천년여우 여우비
نخستین 200 خط.
در زمان هاي خيلي دور، روباه هايي با نه دم که گوميهو ناميده ميشدند
.درعميق ترين قسمت کوهستان زندگي مي کردند
اين حيوانات قدرت داشتند تا به حيوانات ديگر
.يا انسان ها تغيير شکل بدهند
و بعضي از اونها درواقع با گرفتن روح انساني تبديل به انسان مي شدند
مردم از اين حيوانات مي ترسيدند .و شروع به شکار اون ها کردند
روباه ها به قلمروشان دورترين قسمت .کوهستان رفتند، و پس از اون هرگز ديده نشدند
يک روز بيگانه ها روي زمين سقوط کردند و يک گوميهوي کوچولو رو پيدا کردند .که در کوهستان رها شده بود
.اينجا جايي که داستان شروع ميشه
يوبي، روباه پنج دم
يک قرن بعد
.از اين شوخي ها متنفرم، خيلي بچه گونست
.پارک آموزشي بايد راه هاي بهتري داشته باشه
.واقعا. چه شوخي بيمزه اي
.خانه ارواح توي پارک، واقعا که خيلي شبح وار بود
اون چي بود؟
!اين شوخي ديگه خيلي زياده روي بود
.مي دوني، من اصلا نترسيدم .احمقانست اصلا هم جالب نيست
اوه، نه! اون کجا رفت؟
.زودباش، اون رو پس بده
.هي، اون رو بده من، اون مال منه
.پسر خوبي باش
!نه
.ببينيد، اونجا چيزي نيست که ازش بترسيد
پس ارادتون کجاست، اونجا يه راهه، فهميدين؟
.گروه بعدي
با اون مسير ، آقا، چطور اون کار رو کردين؟
چه کاري؟
...اونا اون بالا پرواز مي کردن .اوف، خيلي شبح وار بود
پرواز مي کردن؟ چيا پرواز مي کردن؟
.مترسک ها
مترسک ها؟
کمپ پاييزي براي بچه هاي ناسازگار سرپرست: کانک هان مو مدرسه ابتدايي مرد منقاري
يک ، دو ، سه
چهار، پنج، شش .هفت، هشت، نه
!ده
هي، جو-هي کجاست؟
.اون گفت مريضه
...مريض؟ باز داره ادا در مياره
دوباره خرست رو آوردي؟
.نمي توني ورزش کني وقتي اون رو نگه داشتي .بدش من
.زودباش
.اين تو رو ضعيف نشون ميده
من يه مدت اين رو نگه ميدارم، فهميدي؟
.يه روز، ميفهمي .همه کارهايي که مي کنم براي خودتونه
.ديشب خيلي جالب بود
چطور آدم ها مي تونند انقدر گنگ باشند؟
تمام صبح رو کجا بودي؟
تمام صبح؟
.يه جايي
- .بيا ، يه کم صبحانه بخور - .نمي خوام
- اون چشه؟ - -چشه؟
صبحانه نمي خواي؟ ...من که خيلي گرسنمه
- چطوري اون ميخ ها رو مي خوره؟ - ميخ مي خوره؟
.من شنيدم بعضي از آدم هام ميخ مي خورن
.من شنيدم بعضي هاشون عين پشه زندگي مي کنن
پشه؟
- ...آدم ها - ...آدم ها
چرا اون ها بايد بدذات باشن؟
اون خوب خواهد بود، وقتي که ما به خونمون برگرديم؟
...نمي دونم
موضوع چيه؟
.مزش وحشتناکه
آره، بيشتر از اين نمي تونم براي برگشتن .به خونه صبر کنم
دونه ها تو سياره خودمون خيلي خوشمزه بودن، نه؟
،مشکلي نيست. امشب تست پرواز داريم
.تو يه چشم به هم زدن تو راه خونه ايم
اون چشه؟
- .بايد خل شده باشه - واقعا؟
.من دلم براش مي سوزه
.نه، شايد اون داره به بلوغ ميرسه
- .داره به بلوغ ميرسه - واقعا؟
البته، از اونجايي که روباه هاي نه دم .معمولا هزار سال عمر مي کنند
.هزار سال عمر مي کنند
- ....اون الان صد سالشه، پس - .صد سال به مقياس آدم ها
.دور و بر زمانيه که يه انسان به بلوغ مي رسه
.بلوغ
در طول بلوغ چه اتفاقي ميافته؟
.اونا شروع به تغيير مي کنند
!تغيير
چه جور تغييري؟
.اونها حالت تدافعي، مبارزه اي پيدا مي کنند و فرياد مي زنن
- روي صورتشون جوش ميزنه - ...جوش
- ...شروع مي کنن به انتخاب کردن پسرا - ...انتخاب کردن
.و زمانشون رو با به آيينه نگاه کردن مي گذرونن
.به نظر خيلي وحشتناک مياد
هيچ علاجي نداره؟
.هيچي، تا اونجا که من مي دونم
.تنها راهش خود درمانيه
!خفه شين
!من اونجوري نيستم
!فکر کنم کاپيتان راست ميگه
...امروز يه دختر رو ديدم
،داشت خودش رو تو آيينه نگاه مي کرد
.الکي مي خنديد، به نظر خيلي احمق ميومد
- .به خاطر اينه که فراموش ميکنند - چي رو؟
آدم ها خاطراتشون رو فراموش ميکنند .با گذشت زمان
به خاطر همينه که سعي مي کنند تا .مي تونند تو آيينه نگاه کنند
.واقعا؟ اين احمقانست انقدر خنگند؟
.اونا اين طوري زندگي ميکنند
بعضي وقت ها چيزهايي هست که .ترجيح مي دي فراموش کني
...هووم مي بينم
بپرين و دستتون رو تکون بدين، يه .دايره بزرگ درست کنيد
!يک، دو! يک، دو
!اين درسته
يه نفس عميق بکشيد
مي خوام اينجا يه زمين بازي درست کنم .بعد از اينکه همه شما رفتين
.يه تاب و يه سرسره اون جا نصب مي کنم
و بعد درسته! بايد يه استخر شنا !اون پايين بزنم، هورا
سيارتون چطوريه؟
.اممم، اونجا همه چيز زندست
.خود سياره يه موجود زنده عظيم
يعني حتي زمين هم زندست؟
البته. اون حرف ميزنه، و .بعضي وقت ها شب ها آواز مي خونه
!خب
- !آماده براي پرواز - !آماده براي پرواز
- Charging! - Charging!
