نخستین 200 خط.
اسم من - Benjamin Keynes هست
من براي اداره عمليات کار مي کنم با -
با نماينده ي جاسوس سازمان مرکزي -
سه روز بعد از 9/11
ماهواره ها اثر راديو اکتيو پيدا کردن -
در منطقه اي دور افتاده در افغانستان -
به هر حال من با يک اعتماد به نفس بالا توسط يک منبع محلي اعلام کردم -
که ممکنه يک چيز خيلي نيرومندي باشه -
و اين بيشتر از ده سال ميگذره از زماني که من اونجا را ترک کردم -
من فراموش کرده بودم که اون چقدر مي تونه بي رحم باشه -
از زماني که وارد اين کشور شديم , من احساس مي کردم که ميخواد کون ما را پاره کنه -
تمام کساني که اينجا هستن , مشغول جنگ هستن -
تا اينکه بخوان به من توجه کنن . اين چيزه خوبيه -
قربان Agent Keynes اومده -
من بالاخره با فرمانده و راهنماي تيم ملاقات کردم -
سرگروهبان Wallis Hamer
فرمانده Keynes الآن وقت نمايش توئه ولي اينا پسرهاي من هستن , فهميدي ؟ -
کاملا -
بدون شک اونا فکر مي کردند که من دروغ مي گم -
اول ميبايستي با رابطم Mohammed Aban ارتباط برقرار مي کردم -
اون از من خواست که به پيشش برم , وقتي رفتيم و در زديم -
قربان , آقايون آماده ي ملاقات شما هستن -
فرمانده Keynes اجازه بديد شما را به بقيه معرفي کنم -
اين پدر تيمه , همچنين روباه تيم هم هست -
اون کمک کرد تا گروه را دور هم جمع کنم -
پزشک ارشد - Degetau خوش بختم -
مامور انهدامي - Trinoski. هستش و اونم Cole هستش
و آخرين نفر ولي نه کمترين پست Sadler هستش , اون مرد جنگي ما هستش و ساکن افغانستانه -
دليل اينکه من اينجام , همينه -
آقايون , از اينکه دور هم جمع شديم خوشحالم -
ما با hvt که اسمش هست Mohammed Aban ملاقات مي کنيم -
يک کشيک که در جنوب زندگي مي کنه -
مي خواهيم برم ازش کشف ثبت شده اش را بگيريم -
در واقع آمريکايي ها را در اون منطقه اون حمايت مي کنه -
با ما هست -
همه نگاه کنيد -
Aban فرد با نفوذي بين مردم هست -
اون داراي يک نيروي معنوي خاصي هست که باعث شد مجاهدين در جنگ با شوروي پيروز بشن -
من فکر ميکردم که سي . آي . اي نيروي معنوي اون جنگ بوده -
همه چيز بستگي به تعريف تو از نيروي معنوي داره , گروهبان -
طالبان از آبان محافظت مي کنه -
و در واقع اين کاره ما را سخت ميکنه -
موقعي که بتونيم موقعيت ثابتي از اون گير بياريم -
يادآوري مي کنم که موقعي که به دشمن برخورد کرديم اين يک ملاقاته -
لبخند بزنيد -
ما پيروز قلب ها و ذهن ها هستيم , باشه ؟ -
عمليات 1400 ساعت ديگه شروع ميشه -
بريم -
يادآوري ميکنم , هيچ چيز عادي نيست -
نيروي تخصصي تيم 392 - من در واقع شنيدم اونا چي ميگن -
اونا با شخصي به نام Zagran کار ميکنن . يک مرد باهوش و مرموز -
اما اون بدون اينکه چيزي بگه رفت -
دوربين قشنگيه -
منم يکي از اين مزخرفات رابه عنوان هديه سالگرد ازدواج به همسرم دادم ولي اون نميدونه چطوري باهاش بايد کار کنه -
به خاطر اينه که تو هيچ وقت نذاشتي ازش استفاده کنه Ski
چه جور مردايي از اين دوربين ها به عنوان هديه سالگرد ازدواج به همسرش ميده ؟ -
خيلي احساساتي ski - من ميخوام موقعي که بچه ام به دنيا اومد ازش با اين دوربين فيلم بگيرم -
زنت لاي پاهاشو باز ميکنه و -
و مگه درست بذار اينجا و فيلم بگير -
خواهرم قصد داره فيلم برداري کنه -
من هنوزم بلد نيستم باهاش کار کنم -
