتاده؟

هيچ چي

سوزي

ببين، تو براي من فقط مثل يک برادرهستي، درسته؟ ولي در زمين فوتبال تو يک ستاره اي

خب شايد هي،صداي ماشين هاي آتش نشاني شب گذشته شنيدي؟

شوخي ميکني؟ من اونجا بودم

سلام آقاي باسکين سلام سوزي صبح بخير سواري

"سلام، کني" "بازم اين کنه پيداش شد"

براي صبحانه اومدي يا از اين طرفا رد ميشدي؟

من فقط يه کمي از اين انگورهاي خوشمزه رو ميخورم اگر خوب باشه

چي؟

گفتم فقط يه کمي از اين انگورهاي خوشمزه رو بخورم اشکالي نداره که

من يه انتخاب دارم؟

پدر ديشب کاني رفته بود تماشاي آتش سوزي

بله محشر بود

طرفاي نصف شب شروع شد نيمي از همسايه ها جمع شده بودند، اما من بيشتر از همه جلوتر رفتم

بدون شک

من وسط آتش نشانان قدم ميزدم در اطرافم پر از شيلنگ آتشنشاني بود

موقعيکه بيرون اومدن بخاطر دود سرفه ميکردن اينجوري

بايد شعله هاي آتش رو ميديدي

کجا بود؟

خانه قديمي وحشتناک در نزديکي مدرسه تو ميدوني بي خانمان کجا ميخوابند

تو چت شده؟

اوه، خانه وحشتناک قديمي اين غم انگيزه

ديروز يکي از آنها را ديدم يکي از مستمندان که در آنجا زندگي مي کردند

او جلو بانک نشسته بود، و کمک ميخواست اما کسي چيزي بهش نداد

خنده داره، مهمترين نکته يه اقدام ميتونه زندگي شما رو تغيير بده

من بهش پول دادم. . هر چي که داشتم

لعنتي، ما همين فوتبال رو داريم بيا زود بريم مربي ما رو بکش

هي، هي

خوب بازي کن رفيق

مراقب باشيد، مايکل بله. . بله

صبر کن، ميخوام ببينم مادرم نامه اي فرستاده "سريع"

بازهم چيزي نيست

هي، بچه ها، اينجا خيلي خطرناکين

مراقب باش، مورچه ها

"مورچه؟" هيچ مورچه اي وجود نداره وجود داره

کاني، تو خيلي کلکي

در مورد آتش - درسته يا فقط ميخواستي ما رو بترساني؟

نه اون درسته. . قسم ميخورم

ميبيني؟ حالا به من اعتقاد داري؟

من ميخوام از داخل نگاه کنم

نه! بيا ديگه! اونجا تنها چند نفر وجود داره ساعتها قبل مردم کشته شدند

چه چندش آوره! مجبوري اينقدر نامرتب باشي؟

خونه بايد تميز باشه آخه بزرگترها بايد درست رفتار کنن مسئول باشند... نگاه کن چه بويي ميده

واي خداي من. . سوزي دورش کن وقتيکه اينقدر پشت سرم حرف ميزنيد نميتونم تمرکز کنم

تو مدرسه ت دير ميشه درسته برو. . برو

اول تو نياز به تغييرات داري خيلي خنده داره

جالبه هيچ سرگرمي تو اين ديوونه خونه وجود نداره براي ما، اين عاديه

هي. . آرزوي موفقيت ميکنم برات خرگوش

موفق باشي متشکرم

لطفا بدون آدامس. . دعوا نکنيد

اون رو بالا ببريد، رو زمين نذاريد کتاب ها رو برداريد

جسيکا، اينکارو نکن بعد از مدرسه بيا کارت دارم بعد از مدرسه

به او نگاه کن نگاه کنيد او نشسته

ببينيد چطور عضلات زير پوست بازي مي کنند اين آناتوميه

همه هنرمندان بزرگ ميدونن آناتومي چيه

فقط 5 دقيقه وقت داريد. . فقط 5 دقيقه

هي، مايکل

به خونه سوخته رفتي؟

بله، ولي همه چيز مسدود شده نميشه داخل رفت

اونجا رفته بودي؟ بله - چه چيزي اونجا بود ؟ دو جسد

ساکت

به سايه هاي روي شکم نگاه کنيد حجم سه بعدي

به اون نگاه کنيد

بلند شو

اين يک خوکه، نه يک سگ! دوباره شروع کن

دروغ ميگي

تقريبا يک سگ، اولسن

بنشين، بنشين

به اون نگاه کن از تخيل استفاده نکن

من از تخيل استفاده نميکنم سيندر، من از ذغال استفاده ميکنم

خدايا

اين خواهر منه

ساکت! حالا ميام پيش تو

اوه، زيبايي، زيبايي، جنيفر فوق العاده ست

و تو؟ تو هيچ کاري انجام ندادي

ولي سينور، نميتونم او هميشه دروغ ميگه

بله؟

اين وحشتناکه، سينور

بذارش رو ديوار اتاق خواب

مواظب باش، مايک

اين چيه؟ پروتئين ها؟

"اين شعله هاي آتشه" "شعله هاي آتش؟"

"اطراف سگ شعله اي نميبينم" "فقط من آتيش گرفتم"

