نخستین 200 خط.
این داستان خیالی می باشد
کلیه شخصیتها، اماکن، سازمانها، مذاهب و حوادث این سریال خیالی هستند
!هی! جونگ سانگ هون
-عزیزم -تو که میدونستی منم
چرا نگه نداشتی؟
-چرا داری از من دوری میکنی؟ -میدونم داری پیش خودت چه فکری میکنی
-میدونی؟ و بازم این کارُ میکنی؟ -بعداً
-ولم کن -بعداً
بعداً همه چیو بهت میگم
الان فقط بزار من برم
از کِی برات غریبه شدم؟
!نرو
!نرو
-متاسفم -!نرو
_قسمت دوم_ ***هدف***
همانطور که تو در سکوت
برای مدت های مدید
ما را در آغوش گرم عشق خود گرفتی
تو این شاخه نحیف را پروراندی
تمام کوله بار درد و خاطرات مشقت آمیز زندگی
!را بر زمین بُگذار
!و تنها خاطرات شاد و دلگرم کننده را با خود ببر
-چی شده؟ -حالت خوبه؟
!بکش کنار
سانگ هون
زده به سرت؟
داری میگی اون دست سانگ هونه؟
...حلقه
کلی حلقه شبیه این اون بیرون هست
چطور میتونی فقط به خاطر یه حلقه گند بزنی به مراسم؟
درسته، سو هی
مطمئنم تو اشتباه میکنی
!اون نمیتونه دست پسر من باشه
نتیجه اومد؟
بله
به نظرم این دست جناب جونگ سانگ هونه
!محاله
مامان
اون واقعاً دست پسر منه؟
دکتر، شما مطمئنید آزمایش رو درست انجام دادید؟
شما مطمئنید؟
من مطمئنم یه جایی تو آزمایش اشتباه شده
دکتر، آزمایش رو دوباره انجام بدید
دوباره درست و حسابی انجامش بدید
-قربان، لطفاً با من بیاید -نه
مشکلی باهاش نخواهد داشت؟
خیلی وحشتناکه
خانم کیم سو هی
بهم بگید
بله
به مقطع برش نگاه کنید از یک تبر یا چاقوی سلّاخی استفاده شده
اینکه سطحش صاف نیست
یعنی توسط یه آدم ناشی انجام شده
و این مهمترین قسمت قضیه است
من زمان قطع عضو رو تخمین میزنم
دست متلاشی نشده
اگر به گسترش عروق خونی روی دست نگاه کنید، می بینید
احتمالاً همین یکی دو روز بوده
و اگر به لخته های خونی کوچک روی دست دقت کنید
تصور میکنم این کار زمانی انجام شده که اون زنده بوده
سانگ هون من زنده است؟
گفتید ممکنه زنده باشه، درسته؟
باورم نمیشه تو سونگجو ام
شما احیاناً بازپرس مسئول این پرونده هستید؟
-آیا این به پرونده نماینده کیم ارتباط داره؟ -آیا اون دست جونگ سانگ هونه؟
-ممکنه زنده باشه؟ -بهتون خبر میدیم
-برگردید عقب -این یک پرونده قتله؟
بعد از ظهر امروز در مراسم یادبود نماینده کیم سونگ چول
دست قطع شده آقای جونگ سانگ هون در وسط میدان پیدا شد
با توجه به مکان حادثه و اقامت قربانی در سونگجو
ما ستاد تحقیقات رو در آخرین لحظه در اینجا مستقر کردیم
صد البته واحد تحقیقات منطقه ای سئول مسئول پرونده خواهد بود
اما از افسران پلیس حاضر در اینجا نیز تقاضای همکاری دارم
ما قبل از اینکه به اینجا بیاییم
بر روی پرونده تصادف نماینده کیم کار میکردیم
با توجه به اضطراری تر بودن ماهیت پرونده اخیر
-...سایر افسران نیز باید -باید جفتشو با هم انجام بدیم
-چی؟ -...باید بر روی هر دو پرونده قتل
همزمان کار کنیم
یکی از اونها فوت و دیگری در همان روز ناپدید شده
و دست فرد مفقود شده در محلِ
مراسم یادبود فرد فوت شده، یافت شده
حتی اگه خودتونم بُکشید، بازم نمیتونیم این پرونده ها رو از هم جدا کنیم
بله، پیشنهاد ایشون رو هم در نظر میگیرم
آیگو
هی! تو میخوای منو جلوی همه پاسگاه سکه یه پولم کنی؟
-خورد تو ذوقت؟ -سینه گاو
چی؟
واسه خاطر این باید واست گوشت هم بخرم؟
!عوضیِ رو مخ
میتونم این دوچرخه رو برونم؟
این تنها صندلی اینجاست؟
این پسره جونگ سانگ هونُ پیدا نکردم
!باباش صاحب جی-کیوئه! جی-کیو
تک پسر رئیس جونگ یونگ مون
پدرش به شدت با واگذاری شرکت به پسرش مخالفت میکرد
اونم بیخیالش شد و رفت خارج زندگی کرد
شنیدم رفته بوده آلمان عکاسی یا همچین چیزی بخونه