فقط اگه بچه ات با پوست قهوه اي به دنيا اومد تعجب نکن -
دو دقيقه ديگه مي رسيم -
آماده ايد ؟ -
موقعي که هليکوپتر متوقف بشه , من بايد حس طاقت فرساي کمک کردن را داشته باشم -
وقته حدس دوم تمومه -
هدف , تمامي اشيا هستن -
من الآن هيچ شانسي براي پيدا کردن اون ندارم -
سکوت زيبايي داره - اونجا چيزهايي هست که من در موردش نگرانم -
بايد مراقب حرکتمون باشيم -
آره , تو و Pete پايين اون تپه مستقر بشين -
وقت رفتنه -
همه گوش کنيد , من و Keynes جلوتر از همه حرکت ميکنيم -
- Keynes آماده اي ؟ - آره , بريم -
همگي چشاشونو باز کنن , ممکنه دشمن در کمين باشه -
سلام -
بذار با اون صحبت کنم -
سلام , حالتون چطوره ؟
ما اينجا اومديم تا با شخصي به نام محمد آبان صحبت کنيم -
محمد آبان اينجا زندگي نمي کنه -
اون در کوه وحشت زندگي مي کنه -
آشپز دهکده فقط ميدونه اون کجا زندگي مي کنه -
ما بايد با اون صحبت کنيم -
اون ميتونه به ما کمک کنه -
دنباله من بياييد -
از آخرين دفعه اي که اينجا بودم , چيزي تغيير نکرده -
تنها چيزي که ميشه گفت اينه که ما در دهه اي
هستيم که سربازان در رنگ هاي مختلف يونيفرم هستند -
Aban با من يک هفته قبل از اينکه بيام اينجا ارتباط برقرار کرده بود
اون مشکل داشت و من فکر کنم در آخر هم عقلش را از دست داد
اون سالم بود و ما همديگر را ملاقات کرده بوديم -
پدر بزرگم مي گه که اون رفته و گر نه طاليان مرده ي اون را مي خواست -
زني که ما ملاقات کرديم به ما گفت که اون در کوهستان زندگي مي کنه , مي دوني کجاست ؟ -
اونجا يه جاي ترسناکه که طالبان هيچ وقت به اونجا نرفته , اونجا توسط خدا نفرين شده -
چي ميخواي ؟ کمي شکلات دوست داري ؟ -
يک چيز مخصوص , من اون را از نيويورک خرديم -
تو باهوشي , بچه کوچولو -
آره , اين کاري هستش که روح ها انجام ميدن -
هيچ کدوم از شما بچه ها آيا تا به حال از نزديک به اون دوربين نگاه کردين ؟ -
نه , مشکلش چيه ؟ -
بايد با بيسيم حرف بزنم -
مار 76 , اينجا حيوان 92 , تمام
سوژه اينجا نيست -
در خواست سريع بازگشت -
ما خونه ي Aban را پيدا کرديم ولي نمي تونيم بگيم -
که مدرکي پيدا کرديم -
من متعجبم که اين مردم ميتونند
داشته باشند قدرتي براي تخريب مليتشون -
باقي مانده ي ما فقط ميتونند دعا کنند که اونا فقط از جنگيدن خسته بشن -
چرا شما ميخواهيد با مرد مقدس ما ملاقات داشته باشيد ؟ -
ماموريت دارم که از وضعيت اون مطلع بشم -
براي آزادي کشور شما از شر طالبان -
پدربزرگم ميگه هيچ کسي نميتونه افغانستان را آزاد کنه -
فقط خدا ميتونه ما را از شر طالبان خلاص کنه -
من معتقد هستم که الله ما را براي شما فرستاده -
ولي خيلي از آمريکاييها اين را نمي دونن -
شما ميدونيد کوهستان ترس کجاست ؟ -
من ميدونم , پدرم من را چند سال پيش به اونجا برد -
اون جايي را به من نشون داد که دوست داشت به خاک سپرده بشه -
اما الآن خيلي ديره -
اون سال پيش توسط طالبان ربوده شد , ميترسم که مرده باشه -
چطوري اينو ميدوني ؟ -
چي گفت ؟ -
فکر کنم اون ميتونه کمکمون کنه -
تو بايد به دادگاه 0300 بري و ما هم از اينجا خارج مي شيم -
بايد زنگ بزنم - - Cole تلفن لطفا -
من خودم دارم - مال اونو بگير -
James Bond. لعنتي - جيمزباند را ميشناسي ؟ -
آره من James Bind. را ميشناسم , اون از تمرينات ابتدايي خسته شده -
من به ستاد گفتم که داريم فاز دوم عمليات را اجرا مي کنيم -