- Charged! - Charged!
Charged!
Charrrrged!
!آتش
!اوه، درخشندست
!بالاخره تو راه خونه ايم
!هــــــــــــــــــورا
!چي شده؟ صبر کنين! صبر کنين
!يه مشکلي تو کوهستان هست
!واقعا از اينجا متنفرم
...ده سال طول کشيد تا سفينه مون رو کامل کنيم
!و حالا ببين چي کار کردي !همه چيز رو خراب کردي
!همه چيز رو خراب کردي
يعني ديگه نمي تونيم بريم خونه؟
!خبيث! واقعا که عجب خراب کاري هستي
.من دلم براي مامان تنگ شده
!واقعا ازت متنفرم
...تقصير من نبود، منم سعي کردم
.بهانه، بهانه
!ديگه نمي خوام ببينمت. از جلوي چشمم دور شو
وحشتناک ترين اشتباهم اين بود که .تو رو به اين سفر فضايي آوردم
عجب سردردي
!پست
- کجا ميري؟ - کجا ميري؟
.شما گفتين ... گورم رو گم کنم
به چي نگاه مي کني؟
!مواظب باش
.اين درياچه مسير رفتن به کاناوا ست
- کاناوا؟ - .بله. اونجا جاييکه روح آرام مي گيره
وقتي که ماه کامل به درياچه مي تابه .دروازه باز ميشه
بعد روح ها به شکل پرنده .به کاناوا ميرند
اونها اونجا مي مونند تا دوباره زندگي .مجدد پيدا کنند
.اون خرس چند روز پيش بچه اش رو از دست داده
.منتظر بود تا روحش به درياچه بياد
!اوه، حيووني
به نظرت منم روح دارم؟
....البته تمام مخلوقات رو ح دارند
.و روح تو خيلي خاصه
.واقعا؟ مي دونستم
.من خيلي خاصم
البته، تو با روح روبه بدنيا اومدي .اما مي توني انسان باشي
- انسان؟ - .بله
اما... چطور ممکنه؟
- .تو بايد يه روح بدزدي - يه روح؟
...بله، وقتي روح انسان به رنگ آبي مي درخشه
!...روح آبي
من نمي خوام انسان باشم .اونها خنگ و احمقند
.شايد ما با اون خيلي خشن بوديم
.اين بهانه خوبي براي فرار کردن نيست
.براي فرار کردن
تو يه يويو کوچيک با صورت دراز نديدي؟
...قدش انقدر ...موهاش انقدر
.صورت خاکي مثل اين نديدي؟
Golly... .اون داره من رو ديوونه مي کنه
اون چي ميگه؟
.ميگه اون رفته پايين سمت روستا
ممکنه آخرش بره باغ وحش .اگه کسي اون رو بگيره
.به هر حال هرچي باشه ما يه خانواده ايم
!درسته! ما يه خانواده ايم
شماها چتونه؟
.من تنها کسي نبودم که اون رو فراري دادم
کاپيتان ها بايد طرف ضعيف تر رو بگيرن، مگه نه؟
.تو اول شروع کردي بهش گفتي که ازش متنفري
!هي
!تمومش کنيد
اگه تو دردسر افتاده باشه چي؟
!دنبال من بياين
!هي، وايستا
!يو، بگيرش
!هي، نزار در بره
!جانگ-ووک، راهش رو ببند
جي، اين چيه؟
.پاشو، بشين
.پاشو، بشين .پاشو، بشين
پاشو، بشين، پاشو
!اين بهوش تر از اونيه که به نظر مياد
.من فکر مي کنم يکي اون رو رهاش کرده تو خيابون
.بله، مطمئنا همين طوره نگاه کنين، درسته؟
اينجا گفته اون يه موشه که اسم .علميش هايدروچيريوس هست
...با اين وجود به نظر فرق داره
چي ميگي؟ .دقيقا مثل همند
نه، نيستن، ببين؟ .اينا بزرگن، اين کوچيکه
...خب، شايدم نيست
No comments yet. Be the first to leave one.