!وای! چه آدم خود ساخته ای
و چهار ماه پیش بی خبر برگشته به کُره
و رئیس جدید تجارت شده
چی باعث شده نظرش عوض شه؟
نمیدونم چی باعثش شده، اما از همون زمان بوده که تغییر کرده
بعد اینکه رئیس شده، رو در روی پدر زنش وایستاده
و از زنش هم جدا شده
زنش چه جوریه؟
هیچ مورد مشکوکی درباره اش نیست؟
دارید چیکار میکنید؟
پس محلش رو پیدا کردید
شنیدم پرس و جو کردید محل سانحه کجا بوده
اگه بخوام راستش رو به شما بگم، فکر میکردم
جناب جونگ سانگ هون مجرمه
اما الان همه چیز نامفهوم شده
من تنها کسی نیستم که به جناب جونگ سانگ هون مظنونه، اینطور نیست؟
شما میدونید
چه کسی به این دو نفر صدمه زده؟
-من از کجا باید بدونم؟ -!خانم کیم سو هی، شما بودید
آخرین کسی که جناب جونگ سانگ هون رو دیده
شما به من گفتید که شوهرتون به یک سفر کاری رفته ولی اون روز شما شوهرتون رو تعقیب کردید
اون روز وقتی دیدینش
چیکار کردید؟
باید حکم بگیرم و ازتون بازجویی کنم؟
در اونصورت بهم میگید؟
این یک مساله خصوصیه
بله؟
پدرتون از دنیا رفته
!و نمیدونیم شوهرتون زنده است یا مُرده
مساله خصوصی؟
واقعاً دلتون نمیخواد شوهرتون رو پیدا کنید؟
شما فکر کردید این مسخره بازیه؟
دنبالش کردم
تا برگه های طلاقُ بهش بدم تا بتونم ازش طلاق بگیرم
بعد اینکه برگه ها رو بهش دادم، برگشتم خیالتون راحت شد؟
رئیس
رئیس
چیه؟
-چیه؟ -یه نگاه به این بندازین
این چیه؟
!نگهش دار! نگهش دار
شماره پلاک اون موتوریه رو برام دربیار
بله
زوم کن رو شماره پلاکش
!عوضیو ببین
تو میدونی منظورم چی بود؟
آیگو! سلام عرض شد
فقط یه سوال از خدمتتون داشتم
یه بسته دارم که میخوام فوری فوتی برسه
کی این موتورُ میرونه؟
چطور مگه؟
شنیدم این یکی از همه سریعتره
هِی چونگ شیک! یکی داره دنبالت میگرده
هر کی میتونه بسته رو برسونه
این چیه؟
بزار یه سوالی ازت بپرسم
تو اون جعبه ی توی فیلمُ رسوندی؟
-!هِی -!عوضی
آجومونی اینو ازت قرض میگیرم، عجله دارم
-تو کی هستی؟ -عجله دارم
!هی مرتیکه ناجنس
!بکش کنار! بکش کنار
!تو یکی
!واقعاً خبر نداشتم چی توشه
پس واسه چی فلنگو پیچوندی؟
چون قیافتون ترسناک بود من نکردم، جدی میگم
حدس میزنم تو اخبار دیده چی توشه
خوف کرده نکنه یهو متهمش کنن
اما یه حرفی زد که عجیب بود
یه تماس دریافت کرده و رفته که اونو بگیره
وسط ناکجا آباد بوده و کسی اونجا نبوده
اون فقط پول و بسته توی فریزرُ پیدا کرده
کسی که زنگ زده مرد بوده
اما تلفنه تقلبی بوده و خاموش شده
این دیگه چیه؟
احساس بدی راجه به این قضیه دارم
-سونبه -چیه؟
-آه، همونجا وایستا -چیه؟
قبل اینکه بیای تو یه کاور کفش بپوش
!آیگو! واقعاً که
!تو هم قوانینُ خیلی جدی گرفتیا
چرا اون روز بدون اینکه کلامی به من بگی، زدی ماشینُ اسقاط کردی؟
!اوهو! واقعاً که! داری حرف عهد بوقُ میزنی
چیزی پیدا کردی؟
آهان
هیچ اثری از ورود اجباری نیست فیلمهای دوربین های مدار بسته و اثر انگشت ها رو بررسی کردم
هیچ چیز عجیبی وجود نداره به اختیار خودش رفته
فکر میکردم عکاسی خونده
درس مَرس نمیخونده؟ این عکس چرا این شکلیه؟
!چیه؟ خوشگله که
-اون میز تحریر رو چک کردید؟ -نه هنوز
وای
!فک کنم می ارزیده به زنش خیانت کنه، دختره رو ببین
زنشه
از یه زاویه دیگه که نگاش میکنم میفهمم چرا ازش خسته شده
-درسته؟ -بله، یه کم
اون چیه؟
آب گوجه فرنگی ها رو با مخلوط کن کشیدم
...به جای قهوه این آبمیوه رو بخور...سو هی
-سو هی که زنشه -درسته
!هِی! اینا که با هم خوشبخت بودن
-فکر میکردم معشوقه ای داشته -منم همین فکرُ میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.