اونا به من گفتن که ردپاتون محو شده -
اين همون رديابي ماهواره اي هست -
رئيس -
يک را خوب براي کشته شدن - بايد صحبت کنيم , نقشه عوض شده -
بهتره که اين بهتر باشه -
من دستورات جديدي براي تعقيب Aban دارم -
الآن ما بايد محدوده اي که اون هست را پيدا بکنيم -
چي ؟ -
ما مشکوکيم که اون توي کوه ها باشه , اول بايد اونجا را چک کنيم -
دو يا سه روزي ميشه که ما داريم صحبت مي کنيم , همه ي ما به انجان اين کار نيازمنديم -
خب , ببخشيدمن ميخواهم TOC را در جريان بذارم -
اون اطلاع زيادي نداشت و ما هم انتخاب زيادي نداشتيم -
مرد , هيچ جايي اينجا واسه ريدن نيست -
کسي شکلات داره ؟ -
نه , من همه اش را ديروز دادم - من يه سيگار برگ کهنه دارم -
قلب و مغز - هرچي , سوار ماشين شو -
ببخشيد بچه ها -
اون اينجا چه کار ميکنه ؟ -
اون پيشنهاد داده که راهنماي ما بشه - ديگه جا نداريم -
اون اين اطراف را بلده و کارمون سريع تر انجام ميشه -
فهميدم , اما نميتونيم با يه بچه که سينه خيز راه ميره همراه باشيم -
من با پدرم جنگيدم , من ميتونم از خودم دفاع کنم -
باشه ولي غذاش از جيره ي تو حساب ميشه -
بريم -
عبدل , تو نيايد با اين آمريکاييها بري -
اونجا براي تو امن نيست -
مادر , من سالم بر ميگردم , دارم ميرم که واسه ي خانواده بتونم کلي پول بيارم -
اون فقط مادرمه , بريم -
داريم به جايي ميرويم که تکنولوژي در اونجا حداقل است -
يک ميليون دلار جي پي اس کهنه ميتونند منتقل بشند به 50 سواره نظام -
به محضي که ارتباط تو و با باطري هايت قطع بشه , مردي -
فرمانده ميدونم که اين يک دستوره ولي چرا بدون پوشش اينجا اومديم ؟ -
منم مثل تو بي خبرم و مامور اين کار نيستم -
به نظر ميرسه که اينجا همه چيز يکنواخته -
حداقل کاري که ميکنم اينه که وقتي رسيدم خونه يه استراحت سريع مي کنم و بعد دوباره -
اهل کجايي ؟ - در Tampa به دنيا اومدم و در Florida بزرگ شدم -
تو چي ؟ - - Chicago.
Cole ماشين را نگه دار
براي چي توقف کرد ؟ - نمي دونم -
اون داره چه غلطي ميکنه -
چرا بايد اينجاي لعنتي توقف کنيم ؟ -
اين دليلشه - حرومزاده -
فاکس گفته بود که جاده پاکسازي شده است - ! شايد -
ببين , اون چاله را ميبيني ؟ -
به نظر ميرسه که يکي از اونجا کوچ کرده -
حدس مي زنم -
به موقع بود , تو ما را از فاجعه نجات دادي -
بذار حدس بزنم , ما بايد از ميان اون دره بگذريم -
آره -
روي زمين مکانهاي خيلي کمي نامهربان اند - مثل اين دره
کل نيروي مسلح از الکساندر تا سويت -
قيميت اون چيزي را که ميخوان مال اونا بشه را پرداخت کرده اند -
من فقط ميتونم اميدوار باشم که ما ديوانه نيستيم -
آه , ريدم تو اين شانس , اصلا خوب نيست -
دره ي احمق - - Cole ما را از اينجاي لعنتي ببر بيرون
ادامه بده , من چکش مي کنم - نه ادامه نده -
RPG!
Ski زخمي شده -
بذار من نگاه ميکنم فرمانده, اسکي بدجوري زخمي شده -
اون را درست اينجا نگه دار , باشه ؟ -
فرمانده تير اندازي به اون تپه را ادامه بده -
Cole بيا اينجا -
موقعي که اون در حال پر کردن خشابه تو برو اونجا -
برو -
خشاب ميکنم -
از اونا محافظت کن - باشه -
بريم -
من کيف ابزار را ميخوام -
شما خوبيد ؟ -
بريم اونجايي که آر.پي.جي شليک شد را چک کنيم تا بفهميم اونا کي بودن -
No comments yet. Be the first to leave one.