اين رو اختراع کردي؟

تو جرات خيالبافي کردن در کلاس من داري؟

براي صدمين بار تکرار ميکنم که بدون تخيل کار کن

فقط چيزي که مي بينيد! من به دقت احتياج دارم

اين دقته... اين يک سگه

و تو آشغال داري

هي سينور

دوباره شروع کن

وقتي نقاشي هاي پدرش 6000 دلار ارزش داشته باشه خب نقاشي مايکل چه عيبي داره؟

بياييد ببينيم چه چيزي داريم اين همش اشتباهه

اگر اين کارو بکني، سينور، من ديگه هرگز به کلاست نميام. . قسم ميخورم

خب سلام "آرتور، بلند شو"

تو ميگي بلند شو؟ خب من بلند شدم

چه چيزي با ما هست اينجا

پرنده هاي آرامش بخش

يک پرنده خوش پوش

اين خنده داره

بله، اما خاليه

پرنده براي گربه آواز مي خواند

خب ممنونم... رفيق

همه چيز هست. . براي پرندگان من چه اتفاقي افتاده؟ به طور کلي، هيچ چيز، اما

اما در نمايش گذشته من بليط ها در يک لحظه خريداري شد

بله بله اما من نميتونم اين رو بفروشم، متاسفم

تو حداقل ميتوني امتحان کني

بتي در استراليا، پدرش فوت کرد تو حداقل ميتوني تصور کني که چقدر به من هزينه ميده؟

متاسفم، مشتريان من به شما اهميت نميدهند مشکلات شخصي، خودت ميدوني

هي، اين چيه؟

نه، نه، اونو لمس نکن در اينجا کسي جز من چيزي رو لمس نميکنه

"حداقل ميتونم اون رو ببينم؟" بله ميتونيد

حداقل نگاه کن

زيباست، فقط دوست داشتنيه من ميتونم فردا اونو بفروشم

ولي تو نميتوني بفروشي اين يک هديه ست براي تولد

با اين حال - 6000 دلار يعني، 4000 براي شما، بيلي

نه، نه من گفتم نه، پس نه

چطور ميتونيم اونجا رو پيدا کنيم؟

واي

خب، سعي ميکني؟

من ميپرسم سعي ميکني؟

نه من اينکار رو انجام خواهم داد

هي، مايکل صعود در اينجا آسون تره

پام

هي، مايکل، وايسا

بيا، مايک لطفا احمق نباش

گوش کن، متاسفم که اين پيشنهاد رو دادم اين خودکشيه

خب. . خب اگر تو احمقي من ميرم

ميشنوي؟ من قبول دارم

بهت ميگم رفتم

مايک! جواب منو بده

هنوز نيومده خونه! هنوز نيومده خونه

چيه؟

گفتم که هنوز نيومده خونه

ميدونم، اون اينجاست

مايکل، از اونجا بيا بيرون

" نميتونه، بيهوش شده" "چي شده. . چرا بيهوشه؟"

يه حادثه کوچيک براش اتفاق افتاده

من ميرم بابا رو بيارم

نه، نه! فقط اونو بالا ببر

"کجا هستم؟" خب، پسر، تو خونه هستي

من با بيمارستان تماس گرفتم دکتر نمياد خونه

بسيار خب اونها اهميتي نميدن ممکنه پسرم در حال مرگ باشه

من ميميرم؟

نه به نظر من، نگاه کن زنده ميموني. . مرد

"پس چه اتفاقي افتاد؟" "من... نمي فهمم"

فقط

من و کاني به خونه سوخته رفتيم

لعنتي... کنراد يعني من هم فکر کردم

نه، من برعکس سعي کردم نذارم بره

مانع رفتنش شدي؟ چه اتفاقي افتاد؟

يادتونه که امروز صبح درباره آتش سوزي چي بهتون گفتم

و شما به خاطر بي خانمان عصباني هستيد؟ خب اونم ميخواست اونجا رو ببينه

اما ما سر کلاس درس دير کرده بوديم، و من خيال کردم پس از کلاس همه چي رو فراموش ميکنه

اما در کلاس نقاشي همه اينها دوباره شروع شد

چه چيزي شروع شد؟ او ميخواست دوباره به اونجا بره

وقتي که اونجا بوديم تصميم گرفتيم يکي مون به داخل نگاه کنيم

من نا اميد شدم ازش... گفتم که اين يک خودکشيه ولي اون گفت که هنوز چند نفر اونجا زنده هستند

گفتم من ميرم ولي بهم گفت من نميام، بنابراين من موندم

اون از پنجره خارج شد و چيزي رو ديد

" چه چيزي ديد؟" " چه چيزي ديد؟"

به ياد نميارم

چيز بدي به نظر مياد. . ظاهرا او داراي اختلال جدي است

تو پسر خوش شانسي هستي. . تو يه چيز فوق العاده ترسناک تجربه کردي

در موردش فکر کن که مردم پول ميدن براي ديدن فيلم ترسناک ولي تو اون رو به طور رايگان ديدي

بله؟ بله

بعدا ميبينمت، کنراد

"فردا مياد مدرسه؟" البته

بدو

اونجاست؟

اين طبيعيه... ولي اگر گربه سرشو بالا برده باشه ، مثل يک کلاه خز من اونو دور انداختم

باور نکردنيه "خدايا، من از اين گربه متنفرم"

،برو بيرون لعنتي ساکت شو، پابلو. . گربه بد

سلام خوبه اگه من زود بيام قبل از رفتن به مدرسه؟

The Peanut Butter Solution subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Peanut Butter Solution

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left